Prvních 144 řádků.
اون بلوز زشت رو از كدوم بدبختي دوزديده ؟
احتمالاْ از زنش
جل الخالق، به پارچه مبل هم رحم نميكنن يعني ؟
"مسخرش نكن "هيلاري اون تازه تو "مسابقه محله" برنده شده
اون زنـه بغل "شريفي نيا" كيـه ؟
! اون "شريفي نيا" نيست، پدر منـه
تو خيلي سطحي نگري، ازت متنفرم
.هم احمقي هم زشتي اميدوارم جوون مرگ شي
ـ ببخشيد ـ باشه
! واي اونو نگاه
! "ترمز كن! ترمز كن "ويل
ـ چه غلطي داري ميكني ؟ ـ ببخشيد، تقصير من نبود
،يه سنجاب يهو پريد جلوم منم وحشت كردم
فيليپ"، زنگ ميزنم مدير اينجا بياد" ماشينو ببره
! چرا كه نه ! اينجوري بيشتر جلب توجه ميكنيم
"ـ بپـر بالا "ويويان ـ نه
"معذرت ميخوام آقاي "بنكس اما ورود ماشين گلف به سالن غذاخوري ممنوعـه
چه قدر خوب مارو تو اين باشگاه تابلو كردي
تعجب نميكنم اگه مزاياي بازي "شافل بورد" رو ازمون سلب كنن
چه بهتر. اينجا خيلي افتضاحه من كه ميرم
صـــب كن ببينم
رسماْ اعلام ميكنم كه آماده ازدواجم
"جم كن خودتو "ويل اون "ميمي مامفورد" ــه
به 5 قدميش هم نميتوني نزديك شي مگه قبلش پدرشو تحت تأثير قرار بدي
اون يه جراح برجسته و قهرمان مسابقات "چوگان" ـه
و اين طرفا اونو به اسم "دكتر نـه" ميشناسن
ـ چرا اينو بهش ميگن ؟ ـ چون هيچ وقت "بــله" نميگه
ميگن هيچ پسر جووني به درد دخترش نميخوره
عمراْ جرأت نكنه به من "نـه" بگه چون من خواهش كردن تو كارم نيست
...ميمي، اگه جمعه شب بيكاري
ميخواستم ببينم دلت ميخواد با من بياي بريم پارك "نهج البلاغه" ؟
نــه
اسمت چيه پسر جان ؟
كدوم مدرسه درس ميخوني ؟ كدوم دانشكاه قراره بري ؟
و در آينده ميخواي چيكاره شي ؟
من فقط يه دانشجوى سال دومـم راستش فعلاْ هيچ تصميمي نگرفتم
برو پي كارت پسر، تو حالمو بهم ميزني
:::::... پــِرنــــس جــــديــــد بــِل اِيــر :::::... ... فصـل 1، قسـمت 3 ... ... Clubba Hubba ...
خب اين "دكتر نـه" به چور آدمايي جواب "بلـه" ميده ؟
به كسايي با نمرات خوب، با ادب، خوش قيافه
در يك كلام، مــن
پس چرا تا حالا برا دخترش پا پيش نذاشتي ؟
به تيپ من نميخوره با فك كردن بهش حتي غلغلكم هم نميگيره
بايد بگم برا منو غلغلک ميده
به همين خيال باش
،"بزار روراست بهت بگم "ويل ...تو آري از رفتارهاي اجتماعي
براي تحت تأثير گذاشتن كسي مثل "دكتر نـه" هستي
ديگ به ديگ ميگه روت سياه
...من خوشتيپ ترين، باهوش ترين
و بي چون و چراجذاب ترين مرد مجرد دنيا بعد از "بهرام رادان" هستم
"اينجا "فيلادلفيا" نيست، "ويل اينجا "بل اير" ــه
و زنهاي اينجا فرق دارن
تضمين ميكنم كه "دكتر نـه" بهت نـه ميگه
ـ آره؟ من ميگم نميگه ـ ميگه
ـ نميگه ـ ميگه
كي گفته هنر گفتگو از بين رفته ؟
"خيله خب، "ويل فك ميكني ميتوني مثل يه جنتلمن باشي ؟
خب رفتارت رو چطور ميخواي انتخاب كني ؟
كارلتون، اين خيلي راحتـه كه يه اُمـُـل باشي
فقط كافيه آدم يه روزشو با تو سپري كنه
اينقدرها هم كه بنظر ميرسه آسون نيست
... و با اجازه پدر گراميتون
مايلم شمارو تا پارك "نهج البلاغه" همراهي كنم
اصلاْ نميدونستم شما دوتا اينقدر باهم صميمي شدين
اينجا چه خبره "كارلتون" ؟
... ويل ميخواد مُخ "ميمي مامفورد" رو بزنه
و منم دارم بهش ياد ميدم كه چطور يه جنتلمن باكلاس باشه
منم هســتم
نظاره كن ويل ... اينگونه يه جنتلمن
با يه خانم صحبت ميكنه
... "ببينم "ميمي
ميتونم تو جذاب سنجم از 10 نمره به تو 10 بدم ؟
فك نكنم
عمو "فيل"، شما چطور مُخ ميزديد قديما ؟
چيزي كه ميخوام بهت بگم زندگيتو براي هميشه عوض ميكنه
ـ گوشت با منـه ؟ ـ بله
... اول، دستشو ميگيرم
... بعد خيلي آروم بدون اينكه ببينه نوازش ميدم
،تو عمق چشماش نگاه ميكنم تو گوشش آروم زمزمه ميكنم
اجازه ميدم لبهام به آرومي ... تبديل به يك خنده مليح
زيبا و احساسي بشه و صداي آرامش بخشي توليد كنه
فيليپ"، اين همون كاريـه كه" تو اولين قرارمون كردي
ـ درسته ـ شانس آوردي قرار دوم نصيبت شد
با اجازه شما، قربان
"قطعاْ "جفري البته اگه فك ميكني مال تو بهتر از منـه
مادمازل
،زندگي من قبل از ورود شما چيزي جز يك نجواي راكد نبود
... خواه اين دست تقدير يا سرنوشت يا قسمت
... بوده است كه مارا بهم رسانده
در اين لحظه بى مبالات ...به خودم اجازه ميدهم
تا بگويم شما چه تأثيره عميقي بر قلب و روح اين موجود حقير گذاشته ايد
! عشـــق من
ـ چاقوي ماهي خوري ـ اره بابا
نه، راستش همونه. بالاخره ياد گرقت
! ـ ياد گرفت ـ جداْ ؟
برو پيش فاحشه خودت
"عذرخواهي ميكنم، ارباب "كارلتون
ـ عرض ميكرديد ـ ويل چاقوي ماهي خوري رو برداشت
ويل"، ازت ميخوام با دقت توجه كني"
كدوم يكي چنگال ميگو خوريـه ؟
يا خـدا ! فك كنم ديگه ياد گرفت
درسته
اون كـُت مسخره رو از كجا خريده ؟
احتمالاْ از جمعه بازار
ـ شنيدي "جگوار" خريده ؟ ـ همون دست دوّمـه ؟
خب فقط اينارو يادت باشه تو اهل "كاناتيكت" هستي
و به مدسه "بل اير" منتقل شدي و كاپيتان تيم مدرسه هم هستي
حالا بگو از كجا منتقل شدي ؟
بندرعباس
نخــير! اصلاْ ولش كن بريم خونه
شوخي كردم پسر. ريلكس باش شروع كن
"پوزش ميخواهم دكتر "مامفورد يكي از دوستام تازه به اين شهر اومده
.و ستاره جديد تيم مدرسه اس مايليد باهاش آشنا بشيد ؟
نــه
... به نظرتون احترام ميزارم قربان
فقط ميخواستم بگم كه تو اون مسابقه "چوگان" عجب بازي اي ارائه داديد
بازي رو ديدي پس ؟ ببخشيد، متوجه نشدم اسمتون چي بود
"اسميترز" قربان، "كيپ اسميترز"
"بگير بشين "اسميترز
ـ منم ميتونم بشينم ؟ ـ نــه
كدوم مدرسه درس ميخوني ؟ كدوم دانشگاه قراره بري ؟
و در آينده ميخواي چيكاره شي ؟
مدرسه "بل اير"، دانشگاه "اميركبير"، جرّاح بشم
جراح ... تخصص منم همينه
از كدوم بخش اينكار بيشتر خوشت مياد ؟
تيكه پاره كردن
منم همينطور
گوش كن، خيلي خوشحالم كه طرفداره "چوگان" هستي
من يه اسب خوب عربي دارم
واقعاْ ؟ عمّـامه هم داره سرش ؟
"خيلي خنده دار بود "اسميترز فك كردم جدي ميگي
براي يه لحظه فك كردم يه احمقي
اينم دخترم ميخواي باهاش آشنا بشي ؟
.يا زهرا چه سوال سهمگيني
راستش من خيلي جلوي جنس مخالف خجالتي ميشم
چرنده
ـ سلام پدر ـ سلام خوشگلم
ميخواستم ينفرو بهت معرفي كنم
ميمي"، ايشون "كيپ اسميترز" هستن" "عضو تيم مدرسه "بل اير
يك جنتلمن و يك دانش آموز ممتاز و بزودي يه جراح برجسته
داريد خجالتم ميديد قربان
خب ديگه، شما دوتارو تنها ميزارم
... ـ ميمي ... ـ ببين قبل از اينكه بخواي
شروع كني از خرخونيهات تعريف كني ميخواستم يه چيزي بگم
No comments yet. Be the first to leave one.