Prvních 200 řádků.
!ساكت، لطفا
!برنده امسال، "تينگ" جوان هستش
.مردم "نانگ-پرادو" خوش آمديد
!افراد حاضر، خوش آمديد
.براي نمايش رداي "اُنگ-بك" مقدس
... اين مراسم، شروع
فستيوال بزرگ "اُنگ-بك" هستش كه
به مدت 7 روز در اينجا در جريان خواهد بود و
و هر 24 سال، يكبار
.برگزار مي گردد
.اين (مراسم) بيانگر رقابت خجسته دو دوره است
.شايد صلح و رفاه در جامعه ما حاكم بشه
مجمسه بودا كجاست؟
.بالاتنه فرسوده شده و سرش ترك خورده
!شرايط خوبي نيست
!200هزار بات، قيمت خوبيه
چرا نميخواي بفروشي؟
!قيمتت رو بگو
.دان! فروشي نيست
،اين همه راه از بانكوك اومدم
.وقت گذاشتم
!نگفته بودم كه ميخوام بفروشم
!"اونو براي پسرم نگه داشتم، "هاملا
!تا وقتي كه كشيش بشه
!تا وقتي كه كشيش بشه
!اگه خواستي بفروشي، بهم زنگ بزن
!فراموشش كن، من تلفن ندارم
!آدرسم رو بهت ميدم
!اگه خواستي بفروشي، برام نامه بنويس
!پاي جهت دار
!دم تمساح
!نگاه فيل
!چرخش ميمون
!اسب وحشي! نيش عقرب
!"سقوط "هِرا
!رژه سربازان! فيل وحشي
!نصف كردن دشمن
!جلوگيري از خطر
!خم كردن سر
!ضربه تبر شواليه
!حمله امواج به ساحل
!ملاقات يک دوست
!دستگيري شيطان توسط شواليه
!شکستن مفاصل
!تعقيب مارمولک توسط مار
!لرزش پرتگاه! آب گرم
!پرتاب نيزه! شکستن شمشير
!بلند کردن بدن! تبديل اسب به پرنده
.من هنر رزمي تايلندي رو بهت ياد دادم
.حالا ميخوام که هرگز ازش استفاده نکني
واضح بود؟- !بله استاد-
!خوبه
!تعجب کردي
نه؟
،در جواني، استادت هنر رزمي تايلندي رو آموخت
!"زير نظر استاد بزرگ، "کرو-دام
!اون ميخواست که مهارتش رو تست کنه
!توي رينگ، هم رزمش رو کشت
!تحت تاثير اين گناه، تصميم گرفت راهب بشه
!هنر رزمي تايلندي خطرناکه
.اون نميخواد اين کار رو بکني. فهميدي؟
،اگه هنوز متقاعد نشدي
!"با من مبارزه کن، "تينگ
!عمو
ها؟
هي دزدها! چيکار مي کنيد؟
!اونو برداريد
،اون "دان" عوضي
!سر "اُنگ-بک" رو جدا کرد
.همينطور صندوق خيرات رو دزديده، استاد
!دان، حرومزاده است
،اگه سر "اُنگ-بک" رو برنگردونيم
!روستاي ما نابود ميشه
.آروم باشين
،يه راهي پيدا مي کنيم
.براي برگرداندن سر بودا، قبل از مراسم بزرگ
اما اونو کي برميگردونه؟
!من برميگردونم
!من ميدونم دان کجا زندگي مي کنه
،سرنوشت کل روستا
.در دستان تو هستش
.اين طلسم مقدس، داراي گياه "نينپات" هستش
.پدربزرگم گفته که به "کرو-دام" تعلق داره
!نزديک قلبت نگه دار
.اين، آدرس "دان" هستش
!و لطفا اين نامه رو به "هاملاي" بده
!تينگ
.اُنگ-بک رو سالم به روستا برگردون
!اين، کمي پول براي غذاست
!تمام اميد ما به توست
!مادرم قبل از مرگش اينو بهم داد
!مراقب مادربزرگ باش
!همگي
،هر چيزي رو که ميتونيد
!بخاطر سفر بديد
بانکوک
!لعنتي، باختم
!بيا اينجا
!کي رو براي مسابقه انتخاب کردي! چندين مايل عقب موندش
!يه مسابقه منصافه بودش! هر بُردي، باختي داره
!تو بازنده بدي هستي
يه دختر رو مقابل من قرار دادي؟
ميدوني با کي داري حرف ميزني؟
!شرم آوره که به سرعت صحبت کردنت، نميتوني بروني
!خفه شو
!من هر ماه سودش رو بهت ميدم و الان وقتش نيست
!اگه بيشتر پول بدي، قول ميدم
!يا بگير يا برو- .فکر کنم بهتر از هيچي باشه-
!هي، اونو بده من
!تو پولت رو گرفتي و ميتوني اونا رو براي بچه ها بذاري
!شما ميتونيد هر چيزي رو هر زماني و هر جا بدست بياريد
چرا مال من رو برميداريد؟
!اون براي اين عوضي ها خيلي زياده
اونو بده من، باشه؟
!عوضي
.بالاخره اومدي، جرج
!سهم من کجاست؟ سريعتر! عجله دارم
.پنگ" عوضي از نقشه ما باخبر بود"
!تمام پولها رو نگه داشت
!چي؟ اگه داري شوخي مي کني، بامزه نيست
!ببين! صورتم رو ببين
فکر مي کني خودم اين کارو کردم؟
.دستت رو بکش، من مشت خوردم
بد شانسي! چطوري فهميد؟
!فراموشش کن! تو 200 بات داري
!صبر کن! اول تسويه کن، بعد قرض بگير
،تو هميشه سهم پولت رو مي گيري
!اما سهم کتک خودت رو نمي گيري
!تو هميشه گَند ميزني
من گند ميزنم، عوضي؟
،پنگ 3 روز بهم مهلت داد تا تسويه کنم يا
.اينکه مياد دنبالم
!هاملاي
خودتي، نه؟
!خوشوقتم
اون، دوستته؟
!منظورت چيه؟ اون با تو حرف ميزنه
اين دهاتي رو مي شناسي؟
!"منو يادت نمياد؟ تينگ از "نُنگ-پرادو
!باشه! تو رو نمي شناسم
نمي شناسمت! فهميدي عوضي؟
!تو رو مي شناسم! تو هاملاي هستي
!اين ديگه چه اسميه؟ احمقانه ترين اسميه که شنيدم
!قبل از اينکه خوردت کنم، تمومش کن
!آروم باش، هاملاي
!منظورم جرج بود
!تو عذاب آوري، خواهر
!از اينجا برو
اسم روستات چي بود؟- !نُنگ-پرادو
!خب، من پسرهاي "نُنگ-پرادو" رو تنها ميذارم
!بايد حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشيد
!اون اومدش و تو پريدي
.برو، اما کمي پول بهم بده
!براي خودت باند زخم بخر
!مي بينمت، هاملاي
!آهاي روستايي! برگرد به جايي که ازش اومدي
!هاملاي! پدرت برات نامه فرستاده
!تو رو نمي شناسم! گم شو
!اين اتاق منه! گذشته رو فراموش کن
!در رو ببند، وگرنه پر از پشه ميشه
!حالم خوب نبود. ببخشيد
!ميدوني، در دردسر بزرگي افتاده
!دان و مزدوراش، سر اُنگ-بک رو دزديدن
!پدرت گفت بيام و تو رو پيدا کنم
!بعدش ميتونيم اونو برگردونيم
!من آدرس دان رو دارم- !نگهش دار-
!وسايلت رو بذار و برو دوش بگير! برو
!زودباش، اون سرحالت مياره! از اين طرف
... بعدش ما- !بعداً! اينم از حوله-
!حتي چراغ رو برات روشن مي کنم
.صابون سمت چپه و خميردندون سمت راست
.و روي زمين نريز
سلام، تو هستي، "موآي"؟
.منو در کلوب "رُد-خاسان" ببين
هنوز براي شرط بندي روي علي وقت هست؟
!همش
مجسمه کجاست؟
!رئيس کله خر، اونو نفروخت
!منم سر اُنگ-بک رو گرفتم، رئيس
!اون الهه روستاست، ارباب. پرستش مي کنن
!وقتت رو تلف کردي
!اون، يه تيکه سنگ کثيفه
!تو يه احمقي
،اين سنگ رو از جلوي چشمام دور کن
!قبل از اينکه عصبي بشم
بچه هات، حالتو گرفتن، نه؟
،"و حالا "پرل هاربور
!قراره از علي شکست بخوره
!ظاهراً خيلي مطمئني
!اگه فکر ميکني که ميتونه ببره، شرط ببند
!من مشکلي ندارم
!هر وقت خواستي بهم زنگ بزن
!مبارزه بعدي، اگه هنوز ميخواي بازي کني
!شايد بخواي بازم شرط ببندي
!"برنده، "پرل هاربور
!حرومزاده
!پرل 3 نفر رو برده
!لعنتي- کي ميخواد بعدي باشه؟-
پول روستايي ها کجاست؟- چي؟-
پول کجاست؟- از کجا بايد بدونم؟-
No comments yet. Be the first to leave one.