Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
متأسفم که اونا بدون تو رفتن
خب، من متأسف نیستم
،چون اگه باهاشون بودم
هیچوقت با تو آشنا نمیشدم
به ریون بگو نقطهی سبز رو هدفگیری کنه و من رو پیدا میکنید
دقیقاً برای چی اینجا تو تاریکی وایسادیم؟
اول، میفهمیم اونا کی هستن و بعد ازشون کمک میخوایم
ریون - فقط امواج رادیوییـه -
ممکنه سیستمهای ارتباطیشون غیرفعال باشه
یا ممکنه سفینه بدون سرنشین باشه
راستش تا وقتی ما رو ...به زمین میبرن
مهم هم نیست - یه اتفاقی داره میافته -
یه سفینهی ثانویه
اون باید یه سفینهی ترابری باشه
داره به سمت زمین میره
قبلاً فکر میکردم زندگی فراتر از فقط زنده موندنـه
ولی دیگه مطمئن نیستم
!همه جا امنـه
دهکده و جنگل رو بگردین
بیاین ببینیم اینجا با چی طرفیم
حیوانات وقتی شکار میکنن احساس گناه بهشون دست نمیده
...فقط انجامش میدن. شکار میکنن
وگرنه شکار میشن
وایسا. فکر کنم اون آدمِ خوبی باشه
هیچ آدم خوبی وجود نداره
،یا ما زنده میمونیم یا اونا
بکش یا کشته شو
معنیش چیه؟ - یعنی ما تنها نیستیم -
به همین سادگی
!کمک! کمکم کنین
!از اینطرف
!کمک! کمک
!کمک
!کمک
کلارک، این درست نیست
،مدی، میدونم که اینجا خونهی ماست
خونهی توئه
و اونا میخوان ازمون بگیرنش
درسته
ولی لازم نیست اون زجر بکشه
میتونیم الان بکشیمش، درسته؟
هنوز نه
!کمک
!اوه! کمکم کنین
وایسین
گفتم وایسین
.این ارتشِ کوفتیـت نیست ...من نمیذارم یه مرد
!کمک! کمک
!کمک
،امتداد اون تیغهی کوه موقعیتِ ساعت یک
آره - منفجرش کن -
با کمال میل
مدی
مدی؟
مدی، حالت خوبه؟
پاشو. بدو! بدو
اونا در حال حرکتن
یکی رو برام بیار که ازش بازجویی کنم
این یعنی زنده، مکریری. مفهومه؟
مفهومه
دنبالم بیاین
!آخ
برو به سفینه
برام یه برانکارد و یه جعبه کمکهای اولیه بیار، حالا
جعبهی کمکهای اولیه؟
نمیدونستم تو آموزش یگان ویژه نیروی دریایی جراحی قفسهی سینه هم یاد دادن
شاید اگه پکستون " گريويارد" مکریری
،رو دستِ راستت نمیکردی ...هنوز یه دکتر داشتیم
،مکریری هنوز به درد میخوره و فعلاً تو هم همینطوری
با ارتشی که داری به جنگ برو نه با ارتشی که میخوای
اصلاً چرا باید جنگی باشه؟
مثل کسی حرف میزنی که به خاطر فضاپیما از جِت دست کشیده
چی میتونم بگم؟ هر بار سرعت رو به مرگ ترجیح میدم
زندگی رو به مرگ چی، ستوان؟
اینم ترجیح میدی؟
بدونِ این درّه، ما میمیریم
من که میگم جنگیدن سر اینجا ارزش داره، تو چی؟
خوشحالم که حلش کردیم
و عرفان sin«سـينـا»cities زيرنويس از
پسرا و دخترا، الیجسِ چهار رو ملاقات کنین
" تأمینِ نیروی آیندهای بهتر "
حتماً یه فضاپیمای استخراجِ معدنـه
استخراجِ معدن تو فضا - یه داستانهایی شنیدم -
مأموریتهایی با هدفِ بهرهبرداری از منابع سیارکها يا جستجو برای سیاراتِ قابل سکونت
ولی این صد سال قبل بود
اونا یه جوری برگشتن
یعنی باید سوخت داشته باشن
خب، حالا یه سفینه اینجاست که داستانی برای گفتن داره
به نظر میاد یکی از موتورها منهدم شده
حداقل سفينه هنوز میچرخه
این چرخش یعنی اونا جاذبه دارن
شرمنده، مرغهای عشق، دیگه خبری از سکس تو فضای بدون جاذبه نیست
اوناهاش. محل اتصال اونجاست
.دوست ندارم الان این رو بپرسم اگه هنوز داخلش باشن چی؟
،ما قبلاً این بحث رو کردیم اگه هنوز داخل بودن، و یه
سفینهی بیگانه رو میدیدن که سعی داره بهشون متصل شه، تو آسمون منهدممون میکردن
باشه
در حال آغاز عملیاتِ مهمونای ناخونده
روشن کردنِ رانشگرها در سه، دو، یک
ايموری، به محض اینکه خودمون رو با سفينه همراستا کردم، کنترل با توئه
با علامتِ من
خیلی خب، همراستا شدیم
ناوبری در اختیار توئه
درست مثلِ شبیهسازه
دریافت شد
"زمینیها نمیگن "دریافت شد
.این یکی میگه در حال آغاز توالیِ اتصال
!حسابی به فنا رفتیم
خفه شو، جان
چرا داریم همراستایی رو از دست میدیم؟
سیستم همتراز کننده رو از دست دادم
نمیدونم
!داریم زیادی سریع وارد میشیم
!باشه، دارمش! دارمش در حال تعویض به حالت دستی
!باشه. محکم بشینین! محکم بشینین
.آمادهی برخورد بشین !داریم با نهایت سرعت وارد میشیم
!آه
خوش گذشت. باید يه وقتي دوباره اینکار رو بکنیم
باشه. بریم اون سوخت رو پیدا کنیم
دنبالم بیاین
داخل انبار محموله لباسهاتون رو در بیارین
بجنبین. باید سریع حرکت کنیم
نمیدونیم داریم وارد چی میشیم
این صدا خیلی آزاردهندهست
،اگه کسی اینجا بود خاموشش میکرد، درسته؟
هی، تو نه
باید تو محفظه بمونی و یه عیبیابیِ کامل انجام بدی
برخورد مهیبی بود، نمیدونیم خسارتی به سفینه وارد شده یا نه
من میتونم... بمونم و کمک کنم
چطور، با شوخیهای مسخره و بچهگونه؟
چون تو اولین مأموریتِ واقعیـت گند زدی حرصت رو سرِ من خالی نکن، باشه؟
...هی، هی
هارپر میتونه به ايموری کمک کنه
بقیه حرکت کنین، همین الان
اینجا مثل یه هزارتو میمونه
"هیچ یک از زندانیان از این محل عبور نکنن"
!زندانیان؟
زندانِ کار
مأموریتهای استخراج منابع خطرناک بودن
آدمهایی رو میفرستادن که فکر میکردن دور انداختنی هستن
آشنا به نظر میاد
آروم باشین. اجدادمون صد سال قبل زندانی بودن
نوادگانِ اونا تو اون سفینهی ترابری درست مثلِ ما، نجاتیافته هستن
.پل فرماندهي اینطرفـه بجنبین
به نظر میاد یه نفر کلیدش رو فراموش کرده
!خودشه
اینجا یه اتفاق بد افتاده
مانتی - کمکت کنم -
به فهرست محموله و نمودارهای سفینه دسترسی پیدا کنی
تا بتونیم بفهمیم هیدرازینشون رو کجا نگه میدارن؟
آره، ولی اول بیا این آژیر رو خاموش کنیم
مرسی
سیستمهای سوخترسانی
پیداش کردم
اوه، صندلیِ فرمانده
سوختِ سفینه هیدرازین نیست
هیچوقت نمیتونستن به اندازهی کافی برای یه مأموریتِ طولاني مدت ذخیره کنن
خب، پس چی؟
...به نظر میاد هیتلودیومـه
،حتماً مادهای بوده که استخراج میکردن انرژی با حداکثر بازده
درس علوم بهم نده
میتونیم ازش برای فرود آوردن محفظه استفاده کنیم؟
حتماً، اگه بخوای تمامِ سلولهای بدنـت رو منفجر کنی
ریون
نگران نباشین
فقط چون سوختِ این سفینه هیدرازین نیست
به این معنی نیست که توي سفينه اصلاً هیدرازین ندارن
سفینهی پرتابي
حمل و نقل کوتاه برد
حتماً ذخیرهای برای سوختگیریِ مجدد داشتن
بوم
و جمعیت شادی و هیاهو به پا میکنن
پس ما یه راهی برای پایین رفتن داریم؟
راهی برای پایین رفتن داریم
این تنها چیزی نیست که داریم
ارتباطِ لیزری
جدی میگم، مکریری
امروز افرادِ بیشتری از دست نمیدم
تشعشعاتِ باقیمونده روی زمین جلوی ارتباطاتِ
رادیویی ما رو میگرفتن، ولی ارتباطِ لیزری طراحی شده
که از شرایط جوّیِ بدتر از این هم عبور کنه
خب، میتونیم باهاشون حرف بزنیم؟
وایسا. ما نمیدونیم با کی طرفیم
حرکت به سمتِ شمالغربی - مکریری، میبینیش؟ -
.یه چیزی بهتر از حرکت پیدا کردم ردِ پا پیدا کردم
اونا دارن مردممون رو شکار میکنن
ما این رو نمیدونیم
میدونیم که هیچکس دیگه رو زمین باقی نمونده
،این هر چی که هست اوکتیویا از پسش برمیاد
برو اونور
صبر کن، داری چیکار میکنی؟
میفهمم با کی طرفیم
.میتونیم به غار شمالی برسیم زود باش
تو زخمی شدی
بیا
.باید تو رو قایم کنیم بجنب
تمام واحدها، آگاه باشید
مورد مسلح و خطرناکـه
.ما تو خونهی اون هستیم اون منطقه رو میشناسه
No comments yet. Be the first to leave one.