Prvních 200 řádků.
چیزی دستگیرت شد خبرم کن
باورم نمیشه. تو کتِ من یکی نمیره!
تیم و رجی پرسوجو میکنن ببینن کسی این حرومزادهها رو دیده یا نه
- چی شد که اینجوری شد؟ - هشداری بود از طرف دوستمون، اوون
کلانتر؟ کلانتر... معلومـه که کار اون کلانتر حیوون بود!
آروم باش. بسپارش به من
میخوای چیکار کنی مثلاً؟
سلام، ما اومدیم. حالش خوبـه؟
- زهرهترک شده - ساوانا کو؟
طبقهی بالاست. پرستارش رو فرستادم بره
عزیزم
خوبی تو؟
خیلیخب، پیشش بمون. من میرم به ساوانا سر بزنم.
بو... بو میدم
عیبی نداره. طوری نیست
- هی، درو - بله، قربان
به کلانتر خبر دادید؟
بهش زنگ زدم. در جریانـه
بهش زنگ زدی؟ یعنی تو خونه کونش رو هوا کرده؟
- این حرفها بیفایدهست - نگران نباش، کین
- باعث و بانی رو پیدا میکنیم - میشه لطفاً همینجا بحث رو ببندیم؟
بله، خانم. فقط چند تا سؤال بپرسم و تموم.
- روبراهی؟ - نه
یه کلاس خط بری بد نیست
کمکی از دستم ساختهست، هارلن؟
میای خصوصی صحبت کنیم؟
« کلاید پورتر » « کلانتر »
بیا بشین
نمیخوای بگی ماجرا از چه قرار بوده؟
چهار تا معتاد شیشه در پیِ پول واسه مواد. افرادم پیگیرن.
ولی خدایی عروست شانس آورد
خانوادهام خط قرمزمـه
خیلی بد شد اینجوری شد
دنیا دیگه جای امنی نیست
خوبـه آدم دوست و آشنا داشته باشه
بهت که گفتم
دیگه خبری از پخش نیست
تا به گریدی وصلم کنی
خب...
بشین یکم فکر کن، هارلن، مطمئنم نظرت عوض میشه
بابایی، اگه راه نیفتیم، دیرم میشه ها
خیلیخب، تا من با مامان خداحافظی میکنم، تو هم وسایلت رو بردار
- بجنب، یه دقیقهی دیگه میریم - باشه
عزیزم؟
مشکلی ندارم ها. من میبرمش
نه، خودم میبرم
ای خدا، موهام هنوز بوی بنزین میده
نمیخوای بمونی خونه؟ استراحت کنی؟
نه، خوبم
مطمئنی؟ بمونی خونه برات خوبـه ها
- میگم خوبم دیگه - ای بابا، پیتون
چه تفنگ خفنی!
نخیر، اصلاً هم خفن نیست، خب؟ خفن مَفن نداریم
نبینم دستت بهش بخوره ها. متوجه شدی؟
کفش آبیهات رو بپوش
چیکار میکنی؟
اقلاً همه چی رو ازش قایم نمیکنم
منظورت چیـه؟
یعنی هدفِ اون مردهایی که دیشب اومدن اینجا
من یکی که نبودم؛
حالا میمونی تو
نمیخوای چیزی بگی؟
عزیزم، واقعاً نمیدونم کار کیـه، خب؟ حرفم رو باور کن
خیلیخب، من آمادهام
من میشینم پشت فرمون، خب؟ میتونیم خانوادگی با هم بریم
- حاضری؟ - از این خبرها نیست
بریم، خوشگلم!
تا نزدم بابات رو شَتَک نکردم
میگم، بیزحمت تعقیبش میکنی؟ اگه تو رو دید هم عیبی نداره
فقط... فقط حواست بهش باشه
چشم، قربان
خیلیخب، مرسی
- شرمنده، حموم بودم - چه بهتر اصلاً
پیامت رو دیدم. دیشب چی شد؟
به زنِ کین حمله کردن
- جدی؟ - آره، چیزیش نشده، ولی قضیه بوداره
- بابت مواده؟ - شاید. مشخص نیست. بهت میگم باز
- اطلاعاتی که بهت دادم به درد خورد؟ - آره
لیست بار کشتی رو چک کردم
توی ماه گذشته، «مورنینگبریز»
چهار سفر ثبت کرده
با دفتر ثبت شیلات تطبیقش دادی؟
هیچ صیدی تخلیه نشده
هر دفعه قایق ده تا ۱۴ ساعت بیرون بوده
دو بار به بهونهی خرابی موتور برگشته بندر و
دو سفر دیگه رو هم به حساب هوای خراب خط زدن
دقیقاً با لیست بار کشتی «بانوی شکوهمند» میخونه
پس کین همزمان با دو تا قایق قاچاق میکرده
جالب شد
دربارهی اونهایی که قایق رو میگردونن چی میدونی؟ تیم دانلی و رجی میلر؟
جفتشون سابقهدارن
کین شیش ماه پیش آوردشون سر کار
- ردیاب ماهوارهای رو خاموش کردن بودن؟ - من از کجا بدونم؟
میتونی من رو ببری روی عرشهی مورنینگبریز؟
اگه ردیاب رو دستی قطع کرده باشن، این خودش جُرمـه
کافیـه؟
اونقدری هست که ناخدا دستور بده برای سفر بعدیشون
یه تیم نظارت نامحسوس بفرستیم
برای اینکه پروندهمون توی دادگاه محکم باشه،
باید سر بزنگاه مُچشون رو بگیرم، درست وقتی که مواد دستشونـه
میتونم ببرمت روی قایق
اینجوری شاید بشه یه کاریش کرد
میخوای سکس کنیم؟
- عاشق این ظرافتتم - بیا اینجا ببینم
- مردکِ معتاد - اوهوم
کمکم سکس توی هوشیاری داره بهم میچسبه
- نه بابا؟ - بله
شاید هم سکس با توئـه که بهم چسبیده
- خانم باکلی؟ - سلام
چند لحظه وقت دارید؟
حتماً
بفرما بشین
شرمنده دیشب یهویی رفتم. یه کار فوری پیش اومد.
- اوضـ... - اوضاع خوبـه
در مورد حرفی که زدیم...
هنوز نتونستم هضمش کنم
میفهمم
من هم معذرت میخوام اون طوری برخورد کردم
- حاضرم آزمایش دیانای بدم، اگه بخواید - نه، نه، شان. حرفت رو باور میکنم
به خاطرهها هم اعتقاد دارم و دور نمیریزمشون
سورپرایز
مامانتـه
بیبی
چند سال پیش اینجا کار میکرد، اون موقع اینجا اندازهی قوطی کبریت بود
خیلی شیرین و
بامزه بود
وای، از خنده رودهبُر میشدیم
متأسفم که فوت کرده
حرف نداشت
تک بود
هیچوقت از بابام حرف نمیزد
من هم هیچوقت پیاش رو نگرفتم. فکر میکردم ناراحت میشه.
ولی بعدش مریض شد و...
گفتی سرطان داشت؟
سرطان خون
دقیقاً سال آخر حقوق بودم که این اتفاق افتاد
تموم دوران درمان کنارش بودم
بعد روزهای آخرش... یه روز، خیلی یهویی برگشت گفت:
«بابات هارلن باکلیـه»
«یه ماهیگیر توی هیونپورت کارولینای شمالی»
- حتماً کنجکاو بودی ببینیش - میگفت آدم پیچیدهایـه
با همین کلمه توصیفش کرد
تازه خیلی هم ارفاق کرده
آره، سعی کردم بیخیالش بشم
پیش خودم گفتم من که این آدم رو نمیشناسم، خدا میدونه چه واکنشی نشون بده
زن و زندگی داره
باید اول تکلیفم رو با خودم معلوم کنم، نه که یهویی زندگیش رو زیر و رو کنم
خانوادهی دیگهای هم داری؟
فقط خودمم و دوستپسرم
دو سالی میشه که با همیم
میدونه اینجام
خب؟
حالا که بابات رو دیدی، برنامهات چیـه؟
حس میکنم اگه بهش نگم کیام،
حسرتش به دلم میمونه
- میدونستید با مامانم بوده؟ - نه، نمیدونستم
- شرمنده اگه ناراحتتون کردم - طوری نیست
هی
تو هیچ کار اشتباهی نکردی، شان
مرسی که انقدر بهم لطف دارید
- میتونم یه خواهشی ازت بکنم؟ - بله، خانم
صبر میکنی یکم دیرتر به هارلن بگی؟
امروز، روز خوبی برای این کار نیست
به شرطی که اخراج نشده باشم
معلومـه که اخراج نشدی. من بهت نیاز دارم
میخوای مال تو باشن؟
ممنونم، خانم
رادار بالای سکانـه
خیلیخب، سریع تمومش میکنم
ردیاب قطعـه
- نشونهی خوبیـه دیگه؟ - آره
رادارش هم مدل ۴۱۰ئـه، پس جیپیاس داره و مسیرها رو ضبط میکنه
- جَلدی ازش یه کپی میگیرم - چقدر طول میکشه؟
از این سریعتر نمیشه
کمپرسور اتاق یخ کوچیکه از کار افتاده
چی؟ چقدر خرج داره؟
رینولدز گفته ۳۲۰۰ تا
یا خدا
- این خرابشده داره از هم میپاشه - آره
کین
دنبالم بیا
کجا؟
فقط کار رو در بیار
- بعداً با هم حرف میزنیم - خیلیخب، چشم
قضیه چیـه؟
یالا، بگید
جفتمون پشیمونیم. قصد آزار کسی رو نداشتیم.
- فقط میخواستیم بترسونیمش - پورتر مجبورمون کرد
شما به زنش حمله کردید
آقا، ببخشید
خیر سرمون قرار بود ازش زهر چشم بگیریم
بیا
نه
یه نگاه بهشون بنداز
این یکی رو باش، انگار تازه دیپلم گرفته
دیپلمردّیام
تو یکی خفهخون بگیر
بزنشون. حالت بهتر میشه
چه فایده؟ ها؟
درس عبرت میشه واسه بقیه
No comments yet. Be the first to leave one.