The Asset

The Asset (Legenden)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Asset S01E06 1080p WEB h264-NESTED
Komentář od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-10-29
Stažení: 101
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ناچار بودم بهش بگم کی هستم

‫چرا لعنتی اول با من حرف نزدی؟

‫نمیخواست با تو حرف بزنه ‫چون داشت منو کاور میکرد

‫میدونی عواقبش چیه؟

‫اگه حالا همه چی خراب شه تقصیر توئه

‫میدونی دیگه؟

‫حالت خوبه؟

‫ببین یه مامور از دست داده ‫فقط داره سعی میکنه ازت محافظت کنه

‫کی بود؟

‫فقط سارا

‫چرا جواب ندادی؟

‫دعوا کردین؟

‫نه من...

‫الان فقط انرژی ندارم ‫به هیچی جز سوفیا فکر کنم

‫سلام

‫این خونه واقعیته اصلا؟

‫معلومه که نه یه پلیس که ‫نمیتونه همچین جایی بخره مگه نه؟

‫- اسمت چی بود؟ ‫- تیا

‫تیا

‫- اش من... ‫- اش صدام نکن

‫فقط دوستام اش صدام میکنن

‫پس همه چیزایی که بهم گفتی دروغ بود؟

‫فقط اسمم و شغلم دروغ بود

‫جواهر فروش؟ که من کامل تو دام تو بیفتم؟

‫ایده خوبی بود

‫وای من چه احمقی بودم

‫دلمو ریختم بیرون که میخوام ‫مثل تو بشم و این مزخرفا

‫و همه ا‌ش دروغ بود

‫همه اون حرفا در مورد مامانت؟

‫و معشوق سابق که ولش کردی؟

‫اون همه ا‌ش راست بود

‫- ببین من نمیدونستم... ‫- تو فکر میکنی کی هستی لعنتی؟

‫فکر میکنی از من بهتری؟

‫فکر میکنی من یه احمقم ‫که هیچی حالیم نیست!

‫فکر میکنی میتونی منو ‫برای کارای خودت استفاده کنی

‫و سوفیا

‫که هی میپرسه تو کجایی؟

‫میدونی چقدر حال به هم زنه؟

‫حتما انقدر آسیب دیدی که هیچی حس نمیکنی

‫چی میخوای بدونی؟

‫همه چیزایی که میدونی

‫ولی بعدش میخوام با رئیست حرف بزنم

‫دیگه بهت اعتماد ندارم

‫معلومه

‫تیا این عکس ها رو تو دفتر میران گرفته

‫فاکتورای اجاره ماشین و کامیون

‫همه‌ شون تاریخ یک روز ‫ولی تو جاهای مختلف کشور

‫چرا زودتر ندیدیمشون؟

‫چون قراردادای اجاره رو ‫بامبی بسته بود بعد مرگش

‫سایت شرکت حمل و نقل رو هم چک کردم

‫و یکی از صاحباش این بارو هست

‫میشناسیش؟

‫باید بشناسم؟

‫تو مراسم خاکسپاری بامبی بود

‫آخرین محموله آخر هفته بود

‫اشلی میخواد باهات حرف بزنه

‫چی؟

‫گفتی میخوای حرف بزنه

‫الان بیرون منتظره

‫چی بهش گفتی؟

‫بهم اعتماد کن

‫میخواد بهمون کمک کنه

‫ ‫دارایی

‫چقدر از کارای میران خبر داری؟

‫همیشه حواسش بود زیاد بدونم

‫ولی کمکش کردی

‫چند تا جنس جابه جا کردم و نگه داشتم

‫چه جنسی؟

‫معمولا پول نقد

‫ایده‌ای داری این پولا از کجا میاد؟

‫مخدر

‫از وقتی شناختمش همین کارو میکنه

‫و تو میدونستی؟

‫هیچوقت نخواستم تو کارای خلاف میران باشم

‫شاید یه کم دیر باشه...

‫چند بار کمکش کردی؟

‫چند باری

‫چند تا؟

‫ده دوازده بار

‫مطمئن نیستم

‫چی برات داشت؟

‫لباس، جواهر

‫میدونیم میران اخیرا یه محموله بزرگ گرفته

‫چی میتونی در موردش بگی؟

‫هیچی در موردش نمیدونم

‫اینجور چیزا رو باهام در میون نمیذاره

‫خوب فکر کن

‫اگه چیزی بگی که محکومیتشو محکم کنه

‫هر کاری میکنم سوفیا رو بهت برگردونن

‫اون شب...

‫میران با دست خونی اومد خونه

‫فکر کنم خواست پنهون کنه ولی دیدم

‫لباساشو گشتم پیداشون نکردم

‫میشناسمش

‫فقط اگه جدی باشه از من پنهون میکنه

‫خون خودش بود؟

‫نمیدونم

‫کجا بود؟

‫نمیدونم

‫تا میران پشت میله‌ها نباشه ‫دخترتو پس نمیگیری

‫و برای اینکه بتونیم اتهام بزنیم

‫یه چیز محکمتر لازم داریم

‫اول میخوام دخترمو ببینم

‫باشه این یکی کجا می‌ره؟

‫رو اون دوتا دیگه دو تا از اینا

‫بابا کجاست؟

‫بابا سر کاره

‫باید بفهمیم خون مال کی بود

‫اولویت اولمونه

‫امیدوارم بتونیم بهش اعتماد کنیم

‫ممکنه بره پیش میران

‫- میدونستم این کارو نمیکنه ‫- میدونستی؟

‫بهش اعتماد دارم

‫گفتی این تیپ زنو میشناسی

‫حالا وقتشه نشون بدی

‫باهاش حرف بزن

‫میدونم سخته

‫ولی باید سعی کنی اطلاعات برامون بیاری

‫یعنی چی؟

‫بفهم میران اون شب کجا بود

‫و خون مال کی بود

‫هیچوقت بهم نمیگه نمیدونم چطور بگم

‫یه پرونده باز داری در مورد سوفیا

‫و اون با لباس خونی میاد خونه

‫نمیتونی وقتی این کارا میکنه ازش دفاع کنی

‫برای تو و سوفیا منصفانه نیست

‫مگه نه؟

‫فکر نکنم بتونم

‫بگو دیدیش با لباس خونی اومد خونه

‫بگو دیگه نمیتونی توش باشی

‫باید حس کنه تهدید شده

‫باید حسابی فشارش بدی

‫و گوشیتو نزدیک نگه دار تا بشنویم

‫فکر نکنم بازی کردن نقش برام راحت باشه

‫- سلام ‫- هی عزیزم

‫روزت خوب بود؟

‫عادی بود

‫سلام

‫چی کار کردی؟

‫کار خاصی نکرد

‫تو یخچال غذا مونده

‫مرسی گرسنه نیستم

‫چی شده؟

‫منظورت چیه؟

‫عجیب نگام میکنی

‫- چیزی شده یا... ‫- نه

‫باشه

‫اون شب دیگه کجا بودی؟

‫منظورت چیه؟

‫شبی که سارا اینجا بود ‫وقتی صبح زود اومدی خونه

‫کجا بودی؟

‫داری چی میگی؟؟

‫نمیتونی جواب بدی؟

‫به تو ربطی نداره

‫دستتو دیدم

‫منظورت چیه؟

‫منو احمق فرض نکن باشه؟

‫سوفیا رو دارن ازمون میگیرن ‫و تو هنوز تو گندات هستی

‫باید بدونم چه خبره

‫وگرنه می‌رم

‫جدی‌ام میران برنمیگردم

‫چیو میخوای بدونی؟

‫همه چیو

‫کجا بودی؟

‫چی کار کردی؟

‫با آدمی که بامبی رو کشت ملاقات کردم

‫میران لعنتی!

‫چیکار کردی؟

‫میران؟

‫چیکار کردی؟

‫برادرمو کشت چون با من دعوا داشت

‫پس مجبور بودم کاری کنم

‫نمیدونم چی کار میکنه

‫و نمیتونم جون بقیه رو به خطر بندازم

‫مجبور بودم

‫تموم شد

‫دیگه تمومه اشلی قول میدم

‫بیا سوفیا رو برگردونیم

‫هی چی شده؟

‫نمیتونم

‫آدم خوبیه لایقش نیست

‫اشلی

‫قاتل نیست

‫کار درست کردی سوفیا برمیگرده باشه؟

‫بهم اعتماد کن

‫وای ترسوندیم عزیزم

‫با کی حرف میزدی؟

‫فقط داشتم به سارا زنگ میزدم

‫اینقدر زنگ زده بود

‫بذار ببینم

‫- چیو؟ ‫- گوشیتو

‫تماس‌ های اخیر سارا

‫چی کار میکنی؟

‫عکس ها

‫- عزیزم بیا ویدیو بگیریم ‫- آره بگیریم

‫ببین چقدر با هم بامزیم

‫وای بامزه‌ هست

‫کی دیدیش؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left