Prvních 200 řádků.
،با زندگیکردن تو شهر کوچیکی در تگزاس
:چندتا چیز تضمینشدهست
...یکی از همسایههاتون حتماً مرغ داره
...جورج - بله؟ -
.برو اون مرغها رو بکش
.همه از زیر و بم زندگیتون خبر دارن
مطمئنی میخوای اونو بخوریش؟
چطور؟
شنیدم تریگلیسرید بدنت .بدجوری زده بالا
از کی شنیدی؟
.داداشام با دکترت پوکر بازی میکنن
اما نکتۀ مثبتش اینجاست که ،تو یه شهر کوچیک تو تگزاس
.مردم مراقب همدیگه هستن
.وای، متأسفم
اون دختره ورونیکا دانکن رو میشناسی؟
همونی که جورجی تو کَفِشه؟ - .آره -
تو فکر این بودم که بگم .یکی دو روزی رو بیاد پیش ما بمونه
تولد جورجیای، چیزیه؟ - .نه -
فقط یکم تو خونهشون .داره بهش سخت میگذره
چی شده؟
،دوستپسر مادرش الکلیه
و... چند وقته اوضاع از .تحت کنترل خارج میشه
منتظر موندی تا یه آبجو بگیرم دستم
بعد بیای اینو برام تعریف کنی، مگه نه؟ - .تو که همیشه آبجو دستته -
.خب خبرای خوبی دارم
قراره یکی دو روز .برامون مهمون بیاد
.نگو که عمه روثه
.ریشش خیلی نامرتبه
.خواهر من که ریش نداره
اصلاح کرده؟
!عمه روث نیست
.ورونیکا دانکنه
،و تا وقتی پیشمون میمونه
انتظار دارم که .همه کاملاً مؤدب باشید
چرا به من نگاه میکنی؟
داشتم به تو نگاه میکردم؟
.آره، هنوزم داری نگاه میکنی
قراره کجا بخوابه؟
.میتونه تو اتاقخواب من بخوابه .من کاناپه برام بسه
.ممنون
چرا میادش پیش ما بمونه؟
چون باید چند روزی رو .بیرون از خونهشون بگذرونه
چرا؟
چون خانوادهشون در حال دستوپنجه نرمکردن
.با یهسری کارای شخصیه
چهجور کار شخصیای؟ - ...خب -
.شنیدم دوستپسر مامانش الکیه
از کجا شنیدی؟
مامان تو حیاط بهت گفت .و منم شنیدم
:مترجمین « AbG سـروش » « illusion امیرعلی »
!بریم عرق بریزیم
.برنامۀ منم همینه، ریچارد
!آره
الو؟
"میدونستی لغت "اَلو تا قبل از اختراع تلفن
سلام و احوالپرسی محسوب نمیشد؟ - .سلام، جان -
،برای پایاندادن به تماس تلفنی
،پیشنهاد دادن که بگیم ".همین دیگه"
تو هم حرفت همین بود، جان؟
نه، میخواستم فرداشب .دعوتت کنم بیرون بهصرف شام
عالیه. کجا قراره بریم؟
.نمیتونم بهت بگم. سوپرایزه
میخوای یه سرنخی بهم بدی که بدونم چه لباسی بپوشم؟
خب، طوری تیپ بزن که انگار .قراره بری به یه رستوران مکزیکی
".عه، قراره بریم "پورتا روخا
،نمیتونم بهت بگم .سورپرایزمُ خراب میکنه
جان، میدونی که اونی که .قراره تا اونجا برسوندمون منم دیگه
،باشه بابا، میخوایم بریم پورتا روخا ولی بقیهش دیگه
.سورپرایزه
!همین دیگه
!یهبار دیگه! برو
.شرمنده، "اکسل". برت میگردونم
چی کار میکنی؟
.این لحظه رو ثبت میکنم .ممکنه دیگه همچین اتفاقی نیفته
اون تو چیه؟
.بازش نکن - ولی خب چی توشه؟ -
.بازش نکن
عطر زدی؟
.نه
جورجی، حس بویاییِ من
.در حد حس بویایی یه خرس قطبیه
اونا میتونن از فاصلۀ 3 فوت یخ .بوی یه فوک رو تشخیص بدن
.سرت تو کار خودت باشه
داره نشانههایی از نظریه .سیگنالینگ" از خودش نشون میده"
اصطلاحش مال "پیشتازان فضا"ست؟ - .نه، زیستشناسی -
سعی داره ویژگیهای مطلوبترش رو
.برای جذبکردن ورونیکا انتقال بده
.فقط حیف که هیچ ویژگی مطلوبی نداره
.خونسرد باش .خونسرد باش
.خونسرد باش - .به اسکل یه سور زده -
.سلام علیکم
مرسی که دعوتم کردید .به خونهتون، خانم کوپر
.سلام، ورونیکا. کیفت رو بده به من - .سلام -
عطر تند زدی؟ - .فکرتُ درگیرش نکن -
.بیا بریم خونه رو نشونت بدم
.باشه
،البته که اتاق پذیرایی رو یادته
که توش جلسات دعاخونیمون .رو برگذار میکنیم
...خدای بزرگ
.اینجا هم اتاق غذاخوریه .غذامون رو اینجا میخوریم
.اما صبحها، تو آشپزخونه غذا میخوریم
،حتماً اگه دلت خوراکی خواست
.برو تو یخچال یا آبدارخونه رو بگرد
میدونی دیگه، همونجایی .که معمولاً خوراکیها رو میذارن
.حله - .ماشین لباسشویی و خشکشویی -
تازه، از اون پارچههای خوشبو
.و ضد الکتریسیتۀ ساکن هم داریم
.اینم از اتاق سرگرمیمون - .سلام، بچهها -
.سلام - .علیک -
شبکۀ کابلی نداریم، ولی هر سهتا
.شبکههای تلویزیونی اصلی رو داریم
،اینم از دستشویی .برای بهداشت و کارای دیگه
.اینجا هم... جاییه که میخوابی
اتاق تو رو گرفتم؟ - ،آره -
.ولی من میرم رو کاناپه
که فاصلهای با تلویزیون ،و آشپزخونه نداره
.پس ردیفم
.سلام. جان استرجیس هستم
.رزرو کردیم
.دنبال من بیاید
حالا حتماً باید از قبل رزرو میکردی؟
.نمیخواستم ریسک کنم
.عه، نه، نه، نه
.من اونجا میشینم
.تو اینجا بشین
.عه... باشه
موضوع چیه؟
یادت نمیاد؟
جان، من حتی یادم نیست .الان ماشینُ کجا پارک کردم
!دارم قرار اولمون رو بازسازی میکنم
،همون رستوران، همون میز
.و همون کت
البته مژههام فرق کردن چون
هر دو سهماه یکبار .مجدداً رشد میکنن
،ولی مال من همونه
.فیکه
میخواستم امشب خاص باشه
.چون اولین سالگرد قرار اولمونه
آدمای هم سنوسال ما همچین چیزایی رو جشن میگیرن؟
.نمیدونم والا. تا حالا این سنی نبودم
و تا الانم با کسی .یک سال دووم نیاورده بودم
...خب
.سالگردمون مبارک
.شرمنده بابت ریخت و پاش
این کشو رو برات خالی کردم .که وسایلتُ بذاری توش
لباسای خودت کوشن؟
.بیشترشونُ انداختم رفت
.نیازی به این کار نبود
.اشکالی نداره .کهنه و پُر سوراخ بودن
.و عالی هم شد
چندتا ترقه و یه کیسه .پر از دندون بچه پیدا کردم
.ممنون
راستی، یه طلیب هم .بالای تخت برات آویزون کردم
چیز خاصی نیست، چوببستنی و اَکلیله. بچه که بودم تو
.مدرسۀ مسیحیت سرهمش کردم
زیادیه؟ .میتونم برش دارم
...نه
.خیلی قشنگه
چرا داری گریه میکنی؟
جورجی حرفی از زندگی تأسفانگیز توی خونهتون زد؟
.نه
،خونه. مامانم گفت حرفی نزنیم
.که تو راحت باشی
.ممنونم
الان راحتی؟
و قشنگ یادمه که چهقدر
با اون پیرهن جین و گردنبندت .چهقدر خوشگل شده بودی
خب، میخواستم بگم که اولین .مسابقۀ نمایشیام نبود، ولی خب بود
.ممنون بهخاطر این سال فوقالعاده
.به سلامتی چندین و چند سال دگر - .به سلامتی چندین و چند سال دگر -
که میرسوندم به آخرین سورپرایز
.امشب
چی کار میکنی؟
.صبرکن، نمیخواستم سورپرایزش خراب شه
اینطوری رو یه پا زانو زدنت .دیگه همهچیز رو تابلو میکنه
!سورپرایز
کانی، افتخار میدی که
همسرم بشی؟
.وای، جان، نمیدونم والا
چطور ممکنه ندونی؟ .کلاً دو تا حق انتخاب داری
.پیچیدهتر از این حرفاست
.من که دلیلی نمیبینم .ما با هم سازگاریم
.میدونم - .از حضور هم لذت میبریم -
.میدونم - و تو اتاقخواب هم -
.بازده رو بهشدت بردیم بالا
.توان هدررفتۀ خیلی کمی داریم
جان، بشین سر جات
.و صدات رو بیار پایین
یه کمکی میدی؟
.پایین رفتن از بالا رفتن سادهتره - .باشه -
خداوندا ازت ممنونیم بابت ،این غذایی که قراره بخوریم
،و بابت تغذیۀ بدنمون و فرخندهباد
دستایی رو که این .نون رو آورده سر سفرهمون
و یه تشکر بسیار ویژه هم برای اینکه گذاشتی
خونهمون رو با دوستمون .ورونیکا تقسیم کنیم
.الهی آمین - .آره والا -
.این آخریش واقعاً آمین داشت
.خیلهخب بچهها، بزنید بر بدن
نون باگت میخوری؟
.هوم. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.