Prvních 200 řádků.
سلام از آشنایی با شما خوشحالم
من پارک دان دان هستم
آجوشی؟
دخترخانم تو اینجا چیکار میکنی؟
چی باعث شده بیای خونه من؟
چی؟
خونه اون؟
صبر کن
اون صاحب این عمارته؟
این یعنی چی؟
ازت سوال کردم
اینجا چه میکنی؟
....نکنه
عمدا اومدی اینجا؟
چی؟ البته که نه
...من اینجام چون
پروفسور جانگ گوک هی ازم خواست
برای مصاحبه شغلی بیام اینجا
به عنوان معلم سرخونه
...تو
شاگرد استاد جانگی؟
ببخشید اما میتونم بپرسم شما کی هستید؟
اینم رزومه من
با اجازه مرخص میشم
حتما دوباره تو روز مشروب خوردی
چی؟
بخاطر زانوهات که زخم شده
در صورت مشروب خوردن مراقب باش
باعث دردسر دیگران نشو
امروز مشروب نخوردم
در ضمن من از اون آدماش نیستم که هر روز یه بطری بگیرم دستم بخورم
...اون روز برای خودم دلیل داشتم
خیلی خب متوجهم ، میتونی بری
یکبار دیگه بخاطر رفتار اون روزم معذرت میخوام
متاسفم
خدانگهدار
اوه همون خانمه
سلام
ایوای
...مصاحبه امروز بود
بخاطر همین عجله داشتی و دویدی؟
بله
برای مصاحبه اومدین بفرمایید داخل
خیلی ممنون مرسی
پات چیزی نشد؟
مثل اینکه خونش بند اومده
بازم باید روش پماد بزنی
چیزی نیست اونقدرام شدید نبود
بازم بخاطر اتفاقی که اون موقعی افتاد ممنونم
این چه حرفیه وظیفه ام بود
خدارو شکر که آقا کوچولو چیزیش نشد
اوه میتونی شماره حسابتو بهم بدی
زانوت زخمی شده و لباست خراب شده
حداقل بذار هزینه خشک شویی و درمانتو بدم
نه نیازی نیست ، من واقعا خوبم
می شورمش درست میشه
پس با اجازه من باید برم
...ولی
اون دختر خانمه بخاطر سه جونگ زخمی شده بود؟
چیزی شده بوده؟
ایوای خدا
خدایا اگه اون نبود
سه جونگ ممکن بود به شدت آسیب ببینه
قلبم هنوز تند تند می زنه
خیلی ترسیده بودم
وای خدایا شکرت
...اما
...چرا با اون کار قشنگش
اینقدر عجله داشته؟
نکنه موقع مصاحبه اشتباهی ازش سرزده/
.نمی دونم
وای خدا چطور یه دختره میتونه اینقدر سبک سر باشه
فکر کنم یونگ گوک بخاطر شخصیت این دختره سر حال اومده
بی صبرانه منتظر خبر شما هستم
خدا نگهدارتون
بهت خوش گذشت؟
صدای خنده هات تا اونور خیابون میرفت
...بله رئیس لی فوق العاده جنتلمن و
شوخ بود
ببینم راسته که رئیس سه تا بچه داره؟
آقای کو بهم گفت سه تا بچه داره
اما ظاهرش مثل مجرداس
برای امروز سپاسگزارم باهاتون تماس میگیرم
خداحافظ ...دوباره می بینمتون
مراقب خودت باش
سا را
سارا دیدی؟
تمام لباسهای تنش مارک دار بود
چرا همچین دختری برای مصاحبه اومده اینجا؟
مشکوک میزد
مطمئنم به چیزی چشم داره
اون نباید استخدام بشه
من به عنوان رای دهنده اول رای نه میدم
(جسیکا لی ، فارغ التحصیل از دانشگاه اوکلند)
این صورت حساب هزینه زندگی ماه گذشته است
ماه گذشته استخر پر کردیم
و چمن های جدید کاشتیم
و چراغ ها رو عوض کردیم برا همین یه کم بیشتر از بودجه خرج کردیم
باشه
میگم ...رئیس
مصاحبه معلم ها چطور پیش رفت؟
فکراتونو کردی؟
یکی از کاندیداها جسیکا لی خارج درس خونده
و تجربه تدریس تو مهد کودک انگلیس رو داشته
صلاحیت بالایی برای این کار داره
اما فکر میکنم بازم باید بگردیم
معلمی که اول اومده بود برا مصاحبه چطور بود؟
فکر نکنم به درد این کار بخوره
چی شده ...حرفی داری؟
...فکر میکنم
بهتره اجازه بدید اون معلم اینجا کار کنه
اونو شخصاً می شناسید؟
نه دقیقا
متاسفم رئیس
راستش ، امروز نزدیکی مهد
سجونگ دنبال توپ دوید نزدیک بود
تصادف کنه
سجونگ نزدیک بود تصادف کنه؟
بله
اما خوشبختانه اون خانم معلم
که برای مصاحبه اومده بود
برای نجات سه جونگ خودشو جلوی ماشین انداخت
حتی زانوهاش زخمی شد
راست میگی؟
بله
به لطف اون معلم
سه جونگ اصلاً صدمه ای ندید
حتماً دوباره روز روشن مشروب خوردی
چی؟
بخاطر زانوهای زخمیت میگم
امروز مشروب نخوردم
در ضمن من از اون آدماش نیستم که هر روز یه بطری بگیرم دستم بخورم
...رئیس من خوب میدونم
سابقه کاری و تحصیلات خیلی مهمه
...اما من معتقدم اون کسیه که
بچه ها بهش نیاز دارن
کسی که حاضره جون خودشو برای بچه ها بخطر بندازه
پیدا کردن همچین کسی سخته
پارک دان دان واقعاً یکی از شاگرداته؟
آره ...چطور مگه؟
...فقط میخواستم بدونم مشکلی نداره
چون این یه کار شبانه روزیه
دن دان احساس مسئولیت بالایی داره و وفاداره
کارش تو دانشگاه عالی بوده
نه تنها باهوشه بلکه خوش اخلاقم هست
لازم نیست نگران باشی
من تضمینش میکنم
واقعا؟
کجا باید برم؟
دیگه نمیخوام تو سونا بخوابم
حالا باید به پروفسور جانگ چی بگم؟
اون منو توصیه کرده بود
اگه بفهمه که مشروب خوردم و کار بدی کردم
خیلی ازم نا امید میشه
چرا اون روز رفتم کوه؟
کیه؟
الو؟
خانم معلم پارک دان دان؟
بله خودمم ، شما؟
من چو سا را هستم کمی پیش همو ملاقات کردیم
شما به عنوان معلم سرخونه ما استخدام شدین
چی؟ من؟
واقعا؟ واقعاً من کارو گرفتم؟
خیلی ممنونم
هی مطمئنی فقط همینو داری؟
فکر می کردم ثروتمندی
اما فقط 50 دلار داری؟
یعنی چی؟
پول توجیبی من یه مبلغ مشخص شدس
درسته ما ثروتمندیم
اما معنیش این نیست که من زیاد پول دارم
هی
الان داری پز پولدار بودنتو میدی؟
تو الان قبول کردی که پولدارین
یادت باشه فردا صد دلار برام میاری
نمیشه فقط خودت خوب بخوری و بخوابی
باید به دیگرانم بدی بخورن
اینقدر طماع نباش
گرفتی؟
هی داری به چی زل میزنی؟ چشاتو درویش کن
دیوونه شدی؟
تو تا فردا همین موقع برامون صد دلار میاری
وگرنه میدونی که چی میشه
هی... بریم
شنیدم که شما سه جونگُ نجات دادی
واقعا ممنونم
ای بابا کاری نکردم
...جای من هر کس دیگه ای هم بود
مطمئناً همین کارو میکرد
کار خاصی نبود
شنیدم موقع نجات سه جونگ زانوت زخمی شده
من اصلا خبر نداشتم
ببخشید که اشتباه قضاوتت کردم
زانوت خوبه؟
بله خوبم
پماد زدم و پانسمان کردم
فردا خوب خوب میشه
مشكلي نيست
خوشحالم که آسیب جدی ندیدی
....خب
No comments yet. Be the first to leave one.