Informace o verzi

Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou - 03 [AioFilm org]
Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou 03
Jidou Hanbaiki ni Umarekawatta Ore wa Meikyuu wo Samayou 03
Jidou-Hanbaiki-ni-Umarekawatta-Ore-wa-Meikyuu-wo-Samayou-03
Komentář od AioFilm
🔷 Mahdi آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-07-22
Stažení: 15
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫نبردمون با قورباغه ها به پایان رسید و به روستا برگشتیم

...‫هیچ اتفاق غیرمنتظره ای تو راه برگشت به خونه رخ نداد، ولی

!هی

!روستا

همگی، ببخشید. می‌دونم خسته اید

‫ولی مثل اینکه یک کار دیگه هم هست که باید انجام بدیم

...مونامی، خانوم

....‫اون خیلی بیشتر از من اونارو می‌شناسه، واسه همین این اتفاق براش

!‫باید یه راهی باشه که بهش بفهمونم دارم به چی فکر می‌کنم

سکه را مستقیما در آنجا وارد کنید

باکسو؟

‫مچکرم- نگاه-به آنجا- سکه

مستقیم به آنجا، سکه را وارد کنید

مستقیم؟ نگاه به اونجا؟

!‫راست میگی! اگه اونجا رو نبینیم از هیچی خبردار نمیشیم

،تولدی دوباره به عنوان یک ماشین فروش خودکار سرگردانم هزارتو در اکنون

Mahdi :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

بازسازی

انگار یه چیزی از اینجا رو زمین کشیده شده

ولی چی؟

!مهمانسرا

مهمانسرا سالمه؟

!نه... بد تر از این نمیشه

!مونامی! خانوم

!‫ای وای! نکنه بدوئه بره داخل

شما- ممکنه- خیلی بد شد

!باکسو

ببخشید، باکسو. می‌خوای بهم بگی که آروم باشم

‫حتی اگه خبری هم اونجا باشه، شاید معنیش این باشه که تخلیه کردن و رفتن جای دیگه

سلام

...‫بذار ببینم، تو همچین مواقعی اونا معمولا میرن

!‫خودشه! انجمن شکارچیان

!آهای! لامیس و باکسو

!کاریوس! گورث

!شما هم سالم و سرحالید

عالیه

اون دوتا کجان؟

نگران نباش، اونا داخلن

!خداروشکر

‫ناسلامتی حلقه انتقال اینجاست ها اینجا کاملا محافظت شده اس

البته، این روستا داخل یه سیاهچال ساخته شده

جای تعجب نیست که این همه تجهیزات دفاعی دارن

!لامی! خوش برگشتی

!مونامی! خانوم

خب، عجب روزی بود امروز

‫شما دوتا آسیب که ندیدید؟

!نوچ! من خوبم

خیلی مچکرم

...این مردمی که هر روز می‌بینم

،‫با اینکه فقط چند هفته اینجا زندگی کردم ولی دلم نمی‌خواد یه مو از سرشون کم بشه

این حس رو دارم بخاطر اینکه خودم یه بار مرگ رو تجربه کردم

!همه خوراکیا امروز به حساب منه

!بی انصافیه

‫این مار بزرگ دو سر ظاهرا دشمن طبیعی قورباغه هاس

!این همه چربی خوشمزش کرده

!دارن هیولاهایی که شکستشون دادن رو می‌خورن

‫نمیدونم مردم این دنیا رو وحشی در نظر بگیرم یاسرسخت

با این توزیع رایگان غذا قراره یه سری چهره جدید تو صف ببینم

‫یه نوع جدید از نوشیدنی الکلی همراه با چیپس و اودن به عنوان مزه

‫داره خیلی خوب فروش میره

اودن

!فقط امشبه که مجانی سرویس میدم

!فردا، قراره کلی پول در بیارم

!باکسو

تو هم مستی؟

،‫از وقتی از روستا زدیم بیرون کلی سختی کشیدیم !ولی عوضش الان داریم کیفشو میبریم

سلام

میدونی چیه؟ من خوشحالم

خیلی خوشحالم که همه زنده ان

‫و همینطور خوشحالم از اینکه همه دور تو جمع میشن

‫باعث شد به این فکر کنم که... از یه جایی به بعد تو واسه اینجا به یه بخش حیاتی تبدیل شدی

...و این منو خوشحال می‌کنه، خیلی خوشحال

پس، داشته به همچین چیزی فکر می‌کرده

واقعا دختر خوبیه

شب بخیر، لامیس

به سلامتی فردا

‫مغزه دارها با آماده کردن مغازه هاشون خیلی سرشون شلوغه

‫قراره کلی شکارچی که امروز شیفت دارن و نجار این دور و بر بیاد

همونقدر که انتظار داشتم

‫و لامیس هم توسط رئیس خرس احضار شده

‫امیدوارم توانایی هاش به عنوان یه شکارچی در نتیجه اون عملیات بالاتر رفته باشه

!باکسو، گوش کن

!‫رئیس ازم یه درخواست شخصی داشته

عالیه، مگه نه؟

سلام

!گوش کن ! بهم گفته پاره سنگ هارو جمع کنم

عالیه

!مونامی! خانوم

اومدم کمکتون کنم

!که اینطور، لامی

لطف بزرگی می‌کنی

سلام

همینجاست؟

‫اون جعبه معروف که از خودش عقل و ذهن داره که هست

عالیه! شانسمون خوب گفته

و دستمزد خوب هم میدن، پس کلی چیز می‌خریم

این دیگه پر شد، میرم خالیش کنم

،بخاطر این موهبت قدرت زیاد لامیس قبلا اوضاعش خیلی خوب نبود

و همکاراش باهاش بد رفتار می‌کردند

شاید اگه بیشتر از این کارای معمولی کارگری انجام می‌داد

‫نظرشون راجع بهش عوض میشد

اوه! لامیس. می‌بینم که سخت داری کار می‌کنی

‫اومدم که به این جوانان سخت کوشمون رشوه بدم

...این یارو

آره

‫هرچیزی که از باکسو میخواید بردارید. مهمون من

‫شما خانوما هم همینطور

‫به حساب تو؟ پس من این و این رو می‌خوام

‫لامی، تو همچین مواقعی باید گرون ترین چیزا رو انتخاب کنی

‫در این صورت، من حدود صد محصول جوشیده واسه اسنک درست کردن میخوام

...خب، این

لامیس. دوست داری به دسته ما ملحق شی؟

این قطعا شامل باکسو هم میشه

نخیر

...اوه

هی، واسه چی قبول نکردی؟

!ناسلامتی به "دسته احمق ها "دعوتت کرد

‫بخاطر اینکه الان داریم بازسازی می‌کنیم، و به کمک همه نیازه

شما باید جناب باکسو باشید جعبه ای که از خودش ذهن و قدرت تفکر داره

سلام

این رو باید به عنوان "بله" در نظر بگیرم؟

باکسو، چخبرا؟

شما کی باشید؟

من آکووی هستم، از وزارت دارایی

‫پشت سر من دستیارم، گوکگای هستش

خوشوقتم

‫ما اینجا اومدیم چون گزارشی بدستمون رسیده که این لایه دچار کمبود سکه نقره شده

‫یعنی کی این سکه های نقره رو کشیده بالا؟

خیلی کارش زشت بوده

!‫بخاطر اینه که باکسو عملا فقط سکه نقره قبول می‌کنه

!لامیس، هیس

حدسم همین بود

در این صورت، من یه پیشنهادی برای جناب باکسو داشتم

‫ما نزدیک صدتا سکه طلا آوردیم

‫میشه اینارو با اون سکه های نقره که ذخیره کردی عوض کنی؟

عوض کنم؟

یک سکه طلا ارزش ۱۰۰ تا سکه نقره داره درسته؟

‫و اگه بگیم یک سکه طلا ¥100,000 ارزش داره

!کلی پول میشه

نظرت چیه؟

حیف شد

این یعنی نمی‌تونی قبول کنی؟

،‫دوست دارم که مبادله رو قبول کنم

اما این دستگاه فروش قابلیت مبادله رو نداره

‫اوه! شاید اگه یه چیزی با سکه طلابخری، بتونی مبادله رو انجام بدی

!اولین سکه طلایی که دریافت می‌کنم

!کار می‌کنه! به خریدمون ادامه میدیم

!‫لعنتی! به لطف آقا دهنم سرویس شد

‫بیشتر از این دیگه ممکنه جناب باکسو رو اذیت کنه، تا همینجا کافیه

یه روز دیگه برمی‌گردیم تا بیشتر خرید کنیم

‫مشتاق همکاری باهاتون هستم

!‫باکسو، پولدار شدی

‫حواست باشه یوقت کسی ازت دزدی نکنه

‫سلام

!شاید یک محصول اضافی برنده شدید

!آره، آره

!زود باش، زود باش

فروش

ین

...هفت، هفت

!شیش

!امکان نداره

حیف شد

بالاخره تونستم از این جمله واسه کاربرد درستش استفاده کنم

!قابلیت بخت آزمایی دیجیتال رو اضافه کردم

،‫از وقتی اینو نصب کردم !نزدیک سی درصد به فروشم اضافه شده

‫آروم باش، آروم باش !این دیگه آخرین باره

!‫شانس بردن بطری آب بالاست

!کل دوران قمارم رو روی این شرط می‌بندم

چیکار داری می‌کنی، پیرمرد؟

دوباره رو آوردی به عادت قدیمیت

‫یادت نمیاد امروز چه روزیه، مگه نه؟

!چرا ! یادم میاد

!متاسفم، باکسو

یه نامه واسه هیولمی فرستادم ولی جوابی نداده

احتمالا یه جایی تو یه لایه ای داره واسه خودش میچرخه

‫مشکلی نداری تا وقتی حوابمو بده اینجا منتظر بمونی؟

سلام

الان سرت شلوغه؟

!رئیس

‫در مورد یه چیزی باید باهات صحبت کنم میای انجمن؟

همونطور که قبلا هم به لامیس گفتم جفتتون توی جنگ عالی عمل کردید

بدون شما دوتا

احتمال اینکه شرایط پیچیده بشه خیلی زیاد بود

ازتون ممنونم

،‫راستی، باکسو. اگه امکانش هست می‌خوام یه لطفی در حقم انجام بدی

لامیس، میشه اتاق رو ترک کنی؟

مشکلی نیست

میشه پایین منتظر بمونم؟

‫حتما. کارمون که تموم شد صدات می‌کنم

بله، قربان

پیشرفت های اخیر باعث شده خیلیا بخوان به این روستا مهاجرت کنن

‫ولی افزایش جمعیت یه سری مشکلات به وجود میاره

‫مطمئنم که تو کمبود غذا بهمون کمک می‌کنی

‫ولی الان مسئله بهداشته که منو نگران کرده

‫ما خرس ها خارج از فصل جفتگیری نیازهای جنسی آنچنانی نداریم

ولی انسان ها اینجوری نیستن

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left