Prvních 200 řádků.
... ولی شما در مقطعی از پررونقترین دورانِ مسکن
که تا به حال دیده شده، روی بحرانِ مسکن
سرمایهگذاری زیادی کردید. چرا؟
من بچهی دههی پنجاه ام
پدرم جوشکارِ فولاد توی نیروی دریایی بود و مادرم توی "وزارت امور سربازان بازنشسته" کار میکرد
اونها توی رکود اقتصادی و جنگ پرل هاربر" و بمب زندگی میکردن"
اونها فکر نمیکردن ممکنه اتفاقهای بد بیافته
مطمئن بودن که اتفاقهای بدی میافته
این همون چیزیه که الان داره اتفاق میافته؟ - ... وقتی بچه بودم -
معلمِ مورد علاقهام آقای جیمز بود
:آقای جیمز گفت "اتفاقات دنیا حولِ سه چیز میچرخه"
پ - و - ل
این درسِ اقتصاد سال اول دانشکده است؟
این درسِ کلاس پنجمِ ابتدایی بود ولی این چیزیه که بارها و بارها دیدیمش
... بارها و بارها این رقابت بر سرِ
حجم محدودی از نقدینگی رو شاهد بودیم
که میتونه بهترین تجار رو هم مجنون کنه
پس جای تعجب نیست که این حبابهای اقتصادی وجود داره
،ولی وقتی پای واقعیت بیاد وسط مسلماً این حبابها میترکه
زیرنویس و ترجمه از .:MILAD:. و Omid Akradi
... رشد اقتصادی و بحرانِ جغرافیای سیاسی
برآوردهای کلی رو دچار مشکل کرده ... قیمت کالاها
با رشد بیسابقهای مواجه شده - بفرمایید -
به طور مثال به افزایش چشمگیر بهای مس نگاه کنید
طوری که بازار مس که یه زمانی رکود داشت حالا رونق زیادی گرفته
تو مایوس شدی
آنالیزورها؟
سازمانهای انشقاقی؟ جریان چی بود؟
اصلاً با عقل جور در نمیاد
دفعهی قبل هم همینو گفتی
چرا باید اونجا میرفتیم؟
برای امضای قرارداد - برای امضای قرارداد -
امضا کردیم؟ - نه -
نه. نکردیم
به جاش 2000 مایل برای یه جلسهی بازاریابی سفر کردم
مِیفیلد کجا بود؟
این عجله برای چی بود؟ جریان چی بود؟
تو با مامورهای حسابرسی صحبت میکنی؟
چطور؟
اگه این هفته قرارداد رو امضا نکنیم چی؟
میبینمت. خداحافظ
ببینید کی اینجاست
یه دقیقه صبر کنید
از کجا میدونستید پشتم چیزی قایم کردم؟
دعوا نکنید. دعوا نکنید - آروم. آروم -
مجبور شدیم شامو بخوریم بچهها داشتن از گرسنگی میمردن
نه نه. مشکلی نیست
بابا. تولدِ تو ـه بعد تو داری بهشون کادو میدی
وظیفمه. شما که هر کاری تونستید کردید - میشه راجع بهش بحث کرد -
چطوری پسرم؟ - چطور پیشرفت رفت؟ -
مشروب من کجاست؟ این جای منه؟ اینجا؟
!تولدت مبارک
هی بچهها بیاید. به کمکتون نیاز دارم
تنهایی نمیتونم انجامش بدم
اول باید آرزو کنید یه آرزوی خیلی خوب کنید
میخوام کمکم کنید و آرزو کنید و با شمارهی سه فوت کنید
آرزو کردید؟ - چه آرزویی میخوای بکنی؟ -
1 ... 2 ... 3
فوقالعاده بود
عالی بود - حالا صحبت کن -
... واقعاً ممنونم. ممنونم
خیلی از همهتون ممنونم خیلی سورپرایز شدم
اصلاً نمیدونستم تولدمه
... مارک تواین چی گفته. گفته که
"پیری به ذهن و ارادهی انسان مرتبطه نه به سنش"
"اگه برات مهم نباشه، اهمیتی نداره"
من کارهای زیادی توی زندگیم کردم
من خیلی سخت کار کردم ... اما با اینجا بودن
... و نگاه کردن به
... این چهرههای درخشان
میدونم که بهترین کاری که میتونم انجام بدم اینجاست
توی همین اتاق. همین الان
من خیلی به همهتون افتخار میکنم ... و این بهترین هدیهایه که
که من و مادرتون میتونستیم توقعش رو داشته باشیم ممنونم
"و به علاوه فروختنِ شرکت به شرکتِ "استاندارد امروز صبح
هی هی. درسته - خیلیخب. الان وقتش نیست -
ولی امشب حرف از کار ممنوع حرف از کار ممنوع
هر چند ذهنتون که فقط به کار فکر میکنه
بهم اطمینان میده که فقط به مادرتون نرفتید به من هم رفتید
میدونم این حرفها خیلی به من نمیاد
... ولی فقط میخواستم بدونید که 60 سال طول کشید
که بفهمم چی واقعاً اهمیت داره
و اون شماها هستید بنابراین همهتون رو خیلی دوست دارم
بله البته
دوستتون دارم
من یه تیکهی بزرگ میخوام
میتونی صبر کنی میتونی یه کم دیگه صبر کنی
نمیدونم چطور مادری میشم - نه نه. باید بچهدار شی -
من نوههای بیشتری میخوام. همه جا باید باشن میخوام شماها بیشتر باشید
به خاطرِ خودت داری میگی، نه؟
چهار و نوزده - خیلیخب -
باشه باشه
خب جریان چی بود؟ - چه جریانی؟ -
... دفعهی آخری که اینجوری صحبت کردی
مناقصهی سنگ چخماق رو از دست دادیم
آره ... نمیدونم
میخواستم امشب فقط دربارهی خانواده باشه
اینو دیدی؟ - آره -
میدونی دیگه چه احساسی دربارهاش دارم جاش تو سطلِ زباله است
پیتر یه کپی رو توی اتاق کنفرانس گذاشته
خب، باز هم میخوای طفره بری؟
چرا شرکتمون رو میفروشیم؟
درآمد عالیای داریم
پولمون رو صرفِ اهدافی میکنیم که بهشون اعتقاد داریم
اهدافی که میدونیم مهم هستن کارمون رو دوست داریم
عزیزم تو هنوز توی دههی سوم زندگیت هستی و من 60 سالمه
یه تفاوتِ خیلی زیاد توی دیدگاههای ما هست
پدر - بله؟ -
تو پیر نیستی
پارسال بهترین سالمون بود - آره ولی بالاخره پیری میرسه دیگه، خب؟ -
شاید کارهای دیگهای بخوام بکنم
شاید بخوام وقت بیشتری رو با شماها صرف کنم
البته بیرون از دفتر
چی؟ - ... دارم سعی میکنم تصور کنم -
چه کارهایی میخوایم بکنیم
کجا میری؟
دفتر - الان؟ -
آره. باید اون کارم رو تموم کنم
... ولی
من هنوز کادوی تولدت رو بهت ندادم
پس به محضِ اینکه بتونم برمیگردم
همینجا نگه دار
آره گوین. منم ... وقتی این پیغام رو شنیدی
میتونی با کریس ووگلر توی فرما تماس بگیری؟
بگو باید سریع باهاش صحبت کنم ممنون
هی
چی شده؟
خیلیخب ببخشید ببخشید دیر کردم
من همیشه دیر میکنم خودت میدنی دیگه. ببخشید
... همیشه هم میگم ببخشید. ولی
این معنیش این نیست که نمیخواستم اینجا با تو باشم
نمایشگاهت زیبا میشه
میای؟ - حتماً میام -
وای. عالیه
برای تو درستش کردم - تو درست کردی؟ -
فوقالعاده است
یه شمع خیلی مممنونم
میخوامت
منتظرن
ممنونم دایان
... خب - من اومدم -
حدس بزن چی نیومده -
جفری بهت گفتم که. دارم روش کار میکنم - آره داری روش کار میکنی. باشه -
آره. دارم روش کار میکنم - ... پس بذاری در همین حین که روش کار میکنی -
بهت بگم که چی کار نمیکنه - باشه -
... چیزی که کار نمیکنه 412 میلیون دلارِ منه
که خوابیده توی حسابِ تو تا بتونی حسابرسیت رو بگذرونی
،این 42 میلیون دلاری که لازم داشتی گفتی برای دو هفته است
که تا الان 32 روز طول کشیده
درحالی که میتونست جای دیگهای سرمایهگذاری بشه و یه درآمد واقعی ازش داشت
به جای این دروغی که داری سر هم میبافی
میخوای من چی بگم؟ - ... اینو بگی که امضا رو از میفیلد میگیری -
و پولِ ضامنِ من به اضافهی بهرهاش ... بدونِ معطلی تا
مثلاً تا فردا برام فرستاده میشه
من دارم مشکل رو حل میکنم
میخوام پولت و بهرهاش رو بدم
خیلی زود به پولت میرسی - کِی؟ -
به محض اینکه اون قراردادِ کوفتی رو امضا کنن
میدونی. این من نیستم که بدهی دارم
من فقط یه پولی رو وام دادم
... با 1000 سال زندان
به خاطرِ "اضرارِ دین" طرفی - بس کن. حق نداری با من اینجوری صحبت کنی جف -
من تو رو به این دردسر ننداختم
... یادته ازم پرسیدی که فکر خوبیه یا نه - ... تو -
... تو دوستِ من بودی - ... که داراییهای سیالت رو -
به یه معدنِ کوفتیِ مس تبدیل کنی؟ من اونموقع بهت چی گفتم؟
تموم شد؟ فکر کنم صحبتمون تمومه
جمعه صبح من پولم رو پس میگیرم
نمیتونی همچین کاری کنی - گه خوردی نمیتونم -
یه سندِ تضمینیِ با یه مبلغ زیاد باهاش هست - ... من اون پولو تا موقعی که -
قرارداد رو امضا کنن، توی حسابم لازمش دارم جفری
اگه دوباره چک کنن چی؟ باید چیکار کنم؟
مشکل من نیست، هست؟
آره. مشکلِ کوفتیِ تو نیست
بریم
... به علاوه و مخصوصاً روسیه
... که ترس از دولتی شدن صنایع، به نظر
سرمایهگذاران بینالمللی را از این کشور فراری داده است
شاخص داو جونز به خاطرِ خبرهایی که ... ،حاکی از رشد اقتصادی هستند
امروز صبح افرایش چشمگیری داشت
... به علاوه یک عدد شگفتانگیز
چیه؟ - عصر ساعتِ 7:30. هتلِ فورسیزن -
با میفیلد رک و پوستکنده صحبتمون رو میکنیم - خوبه. خیلی خوبه -
این آبیش تنده - این سومین کراواتیه که امتحان کردی -
میشه آروم باشی؟ خیلی هم عالیه
چی شده؟
خیلی پیر به نظر میام
... خیلی هم شاهانه و با تدبیر و
و نظرکرده و یه کمی هم نگران به نظر میای
چی شده؟ از این ملاقات میترسی؟
اونها قراردادها رو امضا نکردن
فکر کردم برای همین اونجا رفتی - آره. منم همین فکرو میکردم -
به دلایلی دارن طفره میرن
منم توی هواپیما نخوابیدم
همه چی خوب پیش میره. همیشه همینطوریه فقط طبقِ نقشه عمل کن
اون نقشه چیه؟ - اعتمادبهنفس یعنی موفقیت توی قراداد -
مثلِ "فورچون کوکی" شدی - اینها در اصل صحبتهای خودته -
پس با یه احمق ازدواج کردی - ... باشه. ولی آقای احمق، داشتم فکر میکردم که -
... بعد از اینکه معامله درست شد
... که قطعاً هم درست میشه
No comments yet. Be the first to leave one.