Marvel's The Punisher

Marvel's The Punisher

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Marvel's The Punisher Season02 All Episodes WEB x264-STRiFE
Komentář od modern_gesprach

Tagy

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
2CH
Zveřejněno: 2019-11-20
Stažení: 152
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫مراقب باش!

‫لعنتی.

‫موتور رو خاموش کن! !از ماشین بیا بیرون

‫حالا چی؟

‫وقتی تونستی یکی .دیگه هم بده. ممنون

‫این برای توئه.

‫- مطمئنی نمی‌خوای حساب نسیه باز کنی؟ ‫- نه، نه.

‫فقط هر دفعه یه دونه آبجو. ممنون.

‫ببخشید.

‫هی، رینگو.

‫فکر کنم، جنبه‌ی منفیِ .قیافه‌ی خوشگل داشتنه

‫- چی می‌خوای؟ ‫- اسپرایت با لیمو و یخ.

‫چیو داری نگاه می‌کنی؟

‫- ببخشید. ‫- به چی داری نگاه می‌کنی، "جاده‌ی ناهموار"؟

‫- "جاده‌ی ناهموار"؟ ‫- انگار قیافه‌ت رو آسفالت کردن.

‫- چیه؟ ‫- ببین، تو داری منو نگاه می‌کنی، بچه.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره.

‫- چیز دیگه نمی‌خوای؟ ‫- نه.

‫چه جذاب.

‫آره.

‫جاده‌ی ناهموار.

‫بامزه بود ولی.

‫خوشت اومد، آره؟

‫الان برمی‌گردم.

‫یه لیوان بزرگ به من بده، ‫یه دونه هم برای خودت.

‫- ممنون، بعداً می‌خورم. ‫- الان با من بخور.

‫- وقتی کار می‌کنم نوشیدنی نمی‌خورم. ‫- بی‌خیال، می‌دونم چجوریه.

‫با من نوشیدنی نمی‌خوری و هفت ‫دلار منو برای خودت نگه می‌داری.

‫نمی‌خوام بهت این پولو بدم. ‫می‌خوام با من نوشیدنی بخوری.

‫- جدی، چرا؟ ‫- فکر می‌کنم زن خوشگلی هستی.

‫چون می‌خوام بدونم اون ‫تتوها تا کجا کشیده شدن.

‫چون دوست دارم لیس‌شون بزنم.

‫و فکر می‌کنم شاید تو هم .دوست داشته باشی

‫هیچوقت نمی‌فهمی. اما من باید کار ‫کنم و زنای زیادی با تتو هستن.

‫بی‌خیال. حداقل به من یه اسم و شماره بده. ‫من جانی هستم.

‫جانی، باید دستم رو الان ول کنی.

‫هی، اون خانم کار داره.

‫چطور می‌خواد نوشیدنی بریزه وقتی ‫اینجوری دستشو گرفتی؟ ولش کن.

‫ممنون. حالت خوبه؟

‫آره. اون فقط یه مسته.

‫اگه فکر می‌کردم تو ارزش ‫وقتم رو داری حتماً هستم.

‫جنده دوزاری.

‫چه با کلاس.

‫ببخشید، چیزی گفتی؟

‫آره.

‫تو شبم رو ساختی.

‫بی‌مصرف.

‫خوشت اومد؟ بزن به چاک.

‫چکار می‌کنی؟ نکن...

‫دو تا انتخاب داری:

‫می‌تونی بری بیرون یا ‫می‌ندازمت بیرون... مثل این.

‫هی، رینگو اون آدم خوبیه. ...کمکم کرد. می‌تونی

‫- مشکلی نداری اینجا؟ ‫- از شرش خلاص شو باشه؟

‫بیا ببینم.

همیشه با اینجور عوضیا .سر و کله می‌زنم

‫- لازم نیست این‌کارو بکنی. ‫- آره، خب...

‫می‌تونم بهت زحمت بدم یه آبجوی دیگه بدی؟

‫- آره. ‫- ممنون.

‫لازم نبود نجاتم بدی.

‫شاید من از عوضیا خوشم نمیاد.

‫- این برای توئه. ممنون. ‫- نه. به حساب من.

‫نه، مشکلی نیست. لازم نیست این‌کارو بکنی.

‫به حساب من.

‫ممنون.

‫اسم داری؟

‫- پیت ‫- پیت

‫بث

‫ممنون برای آبجو، بث.

‫- از دیدنت خوشحال شدم، پیت. ‫- آره.

‫من اونا رو لو بدم...

‫اونا منو می‌کشن.

‫مردی که به صندلی بسته شده و ‫خونریزی می‌کنه اینو داره میگه.

‫می‌دونم از نیویورک اومدی. کی تو رو فرستاده؟

‫باهوش باش.

‫کنچوسکی؟

‫کی داره حرف می‌زنه؟

‫من...

‫مهم نیست. من برای...

‫من برای فیونا کار می‌کردم.

‫آره، آره. من دیروز منتظرش بودم. کجاست؟

‫اون مُرده.

‫یه نفر همه‌شون رو کشته. من فقط موندم.

‫- چیزی که براش پول دادم رو داری؟ ‫- شنیدی چی گفتم؟

‫یه نفر می‌دونه.

‫هر چیزی که این هست، .همه رو بخاطرش کشتن

‫به جز تو.

‫عکس‌ها رو بیار پیش من، .ازت حفاظت می‌کنم

‫نه

‫ببین، این هر چیزی که هست، ‫من می‌خوام بیام بیرون.

‫من پولو می‌گیرم، تو عکس رو ‫می‌گیری، ما کارمون تمومه.

‫به من بگو کجایی.

‫میشیگان

‫- چرا توی میشیگانی؟ ‫- فرار کردم.

‫آخرین جایی‌ـه که .کسی دنبالم می‌گرده

‫آخرین جایی‌ـه که من .دنبال کسی بگردم

‫اونجا خیلی سر و صدا هست. .شنیدن صدات سخته

‫فردا شب اینجا منو ملاقات کن.

‫و گرنه گم و گور میشم .و دیگه پیدام نمی‌کنی

‫مسافرخونه‌ی لولا.

‫تنها بیا. پیدات می‌کنم.

‫به سرنوشت اعتقاد داری، سرگی؟

‫نمی‌دونم چی هست.

‫من در مورد این دختر نمی‌دونستم.

‫من اونو جا انداختم.

‫اما اون به من برگشت .و این سرنوشته

‫- آره؟ ‫- آره

‫واقعاً خوش شانسی

‫اوه، شانس نیست.

‫ببین، من در حقت خوبی کردم.

‫قول دادی... بذاری برم.

‫این درست نیست.

‫قول دادم بهت آرامش بدم.

‫نمی‌دونم یعنی چی...

‫چی تو رو کشونده اینجا؟

‫من توی مسافرخونه می‌مونم.

‫موسیقی رو شنیدم، خوب به ‫نظر می‌اومد برای همین اومدم.

‫به میشیگان؟

‫آه... فقط دارم رد میشم.

‫به کجا؟

‫جای بعدی که ازش رد میشم.

‫- پس اهل مسافرتی آره؟ ‫- آره.

‫فقط یه سال پارادایس معمولی هستی؟ ‫

‫می‌تونی هر وقت که تونستی بذاری بری آره؟

‫آره، تقریباً.

‫تو یه مرد اسرارآمیزی. اعتراف می‌کنم

‫پس میای اینجا و از من دفاع ‫می‌کنی و توی شب ناپدید میشی؟

‫نه. تو نیازی به نجات نداشتی.

‫خیلی‌خب، بث، از دیدنت خوشحال شدم.

‫- فردا میری؟ ‫- آره. صبح زود.

‫- می‌خوای یه نوشیدنی دیگه بخوری؟ ‫- نه. بسمه دیگه.

‫با من؟

‫- فراموشش کن... ‫- آره، دوست دارم.

‫این برای منه.

‫باشه.

‫باید یه لطفی در حقم بکنی باشه؟ ‫قول بده که یه عوضی نیستی.

‫این کاری نیست که یه عوضی انجام میده؟

‫ببین، اتاقم اونجاست.

‫می‌تونیم تمومش کنیم، ناراحت نمیشم. ‫می‌تونم برم...

‫بیا تو.

‫باشه.

‫گیتار می‌زنی آره؟

‫آره...

‫توی دبیرستان می‌زدم.

‫توی بندها، بقیه جاها... .هیچوقت دست نکشیدم

‫چیزای معمولی.

‫ممنون.

‫- به سلامتی. ‫- به سلامتی.

‫به هر حال، یه جوری من...

‫همیشه با درامرِ بند دوست ...می‌شدم، که همه می‌دونن ‫

‫بدترین کاری‌ـه که می‌تونی بکنی.

‫عیبی نداره.

‫- می‌خوای بشینی؟ ‫- آره.

‫وقتی می‌بینی مسن‌تر شدی

‫و می‌فهمی هر چیزی که داری چند ‫تا گیتار و یه ساک لباسه...

‫می‌فهمی که یه چیزی باید تغییر کنه.

‫بعضی وقتا شرایط این تصمیم ‫رو برات می‌گیرن، مگه نه؟

‫- آره ‫- آره

‫تو یه پسر کوچیک داری؟

‫- آره دارم. ‫- آره.

‫رکس، اون...

‫اون هشت سالشه.

‫وقتی توی بار کار می‌کنم پیش مامانمه.

‫این اذیتت می‌کنه؟

‫چرا باید بکنه؟

‫شاید برای یه مسافر زندگی ‫واقعی خوشایند نباشه.

‫نه.

به هر حال، اون بهترین چیزیه .که برای من اتفاق افتاده

.فقط ما دو تا هستیم .همیشه همینطور بوده

،باباش توی زندگی‌ـم نیست .اگه می‌خوای بدونی

‫که خیلی خوبه.

‫- تو چی؟ ‫- من چی؟

‫کسی تو خونه منتظرت نیست ‫که چراغ ایوونش روشن باشه؟

‫اگه بود اینجا نبودم.

‫ممکنه همینجوری بگی، .اما حرفت رو باور می‌کنم

‫یه چیزی راجع به تو عجیبه...

‫من عادت به این کار ندارم...

‫منم عادت ندارم، پس...

‫وای پسر.

‫آره.

‫ما واقعاً توی این کار واردیم، مگه نه؟

‫آره.

‫تو باید...

‫- باید ببینم اونی که این‌کارو کرده چی به سرش اومده؟ ‫- نه.

‫جاده‌ی ناهموار.

‫آره، واقعاً.

‫چی شد؟

‫تکاور دریایی بودم.

‫می‌دونی، متوجه حلقه شدم.

‫آره، من یه زن داشتم.

‫بچه داشتم.

‫داشتی؟

‫اونا مُردن.

‫ متأسفم.

‫تصادفی بود؟

‫نه، اونا از من گرفته شدن.

‫نمی‌تونم تصور کنم.

‫چه مدت پیش؟

‫اگه عیبی نداشته باشه بپرسم.

‫می‌دونی...

‫بعضی وقتا حس می‌کنم دیروز بود.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left