Prvních 200 řádků.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
مایکی
امان از دست شما دو تا مرغ عشق و این آهنگ
غمگینتون نمیکنه؟
خیلی غمانگیزه
میخوام برم خونهی خاله کریستینت بمونم...
میرم اونجا زندگی کنم، مایکی
ببخشید، لازم نیست این حرفا رو بشنوی
مایکی
آرومتر برو
مایکی. آرومتر برو
میتونی بیای دیدنم
نمیتونم بهش بگم. نمیتونم...
چطور میتونم؟
ازش وحشت دارم
- مایکی، داری چیکار میکنی؟ - لطفاً آرومتر برو، مایکی
- آرومتر برو، مایکی - کارولاین، بهش بگو وایسه
مایکی، آرومتر برو
- گوش کن چی میگم - لطفاً آرومتر برو
- دارم اونو ترک میکنم مایکل، نه تو رو - مایکل!
- مایکل - داری میترسونیم، مایکی
- آرومتر برو! - لطفاً وایسا!
مایکل، وایسا!
خیلیخب پسر
شب بخیر، مک
ساعت چنده؟
دیره
کسی که دیر کرده تویی
برای چی دیر کردم؟
که کمکم کنی بخوابم
دروازهی پشتیمون به فنا رفته
هیچی نشنیدی؟
چی بشنوم؟
دروازه داغون شده و جای لاستیک روی زمین بود
داشتم رادیو گوش میکردم
چیزی گم شده؟
اینو برام بریز دور
یا خدا
باید بیشتر آب بخوری
آب برای شستوشوئه
پاکسازی خسارات طوفان نوح آغاز شده است
درحالیکه این خسارات در مناطق دورافتاده
دسترسی به آن مناطق را با مشکل مواجه کرده است
بیا
برو
تو برو
تو برو
چیزی نیست، دخترجون. چیزی نیست
مک، بیا. بیا اینجا
مک، جمعشون کن
- فقط بلدن بدزدن... - بدزدن؟
و انتظار دارن هیچکاری نکنی هیچ حرفی نزنی
اونا دزدن و ما قربانی هستیم
- تلفن! - قربانی هستیم؟
- کیه؟ - آره هستیم. قربانی هستیم
تلفن
الو؟
کی؟
و باهاشون چیکار کرده؟
خب، نباید اینکارو میکرد
نباید اینکارو میکرد!
چیه؟
منو از این صندلی کوفتی بلند کن
یه بلایی سر خودت میاریا
پس بیا کمکم کن
میخوای کجا بری؟
اون حرومیایی که تپه رو باهاشون شریکیم
جسد دو تا قوچ رو توی زمینشون پیدا کردن
قوچهای ما بودن
چی؟
شنیدی چی گفتم
یادم نمیاد آخرین باری که قوچی رو گم کردیم کی بود
حداقل من که گم نکردم
منم نکردم
کیلی که چیز دیگهای میگه
اون ورداشته زنگ زده و حالا میگی من کار اشتباهی انجام دادم؟
خیلیخب باشه
پارسال دوست امسال آشنا
مایکل، بنظر سرحال میای
گری اینجاست؟
رفته بیرون
بابت قوچهایی که پیدا کرده اومدم
به من که چیزی نمیگه...
ولی شاید جک بدونه. جک!
ری چطوره؟
هیچی، منتظر زانوهای جدیدشه
جک!
مامان میگه چند وقتیه ندیدتت
مگه کجا میتونم برم؟
میخانه؟
قبلاً رفتم
حس عجیبی داره که اینجایی
زمان چه زود میگذره
- امروز رفتم مصاحبه - عه، واقعاً؟
شغلو بهم دادن
عه، خوبه
توی "کورک"ـه (دومین شهر بزرگ ایرلند)
کورک؟
خب...
چطوری میخوای بری؟
داره میاد
در مورد قوچها چی میدونی؟
اون بالا بودن تازه آوردمشون پایین
خودت تنهایی؟
آره، خودم تنهایی
- کار سختیه - آره
خب، برای یه پیرمرد کار سختیه
هی
میشه ببینمشون؟
- نه، نمیتونی - چرا؟
چون انداختمشون توی پیخاب
چرا انداختیشون توی پیخچال؟
بخاطر بیماریها و اینا
- پیخچالتون کجاست؟ - نه، کسی نزدیک پیخچال نمیشه
نشونهای از بیماری داشتن؟
آره، شکمشون باد کرده بود و اینا
وقتی گری برگشت باهاش صحبت میکنم
اون... اون قوچها رو ندید
بابات نگاه نکرد؟
به قول معروف
هرجا دام هست، دام مُرده هم هست
حرف دهنتو بفهم پسر
درکل میگم
مایکل
مایکی، متاسفم. جدی میگم
- باهاش صحبت میکنم - باشه
- آروم برو - باشه
کمک میخوای؟
برو بیرون!
اون کارولاین تو و اون گری حرومزاده
فکر میکردم وقتی ولت کرد با مرد بهتری ازدواج میکنه
حداقل هرموقع گری به اون قیافهی داغون نگاه میکنه
به یاد تو میفته
ای خدا، چرا قوچها رو از پیخچال درنیاوردی؟
چطوری رفیق؟
- چطوری عوضی؟ - تنهام
هرچقدر خواستی بابتشون پول میدم، باشه؟
اومدم بخرم. قوچ
یا خدا. اوشی میخواد قوچ بخره؟
دو تا قوچ از دست دادیم، برای همین
قیمتشون کم نیست
در مورد دامدزدها بهش بگو
یه بیشرفی داره پاهاشون رو قطع میکنه
حتی نمیکشتشون
تابحال همچین چیزی شنیده بودی؟
بنظرم طرف مال اروپای شرقی باشه یا لهستان یا از همون قبرستونها
میدونی، به قیمت ارزون میفروشتشون و اینا
حرومزادههای کثیف
مال تو چی شدن؟
پسر کیلی گفت جسدشون رو روی تپهشون پیدا کرده
و قبل از اینکه بتونم ببینمشون انداختشون توی پیخچال
ای بیشرف
قوچ درست و حسابی دارین؟
چیزی که به درد اوشی بخوره؟
نه
خودش چطوره؟
مثل همیشه
از طرف من به اون پیرمرد عوضی بداخلاق بگو بره درشو بذاره، باشه؟
درهرحال یه نگاهی میاندازم
باشه
کجا میری پسر؟
هی، کجا میری؟ کجا میری؟
چیکار داری میکنی؟ ها؟ هی، چیکار داری...؟
بابات کجاست؟
بابات کجاست؟
- هی، گری! - هی بابا. بابا...
حالت خوبه آقا خوشگله؟
این چیه؟
گوسفنده پسرجون
نه، این چیه؟
این دو تا حیوونی هستن که بهم گفتی مُردن
- من هیچی بهت نگفتم پسر - ولی به بابام گفتی
خب؟
اینا رو از گلهی خودم آوردم
- میدونی که منم گله دارم، مگه نه؟ - جیمز، اینا شبیه دامهای من نیستن؟
فقط حاضرم همین دو تا رو بخرم
چته؟
برو بیرون
نه، امروز هیچکس ازت چیزی نمیخره پسر
خیلیخب
بذارشون توی وانت
همهشونو
خیلیخب، بجنب
بیا سر زمینم تا در موردش صحبت کنیم
با خودت جایی نمیبریشون لعنتی
زر نزن
اینجا جای اینکارا نیست
جفتتون برین بیرون!
میاریشون مزرعهی من
میخوایشون؟
بیا ببرشون لعنتی
همین الان!
بجنب!
لعنتی
کثافت عوضی
کثافت عوضی، میکشمت
حالت خوبه؟
بابایی
آروم
بذار ببینمت
No comments yet. Be the first to leave one.