Prvních 152 řádků.
آزرده خاطر شدن از شکستهام
21:44 مترو توکیو، ایستگاه شیبویا (خروجی 13، (خارج از پرده
...هیچ وقت
بخشی از زندگیم نبوده
و نخواهد بود
من به سادگی
با شرورهایی که این واقعیت رو بهمون تحمیل کردن مقابله میکنم
...و به سادگی
حرومزادههای گستاخ
قسمت سی و ششم چاقوی کند
جوجوتسو کایزن حادثه شیبویا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
تو تکنیک منو میدونی، نه؟
تحت نفوذ در آوردن کلاغها
همینه
22:02 مترو توکیو بین ایستگاه میجی و ایستگاه شیبویا
ضعیفی، مگه نه؟
برای همین وقتی که جوون بودم به شدت تمرین کردم
که بتونم بدون تکنیکم مبارزه کنم
تلاشم بیفایده نبوده
همین که اینطور به تو غلبه کردم اینو اثبات میکنه
!بس کن
همین حالا پامو از این قضیه کنار میکشم
!پس خواهش میکنم، جونمو نگیر
ساکت
نِه سان هنوز دارن صحبت میکنن
برای همین خودمو قانع کرده بودم
که ارزش واقعی یه جادوگر به تکنیکش نیست
...ولی
به منتهای حدم رسیدم
نمیتونستم تا ابد به بهبود تواناییهای فیزیکی
و تقویتشون با انرژی نفرین شده ادامه بدم
لِه شده بودم
،ناامید شده بودم
برای همین تصمیم گرفتم یه بار دیگه با تکنیکم روبرو بشم
و اون موقع بود که به عنوان یه جادوگر درجه ۱ به شکوفایی کامل رسیدم
تشویق
حالا تو رو میکشم
!هان؟
به هر حال، فقط میخواستم با حرف زدن یکمی وقت کشی کنم
!غلط کردم
!دیگه هرگز کار بدی انجام نمیدم
!پس خواهش میکنم !التماس میکنم از جونم بگذرید
اویی اویی، ارزش زندگی رو برام بگو
ارزش یه زندگی چطور اندازه گرفته میشه؟
!چشم
با میزانی که اون زندگی برای شما ارزشمنده، نِه ساما
ممنون
و برای تو؟
...هان؟ من، خب
نمیتونی فورا مقیاسی برای ارزش گذاری زندگیهایی که دنبال شکارشون هستی ارائه بدی
برای همین شکست خوردی
اتفاقا، من زندگیها رو با داراییهای بالقوهشون میسنجم
هان؟
الان فقط پردهای که جادوگرا رو بیرون نگه میداشت برداشته شد، درسته؟
با اینکه همراه اینو سان سه تا از اینا رو شکستیم
22:04 بزرگراه شماره ۳ شوتو. مسیر شیبویا مقابل برج سرولین
،یا از هر سه برای کشیدن یه پرده استفاده کردن
یا دو تاشون قلابی بودن
به هر حال، الان دیگه جادوگرا میتونن در شیبویا آزادانه وارد عمل بشن
الان فقط پردهای که گوجو سنسه رو داخل گیر انداخته
و پردهای که آدمای عادی رو داخل گیر انداخته باقی موندن
کلی سوال از این پیری داشتم ولی به این زودیا به هوش نمیاد
...باید دوباره به اینو سان ملحق بشیم و
!اینو سان
پرده برداشته شد
حالا چی کار کنیم، مامانبزرگ؟
چی...چی...چی... چی کار کنیم؟
بیرون نگه داشتن گوجو ساتورو از بازی ضرری نداره
پس برو پایین و جادوگرا رو بکش
نوه؟
فکر کردی داری به کی دستور میدی، پیرزن؟
!معنی این کارا چیه؟
!من فقط اطلاعات جسم رو هدایت کردم
هدایت کردی؟
اوه، پس دلیلش همینه
درسته. برای جلوگیری از همچین اتفاقاتی
همیشه حواسم بود که اطلاعات روح رو هدایت نکنم
واقعا متوجه نمیشم
ولی بدن من خاصه
گمونم معنیش اینه که روح این یارو نتونسته بر جسم من غلبه کنه
!یه روح در مقابل یه جسم باخته؟
!نه
!غیرممکنه
گفتی جادوگرا رو بکشم؟
تو هم یه جادوگری، نه؟
ایجیچی سان رو زدن؟
انگار وقتی با نیتا سان پای تلفن بوده بهش حمله کردن
پس احتمالا بعد از جدا شدن از گروه فوشیگورو بوده
الان ممکنه تنهایی تو دردسر افتاده باشه
نوبارا، همراه آکاری سان برو پیش ایجیچی سان
اینجا نمیتونیم از گوشی استفاده کنیم
برای همین بدون کمک ناظرین معاون راه به جایی نمیبریم
شک دارم اون احمق شکست بخوره
ولی این باعث میشه قضیه بودارتر بشه
فعلا من به اینجا رسیدگی میکنم
اون پیری دیگه زیادی داره لفتش میده
هی، ساکه
نادیدهاش بگیرین
برید
!چشم
،وقتی از پرده خارج بشن
اگه اتفاق ناجوری بیفته میتونن فرار کنن
اینو سان چطوره؟
با اینکه نمیشه گفت خوبه
ولی نمُرده
به حسابشون میرسیم
!ایتادوری
!میدونم چه حسی داری، ولی دست نگه دار
الان بالاترین اولیتمون چیه؟
گوجو سنسه
پرده برداشته شده
به هر حال افرادی که بالا بودن ممکنه تا الان فرار کرده باشن
من اینو سان رو برمیدارم و موقتا از پرده خارج میشم
اینو سان رو به تو میسپارم
من جلوتر به سمت ایستگاه میرم
درسته. این بهترین کاره
ولی در حال حاضر انجام عملیات ...به تنهایی در شیبویا
...باشه. ولی
اگه بمیرم، منو میکشی، درست گفتم؟
!نگران نباش
!مِکامارو همراهم هست
هرچند مدتی میشه هیچ پاسخی ...از مِکامارو نشنیدم
اگه فهمیدی که خوبه
بعد میبینمت
!باشه
نِه ساما
به نظر میاد پرده برداشته شده
تصور چیزی که از مدیون کردن گوجو ساتورو به خودم گیرم میاد
هیجان زدهام کرده
سریعتر از چیزی بود که انتظار داشتم
نیتا چان، وایسا
21:40 (خیابان شوتو بونکامورا (خارج از پرده
!اوه، یه زن کت و شلوار پوش
!خیلی خوشحالم
دیگه داشتم از اینکه همهشون مَرد بودن خسته میشدم
نیتا چان، قایم شو
سریع کارشو تموم میکنم
،وانمود کن توی بونکامورا قایم شدی
بعدش راهتو ادامه بده و بدون اینکه کسی بفهمه برو توکیو
از طرز حرف زدنش معلومه احتمالا اون ایجیچی سان رو کشته
که یعنی باید عجله کنیم
!درسته
کوگیساکی سان، شما هم خیلی به خودت فشار نیار
یواشکی با هم پچ پچ میکنین؟
کنجکاوم کردین
رفت قایم بشه
!نزدیک بود
بدون سلاح بهم نزدیک شدی؟ هوس مُردن کردی؟
قبلا تو رو دیده بودم، نه؟
بیشتر اونایی که به ابزار نفرین شده تکیه دارن مبارزان میان بُرد یا دور بُردن
!پس به حمله کردن ادامه میدم
No comments yet. Be the first to leave one.