Prvních 198 řádků.
.آمادۀ فیلمبرداریایم همه در موقعیت خودشون
!خب، فیلمبرداری میکنیم
!میگیریم
تختهنشان
.آدمرُبایی مورو صحنۀ ۲۵، نمای ۵، برداشت اول
!حرکت
رفقا، نبردی که در ۱۶ مارس»
،با اسارت آلدو مورو آغاز شد .به سرانجام خود رسیده
درنتیجۀ بازجویی و محاکمۀ مردمیای ،که ایشان در معرضاش قرار گرفت
ریاست حزب دموکراسی مسیحی «.محکوم به مرگ شده است
« ۸ مِـــــه »
گُه بگیرن
برو، برو، برو
سرتون رو بیارید پایین
چند دقیقه بیشتر فرصت ندارید
برید داخل
جناب رئیس
پدر
پدر
شما اولین کسی در اینجا هستی که رودررو میبینمش
خانوادهم چطوره؟ نوۀ کوچولوم لوکا؟
خوبه، همهشون خوبان
شما چطوری؟
چطور به نظر میرسم؟
لاغرتر، ولی سلامت
عشای ربانی برام برگزار میکنید؟
اگه بخواید، البته
آخرینبار... ۱۵ مارس بود
ولی اول باید اعتراف کنم
چه چیزی ممکنه برای اعتراف داشته باشید، جناب رئیس؟
چیزهای مختلف
بهنظرم یکیش خیلی جدیه
...چند روزیه که
...وسوسهای رو احساس میکنم
که غیرقابلکنترل و مکرّره
احساسیه که فکر نمیکردم سنخیّتی با من داشته باشه
و بااینحال... داره زجرم میده
.من نفرت ورزیدهام ...و همچنان نفرت میورزم
به تعدادی از دوستان قدیمیم از حزب، که دیگه دوست حساب نمیشن
این نفرت بهسمتِ اشخاص بهخصوصی معطوفه
آرزومه که اِیکاش اینجا بودن ،تا بتونم توی روشون فریاد بزنم
که خودم رو خالی کنم، ولی... من تابهحال توی زندگیم صدام رو بالا نبردهام
همۀ اون یسوعیهای دورو ،که همهچی رو میدونن
ولی علیرغمِ اون، هیچی از زندگی و عشق نمیدونن
میدونم گناه جدیایه، ولی ،هرچی بیشتر پسش میزنم
بیشتر برمیگرده
،از عالیجناب آندرئوتّی متنفرم
که مغزمتفکر کُل این ماجرا بود
بقیه صرفاً خدمتگزارهایی بودن که از اون فرمانبرداری میکردن
،مردی سنگدل، نفوذناپذیر
،بدونِ شکوْشبهه، بدونِ ضربانقلب
که هرگز لحظهای از دلسوزی از خودش نشون نداده
میبینید چطوری حرف میزنم؟
ادامه بدید، خودتون رو سبک کنید
،منظور اینه که، نسبت به این مرد
،که دست به شرارت زده
...من همیشه
،سوءظن پایدار داشتهام
اما از اعتنا بهش سر باز زدهام
انتخاب خودم بوده که بهش اعتنا نکنم، متوجهاید؟
و اون نابخشودنیه
...و بعد
نمیتونم دل خودم رو به مُردن رضا کنم
که گناه نیست - نه، نیست -
اونها قراره من رو بکُشن، مگه نه؟
نه، چطور؟
...هیچوقت نااُمید نباشید. دوستانتون
کدوم دوستها؟ - ...هنوز کُلی دوست دارید؛ کسّیگا -
کسّیگا، بیخیال
قدرنشناس. گرچه اون یه عذری داره
چه عذری؟
اون دوقطبیه، خُلق ادواری
بالاست، پایینه، آدم اندوهگینیه
،اگه کسّیگا محاکمه میشد میتونست ادعای روانرنجوری جزئی کنه
میبینید چطوری حرف میزنم، اینهمه نفرت؟
این رو نگید. وگرنه، چطور میتونم براتون عشای ربانی برگزار کنم و گناهانتون رو بیامرزم؟
«انجیل» - ،میدونم، میدونم، میدونم مهمه -
بهخصوص حالا که در مواجهه با مرگ، تنها هستم
،ولی، پدر، قبل از اون روز
مُردنِ خیلیها رو بهچشم دیدم که برای من عزیز بودن؛ دوست، برادر
همه به مرگ طبیعی، تحتمراقبت، آسوده
بعضیهاشون توی خواب
چقدر خوشاقبال، هان؟
که توی خواب بمیری
که نادیده از زندگی به مرگ منتقل بشی
...ولی
،بعد از چیزی که اون صبح دیدم
و تنها کسی باشی که ...جان سالم به در برده باشی
حالا، بعد از اینهمه روز که مجبور بودهام با این
پشیمانیای که خوابِ شب رو از ،چشمانم گرفته، همباشی کنم
،حالا، به نظر میرسه که همه به توافق رسیدهان
،این آقایون، دوستان من در حزب
،که من رو به مرگ محکوم کنن
در کشوری که مجازات اعدام رو منسوخ کرده
یک استاد حقوق بهدستِ هیئتمنصفهای از آدمها محکوم به مرگ شده
که نه دولتمون رو به رسمیت میشناسن، نه قوانینمون رو
همهش «گروتسک»ـه، همهش اشتباهه
،ولی حالا، پدر، در این مقطع، از شما میپرسم
...فراتر از جهنم، فراتر از بهشت
...جهان آخرت، نور
...چه چیز اینقدر دیوانهواره
چه چیزِ اینکه دلت نخواد بمیری، اینقدر دیوانهواره؟
.من دلم نمیخواد بمیرم بله، بهش صحّه میذارم، خب که چی؟
،میگن من دیوانهام
ولی اگه دلم نمیخواست زنده بمونم، دیوانه بودم، درسته؟
چطور به نظر میرسم؟ واقعاً سلامت به نظر میرسم؟
ببخشید؟
چهرهم، چهرهم چهشکلیه؟
عادیه، بهتون که گفتم
خودکُشی کار یک دیوانهست که دست به یک گناه کبیره میزنه
،ولی من با تمام توان چسبیدهام به زندگی
دلیلوْبرهان میارم، مدام از ،صبحگاه تا شامگاه مینویسم
که جونم رو نجات بدم؛ چه چیزِ اون اینقدر دیوانهواره؟
فکر کنم میخوان که کارمون رو تموم کنیم
،مصلحت دولت رو پیش میکشن ...ازخودگذشتگی کن، ازخودگذشتگی
میدونید، توقعِ دستخط بیعیبوْنقص از من دارن
اصلاً متوجهان که من کجا هستم؟
،که من اینجا هستم !نه در راهروهای پارلمان
بهشون بگید، پدر
،من از همهچیز دست شستهام از هرگونه منصب دولتی
دیگه هیچی ندارم
ممکن بود ماه نوامبر رئیسجمهور بشم
...چرا
باید از زندگیم هم دست بکشم؟
وقت تموم شده
بله، ولی ایمان داشته باشید
ایمان داشته باشید
تندروها دارن تسلیم میشن
خیلیها، هزاران نفر خواهان آزادی شما هستن
میلیونها ایتالیایی منتظر شما هستن؛ باایمانها و بیایمانها
منتظر منان که بمیرم
نه، بیشتر از اینکه امیدوار باشن، اعتقاد دارن
ما فقط میتونیم صبر کنیم ،و امید داشته باشیم
دعا کنیم. دعا کنید
بیاید. نگهش دارید
ممنون، پدر
ممنون
آخرِ آخرش
آخرِ آخرش منطق چیره خواهد شد - بله -
عقل سلیم
و اولینبار هم نخواهد بود
ما دوباره همدیگه رو خواهیم دید؛ ازش اطمینان دارم
تو را بهخاطر گناهانات میآمرزم؛ به نام پدر، پسر، و روحالقدس
آمین
پیکر مسیح - آمین -
وقت تمومه، بریم
خدانگهدار، جناب رئیس
خودتون میدونید که بیرون از ،اینجا همدیگه رو نخواهیم دید
وگرنه اجازه نمیدادن بیاید
سرتون رو بیارید پایین
.من در دستان خداوند قرار دارم و در دستان شما»
.برای من دعا کنید
.بهنرمی از من یاد کنید
.کوچولوهای شیرین را نوازش کنید، همگی
.باشد که خداوند یاور همۀ شما باشد
«.بوسهای با عشق تقدیم به همه
مامان، فردا «دموکراسی مسیحی» دیدار میکنه؛ همونطور که بابا خواسته بود
اونها هیچ کاری نمیکنن. اونها برای آزادی بابات قدم از قدم برنمیدارن
...حزبِ سازش. ولی به آلدو که رسید
ناسازشگر شدهان، انعطافناپذیر
و از همین دارم آتیش میگیرم
پروردگارا، میخواهم به تو باور داشته باشم
،پروردگارا، باشد که ایمان من کامل باشد و مطلق
،و راهنمای افکارم باشد
راهنمای طرز قضاوتام نسبت به چیزهای الهی و چیزهای انسانی
فرانچسکو، آقای پییچنیک اومدهان
بفرستش داخل
جناب وزیر (به انگلیسی)
دکتر (به انگلیسی)
اومدهام خداحافظی کنم (به انگلیسی)
دارم برمیگردم خونه (به انگلیسی)
ما هر کاری که باید میکردیم رو کردیم (به انگلیسی)
،میتونم بهتون اطمینان بدم که در این مقطع (به انگلیسی)
تنها چارهشون اینه (به انگلیسی) که آزادش کنن، وگرنه خودکُشیه
البته. ولی کِی؟ (به انگلیسی)
یه فکری میکنن. دیوونه نیستن (به انگلیسی)
بله، ولی، فکر میکنید نتیجه چی میتونه باشه؟ (به انگلیسی)
.چیزی که من فکر میکنم، مهم نیست (به انگلیسی) در تعجبام که اصلاً ازم میپرسید
نتیجۀ نهایی، تنها چیزیه که اهمیت داره (به انگلیسی)
شما هر کاری در توان داشتی، انجام دادی (به انگلیسی)
نقشهتون آمادهست؟ (به انگلیسی)
مایک، مُرده (به انگلیسی)
ویکتور، زنده (به انگلیسی)
باشه، خب، اونی که (به انگلیسی) برای ما اهمیت داره، ویکتوره
مطمئنام که نتیجه اون خواهد بود (به انگلیسی)
خیلی مهمه که طی چند هفتۀ (به انگلیسی) اول، هیچ ارتباطی با کسی نداشته باشه
کار مشکلیه. زن و خانوادهش (به انگلیسی) در شرایط وحشتناکی قرار دارن
هرچینباشه اینجا «ایتالیا»ست (به انگلیسی)
ظاهراً لکهها شدیدتر شده (به انگلیسی)
نمیتونم علاجی پیدا کنم که اثر کنه (به انگلیسی)
ترجیح میدم مبتلاتون نکنم (به انگلیسی)
واگیردار نیست (به انگلیسی)
میگذره (به انگلیسی)
ترجیح میدم تا تمومشدن ماجرا میموندید (به انگلیسی)
نمیتونم. دستورات دارم (به انگلیسی)
سلاح رو برگردوندم به سرگرد (به انگلیسی)
موفق باشید (به انگلیسی)
بشینید. ادامه بدید، ادامه بدید
No comments yet. Be the first to leave one.