Prvních 200 řádků.
"دختر تک شاخ من"
"قسمت سوم"
"صد روش برای تسخیر وِن بینگ"
کجا گم شده؟
"سانگ تیان، توی دفتر دنبالم بگرد"
"توی استخر، بعد از اینکه وسایلتو جمع کردی"
اون وِن بینگه که اذیتش کرده
پس چرا همیشه به من دستور میده؟
فراموشش کن بهتره که هیچ ارشدی رو اذیت نکنم
علاوه براین، باید روی هویتم خیلی حساس باشم
هرچی دردسر کمتر، بهتر
"کی توی استخر راجب مسائل مهم حرف میزنه آخه؟"
"چرا دوباره اون؟"
داری چیکار میکنی؟
..تفاوت مردا با حیوونا اینه که
یه مرد میدونه که از یه وسیله چجوری استفاده کنه
"..باید یکم صبر کنم"
"و منتظر فرصت مناسب برای انتقام باشم"
حالت چطوره؟
برو یکم دیگه شنا کن
"اون درواقع نجاتم داد"
دستمو ول نکن
"اون نه. کلاه گیسم"
"چرا از آب نمیاد بیرون؟"- وِن یینگ کیه؟-
سلام. منم- مدارکت کجان؟-
ممنون
"آدمای زیادی اینجا هستن فکر نمیکنم بتونه منو بشناسه"
یه دفعه تبدیل به یه دختر شد
دختر؟ کدوم دختر؟
پس آدمی که برات مقدر شده، یه دختره؟
درست همونجوری که حدس میزدم
قبلا هم بهت گفته بودم
مثه دراما میمونه چطوری میتونه آخه یه پسر باشه؟
مردم زیادی توی این دنیا هستن
اگرچه که تو تنها کسی هستی که میتونم واضح ببینمش
این چیه؟
بوی عشقه
توی لیوله چیکار میکنی؟
باید اینا رو امضا کنی
هنوز امضاتو تموم نکردی
میخوای دنبال اون همکلاسی دخترت بگردی؟
خیلی زود دیگه از همکلاسیای من نیست
"بخش هاکی روی یخ"
"اون یه دختره"
"اگه بمونه بیشتر دردسر درست میکنه"
وِن بینگ
اینجا چیکار میکنی؟
میخوام راجب یه چیزی باهات حرف بزنم
در مورد این موضوع بحثی وجود نداره
به همین سرعت قبولش کردی؟
فکر کردم در برابرش واکنش نشون میدی
اصلا خنده دار نیست
غافلگیر شدی؟
"دانشکده شورن، چنگ مین جون"
"خواهر بذار هم اتاقیمو بهت نشون بدم"
"اونو چنگ مین جون صدا میکنن"
"دانشکده شورن، چنگ مین جون"
دستیارته درسته؟
حدس میزنم به لیویه اومدی و اینو از خانوادت مخفی کردی
بخاطر همین اون کسیه که توی دانشکده کسب و کار شورن پذیرفته شده درسته؟
چی میخوای؟
"بنظر میرسه درست حدس زدم"
..خب
باید راجبش با دقت فکر کنم
اگه حالم خوب باشه صحبت خوبی داریم
..ولی اگه حالم بد باشه
ممکنه راجبش با یه نفر دیگه حرف بزنم
قبلا هم چندین بار بهت گفتم
نباید راجب رازای بقیه همینجوری حرف بزنی
شنیدی چی گفتم؟
شرایطتتو بگو
بذار راجبش خوب فکر کنم
..اگرچه که، باید تا موقعی که به نتیجه میرسم
در دسترسم باشی
توی دسترست باشم؟
..مثلا
داری چیکار میکنی؟
اینو بگیر
!چقدر احمقی
کنجکاو نیستی که چرا اینجام؟
علاقه ای به دونستنش ندارم
سلام شیائو شیائو
اتاق ما رو انتخاب میکنی؟
نه. چرا باید برای انتخاب اتاقامون به پیست یخ بریم؟
اون فوق العادست- همگی گوش کنید-
این یه سنت توی تیم هاکی روی یخ لیویه هست
همه ی تازه واردا با توجه به توانایی شون اتاق انتخاب میکنن
"اتاق یه نفره، دو نفره و سه نفره"
سوراخ ها نشون دهنده ی اتاق های مختلفه
اتاق ها تک نفره، دو نفره و سه نفره هستن
..برای کسایی که دلشون تنگ شده
باید منتظر بمونید، ببینید چی میمونه
فهمیدین؟
بله
"اوه نه"
"فقط دوتا اتاق دو نفره هست"
"یعنی میتونم بگیرمش؟"
من اول میرم
باشه
وی لیان اتاق یه نفره. اتاق 301
فقط یه اتاق یه نفره دیگه مونده قطعا وِن بینگ میگیرتش
اون بهترین بازیکن لیگ هاکی روی یخ دبیرستان بوده
برو سریع اتاق یه نفره رو بگیر
وگرنه بقیه میگیرنش
بعدی
بندای کفشت بازه
"اتاق یک نفره.302"
"اوه بهشت. لطفا کمکم کن"
"من باید اون اتاق یه نفره رو بگیرم"
"اتاق دو نفره. 306"
"من تموم شدم"
سانگ تیان اتاق دو نفره. اتاق شماره 306
تو
اتاق یه نفره رو بگیر تا من توش بخوابم
میتونی انجامش بدی؟
!تلاشتو بکن
"اتاق دو نفره. 306"
وِن بینگ. اتاق دو نفره. اتاق شماره 306
بعدی
چه مرگته؟
مگه ازت نخواستم اتاق یه نفره رو برای خوابم بگیری؟
فکر کردم منظورت اینه که میخوای باهام توی اتاق دو نفره بخوابی
دیوونه ای یا چی؟
کوچولو فقط صبر کن
..نگرفتن اتاق یه نفره بهتر از
زندگی توی یه اتاق با اون آدم منحرفه
..شیائو رو
یکم کارتو بذار کنار بیا بهم کمک کن تا روی ایده ها فکر کنم
چند لحظه تیان تیان
بعد از اینکه کارم تموم شد میام
"خواهر نگران چی هستی؟"
"این چیز خوبیه"
"بهش فکر کن دوتاتون توی یه اتاق زندگی میکنید"
"میتونی از این شانس برای بوسیدنش استفاده کنی"
"در ضمن باید اون کتاب قرمز رو هم حفظ کنی"
توی همچین موقعی چه چرت و پرتایی میگه؟
خیلی خسته شدم
سلام
"خواهر چرا منو از گروه چت بیرون کردی؟"
نمیخوام باهات حرف بزنم
تیان تیان، بهش توجه نکن
من اون کتاب راهنما رو واسه سرگرمی کشیدم
اما سانگ جان جدیش گرفت و اصرار کرد که باید ازش استفاده کنه
براش وقتی ندارم
تیان تیان چرا از مدرسه انصراف نمیدی؟
راجب زندگی با اون آدم نگرانتم
این چطوره؟
بیا و با من بمون
نگران نباش
بقیه رو نمیدونم
اما رازشو میدونم
جراتشو نداره کاری باهام بکنه
"حولم رو از رو تخت بهم بده"
واقعا دیوونه ای
چطور جرات میکنی بهم دستور بدی؟
"اگه نیای، خودم میام بیرون و برش میدارم"
..وایسا ببینم! من
برات میارمش
داری چیکار میکنی؟
حولت
کارت تموم شد؟
منظورت چیه؟
راهمو سد کردی
چرا لباسات تنته؟
چرا نباشه؟ میخوای تا درش بیارم برات
پس چرا ازم خواستی واست حوله بیارم؟
برای خشک کردن موهام
..تو
"کمکم کن! باید شامپوتو قرض بگیرم"
"توی حمومه. خودت برش دار"
"کسی توی حمومه؟"
"سانگ تیان داره دوش میگیره"
"قفل در خرابه فقط فشارش بده"
کجاست؟
داری راجب کی حرف میزنی؟
وی لیان
اون نگفت که میخواد شامپو رو قرض بگیره؟
یه بطری تو کمد من هست
پس من بهش داده بودم
...پس چرا تو
من چیکار کردم؟
گولم زدی
...پس این هیکل توئه
...و همینطور پاهات
قشنگن
چیکار داری میکنی؟
باید بهت یه چیزی بگم
من شبها تو خواب راه میرم
وقتی صبحش بیدار میشم چیزی یادم نمیاد
نگران بودم که ترسونده باشمت
برای همین گفتم بهتره از قبل بهت بگم
شب بخیر
چی شده؟ دیشب خوب نخوابیدی؟
چطور جرات میکنی اینو ازم بپرسی؟
برنامه صبحگاه ساعت ۸ رو فراموش نکنی
به نظر میاد که باید از قانون بهشت سرپیچی کنم و سرنوشتمو تغییر بدم
چه موفق بشم چه موفق نشم
با همه قدرتم باید مبارزه کنم
شاید واقعا بعد از بوسیدنش شانسم تغییر کنه
و بعدش شاید بتونم به گروه پاتیناژ برگردم
No comments yet. Be the first to leave one.