Tiny Beautiful Things - First Season

Tiny Beautiful Things - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Tiny Beautiful Things S01E06 720P Dsnp Web-Dl Ddp5 1 H 264-Wdym
Komentář od AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Zveřejněno: 2023-04-19
Stažení: 30
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫اوه

‫گندش بزنن

‫اوه!

‫آه! عوضی!

‫شوخی می‌کنی؟

‫اوه، خدایا

‫اوه! اوه... اوه... آه

‫چرا همچین می‌کنی؟

‫من نه. نه کاری نمی‌کنم

‫من فقط...

‫اوه!

‫اوم...

‫دیشب بهم زنگ زدن

‫گفتن که دوباره می‌تونم ‫برگردم سر کار، خب

‫اوه، واسه همینه که ‫موهاتو شونه کردی؟

‫چی؟ من همیشه موهامو شونه می‌کنم

‫آره، خیلی خوبه

‫صبر کن ببینم، اون کیه؟

‫صبر کن ببینم، اینجا چه خبره؟ ‫صبر کن ببینم، اینجا چه خبره؟

‫صدای چیه؟

‫- خدایا، بابا داره پورن می‌بینه... ‫- صدای چیه؟

‫و اون نمی‌دونه که بلوتوثش روشنه

‫چی؟

‫اوه، خدای من. پدر و مادرم چرا این‌جورین؟

‫دنی!

‫گندش بزنن

‫چیکار می‌کنی؟

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- می‌خوام دوش بگیرم

‫اوه، نه، دوش نمی‌گیری!

‫الان شنیدم داشتی چیکار می‌کردی

‫ما... ما... دخترت شنید ‫که داشتی چیکار می‌کردی!

‫- چی؟ چطور؟ ‫- بلوتوث روشن بود! صدا از اسپیکر اومد!

‫- اوه ‫- نکن

‫این پورن تو انبار فروشگاهه

‫تو سکس مردم

‫- تو انبار فروشگاه رو نگاه می‌کنی؟ ‫- خیلی خب

‫فقط... برو بیرون، لطفا. میشه...

‫می‌دونی که ما می‌تونستیم ‫این کار رو با هم انجام بدیم؟

‫می‌تونستیم

‫تمام این مدت، فقط خودم و ‫خودت، به‌صورت واقعی و فیزیکی

‫من فقط ۶ متر ازت فاصله داشتم

‫فقط نظرمو میگم

‫هی دختر

‫سواری نمی‌خوای؟

‫از تو؟ نه

‫می‌تونی سوار ماشین بشی؟

‫لطفا؟

‫چیه؟

‫از کاپشنت خوشم اومد

‫ری، تو چی...

‫ری!

‫سلام، چه خبر، کِو؟ بیا داخل حاجی

‫خوشحالم که می‌بینمت

‫- سلام. کوین هستی، درسته؟ ‫- بله

‫اوه، موفق باشی

‫اوه، جلسه روان‌درمانگری داریم

‫اوه. آره، راستی، نمیشه...

‫نمیشه چیزی نگیم، می‌دونی ‫از اتفاقی که افتاده؟

‫اوه، اتفاقا بحث رو با ‫این موضوع شروع می‌کنم

‫چون هر هفته در مورد

‫کار افتضاحی که انجام ‫داده‌ام صحبت میشه، پس...

‫باشه، فقط... من کاری انجام ندادم

‫- که افتضاح یا اشتباه یا... باشه ‫- خیلی خب

‫من این حس و حال

‫بگم بگم که راه ‫انداختی رو دوست ندارم

‫من... این... من چیزی...

‫- ببخشید ‫- اون چیه؟

‫چیزی داره وز وز می‌کنه؟

‫نه. نه این... نه، این فقط ‫یه کیسه‌ست. توش زباله‌ست

‫- چی؟ صبر کن ‫- الان می‌خوای آشغال‌ها رو بررسی کنی؟

‫- اوه!

‫تو میدان جنگ جونشو از دست داد

‫ممنون. مرسی

‫اوه... ببخشید

‫پورن نگاه می‌کنی؟

‫چی؟ نه. نه

‫نه، اوه

‫- اوه، اوه... ‫- عجب

‫خب، اوه، باید حواست به اینا باشه

‫اوه... الان یه لاکپشت

‫- از اونجات افتاد ‫- اوه، عجیبه

‫اوه، درسته

‫اوه، چیزه... کبود شده بود...

‫اوم، پس داشتی پورن نگاه می‌کردی؟

‫اوه...

‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

‫این متقاضیان باید اطلاعات

‫بیمه درمانی‌‌‌شون رو پر کنن

‫باید باهاشون تماس گرفته بشه

‫و جالب اینه که بعضی‌هاشون

‫شماره تماس ندارن

‫عالیه. خیلی خب

‫خوشحالی که برگشتی؟

‫خیر

‫ولی، در واقع، باید چک حقوقی‌ام رو بگیرم

‫تا شب‌ها تو رختخواب ‫دراز نکشم و به اقساط وام و

‫باطل شدن بیمه سلامتم فکر کنم، پس...

‫این همون چیزهاییه که شما قدیمی‌ها ‫تو رختخواب بهشون فکر می‌کنید؟

‫ناراحت‌کننده‌ست

‫نسل جدیدو گاییدم

‫هیچ‌کس نمی‌خواد ‫بشنوه که تو کیو میگایی

‫فیش ازم جدا شد

‫و بچه‌های سال آخر

‫اسم منو تو رده چهارم لیستِ ‫کردنی‌ترین دخترها گذاشتن

‫چهارم لعنتی!

‫متاسفم واسه این اتفاق

‫لعنتی. حالا لازم نیست انقدر جدی باشی

‫مادرت قبلا حسابی از خجالتم دراومده

‫خدایا. اوم...

‫آره، اون، اوم، اون فقط...

‫یه روانی به‌تمام معناست؟

‫آره

‫جلو پات رو ببین

‫این چیه؟

‫ماریجوانا تو قوطی. مادرم خیلی قبولش داره

‫شوگر عزیز

‫چند وقت پیش یه نامه برات نوشتم

‫و اوه، این وضعیتیه ‫که اخیرا پیش اومده

‫اوم، من یه دوست پسر دارم

‫مدتیه که با همدیگه ‫آشنا شدیم، تقریبا یک سال

‫و اوه، نمی‌دونم، اون...

‫اون معمولا همه چیزو بهم میگه

‫ولی یه روز، من ‫زودتر از سر کار اومدم

‫و در اتاق خوابمو باز کردم

‫و اونو دیدم که لباس زیر منو پوشیده بود

‫و حالا من... نمی‌دونم چی بهش بگم

‫چیزی بهش بگم؟

‫یا نادیده‌اش بگیرم؟

‫من واقعا دوستش دارم

‫ولی فکر نکنم در حال ‫حاضر خوشم ازش بیاد

‫در واقع، واقعا ازش متنفرم

‫خیلی ازت متنفرم

‫سلام

‫حاضری؟

‫حال‌تون چطوره؟

‫- عالی. خیلی خوب ‫- خوب

‫خیلی خوب. عالی

‫پس بهتر از هفته قبل هستید؟

‫- قطعا ‫- اوم... در واقع، این...

‫دنی از اسپیکرهای بلوتوثی ‫صدای پورن پخش کرد

‫- امروز صبح... ‫- ویبراتورِ کلر

‫به معنای واقعی کلمه به‌خاطر ‫استفاده بیش از حد، ذوب شد

‫تا حالا مراجعه‌کننده‌ای داشتی

‫که فقط به تماشای

‫سکس خفن افراد عادی

‫- تو یه فروشگاه ابزار‌‌‌آلات... ‫- عجب

‫- علاقه‌مند باشه؟ ‫- اوه...

‫- منظورم اینه که، می‌دونم این خاص به‌نظر می‌رسه ولی... ‫- بیا... خیلی خب...

‫چیزه... وقتی که...

‫وقتی که بهش فکر می‌کنی، این فقط...

‫- ابزار برقی و... ‫- کلر

‫- کلاه‌های ایمنی ‫- خیلی خب، من...

‫پیچ و میخ. ابزارآلات ماکیتا ‫(ماکیتا: مارک معروف ابزارآلات)

‫خیلی خب، میشه بس کنی؟ خدایا

‫- دنی ‫- چه غلطی می‌کنی

‫- من فقط... ‫- دنی

‫اینجا جای گفتن این حرف‌هاست؟

‫چیزی نیست که بخوای ‫درباره‌اش خجالت بکشی

‫تو اتاق بمون لطفا

‫خیلی خب

‫باشه

‫خب...

‫به نظر می‌رسه هر دوتون ‫تجربیات فردی خودتون رو دارید

‫فکر کنم همین‌طور باشه

‫می‌دونم که سخته

‫ولی شاید بهتره بریم سراغ اصل مطلب

‫که چرا...

‫شما دوتا با هم سکس ندارید؟

‫در واقع ما در حال حاضر

‫عوامل استرس‌زای زیادی تو زندگی داریم

‫پس یه جورایی...

‫میل جنسی نداریم

‫مثلا چه عواملی؟

‫اوم، من... من برگشتم سر کار

‫می‌دونی، این، اوم...

‫باعث میشه بیمه سلامت و حساب ‫پس‌انداز بازرنشستگی داشته باشیم

‫و هیچ حرفی هم از اینکه

‫برادرت کی قراره پولو ‫پس بده، نمی‌زنی؟ عجیبه

‫می‌خوای باز همین ‫روال رو ادامه بدی؟

‫سر این قضیه بارها و بارها و بارها دعوا کنیم؟ ‫این واسه‌ات جالبه؟

‫- می‌دونی چیه؟ اصلا متاسفم ‫- این قضایا رو اینجا واسه‌ات جالب می‌کنه؟

‫- این چیزه... ‫- کمکی می‌کنه؟

‫داستان‌های تموم نشدنی زندگی من

‫و... و آموزش ساز ترومبون به بچه‌ها

‫با حساب پس‌انداز ‫بازنشستگی همراه نیست

‫متاسفم، اما مسئله پوله

‫و این پولیه که من به‌دست ‫آوردم و تو اونو هدیه دادی

‫کلر، از رفتن سر کاری که بهت

‫بیمه سلامت و حساب پس‌انداز ‫بازنشستگی میده، آزرده‌خاطر میشی؟

‫یا شاید هم به این خاطر آزرده‌خاطری

‫دنی دستمزد کمتری نسبت به تو داره؟

‫نه. ما، اوم، این تصمیمات ‫رو با همدیگه گرفتیم

‫می‌دونی، خیلی وقت پیش

‫این‌طور نیست که اونو مجبور کنم که...

‫ولی در عین حال این کار رو کردم

‫این کار رو کردم

‫من این کار رو انجام دادم تا تو ‫کاری رو انجام بدی که دوست داری

‫خیلی خب، خب... ‫خب... خب که چی؟ پس

‫پس چون دستمزدت از من بیشتره

‫یعنی می‌تونی هر ‫کاری بخوای انجام بدی

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left