Billions

Billions

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 7

Informace o verzi

Billions S07E06 WEB XviD-RMX
Billions S07E06 720p WEB h264-EDITH
Billions S07E06 2160p WEB H265-NHTFS
Billions S07E06 1080p WEB H264-PLZPROPER
Billions S07E06 WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Billions S07E06 1080p WEB-DL DDP5 1 x264-AOC
Billions S07E06 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S07E06 HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Billions S07E06 720p WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S07E06 2160p SHO WEB-DL H265 SDR DDP 5 1-HONE
Komentář od Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tagy

web
XviD
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
x264
Zveřejněno: 2023-09-18
Stažení: 83
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫آقای آندلوف،

‫اولین اقدامم به‌عنوان دادستان کل...

‫این بود که دارایی‌های شما رو ‫توی ایالات متحده مسدود کنم.

‫دومین اقدامم اینـه که از شما دعوت کنم ‫سواحل آفتابی ما رو ترک کنید.

‫البته من حس کردم اکسلراد پشتِ...

‫این قضیه باشه.

‫بدین‌وسیله «چارلز رودز جونیور»...

‫از مقام دادستانی کل ‫ایالت نیویورک عزل میشه.

‫هر جا که بره، تحت نظر داریمش.

‫سختـه بخوای به ریاست جمهوری برسی...

‫وقتی همیشه حواست به دور و اطرافتـه.

‫این شد شروع یه نقشه.

‫پنهان‌کاری و فریب.

‫داره حس مه‌گرفتگی بهم دست میده.

‫یا خدا، حال می‌کنی بقیه رو ‫زیر و رو کنی.

‫حال می‌کنم؟ نمی‌دونم.

‫خودش پیش میاد!

‫خیلی خوشحالم که وفاداری...

‫تا وقتی که کمکت کنم توی ‫انتخابات کنگره رأی بیاری.

‫اونقدر مال‌اندوزی کردی،

‫که خیال می‌کنی قوانین شاملت نمیشن؟

‫اصلاً کی تو رو کرد ‫حافظ این قوانین الهی؟

‫چقدر خود بزرگ‌بینی!

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫Billions - S07E06 ‫1402/06/26 ‫« مردی با تی‌شرت زیتونی »

‫« جزایر وستمن - ایسلند »

‫اوه، همیشه می‌خواستم...

‫جزایر وستمن رو توی شب ببینم.

‫بهترین راه برای ردیابی نشدنِ ‫دادستان فدرالی که تازه منصوب شده.

‫و بهترین راه برای یه فراری ‫بین‌المللی که استرداد نشه.

‫هر کسی یه سودی می‌بره.

‫بگو ببینم چی می‌خوای.

‫بهم گفتن باید ببینمت.

‫وقتی وندی چیزی می‌خواد، ‫خوب آدم رو متقاعد می‌کنه.

‫واسه همین باهاش تماس گرفتم.

‫یه راه ورود امن به آمریکا می‌خوام.

‫- برای خودت؟ ‫- نه، برای خودم نه.

‫باید یه اسم بهم بدی، رابرت.

‫آره چارلز، دارم سعی می‌کنم ‫اسمش رو به زبون بیارم.

‫چون از شنیدن اسمش بدم میاد؟

‫خب، قرار نیست خوشت هم بیاد.

‫« 72 ساعت قبل » ‫« جایی در اروپا »

‫دوستان عزیز، از طرف مردم اوکراین...

‫می‌خوام ازتون بابت حمایتی که این مدت ‫از نیروهای دفاعی ما کردید تشکر کنم.

‫این تسلیحاتی که به ما دادید... ‫پهپادهای تهاجمی، توپخانه موشکی...

‫به آزادی سرزمین‌مون از دست ‫روسیه‌ی متخاصم سرعت می‌بخشن.

‫از همه‌تون سپاسگزارم. از مشارکت‌تون ‫در دفاع مشترکمون از آزادی.

‫ممنون آقای رئیس جمهور.

‫«واسیلی میالینکوف»، چاقو خورد.

‫«ولادیسلاو آواحو»، تیر خورد.

‫«سرگی پروتوسنیا»، رفت بالای دار.

‫«آلکساندر تولیاکوف» هم رفت بالای دار.

‫و این لیست همینطور ادامه داره.

‫همه‌ی دوستان و همکارانم مُردن.

‫تسلیت میگم.

‫در این زمان گروهک‌سالار بودن سختـه. ‫

‫با این حال وقتی زنگ زدی و درخواست کردی،

‫با وجود اینکه توافق کرده بودیم...

‫پات رو توی قلمرو من نذاری،

‫ولی کمکت کردم.

‫به من کمک کردی؟

‫نه، جفت‌مون باهم کار کردیم...

‫تا به مردی که تی‌شرت ‫زیتونی می‌پوشه کمک کنیم.

‫چون هم خودش و هم ‫کشورش بهش نیاز داشتن.

‫کشور خودت هم همینطور.

‫نظر کرملین که این نیست.

‫نظر خودت که همینـه.

‫می‌دونی که اصلاً خوب نیست ‫شهروندِ یه کشور منزوی و...

‫بی‌حاصل باشی، حتی اگه ‫شهروند ثروتمندش باشی.

‫خب، مثل حسی که به من دست داد...

‫وقتی از ایالات متحده بیرونم کردی.

‫اون گذشته‌ی نه چندان دور...

‫حالا اینجا توی اروپا آزادی داری. ‫جفتمون داریم.

‫که توی خیابون‌ها راه بریم. ‫پول به جیب بزنیم.

‫به لطف تسلیحاتی که من پولش رو دادم،

‫و تو تأمینش کردی.

‫اون‌وقت خیال می‌کنی ‫این حسابمون رو صاف می‌کنه؟

‫نکنه یادم رفته یه سبد میوه برات بفرستم؟

‫چند تا پورنج چیزی رو عوض نمی‌کنه.

‫ولی حسابمون صاف نیست.

‫مثل شیشه‌ی جلوی ماشینـه که...

‫توسط شیشه‌روب‌های...

‫دورانِ شهردار «دینکینز» تمیز شده.

‫علی‌رغم تلاش‌های نمایشی و پر سر و صدات،

‫هنوز گِل و کثافت شیشه‌ی جلو رو گرفته.

‫تا وقتی وضعیتم توی ‫ایالات متحده مثل سابق نشه،

‫حسابمون صاف نیست.

‫حتی من هم اونجا حق و حقوقی ندارم.

‫تازه من شهروند خارجی هم نیستم. ‫ولی تو هستی.

‫و اونی که جلوی حکومتش ایستاده منم...

‫اون هم حین پاکسازی سیاسی‌ای ‫که «ژورف استالین»...

‫توش مثل «جون بایز» به نظر میاد.

‫اگه حتی وفاداریم توسط رهبران کشورم...

‫زیر سوال بره...

‫متوجهم. میری توی لیست ‫گروهک‌سالارهای مُرده.

‫خب حالا...

‫چیزی که من می‌خوام.

‫و تو هم دو دستی تقدیمم می‌کنی.

‫باید برگردم آمریکا.

‫واسه یه امر کاملاً شخصی.

‫می‌دونی که کل دارایی‌هات مسدود شدن؟

‫تا قرون آخرش.

‫به‌علاوه، توی لیست تحریم هستی.

‫این امر خصوصی هر چی که هست،

‫پیشنهاد میدم یه جای دیگه انجامش بدی.

‫نه، اکس.

‫تو ترتیب برگشتنم رو میدی،

‫تا بتونم آزادانه کارم رو بکنم،

‫و در ازاش، یه چیزی بهت میدم.

‫ممکنه بلیط تئاتر بولشوی باشه،

‫ممکنـه این باشه که بهت اجازه بدم...

‫این اطراف بمونی،

‫و آزادانه نفس بکشی.

‫تهدید؟ خدایی؟

‫توی گذشته‌ام چی هست که باعث شده ‫خیال کنی واکنشم به تهدید مثبتـه؟

‫توی گذشته‌ی من چی هست ‫که باعث شده خیال کنی...

‫تهدیدم تو خالیـه؟

‫گریگور آندلوف.

‫در حیطه‌ی اختیاراتتـه،

‫به‌هرحال تواناییش رو داری که حلش کنی.

‫که به یه مجرم تبعیدی ویزا بدم؟

‫تا بتونـه...

‫وارد تجارت هروئین «برایتون بیچ» بشه؟

‫انتخابات بعدی‌‌مون رو انگولک کنه؟

‫همسرش هنوز توی نیویورکـه.

‫به‌علت ترک همسر ‫دادخواست طلاق داده.

‫خب، شاید آندلوف هم بتونه بابت ‫مسخره‌بازی دادخواست بده!

‫و اگه حتی نتونه توی دادگاه حاضر بشه،

‫غیابی حکم طلاق رو میدن و ‫میلیاردها دلار از ثروتش رو برمی‌داره.

‫اوه! حالا داریم به زبونِ ‫عاشقانه‌ی تو حرف می‌زنیم.

‫این قضیه برام مهمـه.

‫مهم برای تو.

‫برای مردی که همین چند وقت پیش...

‫توی اون سکوی بالگرد ‫منو مضحکه‌ی بقیه کرد؟

‫این رو یه لطفِ شخصی در نظر می‌گیرم.

‫وقتی محمدعلی کلی آه در بساط نداشت ‫و دیگه نمی‌تونست مبارزه کنه،

‫حتی نمی‌تونست صورتحسابِ ‫شامش رو پرداخت کنه،

‫«جو فریزر» اونو سوار لیموزینش کرد،

‫هزار دلار پول نقد بهش داد.

‫البته، آیین و شیوه‌ی مبارزانِ قدیمی.

‫ولی با این هواپیمای گلف‌استریم جدیدت،

‫قطعاً منفعت زیادی هم گیر خودت اومده.

‫آره، من ردیفم.

‫پس یه پیشنهاد بهت میدم.

‫کاری کن گریگور وارد آمریکا بشه،

‫بهت بدهکار میشم.

‫یادت میاد موقعی که از ‫آمریکا انداختمش بیرون هم...

‫لطف به تو بود؟

‫آره، این قضیه از...

‫خیانت «جانی کاسپر» هم پیچیده‌تره. ‫

‫ولی بهش نیاز دارم.

‫پس اگه انجامش بدی،

‫بهت قول میدم وقتی ‫ازم بخوای برات جبران کنم.

‫و گمونم بدونی، ‫من وقتی قولی میدم،

‫زیرش نمی‌زنم و کم نمی‌ذارم.

‫خب، خودم میگم.

‫توی مسیر موفقیت نیستیم.

‫شخصیتت برای مردم فرا تر از...

‫یه آدم پولدار و خوب و باهوش تعریف نشده.

‫دو حزب اصلی تمام توجهات ‫رسانه‌ای رو به خودش جلب کردن.

‫هر بار که بخوام توی عرصه‌ی ‫سیاست خودی نشون بدم...

‫باید گارد ملی لعنتی رو به حرکت در بیارم؟

‫می‌تونی؟

‫خنده‌دار نیست.

‫چه چیز دیگه‌ای از نظر تاریخی،

‫همچین تأثیری برای یه نامزد مستقل داشته؟

‫تنها مستقلی که واقعاً تونست مرکز توجه بشه...

‫آره. «راس پرو»!

‫بچه که بودم دیدمش.

‫از کل شبکه‌های بزرگ نیم ساعت زمان می‌خرم.

‫- سنخرانی زنده. ‫- طوری به چشم میاد که انگار...

‫توی کنوانسیون ملی ِخودت داری ‫سنخرانی پس از پیروزی ادا می‌کنی.

‫آره، ما بهش می‌گیم راه‌بندِ پر بیننده.

‫نمی‌تونن ما رو نادیده بگیرن. ‫چهارچوب رقابت رو هم تغییر می‌دیم.

‫چطوری باید خارج از سیستم برنده بشی؟

‫باید مثل پادزهر برای سیستم عمل کنی.

‫زمینه‌ و موضوع صحبتم ‫گرفتن آمار و موجودیـه،

‫به درون خودمون نگاه کنیم...

‫تا ببینیم چطوری اجازه دادیم ‫که اوضاع اینقدر بد بشه.

‫آره. پرسیدن سوالاتِ سخت و صادقانه‌ای که...

‫هیچ سیاستمداری جرأت ‫پرسیدن‌شون رو نداره...

‫تا خودمون رو اصلاح کنیم ‫تا کشور رو بازسازی کنیم.

‫قبل اینکه خیلی دیر بشه.

‫دقیقاً مثل «آبراهام لینکلن». ‫از راه درست انجامش بده،

‫اون‌وقت بقیه‌ی نامزدها...

‫حسابی خراب میشن.

‫این قصه رو بگو...

‫که چطور از افرادت می‌پرسی...

‫که چطور می‌تونی عملکرد بهتری داشته باشی،

‫بهتر باشی، همونطور که ‫مردم کشور هم می‌پرسی.

‫خوشم اومد.

‫پس باید واقعاً این کار رو انجام بدی.

‫از کارمندات بازخورد صادقانه بخواه.

‫به‌عنوان سوختِ سخنرانی ازش استفاده کنم.

‫به‌عنوان یه مثال.

‫آره عالیه.

‫باهاشون گروه ارزیابی تشکیل میدم ‫تا این اطلاعات رو بگیریم.

‫بعدش یه پاورپوینت ازش ‫در میارم تا بهت ارائه بدیم.

‫مطمئن نیستم قرار دادن حایل...

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left