Prvních 200 řádků.
« تـقـدیـم بـه تـمـام مـردمـان خـوب ایـران زمـیـن »
« جـادهی هـالـو »
« ترجمه و تنظیم از « امـیـن احـمـدی
واقعا دیر وقته، آلیس
نباید این شکلی میرفتی
بابا ماشینش رو میخواد
آلیس، نمیدونم چی بگم
کجاست؟ خونه میاد؟
...آلی
اوه، تف توش
ساعت دو شده
برگشته به آپارتمان؟ - نمیدونم -
چی...خب، پس کجاست؟ مدز، ماشینم کجاست؟
.نمیدونم، فرانک فردا ماشین منو ببر
مسئله ماشین نیست، مگه نه، مدز؟
دوباره که شیفت نیستی؟
نه
فکر میکردم ایستگاه اونقدری نیرو کم داره که دیگه مرخصی نده
همینطوره - درسته -
این فقط یه لغزشه، مدز
ببین، نظرت چیه من بهش زنگ بزنم؟ ببینم که سالم رسیده؟
بابا فقط میخواد بدونه که رسیدی خونه یا نه
،ببین، اگه دلت نمیخواد باهامون صحبت کنی .میتونی بهمون پیامی چیزی بدی
...فقط
کی؟ کی اتفاق افتاد؟ همین الان؟ - جریان چیه؟ -
آلیس، صدمه دیدی؟ - چی؟ چی؟ -
،اون طرف چی اون صدمه دیده؟
مدی، مدی، چی شده؟
آلیس؟ طرف مقابل چی شده؟
میتونی ببینی که صدمه دیده یا نه؟ - کسی بهش زده؟ -
!فرانک، بذار گوش کنم چی میگه
باشه، الان کجان؟
تو چی؟ هنوز تو ماشینی؟
باشه. کسی هست اونجا که بتونه کمک کنه؟
خونهای هست؟ ماشینی هست؟
کسی اونجا هست که بتونه کمک کنه؟ - مدز، بذار رو بلندگو -
چرا نه؟ کجایی؟ - باید صداشو بشنوم! مدز -
چی؟ چرا توی شهر نیستی؟ به اورژانس زنگ زدی؟
!نه، نه .بذار من اول باهاش صحبت کنم
آمبولانس تو راهه؟
.نه، آلیس، این خیلی مهمه .باید به اورژانس زنگ بزنی
...باید بهشون بگی دقیقا کجایی
و چه اتفاقی افتاده، باشه؟
اپراتور بهت کمک میکنه، باشه؟
من بهشون زنگ زدهام
.باشه، پس آمبولانس تو راهه
باشه. پس چرا الان با اپراتور صحبت نمیکنی؟
!باید با اونا صحبت کنی - !من قطع کردم -
نباید همچین کاری میکردی
چه کاری؟ میشه به منم بگی جریان چیه لعنتی؟
ساکت باش! اونا سعی میکنن .باز باهات تماس بگیرن
نه، باید بهشون دوباره زنگ بزنی، آلیس - !بذار باهاش صحبت کنم، مدز -
...اپراتور میتونه راهنمائیت کنه
...که دقیقا آمبولانس کجاست
باشه؟ بهت میگن که دقیقا .باید چیکار کنی و من همچین کاری رو نمیتونم
!چی؟ البته که میتونی
.نه، به اورژانس زنگ بزن، آلیس !بهشون زنگ بزن. فرانک
آلیس؟ ببخشید، جریان چیه؟
اوه، خدایا
.اوه، لعنتی ...باشه. باشه، باشه، گوش کن
.من میام پیشت منو مامان میایم پیشت، باشه؟
پس گوشی دستت باشه - .اون الان باید با اپراتور صحبت کنه -
،نه، با تو! با تو باید صحبت کنه، مدز .نه یه امدادگر دیگه
تا آمبولانس برسه پشت تلفن بمون
آلیس، آمبولانس کی میرسه؟ گفتن کی میرسه؟
!سی... بیست دقیقه - اوه، خدایا -
میاید دنبالم؟ - کجایی؟ -
.من تو جنگل اَشفولکم، تو جاده هالو
باشه، داریم میایم
آلیس، من پشت تلفن هستم
بهت میگم دقیقا باید چیکار کنی
اما باید بری سراغ کسی که روی جادهست
باید بدونیم که وضعیتش چطوریه، آلیس
باشه؟ از ماشین پیاده شدی؟ - چرا هنوز اینجوریه؟ نبردیش نشون بدی؟ -
نه، فقط باید کمی فشارش بدی و تکونش بدی. بالاخره کار میکنه
آلیس، اگه جوابمو ندی یا حرفمو گوش نکنی، نمیتونم کمکی بکنم
خدای من، مدز، ماشینتو درست کن دیگه - !آلیس، باهام حرف بزن -
کجا باید برم؟ - جاده هالو. جنگل اشفولک -
اشفولک؟
.عزیزم، باید همین الان دست به کار بشی
آلیس، اگه همینطوری روی جاده ولش کنی ممکنه بمیره
دلت نمیخواد همچین اتفاقی بیافته
پس از ماشین پیاده شو
میشه همین الان بذاریش روی بلندگو؟
آلیس، حالش چطوره؟
دختره
.خدایا، تقریبا همسن خودمه ...مامان
چیکار کنم؟ مامان؟
نفس میکشه؟ - تکون نمیخوره -
.باشه، برو سراغش واکنشی میده؟
نمیتونم. چشماش بازه
اوه، خدای من - ...برو پیشش زانو بزن و -
...نه، آلیس - داره خونریزی میکنه -
.آره، آلیس، دیگه نمیتونیم صبر کنیم .باشه؟ باید همین الان دست به کار بشی
من اینجا پیشتم - تو اینجا نیستی. کسی اینجا نیست -
.عزیزم، من با سرعت تمام دارم میام .خیلی زود میرسم اونجا
الان باید به حرف مامان گوش کنی، باشه؟
.اون بلده جون آدما رو نجات بده کارش همینه
...اون یهویی پیداش شد
.میدونم و کسی تو رو مقصر نمیدونه
فکر نمیکنم که نفس میکشه
.باشه، آلیس اول باید راه تنفسیش رو چک کنیم، باشه؟
میخوام یه دستت رو خیلی آروم روی پیشونیش بذاری
و با دست دیگه نوک چونهشو بالا بیاری .تا راه تنفسش باز بشه
فهمیدی؟ - باید گوشیم رو بذارم زمین -
آره. گوشی رو بذار روی بلندگو تا صدای ما رو بشنوی
باشه. راه تنفسیش بازه
خب، حالا میخوام نفس کشیدنش رو چک کنی
یه دستت رو روی سینهش بذار
،و ببین بالا و پایین میره یا نه
...همزمان گوشت رو خیلی
.نزدیک دهن و دماغش بذار
میخوام تنفسش رو بشنوی و حس کنی، باشه؟
،مامان ...فکر نکنم اون
باشه. احیای قلبی ریوی که بهت یاد داده بودم رو یادته؟
یادته چطوری بود؟ - ...نمیتونم -
.چرا میتونی، میتونی .یادت باشه فشار روی سینه رو انجام بدی
...هر بار باید 30 دفعه ماساژ قلبی بدیم
.و بینش دو تا تنفس مصنوعی انجام بدیم
یادت نره با دستت دماغش رو ببندی، باشه؟
آلیس، منم دلم نمیخواد ،مجبور به انجام این کار باشی عزیزم
اما اگه الان تلاشتو نکنی .بعدا خیلی برات سختتر میشه
آلیس، فشار رو شروع کن
باشه، باشه - باشه، آفرین دختر -
ریتمشو یادته؟ - فکر کنم -
باشه، صبر نکن - باشه! من میشمارم، میشمارم -
خب، من اینجا پیشتم
،یک، دو، سه، چهار، پنج
.شش، هفت، هشت، نه، ده
،یک، دو، سه، چهار، پنج ...شش، هفت، هشت
دستات رو صاف نگه دار - .نه، ده... -
،یک، دو، سه، چهار، پنج
.شش، هفت، هشت، نه، ده
سی تا - آره، حالا دو تا تنفس مصنوعی -
دو تا تنفس مصنوعی
.خوبه، خیلی خوبه، آلیس حالا دوباره تکرار کن
،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده
...یک، دو، سه، چهار - انگشتات رو لای هم بذار -
.از پاشنه دستت استفاده کن - .پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده -
،یک، دو، سه، چهار، پنج
.شش، هفت، هشت، نه، ده - دستات رو صاف نگه دار -
.و دوباره عالی داری عمل میکنی، آلیس
چیه؟ - اون نمیتونه این کارو بکنه -
مجبوره - مدز، اگه دختره مرده باشه چی؟ -
اون با ماشین به یکی زده، فرانک - آره، میدونم -
چرا میپرسی؟
،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده
خب، دوباره، آلیس - مامان، اتفاقی نمیافته -
خیلهخب، آلیس. تو باید قبل اینکه .آمبولانس برسه قلبش رو به کار بندازی
این چرخه رو تکرار کن - اگه به موقع نرسن چی؟ -
،حالا ببین، عزیزم ،میدونم آسون نیست
اما جون اون توی دستان ماست
هم من، هم تو، باشه؟ پس ادامه بده
،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده
...یک، دو، سه، چهار، پنج، شش
.سرعتت رو کم نکن، عزیزم آهسته انجامش نده
این آهنگو یادته؟ ? نِلی فیله چمدونش رو بست ?
? و با سیرک خداحافظی کرد ?
? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?
خوبه. آره - ? رئیس گله صدا میزد ? -
? از دور دورا ?
.انگشتات رو لای هم بذار فشار رو حفظ کن
...اون... نفس نمیکشه - خب، دو تا تنفس مصنوعی -
خیلهخب، نبضی حس میکنی؟ - !نه. نه، هیچ اتفاقی نمیافته -
!جواب نمیده - خب، پیدا کردن نبض میتونه سخت باشه -
.یه دور دیگه برو .تا وقتی که امدادگر بیاد و دست به کار بشه
...مامان، نمیتونم - نذار بمیره، آلیس -
!چه مرگته، مدی - !لطفا، فشارها رو از اول شروع کن -
!این جواب نمیده - ما نمیدونیم -
.عزیزم، میتونی بیخیال بشی .اشکالی نداره دست برداری. این تقصیر تو نیست
نمیتونه بیخیال بشه! آلیس؟ - تو اصلا نمیدونی که اون دختره توی چه وضعیتی هستش -
.این کار آلیس ممکنه بیفایده باشه .تو داری ضربه روحی بهش میزنی لامصب
،این کار منه فرانک. تو منو تو این موقعیت گذاشتی .که کنترل دست خودم باشه
اگه ولش کنه، دیگه نمیتونم کمکش کنم - مامان؟ -
باشه. میتونم چند دور دیگه برم - .آره، دخترم. میدونم که میتونی
نِلی فیله چمدونش رو بست ? ? و با سیرک خداحافظی کرد
? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?
? رئیس گله از دور دورا صدا میزد ?
،اونها یه شب تو نور نقرهای ? ? تو جاده ماندالای همدیگه رو دیدن
و دوباره، آلیس - باید دست برداره -
نه، دوباره آلیس
نِلی فیله چمدونش رو بست ? ? و با سیرک خداحافظی کرد
? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?
اون... اون چی بود؟
چی شده؟ چه اتفاقی افتاد؟ - !مامان، سینهش -
.عزیزم، چیزی نیست .پیش میاد، باشه؟ بازم میتونی ادامه بدی
.لامصب، مدز اون چیکار کرده؟
.احتمالا یه دندهش شکسته یا جناغش ترک خورده
پیش میاد، باشه؟
شوخی داری میکنی لعنتی؟ آلیس، برگرد توی ماشین
نه، هنوز تموم نکرده، فرانک
سینهش، مامان، فرو رفته
.باشه، باشه آلیس، برو توی ماشین
.نه، فرانک، نمیتونه نباید بره
!محض رضای خدا بس کن! تمومه .آلیس، دختره رو ولش کن
.توی ماشین منتظر آمبولانس باش
باشه، باشه
فرانک، تو اصلا نمیدونی این چه کاری باهاش میکنه
اون از قبل مرده بود، مدز
.هیچ کاری نمیشه کرد که اون برگرده .اون دختره مرده
No comments yet. Be the first to leave one.