The Waterfront

The Waterfront

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Waterfront S01
Komentář od ehsan_kh

Tagy

other
Zveřejněno: 2025-07-25
Stažení: 39
Pro sluchově postižené: No
FPS: 23.976

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫چیزی دستگیرت شد خبرم کن

‫باورم نمیشه. ‫تو کتِ من یکی نمیره!

‫تیم و رجی پرس‌وجو می‌کنن ببینن کسی این حرومزاده‌ها رو دیده یا نه

‫- چی شد که اینجوری شد؟ ‫- هشداری بود از طرف دوستمون، اوون

‫کلانتر؟ کلانتر... ‫معلومـه که کار اون کلانتر حیوون بود!

‫آروم باش. بسپارش به من

‫می‌خوای چیکار کنی مثلاً؟

‫سلام، ما اومدیم. حالش خوبـه؟

‫- زهره‌ترک شده ‫- ساوانا کو؟

‫طبقه‌ی بالاست. پرستارش رو فرستادم بره

عزیزم

‫خوبی تو؟

‫خیلی‌خب، پیشش بمون. ‫من میرم به ساوانا سر بزنم.

‫بو... بو میدم

‫عیبی نداره. طوری نیست

‫- هی، درو ‫- بله، قربان

‫به کلانتر خبر دادید؟

‫بهش زنگ زدم. در جریانـه

‫بهش زنگ زدی؟ ‫یعنی تو خونه کونش رو هوا کرده؟

‫- این حرف‌ها بی‌فایده‌ست ‫- نگران نباش، کین

‫- باعث و بانی رو پیدا می‌کنیم ‫- میشه لطفاً همینجا بحث رو ببندیم؟

‫بله، خانم. ‫فقط چند تا سؤال بپرسم و تموم.

‫- روبراهی؟ ‫- نه

‫یه کلاس خط بری بد نیست

‫کمکی از دستم ساخته‌ست، هارلن؟

‫میای خصوصی صحبت کنیم؟

« کلاید پورتر » « کلانتر »

‫بیا بشین

‫نمی‌خوای بگی ماجرا از چه قرار بوده؟

‫چهار تا معتاد شیشه در پیِ پول واسه مواد. ‫افرادم پیگیرن.

‫ولی خدایی ‫عروست شانس آورد

‫خانواده‌ام خط قرمزمـه

‫خیلی بد شد اینجوری شد

دنیا دیگه جای امنی نیست

‫خوبـه آدم دوست و آشنا داشته باشه

‫بهت که گفتم

دیگه خبری از پخش نیست

تا به گریدی وصلم کنی

‫خب...

‫بشین یکم فکر کن، هارلن، مطمئنم نظرت عوض میشه

‫بابایی، اگه راه نیفتیم، دیرم میشه ها

‫خیلی‌خب، تا من با مامان خداحافظی می‌کنم، ‫تو هم وسایلت رو بردار

‫- بجنب، یه دقیقه‌ی دیگه میریم ‫- باشه

‫عزیزم؟

مشکلی ندارم ها. من می‌برمش

‫نه، خودم می‌برم

‫ای خدا، موهام هنوز بوی بنزین میده

‫نمی‌خوای بمونی خونه؟ ‫استراحت کنی؟

‫نه، خوبم

‫مطمئنی؟ بمونی خونه برات خوبـه ها

‫- میگم خوبم دیگه ‫- ای بابا، پیتون

‫چه تفنگ خفنی!

‫نخیر، اصلاً هم خفن نیست، خب؟ ‫خفن مَفن نداریم

‫نبینم دستت بهش بخوره ها. ‫متوجه شدی؟

‫کفش آبیه‌ات رو بپوش

‫چیکار می‌کنی؟

‫اقلاً ‫همه چی رو ازش قایم نمی‌کنم

‫منظورت چیـه؟

‫یعنی هدفِ اون مردهایی که ‫دیشب اومدن اینجا

‫من یکی که نبودم؛

حالا ‫می‌مونی تو

نمی‌خوای چیزی بگی؟

‫عزیزم، واقعاً نمی‌دونم کار کیـه، خب؟ ‫حرفم رو باور کن

‫خیلی‌خب، من آماده‌ام

‫من می‌شینم پشت فرمون، خب؟ ‫می‌تونیم خانوادگی با هم بریم

‫- حاضری؟ ‫- از این خبرها نیست

‫بریم، خوشگلم!

‫تا نزدم بابات رو شَتَک نکردم

‫میگم، بی‌زحمت تعقیبش می‌کنی؟ ‫اگه تو رو دید هم عیبی نداره

‫فقط... فقط حواست بهش باشه

‫چشم، قربان

‫خیلی‌خب، مرسی

‫- شرمنده، حموم بودم ‫- چه بهتر اصلاً

‫پیامت رو دیدم. ‫دیشب چی شد؟

به زنِ کین حمله کردن

‫- جدی؟ ‫- آره، چیزیش نشده، ولی قضیه بوداره

‫- بابت مواده؟ ‫- شاید. مشخص نیست. بهت میگم باز

‫- اطلاعاتی که بهت دادم به درد خورد؟ ‫- آره

‫لیست بار کشتی رو چک کردم

‫توی ماه گذشته، «مورنینگ‌بریز»

‫چهار سفر ثبت کرده

‫با دفتر ثبت شیلات تطبیقش دادی؟

‫هیچ صیدی تخلیه نشده

‫هر دفعه قایق ده تا ۱۴ ساعت بیرون بوده

‫دو بار به بهونه‌ی خرابی موتور ‫برگشته بندر و

‫دو سفر دیگه رو هم ‫به حساب هوای خراب خط زدن

‫دقیقاً با لیست بار ‫کشتی «بانوی شکوهمند» می‌خونه

‫پس کین هم‌زمان ‫با دو تا قایق قاچاق می‌کرده

‫جالب شد

‫درباره‌ی اونهایی که قایق رو می‌گردونن چی می‌دونی؟ ‫تیم دانلی و رجی میلر؟

‫جفتشون سابقه‌دارن

‫کین شیش ماه پیش آوردشون سر کار

‫- ردیاب ماهواره‌ای رو خاموش کردن بودن؟ ‫- من از کجا بدونم؟

‫می‌تونی من رو ببری روی عرشه‌ی مورنینگ‌بریز؟

‫اگه ردیاب رو دستی قطع کرده باشن، ‫این خودش جُرمـه

‫کافیـه؟

‫اون‌قدری هست که ناخدا دستور بده ‫برای سفر بعدی‌شون

‫یه تیم نظارت نامحسوس بفرستیم

‫برای اینکه پرونده‌مون ‫توی دادگاه محکم باشه،

‫باید سر بزنگاه مُچشون رو بگیرم، ‫درست وقتی که مواد دستشونـه

‫می‌تونم ببرمت روی قایق

‫اینجوری شاید بشه یه کاریش کرد

‫می‌خوای سکس کنیم؟

‫- عاشق این ظرافتتم ‫- بیا اینجا ببینم

‫- مردکِ معتاد ‫- اوهوم

‫کم‌کم سکس توی هوشیاری ‫داره بهم می‌چسبه

‫- نه بابا؟ ‫- بله

‫شاید هم سکس با توئـه که بهم چسبیده

‫- خانم باکلی؟ ‫- سلام

‫چند لحظه وقت دارید؟

‫حتماً

‫بفرما بشین

‫شرمنده دیشب یهویی رفتم. ‫یه کار فوری پیش اومد.

‫- اوضـ... ‫- اوضاع خوبـه

‫در مورد حرفی که زدیم...

‫هنوز نتونستم هضمش کنم

‫می‌فهمم

‫من هم معذرت می‌خوام ‫اون طوری برخورد کردم

‫- حاضرم آزمایش دی‌ان‌ای بدم، اگه بخواید ‫- نه، نه، شان. حرفت رو باور می‌کنم

‫به خاطره‌ها هم اعتقاد دارم و دور نمی‌ریزمشون

‫سورپرایز

‫مامانتـه

‫بی‌بی

‫چند سال پیش اینجا کار می‌کرد، ‫اون موقع اینجا اندازه‌ی قوطی کبریت بود

‫خیلی شیرین و

‫بامزه بود

‫وای، از خنده روده‌بُر می‌شدیم

‫متأسفم که فوت کرده

‫حرف نداشت

تک بود

‫هیچوقت از بابام حرف نمی‌زد

‫من هم هیچوقت پی‌اش رو نگرفتم. ‫فکر می‌کردم ناراحت میشه.

‫ولی بعدش مریض شد و...

‫گفتی سرطان داشت؟

‫سرطان خون

‫دقیقاً سال آخر حقوق بودم که ‫این اتفاق افتاد

‫تموم دوران درمان کنارش بودم

‫بعد روزهای آخرش... یه روز، ‫خیلی یهویی برگشت گفت:

‫«بابات هارلن باکلیـه»

‫«یه ماهیگیر توی هیون‌پورت کارولینای شمالی»

‫- حتماً کنجکاو بودی ببینیش ‫- می‌گفت آدم پیچیده‌ایـه

‫با همین کلمه توصیفش کرد

‫تازه خیلی هم ارفاق کرده

‫آره، سعی کردم بیخیالش بشم

‫پیش خودم گفتم من که این آدم رو نمی‌شناسم، ‫خدا می‌دونه چه واکنشی نشون بده

‫زن و زندگی داره

‫باید اول تکلیفم رو با خودم معلوم کنم، ‫نه که یهویی زندگیش رو زیر و رو کنم

‫خانواده‌ی دیگه‌ای هم داری؟

‫فقط خودمم و دوست‌پسرم

‫دو سالی میشه که با همیم

‫می‌دونه اینجام

‫خب؟

‫حالا که بابات رو دیدی، ‫برنامه‌ات چیـه؟

‫حس می‌کنم ‫اگه بهش نگم کی‌ام،

‫حسرتش به دلم می‌مونه

‫- می‌دونستید با مامانم بوده؟ ‫- نه، نمی‌دونستم

‫- شرمنده اگه ناراحتتون کردم ‫- طوری نیست

‫هی

‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی، شان

‫مرسی که انقدر بهم لطف دارید

‫- می‌تونم یه خواهشی ازت بکنم؟ ‫- بله، خانم

‫صبر می‌کنی یکم دیرتر به هارلن بگی؟

‫امروز، روز خوبی برای این کار نیست

‫به شرطی که اخراج نشده باشم

‫معلومـه که اخراج نشدی. من بهت نیاز دارم

‫می‌خوای مال تو باشن؟

‫ممنونم، خانم

‫رادار بالای سکانـه

‫خیلی‌خب، سریع تمومش می‌کنم

‫ردیاب قطعـه

‫- نشونه‌ی خوبیـه دیگه؟ ‫- آره

‫رادارش هم مدل ۴۱۰ئـه، ‫پس جی‌پی‌اس داره و مسیرها رو ضبط می‌کنه

‫- جَلدی ازش یه کپی می‌گیرم ‫- چقدر طول می‌کشه؟

‫از این سریع‌تر نمیشه

‫کمپرسور اتاق یخ کوچیکه از کار افتاده

‫چی؟ چقدر خرج داره؟

‫رینولدز گفته ۳۲۰۰ تا

‫یا خدا

‫- این خراب‌شده داره از هم می‌پاشه ‫- آره

‫کین

‫دنبالم بیا

‫کجا؟

‫فقط کار رو در بیار

‫- بعداً با هم حرف می‌زنیم ‫- خیلی‌خب، چشم

‫قضیه چیـه؟

‫یالا، بگید

‫جفتمون ‌پشیمونیم. ‫قصد آزار کسی رو نداشتیم.

‫- فقط می‌خواستیم بترسونیمش ‫- پورتر مجبورمون کرد

شما به زنش حمله کردید

‫آقا، ببخشید

‫خیر سرمون قرار بود ازش زهر چشم بگیریم

بیا

‫نه

‫یه نگاه بهشون بنداز

‫این یکی رو باش، ‫انگار تازه دیپلم گرفته

‫دیپلم‌ردّی‌ام

‫تو یکی خفه‌خون بگیر

‫بزنشون. حالت بهتر میشه

‫چه فایده؟ ها؟

‫درس عبرت میشه واسه بقیه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left