Roommates

Roommates

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Roommates 2026 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS BZ]
Komentář od ehsan_kh

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-06-24
Stažení: 8
Pro sluchově postižené: No
FPS: 24

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫محشره.

‫سرعتتونو حفظ کنید، خانوما. ادامه بدید!

‫این فقط خاطره اون چیز واقعییه

‫که از پنج سالگیت می‌شناختیش

‫اون تنها دختریه که تو عمرت

‫می‌خواستی تو زندگیت باشه

‫چی؟ نه.

‫آگوست!

‫آگوست، داری چیکار می‌کنی؟!

‫روانی عوضی!

‫بیدار شو، لونا. ‫دیگه نمی‌تونی به مردم بگی روانی.

‫اوه، خب، تو که واقعاً داری ‫وسایلمو از پنجره پرت می‌کنی بیرون!

‫این دقیقاً تعریف یه روانیه!

‫تو وقتی خواب بودم ازم فیلم گرفتی!

‫که نشونت بدم خر و پف‌ت چقدر بلنده.

‫تو رسماً آپنه خواب داری!

‫از اون بدتر نیست که ‫نوار بهداشتی خونیتو تو سطلِ باز اتاق می‌ندازی.

‫کل اتاقمون بوی ‫یه ساندویچ ایتالیایی کوفتی گرفته!

‫آگوست!

‫نه، هرچی جز سرخ‌کن هواپز!

‫تو بیشتر از من از این کوفتی استفاده می‌کنی.

‫-اوه! ‫-تازه حتی اجازه هم نمی‌گیری!

‫بسه!

‫من سفارش چیپوتله برای استیو آوردم.

‫آخ!

‫خانوما! دفتر من. همین الان.

‫وای خدا، چندش‌آوری.

‫و تو آشغالی!

‫تو یه دختر توجه‌طلب کوفتی‌ای! ‫حالا اینو چی می‌گی؟

‫باید از اتاق بره بیرون!

‫بسه!

‫خانوما، وقتی شما دو تا ‫اول سال با هم هم‌اتاقی شدید،

‫از هم جدا نمی‌شدید، یادتونه؟

‫همه چی خوب بود. با هم می‌گشتید. ‫می‌خندیدید. پارتی می‌کردید.

‫باشه، ولی اون قبل از این بود ‫که بفهمم چقدر افتضاحه.

‫تو رسماً هیچ ویژگی خوبی نداری!

‫-وای خدای من! ‫-خواهشاً.

‫هی، بچه‌ها، بچه‌ها. اکتبره.

‫بقیه سال هنوز مونده، باشه؟

‫اگه از همین الان یاد نگیرید ‫چطور تو اون خوابگاه ریزه‌میزه کنار هم سر کنید،

‫اوضاع قراره بدجوری ‫به یه وضعیت خیلی بدتر بکشه.

‫-مگه از این بدتر هم میشه؟ ‫-بدتر از اون دیگه نداریم.

‫-من تو جهنمم. ‫-اعصاب‌خردکنه!

‫-من تو جهنمم. ‫-من تو جهنمم.

‫هردومون تو جهنمیم!

‫خدا. باورم کن.

‫-من دیدمش. ‫-ازِت متنفرم.

‫-دهنتو ببند. ‫-دهنتو ببند.

‫اوضاع می‌تونه خیلی بدتر بشه.

‫-دهنتو ببند! ‫-تو دهنتو ببند!

‫دهنتو ببند!

‫همه چی از یه دانش‌آموز شروع شد که، ام...

‫چطور توصیفش کنم ‫که همچنان حرفه‌ای مونده باشم؟

‫دختر سخت‌کوشی بود، ‫ولی، خب... یه جورایی ترسو.

‫وقتشه خوش‌آمد بگیم ‫به شاگرد اول‌تون، ربکا اندرسون.

‫صبر کن، اون که نیست.

‫اونه.

‫که فکر نکردی اون شاگرد اوله، نه؟

‫یعنی، دوون باهوش بود، ‫و مردم همیشه از دیدنش خوشحال می‌شدن،

‫ولی در عین حال ‫وقتی نبود هم زیاد متوجه نمی‌شدن.

‫برای من، مدرسه بیشتر از ‫فقط کلاس‌ها و بازی‌های فوتبال بود،

‫و البته، ‫ناهاری که از همه بیشتر ازش بدشون می‌اومد.

‫یعنی، چرا نون بیگل تاکویی؟

‫برو گمشو.

‫چیزی که بیشتر از همه یادم می‌مونه... ‫دوستاییه که اینجا پیدا کردم.

‫دوستایی که ‫تا آخر عمرم عزیز نگهشون می‌دارم.

‫و به قول ‫بزرگ‌ترین سخنور دوران ما،

‫چقدر خوش‌شانسم که چیزی دارم ‫که خداحافظی رو این‌قدر سخت می‌کنه؟

‫و این

‫حرف وینی پو بود.

‫آخ.

‫چه شیرین!

‫فوق‌العاده بود.

‫می‌بینمت! سلام عزیزم!

‫-تو از همه بهتر بودی. ‫-سلام.

‫می‌خوای ازت با یکی عکس بگیریم؟

‫نه، نه. قبل مراسم کلی گرفتم.

‫-باشه. ‫-مطمئنی؟ اسنپ‌چتت خیلی تنها به نظر میاد.

‫-اون یکی خوبه. ‫-آره.

‫اون یکی، بعد آخریه هم یه جوریه که...

‫-بذار پایین. ‫-باشه.

‫الان خیلی خوشگل افتادیم.

‫من درواقع دوستامو دیدم، پس...

‫اوه، پس بریم بهشون سلام کنیم.

‫نه. وای خدا. ‫من فقط... کنار ماشین می‌بینمتون.

‫-باشه. ‫-باشه، فعلاً.

‫-هی، بلا، الا، اما، آوا. ‫-دوون، بیا تو.

‫اوه، حتماً.

‫آخ.

‫اشکال نداره یکی هم ‫فقط از چهارتای اصلی بگیریم؟

‫اوه، آره.

‫آره. آره. حتماً.

‫مرسی.

‫-یکم بی‌رحمانه بود. ‫-اوه، دوون، وایسا.

‫بله.

‫لازمه رسماً ‫یه عضو افتخاری پنجم اضافه کنیم.

‫سنور مایکلز!

‫اوه اوه. بهتره از نیم‌رخ خوبم بگیرید.

‫میشه اینو شما بگیرید؟

‫آره، آره، مشکلی نیست.

‫حالا دیگه کاملا جلف بشید.

‫و بزن ژست، زاویه، باسن.

‫عزیزم، میشه یکم بالاتر بری؟ ‫آره. ببخشید. من انگار چهل سالمه.

‫-عزیزم، چای میخوای؟ ‫-آره عزیزم. چای خواب.

‫هی. چه خبره؟

‫مهمونی اما ساعت دهه. ‫الان دیگه ۹:۴۵ شده.

‫آره. من نمیام.

‫مو و آرایشت کاملا حاضره.

‫انگار یه جایی از ماجرا ‫میخواستی بری.

‫الان شلوار راحتی پوشیدم،

‫پس عملا غیرممکنه ‫بتونم از خونه برم بیرون.

‫-منطقیه. ‫-کاملا منطقیه.

‫-اینجا چی داریم، مثلا... میپزیم؟ ‫-عزیزم، اون برای تو نیست.

‫-تو که غذاتو خوردی. ‫-میدونم.

‫فقط کنجکاوم بدونم چی انقدر خوشمزست

‫که باعث شده دخترمون ‫نره مهمونی.

‫عزیزم، مطمئنی نمیخوای بری؟ ‫حس میکنم امشب شب مهمیه.

‫آره، دبیرستان هدر رفت. ‫تو دانشگاه... دوست پیدا میکنم.

‫آره، ولی تو که ‫دوستای دبیرستانتو دوست داری.

‫اونا الا هست، اما هست، انما... کمخونی.

‫اسمشون اینا نیست.

‫اما تو رو به مهمونیش دعوت نکرده بود؟

‫منو دعوت کرد به مهمونی ای ‫که رسما همه سال آخری ها دعوتن.

‫ولی بعدش، ‫همه میرن یه افترپارتی

‫با گروه دوستای واقعی خودشون.

‫بلا قراره شب بمونن، ‫و من دعوت نشدم، باشه؟

‫خب، فقط برای اینه ‫که میخواستن Special K بزنن

‫و داروی اسب مصرف کنن واسه جشن، ‫و نخواستن جلوی تو این کارو بکنن

‫چون میدونن تو از اونا بهتری.

‫نرفتن به مهمونی؟

‫آفرین بهت. به درک.

‫آره!

‫آره، به جهنم که برن.

‫خداروشکر هیچوقت اسمشونو یاد نگرفتم، ‫این بیشعورای احمق.

‫-تو دیگه چته؟ ‫-بابا!

‫چی؟

‫-اینجوری حرف نزن! ‫-خودت گفتی...

‫یکی یه کم کتامین به بابا بده. ‫داره از دست میره.

‫شاید بد نباشه هممون یه کم کتامین بزنیم.

‫-خب... برنامه آشناییتون کیه؟ ‫-دو هفته دیگه.

‫-باشه. خیلی نزدیکه. ‫-آره.

‫یه سوال ازت دارم.

‫اگه قراره با والتون آشنات کنه، ‫پس چرا تو جنگله؟

‫احتمالا چون بیشتر برای ‫دوست شدن با بقیه ست نه درس.

‫خب، تو که خیلی اهل طبیعتی، ‫پس عالی میشه.

‫هوم.

‫فقط برای شروع تازه هیجان دارم.

‫آره. کاملا.

‫لازم نیست تو دانشگاه ‫مثلا یه عالمه دوست پیدا کنم.

‫فقط واقعا دلم میخواد ‫یه دوست صمیمی داشته باشم، میفهمی؟

‫دختر، من دوست صمیمیتم.

‫منظورم بیرون از این خونه بود.

‫فقط سعی کن ‫زیادی بهش فشار نیاری.

‫-آدمها میفهمن کی زیادی مشتاقی. ‫-هوم.

‫این خیلی رقت انگیز نیست؟

‫دارم میرم دانشگاه ‫و هنوز هیچ دوست صمیمی ای نداشتم.

‫نمیدونم، به اندازه این رقت انگیز نیست ‫که ببینم الکی ادای سیگار کشیدن درمیا ری.

‫چی؟ من... من...

‫-دارم میکشم. ‫-آه... نمیدونم.

‫-باید فرو بدی پایین تا اثر کنه. ‫-شوخی نمیکنم. میکنم.

‫-حسش کردم. قول میدم. ‫-باشه.

‫یه چیزی... حس میکنم.

‫-آره؟ ‫-که هیچی نیست نیست.

‫خوبه.

‫سلام بچه ها. ام... من الیم.

‫به برنامه آشنایی خوش اومدید.

‫یادتون باشه، اینجایید ‫که خوش بگذرونید و همدیگه رو بشناسید.

‫تنها متخصص امروز اینجا ‫راهنمای ماجراجوییتون، گوسه.

‫چه خبر همگی؟ مرسی، الی.

‫گوس! خودمم. من والتون نرفتم ‫چون از اون پولدارا نبودم.

‫اینجا کار میکنم. بزن بریم.

‫پس وقتی روی طناب باشید، ‫یه غریزه میاد سراغتون،

‫یه میل به لمس کردن میله.

‫این کارو نکنید. ‫به اون میله فلزی دست نزنید.

‫بهتون میگم، دستتونو ‫خیلی وحشتناک میدره.

‫باشه؟ از اون مدل اتفاقای مرگبار.

‫یادتون باشه، هارنس دارید.

‫باشه، ولی راستش، ‫فرض کنید اصلا هارنسی در کار نیست

‫چون حتی با هارنس هم ‫افتادن راحت نیست، رفیق.

‫اینجا تا حالا کسی نمرده.

‫فقط یه خانم نباتی شد، ‫ولی الان روحیش خوبه.

‫اینجا میتونید دود بزنید،

‫میتونید هم مشروب بخورید ‫به شرطی که با گوس هم شریک بشید.

‫-گوس آزاده. سوالی هست؟ ‫-ببخشید دیر کردم.

‫تو جزو این گروهی؟

‫-آره. ‫-کل توضیحاتو از دست دادی، رفیق.

‫من... خودم میفهممش.

‫اسمت چیه؟

‫گوس.

‫خیلی خنده داره.

‫اسم تو چیه؟

‫سلست.

‫اونم خیلی خنده داره!

‫ببرید بالا، کف دستا رو به بالا...

‫هر دانشجوی سال اولی میدونه ‫که به فنا میری

‫اگه تو برنامه آشنایی دوست پیدا نکنی.

‫دوون مصمم بود ‫چیزی رو که بیشتر از همه میخواست پیدا کنه،

‫یه دوست صمیمی دانشگاهی.

‫امشب کسی دور هم جمع میشه، ‫یا برنامه چیه؟

‫یه دختر یه گروه اسنپ زده.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left