Prvních 200 řádků.
مارگاریتا با یخ، هان؟ چی؟
...انتخاب خیلی خوبیه
لیست شرابمون رو دیدی؟
وای خدا، چه اتفاقی برای این بطریها افتاده؟
دنی
باهاش حرف میزنم، رفیق
خیلی ممنون که جای بقیه رو پُر میکنی، رفیق
باورم نمیشه دوباره یادم رفت برنامه رو بنویسم
همهش تقصیر مامانمه. خیلی خودخواهه
باید به اون ماهعسل مسخرهش میرفت
کی قراره سفارش این میزها رو بگیره؟
سلام - رایلی، سلام -
به موقع اومدی؟ - دنی آمادهی رفتنه؟ -
آره، به محض اینکه آماده کردن این سفارش رو تموم کنه، آمادهست
کدوم سفارش؟
سلام، ممنون که منتظر موندین. این رایلیــه
امروز پیشخدمت شماست
مجبورشون کن پیش غذا هم بخرن
میدونی چیه، بن؟ بن، خودت اینکارو بکن
خیلیخب؟ توی امتحان وکالت قبول شدم تا مجبور نباشم تو بار کار کنم که هم به معنای امتحان وکالت bar بازی با کلمهی] [و هم به معنای مشروب فروشیــه
بیخیال رفیق، باید خودتو جمعوجور کنی
منظورم اینه، تاکر داره مشروب میکس میکنه؟
بعدش قراره چه اتفاقی بیافته؟ قراره اِما غذا سُرخ کنه؟
شوخیت گرفته؟ اون بهترین پیشخدمت اینجاست
ترجمه از مــهرداد .:: Mehrdadss ::.
وای پسر، پیدا کردن یه مدیر جدید برای بار از اون چیزی که فکر میکردم سختتره
هیچکس همراه رزومهش عکس نفرستاده
از کجا باید بفهمم دختره جذابه یا نه؟
و تو چرا داری تمام غذاهای خونه رو میخوری؟
مگه همین الان خونهی رایلی غذا نخوردی؟
مشکل همینه. اون آشپز مزخرفیه
میدونم
برات یکی از اون پیراشکیهاش رو درست کرده؟
آره. نمیدونستم یه غذا در آنِ واحد
هم میتونه بیش از حد و هم کمتر از حد
پخته شده باشه
ولی نمیخوام ناراحتش کنم
پس هر چیزی که میذاره جلوم رو
یا میاندازمش اینور اونور، یا قایمش میکنم یا میاندازمش تو سیفون دستشویی
تَق، تَق. سلام عزیزم
...سلام عزیزم
حالا که همهی غذاها رو آوردیم بیرون
بالاخره میتونیم یخچال رو تمیز کنیم
تمیزش کن بن
ساک ورزشیت رو یادت رفت
و یه پیراشکی توش پیدا کردم
آهان آراه، انقدر که خوشمزهان
میخواستم یه دونه برای بعد تمرین نگه دارم
وقتی یه مدتی توی یه کمدِ
گرم و داغ باشن مزهشون بهتر هم میشه
!بیخیال بابا
همین الان یه رزومه از سَم سَفی بدستم رسید
فکر کنم واقعاً خودشه
وایسا، وایسا، وایسا، سامانتا سفی همونی که با هم همدبیرستانی بودیم؟
فوقالعاده بود
وای خدا، ازش متنفر بودم
واقعاً؟ من فکر میکردم دختر خوبیه
میدونی، الان که بهش فکر میکنم
خیلی باهاش حال نمیکنم
آره خب، من که عاشقش بودم
سه سال توی کلاس پشت سرش میشِستم
بوی ماتیک گیلاس و کرم ضد جوش هنوزم از خود بیخودم میکنه
اون حتی نمیدونست تو وجود داری
قراره بفهمه
وایسا ببینم، تو که واقعاً نمیخوای بهش بگی
واسه مصاحبه بیاد که، مگهنه؟
البته که میخوام بگم
این از اون لحظههاییه که
تمام زندگیت بهش فکر میکنی و خوابشو میبینی
یه کاری میکنم که فکر کنه کار مال اونه
و بعدش ازش دورش میکنم
اونجوری میفهمه من هر روز زندگیم چه حالی داشتم
و این دوستان من، میشه "بنتقام" نهایی
!ها ها
چطور تا حالا از این کلمه استفاده نکرده بودم؟
..."بنتقام" فوقالعادهست
این همون لحظاتیه که واقعاً احساس میکنم خطر از بیخ گوشم گذشته
سلام - سلام رایلز -
تازه از ماهعسلم برگشتم
میخوای خطهای برنزه شدن پوستم رو ببینی؟
سوال انحرافی بود. پوستم اصلاً برنزه نشده
آره، آره اون کارت پستالی که فرستادی متوجه شدم
هرچند که ادارهی پُست تمام قسمتهای لختش رو مخدوش کرده بود
بنظر میرسه ماهعسلتون رویایی بوده که به حقیقت پیوسته
آره. یه جورایی
طلاق میخوام
چی؟
!شما که تازه ازدواج کردین
تو و بِرَد خیلی خوشحال و خوشبخت بنظر میرسیدین
خب، البته که برد خوشحال بود
!با من بود
ولی میدونی، بعدش وقتی داشتیم با هواپیما به خونه برمیگشتین
متوجه یه موضوع وحشتناک شدم
داشت باهام میومد خونه
صبحانه خوردم، بودش
ناهار خوردم، بازم بودش
شام، توی تختم، ادرار ساعت 2 شبم
!بودش، بودش، بودش
و کاملاً داره خفهم میکنه
یا... داره بهت عشق میورزه؟
هنوز هیچی نشده امروز صبح 10 تا اساماس برام فرستاده
درحالیکه تازه همین دیشب دیدمش
خانم پرین، فردی به نام برد واکر اومده شما رو ببینه
!وای خدا، برد؟ برد برد اینجا چیکار میکنه؟
کی میدونه؟
احتمالاً یه جی.پی.اس توی سوتینـم کار گذاشته
باشه، خیلیخب. اینکارو میکنی
ببین در چه حالیه و ببین
اگه ترکش کنم نابود میشه یا نه
دارم کیُ سر کار میذارم، البته که نابود میشه
چرا باید همچین کاری بکنم؟
دو تا پسر بهت دادم. بهم مدیونی
هی، سم هر لحظه ممکنه برسه
قراره فوقالعاده باشه. حتی قرار نیست بشناسمش
میاد میگه، "وای خدا، بن ویلر، تویی"؟
و بعدش من میگم، "ببخشید، همدیگرو میشناسیم"؟
"و بعدش اون میگه، "منم سم سفی، با هم همکلاسی بودیم
و بعدش من میگم، " آهان چه خبرا عزیزم"؟
وای، اومدش
لعنتی، جذابتر از قبل شده
خیلیخب، تاکر، همراهی کن
...و یه چیز دیگه. اگه یه بار دیگه بفهمم داشتی زیتون میدزدیدی
اخراجی
چون من صاحب این بارم
آره، درسته. این بار مال منه
ببین، شرمنده رفیق
دیگه این اتفاق نمیافته
سلام، من سمام
برای شغل مدیریت اومدم
به گمونم شما صاحب اینجایین
دسته. سلام سم
چطوره... چطوره بریم بشینیم اونجا؟
من... من بنام
از دیدنت خوشحالم
خب، فکر میکنم رزومهم کاملاً بیانگر سابقهی کاریم باشه
بن ویلر
درسته. فهمیدم
،و همونجور که میتونی ببینی مدرک مدریت رستوران و هتل دارم
ببخشید. بذار همینجا جلوتو بگیرم
فقط من اینجورم یا قیافهی من برات آشناست؟
فکر نمیکنم
...دارم توی این صنعت فعالیت میکنم و الان چند
!منم! بن
بن ویلر. با هم همدبیرستانی بودیم؟
واقعاً؟
سه سال توی کلاس پشت سرت میشِستم
واقعاً؟
فقط یادمه یه پسر آزاردهنده که دندونهاشو ارتودنسی کرده بود پشت سرم میشِست
!وای خدا، خودتی
!برادر کوچیک دنی ولیر
حالش چطوره؟
خب، بعد از خوبی و فوقالعاده بودن ...بی حد و حصر ماهعسلم
آره برد، در اون مورد
اگه یه خبرایی داشته باشم که خیلی مسرت بخش نباشه چی؟
همینو کم داشتیم. ردش کن بیاد زندگی
یه مشت دیگه بزن تو صورت برد
مگه یه آدم توی یه روز میتونه چقدر از دست بده؟
...وای
پس میدونی؟ - !البته که میدونم -
میدونم که خیلی جوون و سرزنده بود
...و تمام دنیا در
وایسا ببینم، چطور فهمیدی برادرم مُرده؟
تَد مُرده؟ وای خدا
من... معلومه که روحمم خبر نداشت
ولی... خیلی ناراحت بنظر میرسیدی
حدس زدم
حدس زدی برادرم مُرده؟
خوراکم حدس زدنه
امروز صبح باهام تماس گرفتن
بانی از خواب بیدار شده بود و رفته بود
اونقدر مهربون بود که منو بیدار نکنه
من وصی برادرمم، واسه همینه اومدم تو رو ببینم
این واقعا... واقعاً اتفاق بدیه
باورم نمیشه
تد مُؤده
داری چیکار میکنی؟
خوراکم یادداشت کردنه
در سرتاسر دنیا در حال انجام جستوجویی روحانی
برای پیدا کردن خودش بود
...متاسفانه، اون در پائین
!درّهای تنگ توی ماچو پیچو مُرد
التماسش کردم همزمان !کایتسواری و اساماس بازی نکنه
سلام برد
!اینجایی
همین الان اساماسهات دربارهی تد رو دیدم
خیلی متاسفم
بانبان - باشه -
تو تنها کسی هستی که برام مونده
هیچوقت رهات نمیکنم
...وای
هیچوقت نگو هیچوقت
سلام عزیزم، این خریدا واسه چیه؟
میخوام برای مردم شام درست کنم
ببخشید، نمیتونم باهات شام بخورم
چرا نمیتونی؟
یه لحظه صبر کن
فهمیدم
مربی بهم رژیم داده
چون همهی غذاهات رو خوردم
چون خیلی دوستشون دارم
No comments yet. Be the first to leave one.