Prvních 200 řádků.
«استودیو»
«برداشت بدون کات»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
آرومتر برو، لطفا
نه. بهت گفتم باید زودتر راه بیافتیم، پسر از دستش میدیم
کی اهمیت میده اگه برداشت بلند توی زمان طلایی رو از دست بدیم؟
من. این برداشت باید بینظیر باشه
مثل یه برداشت مشهور توی یه فیلمه. میخوام وقتی میگیرنش اونجا باشم
درسدن همین نزدیکیه، میتونیم بریم و مست کنیم. خیلی هم خوش میگذره
این برداشت رو از دست نمیدم
چرا اینقدر اهمیت میدی؟ وقتی میریم سر صحنه فیلمبرداری هیچ غلطی نمیکنیم...
و برای رفتن ما دقیقهشماری میکنن
حقیقت نداره. شرط میبندم کلی مدیر افتضاح سر صحنه هستن
- ولی من نه - باشه
واقعا این بخش از کار رو خیلی دوست دارم
دیدن فیلمبردار اصلی، دیدن کارگردان که چطوری فیلمنامه رو زنده میکنه
برای همین این کار رو میکنیم، پسر
من به خاطر پول، سکس و مواد انجامش میدم. ولی گمونم ذات من فرق داره
خودتم میدونی عاشقشی. ایناهاش. ایناهاش
- آره، باشه، خب... - لعنتی. به نظرت کجا پارک کنم؟
قطعا توی این پارکینگ نه. اینجا پارکینگ کارکنان نیست، باشه؟
باید همونطور که یادداشت گفت به اردوگاه اصلی بریم
نه، وقت نیست
سر صحنه پارک میکنم. رییس استودیوم
- اگه مجبور بشن میتونن ماشینمو جابهجا کنن - باشه
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
هی. هی، هی، هی، هی. کتشلواری که سر کار پوشیده بودی رو نپوشیدی
لباسهاتو عوض کردی
- بله، کردم - چرا؟
وقتی میرم سر صحنه لباس معمولی میپوشم. دیدی چطور این آدمهای شلخته لباس میپوشن؟
شلوارک مخصوص کار میپوشن و روی ساق پاشون خالکوبی دارن
تو کتشلواری تنته و شبیه پلیس مبارزه با مواد شدی
لعنتی. چرا هیچی نگفتی؟ منم همین کار رو میکردم
حالا تو شبیه مدیر باحال میشی و من شبیه یه بچه درسخون
- ببخشید. نمیدونم چی بهت بگم - ببخشید
شما آقای رمیک هستی، رییس استودیو؟
آره! خودمم. هی، چطوری؟
- هی! از دیدنت خوشحالم. داگم. - هی، داگ. چه خبر؟
هی، پسر. همه از بودن شما در اینجا هیجانزدهان
عجب. نگاش کن
آره. اگه این کتشلوار رو نپوشیده بودی، شاید اصلا شما رو نمیشناختم
دنبالم بیا
کتشلوار کوفتی
همین مونده یه تابلوی گنده دستم بگیرم که روش نوشته، من حقوق شما رو میدم، عوضیا
آخه بازدید رییس استودیو به اندازه کافی حواس همه رو پرت میکنه
حواس کسی رو پرت نمیکنم، پسر. هزار بار سر صحنه رفتم
بلدم چطوری خونسرد باشم، خب
هی، ببین، همینطوریش وقت کم دارن، پس لطفا زیادی ایدهپردازی نکن
آره، مشخصه. اگه ازم نظر بخوان، نظر میدم
به غیر از اون، حتی متوجه حضورم نمیشی
راه رو باز کنین. رییس استودیو داره میاد. برید کنار، کنار، کنار!
راه رو باز کنین
متی و سال با یه ورود باشکوه
هی، پتی
سلام. چیه، نکنه تاکسیدوتو دادی خشکشویی؟
لعنتی. زیادی رسمی ـه، نه؟
- لعنتی، اونقدرهام بد نیست، نه؟ - خوبی
- ولی نباید زیاد توی چشم باشی - باشه
باشه؟ این برداشت جای هیچگونه خطایی نداره
- آره. دقیقا. - آره؟
شرمنده، ولی فقط بودنت در اینجا حواس همه رو پرت میکنه...
انگار که باب ایوانز با یه بطری مشروب و یه بسته مواد بیاد اینجا
همینه دیگه. هی، بچه! چقدر تا شروع فیلمبرداری مونده؟
شاید چند دقیقه. سارا روی ایوان داره یه چیزایی رو با جوناس مرتب میکنه
باشه
یه موقع یه بخش مربوط به لباس و این چیزها ندارین؟
جایی که بتونم یه کاپشن ازش بردارم، یه چیزی که کمتر رسمی باشه؟
آره، البته. همینجاست، نشونت میدم
میدونی، خیلی تو چشمم
سال، مثل یه لنگ جوراب بیمصرفی
تنها کارت این بود که نذاری امروز بیاد سر صحنه
سعیمو کردم، باشه؟
حتی 20 دقیقه توی دستشوییش قایم شدم تا زیادی دیر بشه و نیایم...
ولی پیدام کرد و شروع کرد به دادن زدن سرم. خجالتآور بود
- جدی؟ واقعا؟ - سارا
باشه، بچهها. از همگی بابت صبوریتون ممنونم
همین الان شروع میکنیم
- هی، پتی. هی، سال - هی
همین الان مت رو دیدم که داشت رد میشدم. فکر کردم امروز قرار نیست بازدید داشته باشیم؟
میدونم. سعی کردیم. سعی کردیم ولی هوس فیلمش زده بالا
با این حساب، اگه بشنوه نمیخوای نزدیک فیلمبرداری باشه...
دیگه هیچوقت نمیبینیش. برم بهش بگم بره...
- نه، نه، نه. اشکالی نداره. - جدی؟ باشه
میخوام ازش 800 هزار تای دیگه بگیرم...
تا از یه آهنگ رولینگ استونز سر این صحنه استفاده کنم
اگه فکر کنه نمیخوام سر صحنه باشه، حاضر نمیشه پول بده
درسته. یه مرد خیلی شکننده و انتقامجوست
- و به عنوان بهترین دوستش اینو میگم - مطمئنم مشکلی پیش نمیاد
وانمود کن چیزی نگفتم. مرد خوبیه
- شاید حتی به دردبخور هم باشه - قطعا به دردبخور نیست
میدونی، میتونیم پشت صحنه و جای دوربینها نگهش داریم. قرنطینهش کنیم
بله، بله. مثل یه شامپانزه که ویروسی شده
- فکر خوبیه - عالیه، خوبه. هر چی جواب بده
دوست دارم دوباره قاب ابتدایی رو بررسی کنم. ممنونم
باشه، حالا باید این بچه کوچولو رو توی زمین بازیش نگه داریم
- آره. چی؟ - امشب گرتا رو از دست میدیم، میدونی که؟
آره، فردا به لندن پرواز داره تا توی یه فیلم فوق محرمانه نولان باشه
فیلمنامه رو خوندم. به جک قصاب مربوط میشه
داستان رو لو میدم، قاتل یه زنه
سال، اگه این برداشت در یکساعت آینده بینقص پیش نره...
این فیلم بدون پایانبندی میمونه
پتی، در بهترین حالت تو فقط اسم تهیهکننده رو یدک میکشی
چهار ساله که داریم این پروژه رو پیش میبرم
- جدی میگی؟ - تو فقط اینجایی...
تا بتونی سارا رو راضی کنی و فیلم بعدیشو بسازی
اونقدرها به نظر میاد احمق نیستی
نه، که زیاد معلوم نیست چون خیلی احمق به نظر میای
میدونی، پتی، وقتی الکلی بودی خیلی بهتر بودی
خب، چه خوب شد که مست نیستم
صبر کن، وایستا
- در یه تیم هستیم، نه؟ - آره، باشه
جلوی متی رو میگیریم تا برداشت رو نابود نکنه...
- آره. آره. باشه. - با دور نگه داشتنش از سارا...
با دور نگه داشتنش از بازیگرها...
- به خصوص گرتا - چرا؟
میخواد زودتر سوار هواپیما بشه تا به مصاحبه ویژه برسه
و اگه اونو ببینه، تمام نور روز رو از دست میدیم...
تا بخواد برای متی چاپلوسی کنه تا براش پرواز درجه دو نگیره
فهمیدم
- آره، بیا تو! - متی!
- سلام. خدای من - سلام
خیلی بهتر شد
شبیه یه سیاهی لشکر احمق شدم؟
خب، سیاهی لشکر احمق از کتشلوار پرشکوه استودیویی بهتره
بزن بریم!
- میشه سریع برم دستشویی؟ باشه - میخوان فیلم بگیرن
- زود باش. بدو. بدو بدو - بچه کوچولو، نگهش دار
باشه، باشه. آرومتر، این شلوار زیادی گشاده. نمیتونم درست راه برم
- خدای بزرگ، متی. مگه تازهکاری؟ - باشه، باشه. فهمیدم
برداشتهای بدون کات خیلی مسخرهن
مثل اینه که کارگردان داره حال میکنه ولی بقیه توی بدبختی غلت میزنن
تماشاچی هم اصلا به تخمش نیست
شوخی میکنی؟ برداشت بلند بدون کات یه دستاورد سینمایی خفنه، میدونی؟
پیوند بینقص بین هنر و فن سینماییه
آره، در فیلم بردمن، فرزندان بشر، رفقای خوب این برداشت رو میبینی
ولی، میدونی چیه؟ میدونی موقع فیلمبرداری رفقای خوب با ری لیوتا قرار داشتنم؟
جدی؟
طرف توی شلوارش یه چیز نرم کاراملی براق داشت
- گندش بزنن - در آرامش باشی
یه ابزار خیلی خوب در داستانسرایی هم هست، میدونی؟
شخصیت گرتا لی رو میبینی که از یه آدم قوی تبدیل به یه آدم ضعیف میشه...
- اونم در یه برداشت بدون کات؟ - عالیه، میدونی
آره، فکر کنم مایا میخواد اینو یه داستان عشقی یه لزبین نشون بده...
نه یه برداشت بلند غمانگیز
باشه، حاضریم که شروع کنیم. همه سر جاشون
رسیدیم. درست به موقع در زمان طلایی
قبل از شروع برم سلام کنم؟
- نه، نه، نه - نه، بمون
- باشه. باشه - لعنتی. یه ابر داره میاد
یه دقیقه وقت بده
باشه، پس بیاین...
یه بار دیگه تمرین کنیم قبل از اینکه فیلم بگیریم
الفی، لطفا پخش کن
باشه. خب دوربین بینقصه. من...
بدل داره یه ذره سریع حرکت میکنه
باید حواسمون باشه که گرتا اصلا عجله نکنه
هی. سیاهی لشکر نباید این پشت باشن
- خدای من. خیلی شرمنده، آقای رمیک. - هی، نه. اشکالی نداره. چیزی نیست...
- چیزی نیست. مشکلی نیست. میدونم. - فکر کردم از سیاهی لشکر هستین...
- به خاطر این لباس. - درک میکنم. مشکلی نیست
میتونی مت صدام کنی. همه چی مرتبه، نگران نباش
باشه. مت، برات قهوه یا یه چیزی بیارم؟
آره، اگه میری چیزی بیاری...
بدم نمیاد یه قهوه سرد با کمی شیر جو و یه ذره شیره آگاوه بخورم
عالیه، خیلی ممنونم
باشه. چیزی نیست. وانمود کن من اینجا نیستم
پس اگه اینجا نیستی، کی میخواد اون قهوه رو بخوره؟
باشه، همونجا نگهش دار. یه ذره جلوی در کُند بود
- آره - چند بار دیگه باید...
توی اتاق دور بزنه. نور چطوره؟
تقریبا عالیه. اگه یه دقیقه دیگه شروع کنیم، باید برای دو برداشت خوب باشه
- باشه. - باشه، بچهها، برگردیم سر جاهامون
- سلام. چطوری؟ - سلام، مت. آره...
شنیدم ممکنه بیای، و خوشحالم به موقع اومدی
آره. به زحمت رسیدم. ولی رسیدیم
لباس صحنه رو پوشیدی؟
داستانش مفصله. بعدا بهت میگم
- سرت شلوغه، میدونی. آره. - عالیه. عالیه. مرسی اومدی
پس اگه میشه یادداشت کن...
اولش بیشتر سمت چپ دوربین باشه...
- باشه. - گلها خیلی خوشگلن
- خیلی هیجانزده شدیم. - عالیه. خوشحالم خوشت اومده
- آره. - عالیه
بعدش تا وقتی که باز بشن تراکمشون کمتر میشه
- باشه. - پس...
حمایت از فیلمسازهای خانم در کانتیننتال یکی از مهمترین الویتهاست
خب، بیا این برداشت رو بگیریم و مطمئن بشیم اشتباه نمیکنی
اشتباه. نه، نه، نه
آره. آره. پس اگه میشه یادداشت کن، عالی میشه...
خیلی مشتاق بودم ببینم چطور این صحنه رو خلق میکنی...
از همون لحظه اول که توی فیلمنامهت خوندمش. خیلی شاعرانه بود، میدونی؟
سوفیا با ماشین دور میشه، تمام زندگیش زیر و رو شده...
هر چیزی که دوست داره الان پشت سرشه. تو اینو نوشتی
- آره - آره
خب، هیچ جوره از دستش نمیدادم
خب، تمام بعد از ظهر تمرینش کردیم...
و سه بار با بازیگرهای بدل فیلمبرداریش کردیم...
و از الان حالم داره ازش بهم میخوره
نه، اینطور نیست. نه
No comments yet. Be the first to leave one.