Prvních 200 řádků.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
!بیایید شاه دزد وزیر بازی کنیم
،آخرای تعطیلات تابستون
.میسوزو و کارول اومدن شب باهم بگذرونیم
.من شاهم
ها؟
حالا دستورت چیه؟
.تومو-چان باید ادای میسوزو رو در بیاره
!چی؟! من نمیتونم ادای میسوزو رو در بیارم
.باشه، پس خودم در میارم
!صبرکن، واسه چی؟
.تو رو تو ملاعام سلاخی میکنم
.من شاهم
!بله! میسوزو؟
.من که ترسیدم
باشه، تومو... تو جونیچیرو .دوتایی میرید مراسم آتیش بازی
ها؟
شاه
.این بار فقط شما دوتایید
:مترجمان
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
.تابستانی جشنواره شب
".شب جشنواره تابستانی"
میخوای باهم بریم آتیش بازی رو ببینیم؟
آتیش بازی؟
اون دوتا بازم قراره باهامون بیان؟
!ن-نه! این بار... فقط خودمون دوتاییم
.قراره فقط خودمون باشیم
فقط خودمون، هوم؟
.باشه. پایهتم
.ها؟! چرا مثل قبلآ ها آتیشی نشد
...معمولاً اون اینطوریه
!!!واییییی، نمیتونم واسه آتیش بازی صبر کنم
ینی باید بزاریم اوضاع همینطوری بره جلو؟
همینطوری؟
،اینطوری که تومو-چان و جون-کون پیش میرن
.اونا هیچوقت مثل بقیه نمیتونن رل بزنن
واسم سواله این چیز خوبیه ینی؟
.خفه
فقط من و تو بریم مراسم آتیش بازی، هووم؟
.خیلی خوشحالم. خیلی بیشتر از چیزی که باید باشم
!!من عاشقتم جون
.نه... منظورش اون نبود... مطمئنم
.شاید
.حس میکنم جون جدیداً عجیب غریب شده
،وقتی رفته بودیم ساحل .به نظر نمیاومد انقد درگیرش باشه
...و امروز... یعنی
خستگی تابستونه؟
.نچ
،وقتی تومو اومد پیشم که بگه عاشق جونیچیروعه
.بدون اینکه بهش فکر کنم بهش یه تیریک دادم
چرا سعی نمیکنی زنونهتر رفتار کنی؟
بعدش تومو بیشتر از چیزی که .فکرشو میکردم درگیر این ایده شد
.حتی به فعالیتها دخترونه بیشتر علاقه نشون داد
...شاید همونطور که کارول گفت اشتباه میکردم
در مورد چیزی که اون موقع باید .به عنوان بهترین دوستش بهش میگفتم
.اما الان قصد برگشتن ندارم
اگه ازش استفاده کنم، تومو و من ...میتونیم کارای بیشتری... بیشتری
ها؟
روز جشن آتیش بازی
جون قراره با تومو-چان بری مراسم رو ببینی؟
.بله
!موفق باشی
.ممنون
.همزمان هم شارژم و هم نیستم
.خوشحالم ولی مضطرب هم هستم
.میخوام بفهمم این احساس آزاردهنده چیه
.میسوزو-چان بیا بریم آتیش بازی ببینیم
.نچ
.عا بیا دیگه لطفاً. کو-چان هم میآد
سنپای هم میاد؟ اینطوری من نفر سوم نمیشم؟
.اگه به این معنیه که تنها بمونی منم نمیرم
.هوف
پیشنهادت چیه؟
شرمنده جون! خیلی منتظر موندی؟
...مامان گفت باید اینو بپوشم
.و یکم طول کشید تا اینو بپوشم
چی شده؟ حالت خوبه؟
...شرمنده، من خو
.درواقع... شایدم کاملاً خوب نباشم
احساس مریضی میکنی؟
شکار ماهی طلایی
.امسالم دوباره برگشتم. پیری
سلام جون-بو. امسال دیگه تومو-چان باهات نیومده؟
ینی میخوای بگی قیافه منو یادت رفته؟
!چیی؟! تو، تومو-چانی؟
.یه چیزی اینجا درست نیست
نمیتونم باور کنم شیطان نابود کننده غرفههای تابستونی
.بزرگ شده و تبدیل به همچین پری زیبارویی شده
.باید این لحظه تاریخی رو ثبت کنم
اوه؟ پس شما بچهها پشت سرم منو اینطوری صدا میکنید آره؟
!!هشدار به تمام فروشندگان!! اونا برگشتن
!تومو-چان و جون-بو؟
!سعی کنید بعد دیدن این سکته نکنید
در راه با خوراکی !اطاعت تومو و جون-بو اینجان
!چ-چی؟
!ای-این همون تام-بوی غیرقابل کنترله؟
!اون شبیه آیدولهاست
.من یه ظرف تیر میخوام
...آره، ولی
جایزه نفر اول
!از درون هنوز همونه
.ایکاش زودتر میگفتی بهم
!!این تکنیک مخفی منه، تریپل شات
.خیلی طبیعی دست همدیگه رو میگیرید
...آره. اگه یه ثانیه دستشو ول کنم
دیدی؟
.هرچند دیگه خیلی سریع میتونم برش گردونم
خیلی داری سخت میگیری، نه؟
.این شبیه توعه کو-چان
کدوم؟
.این یکی کو-چان
اوه... این؟
.اینم تومو-چانه
.از دستت عصبانی میشه
.میسوزو-چان
.از دستت عصبانی میشم
.هرکدوم رو میخواید بردارید
!هی بیا اینو یه تست بکن جون !این آبنباتهای دستساز محشرن
ها؟
جون کیه؟ دوست پسرته؟
!من دوست پسر ندارم
پس سینگلی نه؟
.پس بیا با ما یه دوری بزنیم
چه کوفتی بود؟
.اون دوست پسر داشت که
...امم... جون
...ممنون که کمکم کرد
.ببخشید
ها؟
.مطمئنم خودت از پسش بر میاومدی
...جون
.دوباره خودمو انداختم وسط
...این
!ینی میمیری یه بار مثل آدم تشکرمو گوش بدی؟
!چه زری میزنی خودم از پسش برمیام؟
درسته که تو دعوا کردن خوبم !ولی بازم یه سری چیزا هست که از پسش برنمیام
...ب-بخشید
!بعله، حالا... دوباره ازت تشکر میکنم
!خوب گوشاتو باز کن
.چ-چشم
.ممنون
.من واقعاً خوشحالم که اون موقع به خاطر من اونجا بودی
.ممنونم
.فکر کنم آتیش بازی دیگه الاناست شروع بشه
.یه جای خفن واسه تماشا کردنش سراغ دارم
...ب-باشه
این... چی بود؟
.امروز قطعاً یه چیزی در موردش درست نیست
ینی... دیگه شروع به توجه کردن به من کرده؟
...اگه اونه
.شاید این بار بتونم احساساتم رو واقعاً بیان کنم
.خب خریدمش
کیوت شدم؟
.بیشتر از یه آدم اضافیم الان
...این
.نمیزارم هیچ جا بری
.بزن بریم
پس دلیل اصلی دعوت کردنم این بود؟
...این پتیاره عوضی
.اگه بخوام بهش بگم باید قبل آتیش بازی بهش بگم
.الان تنها شانس منه
!جون
...گ-گوش کن
چیه؟
.حس میکنم الان جون رو درک میکنم
،اگه اتفاق بیوفته .چیزی که الان هستیم تموم میشه
الانمون تموم میشه و .یه چیز جدید شروع میشه
چیه؟
اما چیز جدید چیه؟
.اینطوری نیست که انتظار چیز خاصی رو داشته باشم
.فقط میخواستم جون رو مال خودم کنم
.الان وقتش نیست
.الان شانسی نداریم
اونا خوشگلن، نه؟
.آره
!خیلی خوش گذشت
.آره
هنوز نفهمیدم احساسی که نسبت .به تومو دارم چیه
!هی جون
!بیا بازم انجامش بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.