Informace o verzi

Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou - 06 [AioFilm org]
Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou 06
Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou 06
Jidou-Hanbaiki-ni-Umarekawatta-Ore-wa-Meikyuu-wo-Samayou-06
Komentář od AioFilm
🔷 Mahdi آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-08-18
Stažení: 17
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 192 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

مدت ها پیش، به یه روستای کوچیک توسط هیولاها حمله شد و کاملا نابود شد

‫من ولامیس جزو اون تعداد کم بازمانده ها بودیم

‫جفتمون پدر و مادرمون رو از دست دادیم

لامیس اونموقع هم قدرتشو داشت

ولی اونقدر ترسیده بود که هیچ کاری از دستش برنیومد و از اون موقع تا حالا حسرتشو میخوره

نمیدونستم لامیس همچین اتفاق دردناکی رو تجربه کرده

بهار که برسه، شکارچی ها دوباره شروع به کار می‌کنن

‫دفعه بعد، از لامیس محافظت می‌کنم

سلام

هوا سرده ها

باید یه شال گردن دیگه هم مینداختم

این یکی که رنگش خیلی جلفه

‫قرمز رنگ شانس منه!

سلام

‫اودن

‫مثل همیشه داغ و خوشمزه!

تو هم که فقط چیزای پخته شده میخری

خب که چی؟

‫من عاشق این چیزام!

بعدا می‌بینمت، باکسو

دمت گرم

خیلی مچکرم

تولدی دوباره به عنوان یک ماشین فروش خودکار می‌زنم پرسه هزارتو تو حالا

Mahdi :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

‫ماشین فروش خودکار جنگجو

‫میدونی

‫‫کاش میتونستی صورت هاشونو ببینی وقتی که—

‫ممنونم!

‫‫چه تصادفی!

‫‫همین الان داشتم میومدم سمت مغازه‌ت !

‫جدی؟

‫‫منم می‌خواستم بیام اونجا

‫‫‫شال گردنت خیلی خوش رنگه...

‫‫آره، رنگ قرمز رو دوست دارم...

‫چرا تو بردن وسایلاش کمکش نکنیم؟

‫راست میگی

‫اگه خودت مایلی

‫ممنونم!

‫دوباره من اینجام، امروز لباسم همون رنگیه که تو دوست داری

‫با این حال زل زدن بهت وقتی که داری ازم دور میشی ‫‫تنها کاریه که می‌تونم بکنم

‫‫خیلی خب!

‫این چیه؟

‫سبزی؟

‫اشکال نداره برش دارم؟

‫سلام

‫تخم مرغ هم هست

‫کنجاک

‫‫کیک ماهی

‫‫استاک بهشتی

‫این چیه؟

‫‫استاک بهشتی

‫سوپ استاک، ساخته شده از ماهی پرنده

‫من با اینا چیکار باید بکنم؟

‫‫موهبت اودن ‫‫‫ اودن

‫داری میگی که این مواد رو باهم بپزم!

‫سلام

‫‫خیلی ممنونم!

فهمیدم! می‌تونم با این توجهشو جلب کنم

‫چی گفتی؟

‫گورث! باکسو! عشق خیلی قشنگه!

‫‫انگار هرروز همچی درخشانه !

‫‫دیروز دوباره برام غذا درست کرد ‫‫دستپختشم خیلی خوبه!

‫‫اودن

‫چیشده، باکسو؟ می‌خوای به این مناسبت مهمونمون کنی؟

‫داغه!

‫تا وقتی که داغه نوش جان کن!

‫باکسو، ما برگشتیم!

‫سلام

‫امروز هوا گرمه، یکم از اون چیزای خنک حبابی می‌خوایم

‫فردا قراره راه بیفتیم باکسو، مشکلی نیست؟

‫سلام

‫عه، فردا با دسته احمق ها از روستا خارج میشید

‫آره، گفتن که قراره بریم سراغ هیولاهای کروکودیلی

‫هیولاهای کروکودیلی؟

‫‫اونا یکی از سه گروه بزرگ هیولاهایی هستن ‫‫ که توی لایه دریاچه کلیرفلو سکونت دارن

‫‫ما تونستیم هیولاهای قورباغه ای، ‫‫ و مارهای دو سر رو شکست بدیم

‫واسه همین ظاهرا این دفعه می‌خوایم بریم ببینیم ‫‫که تعداد هیولاهای کروکودیلی زیاد نشده باشن

‫ولی فعلا خبری از کشت و کشتار نیست

‫همچین چیزی رو بررسی نکردن می‌تونه خطرناک باشه

‫یه شاه هیولای قورباغه ای و حتی یه مار دو سر بزرگ ‫‫ قبلا سرو کلشون پیدا شده

‫شاید توی این لایه یه اتفاقای عجیبی داره میفته

‫لامیس، اگه اوضاع خطری شد از اونجا فرار کن

‫حتما، اگه خطرناک باشه با باکسو از اونجا در میریم

‫باشه؟

‫سلام

‫آٰره، ترسی وجود نداره، از لامیس محافظت می‌کنم

‫دارن میان

‫‫ممنون که صبر کردید، بچه ها!

‫لامیس، باکسو، بالاخره به هم رسیدیم!

‫خیلی خوش اومدید!

‫آره!

‫‫خوشحالم که اینجام!

‫لامیس! باکسو!

‫اون بیرون مراقب باشید

‫حتما

‫خیلی خب، وقت رفتنه

‫لامیس و باکسو، شما هم می‌تونید سوار شید

‫نه، من راه میرم. تمرین خوبی هم میشه

‫پس من با کمال میل جاتو می‌گیرم

‫تو هم میای، هیولمی؟

‫بله

‫‫اگه میخواید محیط اطراف رو بررسی کنید، ‫‫ نباید یه آدم مطلع رو با خودتون ببرید؟

‫رئیس خرس منو واسه این کار استخدام کرد

‫یعنی فقط واسه اینکه مارو سوپرایز کنه ‫‫ تا الان مخفی نگهش داشت؟

‫خب، با وجود دسته احمق ها مشکل خاصی نباید پیش بیاد

‫عجب هوای خوبی

‫راستشو بخوای، من آدمی نیستم که توی یه قوطی کبریت ‫‫ تو شهر زندگی کنم

‫اگه هرازچندگاهی بیرون نزنم تلف میشم

‫سلام

‫نظرتون با یکم استراحت چیه؟

‫دارم از گرسنگی میمیرم

‫‫ممنونم!

‫خواهش میکنم

‫شاید بهتره منم یه حرکتی بزنم

‫‫می‌تونم بهشون سنگ پرت کنم

‫پرت کردن؟

‫بالاخره این زور زیادش به یه دردی خورد

‫لامیس

‫این همون نوشیدنی حبابیه

‫‫بطریش از حالت عادی محکم تره

‫نکنه می‌خواد بهت بگه که اونو پرت کنی؟

‫راست میگی!

‫یا خدا، تا کجا رفت

‫باورم نمیشه!

‫خوردن این همه خوراکی خوب اونم توی یه لشکرکشی؟

‫‫واقعا خوشحالم که اینجام!

‫‫مثل اینکه به لطف باکسو و لامیس، ‫‫دیگه نمیخواد نگران تموم شدن غذاهامون باشیم

‫این دفعه دیگه مجبور نیستیم هیولاها رو بگیریم و کبابشون کنیم!

‫ایول! خداروشکر!

‫ببخشید، الان برمی‌گردم

‫مراقب باش

‫‫میخوای دوباره بهمون یه قابلیت جدید نشون بدی؟

‫‫ ‫‫اجناس مورد نیاز در مواقع اضطراری

‫سلام

‫‫اجناس مورد نیاز در مواقع اضطراری

‫‫یه چیزی به اون طرفت اضافه شد

‫این صندلی تاشوئه؟

‫این سوراخه واسه چیه؟

‫این کیسه دقیقا اندازه سوراخ صندلیه بود!

‫فقط میمونه طرز استفاده این

‫‫یه چادر یه نفره...

‫و یه صندلی با یه سوراخ و یه کیسه...

‫این توالته؟

‫توالت؟

‫بله! یک توالت ساده، نصب شده در کنار ماشین های فروش خودکار

‫به عنوان یک سرویس مدیریت بحران!

‫فهمیدم

‫اینجوری، کسی نمیبینتت

‫و اگه وقتی که کارت تموم شد، در کیسه رو ببندی، ‫‫ بوش پخش نمیشه

‫واقعا؟

‫آره، باکسو؟

‫سلام

‫‫چه کمک بزرگی!

‫مگه نه؟

‫‫به خاطر اینه که من باکسو رو متقاعد کردم که بیاد ‫‫ و شما این راحتی هارو داشته باشید

‫زود باشید، ازم تشکر کنید

‫اینکه باکسو انقدر خوبه رو به حساب تو نمی‌نویسن

‫دیگه رسیدیم به قلمروشون ‫‫حواستون جمع باشه

‫پس تو هم باید کشیک بدی، کاپیتان

‫برو بابا

‫میخوای از این پایین با نیزه بهش سیخونک بزنیم؟

‫فکر خوبیه!

‫کاپیتان، لطفا بیا پایین

‫می‌خوایم راجع به اینکه چجوری عملیات رو پیش ببریم صحبت کنیم

‫حالا که اصرار می‌کنید

‫آکا و شیرو، شما برید منطقه رو بررسی کنید

‫خیلی خب، باشه

‫می‌خواد اون دوتا شناسایی رو انجام بدن؟

‫خیلی خب، بزن بریم

‫با این سر و وضعشون، بیشتر شبیه مجلس گرم کن ها می‌مونند

‫عین آب خوردنه

‫واسه همین هم هیچوقت نباید مردم ‫‫ رو از روی ظاهرشون قضاوت کرد

‫شاید بهتر باشه صبر کنید و خیلی سخت نگیریم

‫باکسو، چیز خوشمزه ای تو بساطت هست؟

‫من یکم چای شیرین می‌خواستم

‫سلام

‫‫ما برگشتیم!

‫همین الان!

‫باریکلا

‫یه استراحتی بکند، بعد گزارش بدید

‫بله، قربان!

‫بذار ببینم، حدود دو ساعت فاصله تو شمال شرقی اینجا بود، آکا؟

‫درسته، شیرو

‫یه باتلاق کوچیک هست، با حدودا سی تا هیولا که توش میپلکن

‫سی تا؟ واسه یه گروه عادی چقدر میشه؟

‫اونا از ده تا حداکثر پنجاه تا دسته بندی میشن

‫سی تا یعنی یه گروه متوسط

‫قدشون چقدر بود؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left