Prvních 200 řádků.
اگه نمیتونی منو ببخشی،
پیش خودت فکر کن که اون یه یتیم بیچاره ـس که حتی نمیتونه مادرشو بشناسه
بعدش میتونی بدونِ هیچ مشکلی، بزرگش کنی
از اونجایی که الان مادرِ هان گیولی، اینکارو کن
فهمیدی؟
پس جوابتُ مثبت فرض ميکنم و میرم
صبر کن
ما نمیتونیم اینکارو کنیم
نمیتونی قبولش کنی؟
منظورت چیه؟
نمیخوای به فرزندخوندگی قبولش کنی؟
ما میتونیم اینکارو کنیم
با اینکه دلمون برای بچه میسوزه،
اگه بخوای همینطوری از خودت رفتار غیرانسانی نشون بدی...
مجبور میشیم نظرمونُ عوض کنیم
سو وون
من قبلا عاشقت بودم
همیشه دلم برات می سوخت و طبقِ گفته خودت فکر میکردم...
بخاطرِ من زندگیِ فلاکت باری داری
و تا همین الان خودم رو نسبت به هان گیول گناهکار میدونستم
آره، حقیقت همینه
چیزی عوض نشده
چرا یهویی میگی که نمیتونی بزرگش کنی؟
"چیزی عوض نشده"؟
هی، جونگ سو می
اگه انسانیت سَرِت میشه باید اَزمون معذرت خواهی کنی
نه، اول باید از زنم معذرت خواهی کنی
یه بار دیگه بهت میگم
میدونی بخاطرِ حقه بازیت اون چقدر سختی کشیده؟
تقصیر منه که یه زمانی با تو آشنا شدم، اما اون هیچ اشتباهی نکرده
بخاطرِ طلاقِ ناخواسته ـمون قُرصای خواب آور میخورد
هنوز هم هست
اون بچه یِ کَسی که باعثِ طلاقش شده بود رو به فرزندی گرفت...
و با جون و دل بزرگش کرد
اگه حتی یه کم بهش فکر کنی،
نمیتونی انقدر بی شرم باشی
عزیزم. بسه دیگه همه چی تموم شده
همونطور که اون زن گفت،
از وقتی هان گیول به دنیا اومده اصلا مهر مادری نداشته
فایده نداره این حرفا رو بهش بگی
بهتره بذاریم بره
ما قبلا قول دادیم
ما همه چی رو فراموش می کنیم و هان گیول رو بزرگ می کنیم
چرا باید همه چی رو فراموش کنیم و بزرگش کنیم؟
من نمیتونم ببخشمش
اون فریبمون داده، تهدیدمون کرده و بارها بهمون دروغ گفته
تو فریبِ ـمون دادی که بچه ـتُ بزرگ کنیم
حتی خواهرتُ مجبور کردی که اَزمون پول اخاذی کنه
هنوزم هست
به خانواده یِ شوهرِ آینده خواهرم، اطلاعاتِ دروغ دادی،
و آبرویِ پدر مادرمُ بردی
تو یه بیمارِ روحی-روانی هستی...
که انسانیتت رو از دست دادی و دیگران رو نادیده میگیری
آره، تو درست میگی
من دیوونه ام و عقلمُ از دست دادم
اما اون سختی هایی که من کشیدم شما تجربه ـشون کردین؟
مثل من صدمه دیدین؟
مثل من تا این حد تو فلاکت افتادین؟
زندگی کردن مثل یه انسان که عذاب وجدان داشته،
فقط برای آدمایی مثل شماس که زندگی لوکسی دارین
فقط زمانی ممکنه که آدم یه چیزی داشته باشه
شما برای من،
مثلِ کاهی بودن که وقتی میخواستم غرق بشم، گرفتمش. فهمیدین؟
به خودت بیا
بخاطرِ خودت...
زندگیت به فلاکت افتاده
هیچ کس دیگه ای مقصر نیس
آه، بس کنین
جونگ سو می
ما میخوایم بچه ـت رو بزرگ کنیم، نه تو
اگه ما رو از همدیگه متنفر کنی، اصلا برای هان گیول خوب نمیشه
همونطور که خودت گفتی، ما کاملا مادرشُ فراموش می کنیم...
و به عنوان بچه خودمون بزرگش می کنیم
پس دیگه برو
و دیگه اسم هان گیول رو به زبون نیار
اگه یه بار دیگه ببینیمت،
دیگه کوتاه نمیام و نمی بخشمت فهمیدی؟
(قسمت چهل و ششم)
باشه. انگار بالاخره با هم به توافق رسیدیم
اما من به تو هیچی بدهکار نیستم
صبر کن. این صدایِ عفریته ای رو چند بار شنیدم
سختی هایی که کشیدی؟
چرا باید تقصیرِ من باشه؟
اگه خیلی همدیگه رو دوست داشتین،
حتی اگه مشکلی بدتر از پیدا شدنِ یه بچه پیش میومد...
از هم طلاق نمیگرفتین
این عفریته چی میگه؟
حتی اگه بچه یِ سو وون نباشه، تصمیم گرفتی بزرگش کنی؟
نباید ازم ممنون باشی؟
وقتی نازا بودی، هان گیول باعث شد مادر بشی
این چه مزخرفیه؟ داره راجب چی حرف میزنه؟
چیزی که گفتی رو دوباره بگو
چی گفتی؟
هان گیول بچه یِ دکتر لی نیس
حقیقت داره؟
راستشو بهم بگو
دوباره بگو
مامان، بیا بریم بیرون ارزش نداره به حرفش گوش کنی
صبر کن، صبر کن باید اینو بدونم
دکتر لی
این حقیقت داره؟
معذرت میخوام حتی خودمم دیروز اینو فهمیدم
پس...
این عفریته تا الان گولِ ـمون زده...
و خانواده ـمون رو از هم پاشونده؟
آره
مگه چه اشکالی داره؟
مهم نیست هان گیول بچه یِ اون باشه یا نه
وقتی نمیتونه بچه بیاره و من نجاتش دادم نباید ازم ممنون باشه؟
خفه شو، عفریته
مادر
مامان، خواهش میکنم بس کن
داری چیکار می کنی؟ مگه اشتباه میگم؟
تمومِ دنیا میدونن که دخترت ناباروره
باشه. پس توئه عفریته داری میگی که...
چون دخترم ناباروره باید هان گیول رو بزرگ کنه؟
پس بذار یه چیزی ازت بپرسم؟
اگه دخترم نابارور نباشه چی؟
بعدش میتونه هان گیول رو بزرگ نکنه؟
مامان، داری چیکار می کنی؟
تو دنیا ناباروری جرم نیست
اگه منظورت اینه، پس ما مجبور نیستیم هان گیولُ بزرگ کنیم
ما دلمون برای هان گیول میسوزه،
اما خودت باید بچه ـتُ بزرگ کنی بیا ببرش. ببرش
اینو بگیر و با چِشمای خودت ببینِش!
نمیتونی باور کنی؟ نمیتونی باور کنی؟
درسته، بعضی وقتا،
چیزای خوب تو زندگی اتفاق میفته
دخترم بخاطرِ تو کُلی سختی کشید
فکر کنم بخاطر همین خدا دلش به رحم اومد و بهش اجازه داد که حالا بچه داره بشه
پس بیا بچه ـت، هان گیول رو ببر دیگه مجبورم نیستیم بزرگش کنیم
همین الان بچه ـتُ ببر، عوضی همین الان ببرش
مامان
دو یون، امروز بِهمون خوش گذشت، نه؟
فردا هم باهام بازی میکنی و بیشتر خوش میگذرونیم؟
نمیخوام خدافظی کنم
میخوای با هم رامیون بخوریم و تو خونه ـم بازی کنیم؟
رامیون خیلی تُنده
میتونی دفعه بعد برام کتلت خوک آماده کنی؟
باشه
هان گیول
آجوشی
فردا می بینمت، دو یون
باشه
آجوشی، مامانم کجاس؟
اون تو فروشگاه منتظرته زود باش بیا بریم
چرا هنوز اینجایی، عفریته؟ ها؟
مامان، بیخیالش شو. بسه دیگه حق با اونه، مادر. آروم باشین
چرا باید آروم باشم؟
حالا توئه عفریته و هان گیول هر دوتون برام غریبه این
و دیگه برام مهم نیس
ما دیگه مجبور نیستم هان گیول رو بزرگ کنیم
بیا بریم. دخترتُ بهت میدم بیا بریم
بیا بریم. بیا بیرون صبر...
صبر کنین چی شده؟
نگران وسایلشی؟
ما کتاب، لباس، اسباب بازی هاش و همه چیزش رو برات می فرستیم
برو. برو دیگه چندش آور!
لطفا صبر کنین
خدای من خدای من
هی، داری مثل خواهرت رفتار میکنی؟
بهت گفتم برو چرا یهویی زانو زدی؟
معذرت میخوام
همش تقصیر منه
لطفا همین یه بار منو ببخشین
هی، جونگ سو می
جدی میگم
من از اولش نمیخواستم فریبِتون بدم
وقتی رفتم زندان، دادمش دستِ خواهرم
اما خواهرم اشتباه فهمیده بود و تحویلش داده بود به سو وون
اون موقع، خیلی از سو وون بدم میومد،
واسه همین برای اینکه بِِکشمش پایین نقش بازی کردم
پس بعد از اینکه اومدی بیرون باید راستشو میگفتی
واقعا سعی کردم اینکارو کنم
ولی...
یه اتفاقی افتاد
منظورت از "یه اتفاقی افتاد" اینه که...
میخواستی بری خارج و تنها زندگی کنی؟
التماستون میکنم
فکر کردم اگه جوری وِلش کنم که انگار برام ارزشی نداره،
شما از رویِ ترحم بزرگش میکنین
خواهش میکنم. التماستون میکنم
من اصلا قصد نداشتم دوباره بیام دنبالش
به هر حال حقِ اینکارو ندارم
اگه با من به عنوان مادرش زندگی کنه،
ممکنه زندگی رقت انگیزی داشته باشه
اما بازم... جدی میگم
هان گیول منو یادش نمیاد
چطور میتونه اینطوری باشه؟ من تا چهار سالگی بزرگش کردم
لطفا فقط فکر کنین اون یه یتیمه...
که به ترحمِ ـتون نیاز داره و ازش مواظبت کنین
ازتون خواهش میکنم. خواهش میکنم التماستون میکنم
خواهش میکنم
عوضی
بلند شو. بلند شو نمیخوام
تا وقتی قبول نکنین بلند نمیشم
بلند شو. گفتم بلند شو
تو حق نداری از ما بخوای...
که هان گیول رو قبول کنیم و بزرگش کنیم
هی، فکر میکنی هان گیول توله سگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.