Prvních 200 řádků.
یاکوب
ولم کن
یاکوب، کافیه
از این وضعیت خوشم نمیاد
فالکی
فالکی
آروم باش
ولم کن - اونا صدات رو میشنون -
ولم کن - آروم باش -
ببخشید
چی میخوای؟ - ببخشید -
ببخشید اگه ترسوندمت - چرا افتادی دنبال من؟ -
شبیه اون نیستی
اصلاً خواهر هستید؟
تو کی هستی؟
فکر میکنی کیم؟
فالکی؟ - دقیقاً -
اونا صدامون رو میشنون
.باید باهام بیای بیا
بهت صدمه نمیزنم
اذیتت نمیکنم
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
عجله کن
اینجا
.خوبه. بیا اینجا زود باش
.بیا. بیا اینجا اینجا صدامون رو نمیشنون
اینجا نمیتونن صدامون رو بشنون
خب
خوبه
ضبط صوت همراهته؟
.ضبط کن باید صدام رو ضبط کنی
.خوبه عالیه
.تو قبلاً آماده نبودی خب؟
اما حالا چندتا قطعه داری
و حالا میتونی قطعه های من رو درک کنی
و آره، 21
خیلی خب. 21 - بله -
بیست و یک نفری که گم شدن رو میگی؟ - نه. 21 قطعه، باشه؟ -
...بیست و یک، 22، 23. بیست و یک - متوجه نمیشم -
کدوم قطعه ها؟ - کافیه. خیلی خب -
!بیست و سه، 22، 21، آره
بیست و یک
به آهنگ گوش کردی؟ - آره -
خب، پس میدونی
...مهم ترین قطعه - ...بیشتر آهنگ -
.نه، خدا لعنت کنه آهنگ نه
.نه هی، نرو
.اونا به سرم برق وصل کردن ...اونا گفتن
!اوستارا، ایدا ـه
اوستارا، ایدا ـه؟ - بله -
و این کلش توی کتاب بود
کدوم کتاب؟
کتاب یاکوب. توش همهچی درمورد تخم مرغ و اوستارا نوشته شده بود
متوجهام
باید واضحتر توضیح بدی
داری درمورد کدوم تخم مرغ حرف میزنی؟ - تخم مرغ -
اون خوردش و بعدش اتفاق افتاد
چی اتفاق افتاد؟ - چیزی که کتاب گفته بود -
اون کتاب الان کجاست؟
.رفته رفته
اما به واقعیت تبدیل شد
چون یاکوب مجازات شد
،و املیا هم چیزی رو از دست داد ...و من درحال زجر کشیدنم، و ایدا هم
ایدا چی شد؟
ایدا چی؟
اون قربانی شد
باهاش چیکار کردید؟
...من نکردم من هیچوقت بهش صدمه نزدم
وقتی ناپدید شدن چه اتفاقی افتاد؟
بعد از ناپدید شدن نبود
زودتر اتفاق افتاد - ...زودتر؟ موقع -
توی جزیره اتفاق افتاد؟
.آره، دقیقا. حالا فهمیدی فهمیدی
چه اتفاقی تو اون جزیره افتاد؟
...من دیدم
دارم راستش رو میگم
...و این با عقل جور هیچ استدلالی براش وجود نداره
انجامش بده، فالکی
نترس
چه اتفاقی برای ایدا افتاد؟
.نمیدونم از مادر ایدا بپرس
مادر ایدا. مادر من؟ - آره، مادرت، مادر ایدا. بله -
چرا مامان من؟ - اون میدونست این اتفاق میوفته -
از کجا باید میدونست؟ - آخه ایدا زندانی بود -
اون زندانی شده بود و مادر ایدا ترسیده بود
از کجا باید میدونست؟
نمیدونم، اما اون میدونست که ایدا ناپدید میشه
...اما
،میدونم که درست میگم اما هنوز قطعههای من کنار هم قرار نگرفتن
دیگه نمیتونم جلوتر برم
.مسیر من اینجا تموم میشه اما تو میتونی
تو حقیقت رو پیدا میکنی
و کجا پیداش میکنم؟
راننده
راننده تیکه ها رو داره
.اما اون توی بیمارستانه ...من نمیتونم، اون
.دقیقا اون نزدیک تره
اون حالش خوب نیست - نه ولی حال تو خوبه؟ -
برو پیشش
اعتدالین
آسترید
به آهنگ گوش بده، آسترید
از آخر به اول گوش کن
توربن؟
توربن؟
توربن، صدام رو میشنوی؟
آسترید هستم
دفعه قبل که دیدمت سعی کردی چیزی بهم بگی
مربوط به کامیون فارغ التحصیل ها بود؟
توربن؟
،اگه میشنوی میشه یه نشونه بهم بدی؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
میخواستم چیزی ازش بپرسم
ازت میخوام بری
خوب میشه؟
میشه لطفاً بری؟
،توربن، اگه میشنوی بهم یه نشونه بده
.اون نمیتونه صدات رو بشنوه نمیتونه صدای هیچکسی رو بشنوه
اون مرگ مغزی شده
دیگه تموم شد
دیگه حیاتی درونش وجود نداره
بله، اما امکان نداره بیدار بشه؟
فردا از دستگاه ها جداش میکنیم - نکنید -
ما هرکار بخوایم میکنیم - ...اگه اون -
میشه در آخرین لحظات زندگی شوهرم باهاش تنها باشم؟
...بله، اما اگه اگه بیدار بشه چی؟
متوجه نیستی، نه؟
تو این بلا رو سرش آوردی
داره تکون میخوره
.انگشت هاش رو تکون داد توربن؟ اون تکون خورد
میشه بس کنی؟
چطور جرات میکنی؟
لینا؟
آسترید، تویی؟
تو یه چیزی میدونستی
تو میدونستی ایدا قراره ناپدید بشه
چی داری میگی؟
هیچوقت نمیذاشتی بره بیرون
مجبورش میکردی توی اتاقش بمونه
این حقیقت نداره، آسترید
اشتباه میکنی
همیشه باهاش جنگ و دعوا داشتی
همه دختر های نوجوان
با مادرشون از این بحث ها دارن
تو نمیخواستی که به اون کامیون سواری بره، یادمه
مزخرفه
من فقط میخواستم
که مراقب خودش باشه
معنیش این نبود که نمیتونه به اون گردش بره
خب تو اون موقع خیلی جوون بودی
معلومه که همه چیز رو یجور دیگه یادت میاد
من فقط میخواستم ازش مراقبت کنم
مثه بقیه مادر ها
همونطور که از تو مراقبت کردم
...اما
تو از من مراقبت نکردی
تو پیشم نبودی
نه - نه -
اما تقصیر من نبود
آسترید، اون موقع فقط من بودم که بهت باور داشتم
اما دنیس کار خودش رو کرد
دنیس اونیه که تو رو از من دور کرد
اما من مریض بودم
و تو دائم میگفتی که من میتونم ایدا رو پیدا کنم
بله - من نه سالم بود -
من فقط نه سالم بود
برگشته، نه؟
میتونم توی صورتت ببینمش
.میتونم حسش کنم دوباره داری تجربهاش میکنی، نه؟
من مریض نیستم - میدونم -
تو مریض نیستی
تو هیچ مشکلی نداری
تو همیشه ارتباط خاصی با ایدا داشتی
بله
تو یک توانایی خاص داری
باورش کن
.تو هیچ مشکلی نداری نه
میرم جواب بدم
باشه
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
چشات رو اذیت میکنه؟
زیاد کابوس میبینی؟
وقتی بیدار هم میشی باهاتن؟
همیشه وقتی بیدارم میان
،اونا باعث میشن که بیدار بشی اما فقط توی خوابت وجود دارن
نه، خواب نبودم
میدونم که حس میکنی واقعی هستن
سردرد زیاد میاد سراغت؟
نه - به شکمت نگاه کن -
.کاملاً سرت رو ببر پایین بله. و بیار بالا
.اینطوری آفرین
فقط میخوام برم خونه
حتما
قبل از اینکه اتفاق بیوفته
چیزی میشنوی، یا بو یا چیزی حس میکنی؟
نه، قبلش نه، اما گاهی توی لونه یه بویی میاد
No comments yet. Be the first to leave one.