Prvních 192 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
مدت ها پیش، به یه روستای کوچیک توسط هیولاها حمله شد و کاملا نابود شد
من ولامیس جزو اون تعداد کم بازمانده ها بودیم
جفتمون پدر و مادرمون رو از دست دادیم
لامیس اونموقع هم قدرتشو داشت
ولی اونقدر ترسیده بود که هیچ کاری از دستش برنیومد و از اون موقع تا حالا حسرتشو میخوره
نمیدونستم لامیس همچین اتفاق دردناکی رو تجربه کرده
بهار که برسه، شکارچی ها دوباره شروع به کار میکنن
دفعه بعد، از لامیس محافظت میکنم
سلام
هوا سرده ها
باید یه شال گردن دیگه هم مینداختم
این یکی که رنگش خیلی جلفه
قرمز رنگ شانس منه!
سلام
اودن
مثل همیشه داغ و خوشمزه!
تو هم که فقط چیزای پخته شده میخری
خب که چی؟
من عاشق این چیزام!
بعدا میبینمت، باکسو
دمت گرم
خیلی مچکرم
تولدی دوباره به عنوان یک ماشین فروش خودکار میزنم پرسه هزارتو تو حالا
Mahdi :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
ماشین فروش خودکار جنگجو
میدونی
کاش میتونستی صورت هاشونو ببینی وقتی که—
ممنونم!
چه تصادفی!
همین الان داشتم میومدم سمت مغازهت !
جدی؟
منم میخواستم بیام اونجا
شال گردنت خیلی خوش رنگه...
آره، رنگ قرمز رو دوست دارم...
چرا تو بردن وسایلاش کمکش نکنیم؟
راست میگی
اگه خودت مایلی
ممنونم!
دوباره من اینجام، امروز لباسم همون رنگیه که تو دوست داری
با این حال زل زدن بهت وقتی که داری ازم دور میشی تنها کاریه که میتونم بکنم
خیلی خب!
این چیه؟
سبزی؟
اشکال نداره برش دارم؟
سلام
تخم مرغ هم هست
کنجاک
کیک ماهی
استاک بهشتی
این چیه؟
استاک بهشتی
سوپ استاک، ساخته شده از ماهی پرنده
من با اینا چیکار باید بکنم؟
موهبت اودن اودن
داری میگی که این مواد رو باهم بپزم!
سلام
خیلی ممنونم!
فهمیدم! میتونم با این توجهشو جلب کنم
چی گفتی؟
گورث! باکسو! عشق خیلی قشنگه!
انگار هرروز همچی درخشانه !
دیروز دوباره برام غذا درست کرد دستپختشم خیلی خوبه!
اودن
چیشده، باکسو؟ میخوای به این مناسبت مهمونمون کنی؟
داغه!
تا وقتی که داغه نوش جان کن!
باکسو، ما برگشتیم!
سلام
امروز هوا گرمه، یکم از اون چیزای خنک حبابی میخوایم
فردا قراره راه بیفتیم باکسو، مشکلی نیست؟
سلام
عه، فردا با دسته احمق ها از روستا خارج میشید
آره، گفتن که قراره بریم سراغ هیولاهای کروکودیلی
هیولاهای کروکودیلی؟
اونا یکی از سه گروه بزرگ هیولاهایی هستن که توی لایه دریاچه کلیرفلو سکونت دارن
ما تونستیم هیولاهای قورباغه ای، و مارهای دو سر رو شکست بدیم
واسه همین ظاهرا این دفعه میخوایم بریم ببینیم که تعداد هیولاهای کروکودیلی زیاد نشده باشن
ولی فعلا خبری از کشت و کشتار نیست
همچین چیزی رو بررسی نکردن میتونه خطرناک باشه
یه شاه هیولای قورباغه ای و حتی یه مار دو سر بزرگ قبلا سرو کلشون پیدا شده
شاید توی این لایه یه اتفاقای عجیبی داره میفته
لامیس، اگه اوضاع خطری شد از اونجا فرار کن
حتما، اگه خطرناک باشه با باکسو از اونجا در میریم
باشه؟
سلام
آٰره، ترسی وجود نداره، از لامیس محافظت میکنم
دارن میان
ممنون که صبر کردید، بچه ها!
لامیس، باکسو، بالاخره به هم رسیدیم!
خیلی خوش اومدید!
آره!
خوشحالم که اینجام!
لامیس! باکسو!
اون بیرون مراقب باشید
حتما
خیلی خب، وقت رفتنه
لامیس و باکسو، شما هم میتونید سوار شید
نه، من راه میرم. تمرین خوبی هم میشه
پس من با کمال میل جاتو میگیرم
تو هم میای، هیولمی؟
بله
اگه میخواید محیط اطراف رو بررسی کنید، نباید یه آدم مطلع رو با خودتون ببرید؟
رئیس خرس منو واسه این کار استخدام کرد
یعنی فقط واسه اینکه مارو سوپرایز کنه تا الان مخفی نگهش داشت؟
خب، با وجود دسته احمق ها مشکل خاصی نباید پیش بیاد
عجب هوای خوبی
راستشو بخوای، من آدمی نیستم که توی یه قوطی کبریت تو شهر زندگی کنم
اگه هرازچندگاهی بیرون نزنم تلف میشم
سلام
نظرتون با یکم استراحت چیه؟
دارم از گرسنگی میمیرم
ممنونم!
خواهش میکنم
شاید بهتره منم یه حرکتی بزنم
میتونم بهشون سنگ پرت کنم
پرت کردن؟
بالاخره این زور زیادش به یه دردی خورد
لامیس
این همون نوشیدنی حبابیه
بطریش از حالت عادی محکم تره
نکنه میخواد بهت بگه که اونو پرت کنی؟
راست میگی!
یا خدا، تا کجا رفت
باورم نمیشه!
خوردن این همه خوراکی خوب اونم توی یه لشکرکشی؟
واقعا خوشحالم که اینجام!
مثل اینکه به لطف باکسو و لامیس، دیگه نمیخواد نگران تموم شدن غذاهامون باشیم
این دفعه دیگه مجبور نیستیم هیولاها رو بگیریم و کبابشون کنیم!
ایول! خداروشکر!
ببخشید، الان برمیگردم
مراقب باش
میخوای دوباره بهمون یه قابلیت جدید نشون بدی؟
اجناس مورد نیاز در مواقع اضطراری
سلام
اجناس مورد نیاز در مواقع اضطراری
یه چیزی به اون طرفت اضافه شد
این صندلی تاشوئه؟
این سوراخه واسه چیه؟
این کیسه دقیقا اندازه سوراخ صندلیه بود!
فقط میمونه طرز استفاده این
یه چادر یه نفره...
و یه صندلی با یه سوراخ و یه کیسه...
این توالته؟
توالت؟
بله! یک توالت ساده، نصب شده در کنار ماشین های فروش خودکار
به عنوان یک سرویس مدیریت بحران!
فهمیدم
اینجوری، کسی نمیبینتت
و اگه وقتی که کارت تموم شد، در کیسه رو ببندی، بوش پخش نمیشه
واقعا؟
آره، باکسو؟
سلام
چه کمک بزرگی!
مگه نه؟
به خاطر اینه که من باکسو رو متقاعد کردم که بیاد و شما این راحتی هارو داشته باشید
زود باشید، ازم تشکر کنید
اینکه باکسو انقدر خوبه رو به حساب تو نمینویسن
دیگه رسیدیم به قلمروشون حواستون جمع باشه
پس تو هم باید کشیک بدی، کاپیتان
برو بابا
میخوای از این پایین با نیزه بهش سیخونک بزنیم؟
فکر خوبیه!
کاپیتان، لطفا بیا پایین
میخوایم راجع به اینکه چجوری عملیات رو پیش ببریم صحبت کنیم
حالا که اصرار میکنید
آکا و شیرو، شما برید منطقه رو بررسی کنید
خیلی خب، باشه
میخواد اون دوتا شناسایی رو انجام بدن؟
خیلی خب، بزن بریم
با این سر و وضعشون، بیشتر شبیه مجلس گرم کن ها میمونند
عین آب خوردنه
واسه همین هم هیچوقت نباید مردم رو از روی ظاهرشون قضاوت کرد
شاید بهتر باشه صبر کنید و خیلی سخت نگیریم
باکسو، چیز خوشمزه ای تو بساطت هست؟
من یکم چای شیرین میخواستم
سلام
ما برگشتیم!
همین الان!
باریکلا
یه استراحتی بکند، بعد گزارش بدید
بله، قربان!
بذار ببینم، حدود دو ساعت فاصله تو شمال شرقی اینجا بود، آکا؟
درسته، شیرو
یه باتلاق کوچیک هست، با حدودا سی تا هیولا که توش میپلکن
سی تا؟ واسه یه گروه عادی چقدر میشه؟
اونا از ده تا حداکثر پنجاه تا دسته بندی میشن
سی تا یعنی یه گروه متوسط
قدشون چقدر بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.