Prvních 149 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.راستشو بگم، سورپرایزم کردی
.آبیس
.فکر میکردم رین تنها کسیه که از پس چشم شیطانش برمیاد
.تو از رین که یه استعداد الهیه جادوگر بهتری نیستی
...یعنی
وای
وای
بستن
بستن
چی شد یهویی؟
.هیچی جون جفتمون! ادامه بده شما
.بگذریم، به نظر آدم قدری میای
آخیش
...برا همین فرد قدرتمندی مثل تو باید بدونه
.این دنیا با همه یکسان برخورد نمیکنه
.قبلاً قانون جنگلو برات گفتم
.من از آدمای سطح پایین خوشم نمیاد
.اونا با ما نیستن، ولی از محبتهای ما سواستفاده میکنن
.و خودخواهانه چیزای بیشتری میخوان
خیلی پررو هستن، مگه نه؟
.لازم نیست چیزای الکی دنبال خودمون بکشیم
هممم، این یعنی، کسایی که نمیتونن ...از جادو استفاده کنن
.اوهوم
.باید از شرشون راحت شیم
شکه
شکه
.اینکه فقط از جامعه جداشون کنیم زیادی مهربونانهست
.من این ساز و کار رو عوض میکنم
این شامل افراد ضعیف و کسایی که .به ضعیفا پناه میدن هم میشه
...کسایی که پناه میدن
.ماش
.تو واقعاً پسر خوب و صادقی هستی
یا 140 هزار پیغمبر!! تو این سن دابل پشت وارو میزنی؟
...بفرما، این شیرینی خامهای رو
!قبل اینکه بگمش خوردش
.ماش، پسرم خیلی بهت افتخار میکنم
.خیلیخب، فهمیدم
.راهی که میخوای بری واسه من مشکلسازه .فکر کنم نتونیم باهم رفیقی چیزی بشیم
.که اینطور. پس تو نتونستی بفهمیش
.مثل اینکه یکم مغزت تاب داره
.و ژنهای پست باید منقرض بشن
.هوووف، امروز زیادی از خودم کار کشیدم
.ها؟ این چرا شیکسته
!ارباب آبل و کله قارچی دارن باهم میجنگن
!فکر کنم ریدم با زمانبندیم
.عروسکا داخلشون اسیده
.باید مواظبش باشی
.باش
تو این اوضاع دقیقاً برنامهش چیه؟
ها؟ این چیه؟
.زبانم قاصره دیگه
.کله رو پرت کرد که لمسشون نکنه
ضربه
ده
امتیازی
!شبیه ماسماسکهای بولینگ شد
.الان داشتی در مورد پستی ژن و اینا میگفتی
،با منطق خودت اگه شکستت بده پس یعنی تو ژن پستتری؟
.نمیدونی کی باید ساکت شی
حالا اون هیچی، با لیمو چه کردی؟
.لیمو؟ نمیدونم کیو میگی
.تنها کاری که من کردم، گرفتن جادو از همه بود
همش همین؟ .همه به خاطر همش همینت مریض شدن
.گفتم که .قوی از ضعیف میگیره
.این حقمونه
.تو حتی نمیتونی متوقفشون کنی
.ولی این سطح مهارت فعلیت رو نشون میده
!دیگه تمومه
.از آخرین باری که همو دیدیم پیشرفت کرده
،قوی از ضعیف میگیره و این حقشونه، درسته؟
،پس
.وقتی بردم، باید بهم بگی لیمو کجاست
.فکر کنم باید برگردم خونمون
.پس فقط لب و دهن نبودی
.قربونت
.ولی فقط همین
این چی بود دیگه؟
.شرمنده
.زیادی یه طرفه بود .ظرافتی توش نبود
.فین
این رفیقته، مگه نه؟
گرفتمش، چون فکر میکردم .سرگرممون میکنه
اون رفیق مو سیخ سیخیت زیادی به فنا .رفته بود بدرد نمیخورد دیگه
.دنبال یه نمایش جذابم
مگه گفتم حق داری بهش دست بزنی؟
.شرمنده، ولی تو حق حمله کردن نداری
،اگه قانون رو بشکنی .رفیقت رو تیکه تیکه میکنم
.که اینطور، پس میخوای اینطوری بازی کنی
.البته اگه بخوای خودتم میتونی تیکه تیکهش کنی
،اگه نکنی .تویی که تیکه تیکه میشه
از پسش برنمیای؟ نمیتونی فداکاری کنی؟
.آدما همش دوست دارن فکر کنن که خیلی خوبن
.ولی من میگم همش دروغه
.مثل اینکه اول تبره شکست
...گویا فکر میکنی
خیلی آدم مثلاً عاقلی چیزی هستی، آره؟
!جنگ شد دیگه
،اوه راستی سکه طلامو میخواستی دیگه؟
بالاخره سر عقل اومدی خودت بدیش؟
.اگه انقد میخوایش
از سکه استفاده واسه بریدن نخا استفاده کرد؟
.شرمنده. فکر کنم این سکهه عاشقم شده
.دیگه حالم داره بهم میخوره
.دیگه نمیتونم باهات بازی کنم
.بیفایدهست. قدرت انسان واسه مقاوت در برابرش کافی نیست
.آخرش، تو هم چیزی جز یه عروسک دیگه نیستی
.اینکه من چیم مهم نیست
...من لازمه که
.کاری کنم بابت توهین به دوستام بگی غلط کردم
!تغییر ماریونس
.تحت تاثیر قرار گرفتم
.کاری کردی که مجبور شم اون طلسم رو بزنم
.ولی هنوزم، بقا برای بهتریناست
.ضعفیا فقط طعمهن
.به چشم من تو چیزی جز یه خرگوش باهوش نیستی
.سکهت رو برمیدارم
.واسه خرگوش بودن خوبی
.ولی آخرشم، خرگوش خرگوشه
...نمیتونی یهویی گرگ بشی
این چی بود؟
!اوه
چرا شیرینی خامهای که تو جیبم قایم کرده بودم اینجاست؟
.آدم عادی شیرینی خامهای تو جیبش قایم نمیکنه
...ولی اون چطوری
اون کاملاً به عروسک تبدیل شده بود، چطوری به اختیار خودش داره تکون میخوره؟
جادوی خیمه شب بازیم تمام دستورات مغز رو متوقف میکنه
.و حرکت ارادی رو از بین میبره
.اون نباید بتونه تکون بخوره
...نکنه این
واکنش غیر ارادیه؟
واکنش غیر ارادی
.واکنش غیر ارادی
،وقتی یه چیز داغ لمس میکنی دستتو میکشی
.یا وقتی با چکش میزنن تو زانوت و پات تکون میخوره
،یه واکنش سریع به تهدیدات خارجی
نورونها از میانبری استفاده میکنن .که مسیر رو کوتاهتر کنه
...درسته که جادوم فقط ظاهرش رو تغییر میده ولی
.در درون، همچنان انسانن
یه واکنش سریع و خودبهخود وقتی عروسکه
.فقط با واکنش غیر ارادی ممکنه
...به عبارت دیگه
بوم
بوم
.یه دفاع ناخودآگاه در برابر تهدیدات
!یعنی اون شیرینی انقد واست مهم بود؟
.مثل اینکه دست زدن به شیرینش خط قرمزشه
.واسه بقای بهترینا ضعیفا هم باید برای دفاع از خودشون بجنگن
.خیلی خب به رسمیت شناختمش
No comments yet. Be the first to leave one.