Prvních 130 řádků.
شهاب الدین محمدی
OtaKurd
.دنیای انیمه تقدیم میکند
،چه منو به خاطر داشته باشی یا نه
!دیگه برام مهم نیست
!رئیس جدید
چکار میکنی؟
...رئیس
مشکلی پیش اومده؟
حالت خوبه؟
چکار میکنی؟
...من
من کی هستم؟
من کجا هستم؟
...چه بلایی
سرم اومده؟
!اوه, درسته
.یادم اومد
.من جنایتکار هزار چهره, یان رویو هستم
...ولی
چرا تو زندانم؟
کی منو دستگیر کرده؟
...خب
!رئیس
کجا میخوای بری؟
.یان رویو از زندان فرار کرد
!من که نمیخوام اینجا بپوسم
...یان رویو
...بعد خوردن اون چیز
.دیگه اون یان رویو سابق نخواهی بود
.حتی به ژنرال من تبدیل خواهی شد
!روح سیاه سه دم
.من فقط یکم کمکش کردم
.ولی به یه کاسه غذای آماده برام تبدیل شد
و چهل درصد قدرت روحی به صورت مستقیم از شاگردان توشان به دست آوردم
...ولی
.تو از خاطرات محروم خواهی شد
...که این
.بسیار دردناک ــه
.تلاش نکن که بیاد بیاری
.اگه بخوای چیزی رو بخاطر بیاری فقط خودتو عذاب میدی
!تقلا نکن
!تلاش بیفایدست
!تسلیم شو
.تسیلم شو
...چیزی
.بخاطر نیار
(فصل پنجم قسمت سیزدهم (شصت و یک
: مترجم
روح روباه دلال ازدواج
: مترجم
نور مهتاب بیابان وسیع را در بر میگیرد
چمنزار سم اسبان تندرو را میپوشاند
در میان جنگل گم شدهام و تنهایی قدم میزنم
گیر افتادهام در انبوهی از تنهایی
درون این جنگل تاریک، تو تنها نور من هستی
محافظ من در مقابل هجوم سرما و ناراحتیها
نقطهی تا ابد ثابت درون قلبم
شب بیپایان همیشه در کمینه
از میان صحرای گبی سفر میکنم
با جای پاهایم شعر میسرایم
اقیانوسها رو میپیمایم
با این فاصله اشتیاقم هرروز بیشتر و بیشتر میشه
گذر فصلها رو تماشا کردم
ولی روز تجدید دیدار هیچوقت نرسید
تو هنوزم اونجایی
مرا در خاطرت نگه دار
در زیر درخت دادخواهی
.گرفتمش
.جومو رو گرفتیم
!بکِشید
.نزارید فرار کنه
منو گرفتید؟
!دمت گرم رئیس
.شما فقط یه مشت بیعرضه هستید
.اگه هزار نفر هم باشید نمیتونید ببر سنگی رو دستگیر کنید
!خیلی کارت درسته, رئیس
.دمت گرم
...راستی
تو "زن پلیس شماره یک" نیستی؟
!خدایی نشناختمت
...من واقعا
.متاسفم
...تو
...یان رویو
این نزدیکی هاست, درسته؟
یان رویو؟
این اطرافه؟
یان رویو؟
اون کیه؟
رئیس جومو
...شنیدم که چند پلیس مشهور بخش یوکای رو گرفتی
.ما برادرای روستای این اطرافیم
.اومدیم اینجا که بهت تبریک بگیم
!زودباش رئیس
.بله(بیاید بنوشیم)
...اونا دارن خوشمیگذرونن
.اونوقت ما اینجا داریم نگهبانی میدیدم
.باشه بابا
.امشب من بهت پاداش میدم
جان عمو؟
...رئیس
الان باید چکار کنیم؟
.بیاید صبر کنیم, ببینیم چی میشه
...اینبار مثل دفعه آخر یان رویو
یان رویو؟ ...اینبار مثل دفعه آخر یان رویو
یان رویو؟
دفعه آخر؟
درباره چی داری حرف میزنی؟
!رئیس
...تو
.وایستا ...تو
.وایستا
...زیر زمین
.کمی قدرت روحی حس میکنم
.زمین رو حفر کنید, ببینید چیه
.ممکنه که ببر سنگی باشه
.که تجارت برده یوکای انجام میده
واقعا؟
.تو رئیس نیستی واقعا؟
.تو رئیس نیستی
.البته تو نمیتونی بوش کنی .تو رئیس نیستی
.البته تو نمیتونی بوش کنی
.رئیس ما با قدرت بویایش معروفه
!یکی اون پایینه
.هوی
...تو
تو حالت خوبه؟
.بیا بالا
...ما
No comments yet. Be the first to leave one.