The Studio

The Studio

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Studio 2025 S01E02 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Komentář od Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-03-26
Stažení: 157
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫«استودیو»

‫«برداشت بدون کات»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫آرومتر برو، لطفا

‫نه. بهت گفتم باید زودتر راه بیافتیم، پسر ‫از دستش میدیم

‫کی اهمیت میده اگه برداشت ‫بلند توی زمان طلایی رو از دست بدیم؟

‫من. این برداشت باید بی‌نظیر باشه

‫مثل یه برداشت مشهور توی یه ‫فیلمه. می‌خوام وقتی می‌گیرنش اونجا باشم

‫درسدن همین نزدیکیه، می‌تونیم بریم ‫و مست کنیم. خیلی هم خوش می‌گذره

‫این برداشت رو از دست نمیدم

‫چرا اینقدر اهمیت میدی؟ وقتی میریم سر ‫صحنه فیلمبرداری هیچ غلطی نمی‌کنیم...

‫و برای رفتن ما دقیقه‌شماری می‌کنن

‫حقیقت نداره. شرط می‌بندم کلی ‫مدیر افتضاح سر صحنه هستن

‫- ولی من نه ‫- باشه

‫واقعا این بخش از کار ‫رو خیلی دوست دارم

‫دیدن فیلمبردار اصلی، دیدن کارگردان ‫که چطوری فیلمنامه رو زنده می‌کنه

‫برای همین این کار رو می‌کنیم، پسر

‫من به خاطر پول، سکس و مواد ‫انجامش میدم. ولی گمونم ذات من فرق داره

‫خودتم می‌دونی عاشقشی. ‫ایناهاش. ایناهاش

‫- آره، باشه، خب... ‫- لعنتی. به نظرت کجا پارک کنم؟

‫قطعا توی این پارکینگ نه. ‫اینجا پارکینگ کارکنان نیست، باشه؟

‫باید همونطور که یادداشت گفت ‫به اردوگاه اصلی بریم

‫نه، وقت نیست

‫سر صحنه پارک می‌کنم. ‫رییس استودیوم

‫- اگه مجبور بشن می‌تونن ماشینمو جابه‌جا کنن ‫- باشه

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫هی. هی، هی، هی، هی. کت‌شلواری ‫که سر کار پوشیده بودی رو نپوشیدی

‫لباسهاتو عوض کردی

‫- بله، کردم ‫- چرا؟

‫وقتی میرم سر صحنه لباس معمولی می‌پوشم. ‫دیدی چطور این آدمهای شلخته لباس می‌پوشن؟

‫شلوارک مخصوص کار می‌پوشن و ‫روی ساق پاشون خالکوبی دارن

‫تو کت‌شلواری تنته و ‫شبیه پلیس مبارزه با مواد شدی

‫لعنتی. چرا هیچی نگفتی؟ ‫منم همین کار رو می‌کردم

‫حالا تو شبیه مدیر باحال میشی ‫و من شبیه یه بچه درسخون

‫- ببخشید. نمی‌دونم چی بهت بگم ‫- ببخشید

‫شما آقای رمیک هستی، رییس استودیو؟

‫آره! خودمم. هی، چطوری؟

‫- هی! از دیدنت خوشحالم. داگم. ‫- هی، داگ. چه خبر؟

‫هی، پسر. همه از بودن شما ‫در اینجا هیجان‌زده‌ان

‫عجب. نگاش کن

‫آره. اگه این کت‌شلوار رو نپوشیده بودی، ‫شاید اصلا شما رو نمی‌شناختم

‫دنبالم بیا

‫کت‌شلوار کوفتی

‫همین مونده یه تابلوی گنده دستم بگیرم ‫که روش نوشته، من حقوق شما رو میدم، عوضیا

‫آخه بازدید رییس استودیو ‫به اندازه کافی حواس همه رو پرت می‌کنه

‫حواس کسی رو پرت نمی‌کنم، پسر. ‫هزار بار سر صحنه رفتم

‫بلدم چطوری خونسرد باشم، خب

‫هی، ببین، همینطوریش وقت کم دارن، ‫پس لطفا زیادی ایده‌پردازی نکن

‫آره، مشخصه. اگه ازم نظر بخوان، نظر میدم

‫به غیر از اون، حتی متوجه ‫حضورم نمیشی

‫راه رو باز کنین. رییس استودیو داره میاد. ‫برید کنار، کنار، کنار!

‫راه رو باز کنین

‫متی و سال با یه ورود باشکوه

‫هی، پتی

‫سلام. چیه، نکنه تاکسیدوتو ‫دادی خشکشویی؟

‫لعنتی. زیادی رسمی ـه، نه؟

‫- لعنتی، اونقدرهام بد نیست، نه؟ ‫- خوبی

‫- ولی نباید زیاد توی چشم باشی ‫- باشه

‫باشه؟ این برداشت جای ‫هیچگونه خطایی نداره

‫- آره. دقیقا. ‫- آره؟

‫شرمنده، ولی فقط بودنت در ‫اینجا حواس همه رو پرت می‌کنه...

‫انگار که باب ایوانز با یه بطری ‫مشروب و یه بسته مواد بیاد اینجا

‫همینه دیگه. هی، بچه! ‫چقدر تا شروع فیلمبرداری مونده؟

‫شاید چند دقیقه. سارا روی ایوان داره ‫یه چیزایی رو با جوناس مرتب می‌کنه

‫باشه

‫یه موقع یه بخش مربوط ‫به لباس و این چیزها ندارین؟

‫جایی که بتونم یه کاپشن ازش بردارم، ‫یه چیزی که کمتر رسمی باشه؟

‫آره، البته. همینجاست، نشونت میدم

‫می‌دونی، خیلی تو چشمم

‫سال، مثل یه لنگ جوراب بی‌مصرفی

‫تنها کارت این بود که ‫نذاری امروز بیاد سر صحنه

‫سعی‌مو کردم، باشه؟

‫حتی 20 دقیقه توی دستشوییش قایم شدم ‫تا زیادی دیر بشه و نیایم...

‫ولی پیدام کرد و شروع کرد به دادن زدن سرم. ‫خجالت‌آور بود

‫- جدی؟ واقعا؟ ‫- سارا

‫باشه، بچه‌ها. از همگی بابت ‫صبوری‌تون ممنونم

‫همین الان شروع می‌کنیم

‫- هی، پتی. هی، سال ‫- هی

‫همین الان مت رو دیدم که داشت رد می‌شدم. ‫فکر کردم امروز قرار نیست بازدید داشته باشیم؟

‫می‌دونم. سعی کردیم. سعی کردیم ولی ‫هوس فیلمش زده بالا

‫با این حساب، اگه بشنوه نمی‌خوای ‫نزدیک فیلمبرداری باشه...

‫دیگه هیچوقت نمی‌بینیش. برم ‫بهش بگم بره...

‫- نه، نه، نه. اشکالی نداره. ‫- جدی؟ باشه

‫می‌خوام ازش 800 هزار تای دیگه بگیرم...

‫تا از یه آهنگ رولینگ استونز ‫سر این صحنه استفاده کنم

‫اگه فکر کنه نمی‌خوام سر صحنه باشه، ‫حاضر نمیشه پول بده

‫درسته. یه مرد خیلی شکننده و انتقام‌جوست

‫- و به عنوان بهترین دوستش اینو میگم ‫- مطمئنم مشکلی پیش نمیاد

‫وانمود کن چیزی نگفتم. مرد خوبیه

‫- شاید حتی به دردبخور هم باشه ‫- قطعا به دردبخور نیست

‫می‌دونی، می‌تونیم پشت صحنه و جای ‫دوربین‌ها نگهش داریم. قرنطینه‌ش کنیم

‫بله، بله. مثل یه شامپانزه که ‫ویروسی شده

‫- فکر خوبیه ‫- عالیه، خوبه. هر چی جواب بده

‫دوست دارم دوباره قاب ‫ابتدایی رو بررسی کنم. ممنونم

‫باشه، حالا باید این بچه کوچولو ‫رو توی زمین بازیش نگه داریم

‫- آره. چی؟ ‫- امشب گرتا رو از دست میدیم، می‌دونی که؟

‫آره، فردا به لندن پرواز داره تا توی ‫یه فیلم فوق محرمانه نولان باشه

‫فیلمنامه رو خوندم. ‫به جک قصاب مربوط میشه

‫داستان رو لو میدم، قاتل یه زنه

‫سال، اگه این برداشت در یکساعت ‫آینده بی‌نقص پیش نره...

‫این فیلم بدون پایانبندی می‌مونه

‫پتی، در بهترین حالت تو فقط ‫اسم تهیه‌کننده رو یدک می‌کشی

‫چهار ساله که داریم ‫این پروژه رو پیش می‌برم

‫- جدی میگی؟ ‫- تو فقط اینجایی...

‫تا بتونی سارا رو راضی کنی ‫و فیلم بعدی‌شو بسازی

‫اونقدرها به نظر میاد احمق نیستی

‫نه، که زیاد معلوم نیست ‫چون خیلی احمق به نظر میای

‫می‌دونی، پتی، وقتی ‫الکلی بودی خیلی بهتر بودی

‫خب، چه خوب شد که مست نیستم

‫صبر کن، وایستا

‫- در یه تیم هستیم، نه؟ ‫- آره، باشه

‫جلوی متی رو می‌گیریم تا ‫برداشت رو نابود نکنه...

‫- آره. آره. باشه. ‫- با دور نگه داشتنش از سارا...

‫با دور نگه داشتنش از بازیگرها...

‫- به خصوص گرتا ‫- چرا؟

‫می‌خواد زودتر سوار هواپیما بشه ‫تا به مصاحبه ویژه برسه

‫و اگه اونو ببینه، تمام نور ‫روز رو از دست میدیم...

‫تا بخواد برای متی چاپلوسی کنه ‫تا براش پرواز درجه دو نگیره

‫فهمیدم

‫- آره، بیا تو! ‫- متی!

‫- سلام. خدای من ‫- سلام

‫خیلی بهتر شد

‫شبیه یه سیاهی لشکر احمق شدم؟

‫خب، سیاهی لشکر احمق از ‫کت‌شلوار پرشکوه استودیویی بهتره

‫بزن بریم!

‫- میشه سریع برم دستشویی؟ باشه ‫- می‌خوان فیلم بگیرن

‫- زود باش. بدو. بدو بدو ‫- بچه کوچولو، نگهش دار

‫باشه، باشه. آرومتر، این شلوار زیادی گشاده. ‫نمی‌تونم درست راه برم

‫- خدای بزرگ، متی. مگه تازه‌کاری؟ ‫- باشه، باشه. فهمیدم

‫برداشت‌های بدون کات خیلی مسخره‌ن

‫مثل اینه که کارگردان داره حال می‌کنه ‫ولی بقیه توی بدبختی غلت می‌زنن

‫تماشاچی‌ هم اصلا به تخمش نیست

‫شوخی می‌کنی؟ برداشت بلند بدون کات ‫یه دستاورد سینمایی خفنه، می‌دونی؟

‫پیوند بی‌نقص بین ‫هنر و فن سینماییه

‫آره، در فیلم بردمن، فرزندان بشر، ‫رفقای خوب این برداشت رو می‌بینی

‫ولی، می‌دونی چیه؟ می‌دونی موقع فیلمبرداری ‫رفقای خوب با ری لیوتا قرار داشتنم؟

‫جدی؟

‫طرف توی شلوارش یه چیز ‫نرم کاراملی براق داشت

‫- گندش بزنن ‫- در آرامش باشی

‫یه ابزار خیلی خوب ‫در داستان‌سرایی هم هست، می‌دونی؟

‫شخصیت گرتا لی رو می‌بینی که از یه آدم ‫قوی تبدیل به یه آدم ضعیف میشه...

‫- اونم در یه برداشت بدون کات؟ ‫- عالیه، می‌دونی

‫آره، فکر کنم مایا می‌خواد اینو ‫یه داستان عشقی یه لزبین نشون بده...

‫نه یه برداشت بلند غم‌انگیز

‫باشه، حاضریم که شروع کنیم. ‫همه سر جاشون

‫رسیدیم. درست به موقع در زمان طلایی

‫قبل از شروع برم سلام کنم؟

‫- نه، نه، نه ‫- نه، بمون

‫- باشه. باشه ‫- لعنتی. یه ابر داره میاد

‫یه دقیقه وقت بده

‫باشه، پس بیاین...

‫یه بار دیگه تمرین کنیم ‫قبل از اینکه فیلم بگیریم

‫الفی، لطفا پخش کن

‫باشه. خب دوربین بی‌نقصه. من...

‫بدل داره یه ذره سریع حرکت می‌کنه

‫باید حواسمون باشه که ‫گرتا اصلا عجله نکنه

‫هی. سیاهی لشکر نباید این پشت باشن

‫- خدای من. خیلی شرمنده، آقای رمیک. ‫- هی، نه. اشکالی نداره. چیزی نیست...

‫- چیزی نیست. مشکلی نیست. می‌دونم. ‫- فکر کردم از سیاهی لشکر هستین...

‫- به خاطر این لباس. ‫- درک می‌کنم. مشکلی نیست

‫می‌تونی مت صدام کنی. ‫همه چی مرتبه، نگران نباش

‫باشه. مت، برات قهوه یا ‫یه چیزی بیارم؟

‫آره، اگه میری چیزی بیاری...

‫بدم نمیاد یه قهوه سرد با کمی ‫شیر جو و یه ذره شیره آگاوه بخورم

‫عالیه، خیلی ممنونم

‫باشه. چیزی نیست. ‫وانمود کن من اینجا نیستم

‫پس اگه اینجا نیستی، ‫کی می‌خواد اون قهوه رو بخوره؟

‫باشه، همونجا نگهش دار. یه ذره ‫جلوی در کُند بود

‫- آره ‫- چند بار دیگه باید...

‫توی اتاق دور بزنه. نور چطوره؟

‫تقریبا عالیه. اگه یه دقیقه دیگه شروع کنیم، ‫باید برای دو برداشت خوب باشه

‫- باشه. ‫- باشه، بچه‌ها، برگردیم سر جاهامون

‫- سلام. چطوری؟ ‫- سلام، مت. آره...

‫شنیدم ممکنه بیای، ‫و خوشحالم به موقع اومدی

‫آره. به زحمت رسیدم. ‫ولی رسیدیم

‫لباس صحنه رو پوشیدی؟

‫داستانش مفصله. ‫بعدا بهت میگم

‫- سرت شلوغه، می‌دونی. آره. ‫- عالیه. عالیه. مرسی اومدی

‫پس اگه میشه یادداشت کن...

‫اولش بیشتر سمت چپ دوربین باشه...

‫- باشه. ‫- گل‌ها خیلی خوشگلن

‫- خیلی هیجانزده شدیم. ‫- عالیه. خوشحالم خوشت اومده

‫- آره. ‫- عالیه

‫بعدش تا وقتی که باز بشن ‫تراکم‌شون کمتر میشه

‫- باشه. ‫- پس...

‫حمایت از فیلمسازهای خانم در کانتیننتال ‫یکی از مهمترین الویت‌هاست

‫خب، بیا این برداشت رو بگیریم و ‫مطمئن بشیم اشتباه نمی‌کنی

‫اشتباه. نه، نه، نه

‫آره. آره. پس اگه میشه ‫یادداشت کن، عالی میشه...

‫خیلی مشتاق بودم ببینم ‫چطور این صحنه رو خلق می‌کنی...

‫از همون لحظه اول که توی فیلمنامه‌ت خوندمش. ‫خیلی شاعرانه بود، می‌دونی؟

‫سوفیا با ماشین دور میشه، ‫تمام زندگیش زیر و رو شده...

‫هر چیزی که دوست داره ‫الان پشت سرشه. تو اینو نوشتی

‫- آره ‫- آره

‫خب، هیچ جوره از دستش نمی‌دادم

‫خب، تمام بعد از ظهر ‫تمرینش کردیم...

‫و سه بار با بازیگرهای بدل ‫فیلمبرداریش کردیم...

‫و از الان حالم داره ازش بهم می‌خوره

‫نه، اینطور نیست. نه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left