Specials

Informace o verzi

Oh My Ghost E09 2015
Komentář od niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tagy

other
Zveřejněno: 2015-08-07
Stažení: 30
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

.خیلی سرده

.کاملا خیس شدم

چی کار کنم؟- .صبرکن-

.اوه، نه، شما هم کاملا خیس شدید

خیلی متاسفم. چی کار کنم؟

.اوه. من یه احمق واقعیم

.فکر کنم...آب دیگه...کاملا خشک شده باشه

.اوه، من...متاسفم

.هی، نا بونگ سون

!نا بونگ

!نا بونگ

!اشتباه نبود

.این بار اشتباه نبود

...خب،من

...می دونم

.دارم عجیب رفتار می کنم و حس می کنم دارم دیوونه می شم

.اما، من باهات رو راستم

چی؟

نگرفتی؟

.کانگ سون ووی بزرگ...از تو خوشش میاد

.نمی دونم کی شروع شد

از همون اول بود یا

از وقتی یه دفعه ای عوض شدی و چسبیدی به من

.یا از دیروز یا از امروز، واقعا نمی دونم

تنها چیزی که به طور قطع می دونم

.همش می خوام تو رو ببینم

.و اگه کنارم نباشی مضطرب می شم

.خدای من. دارم دیوونه می شم. تو مثل اعضای خانواده ام می مونی

.پس بیا فقط این کارُ بکنیم

اینها احساسات منه و کی می تونی چیزی دربارش بگه؟

...خب

.خب، یه چیزی بگو

.فقط همونجا وانستا نفس بکش

اگه یکی مثل من بهت اعتراف کنه نباید یه عکس العملی هم باشه؟

.آه، بله

.ممنونم سرآشپز

چی؟

نه،منظورم اینه... منظورم اینه که

داری می گی باشه، مگه نه؟

داری می گی که...تو هم از من خوشت میاد مگه نه؟

.بله، سرآشپز

چرا بی دلیل اینقدر بی قراری؟

.به خودت بیا دختر

.تو یه روحی نه نا بونگ سون

.خودتُ جمع و جور کن

.تمرکز، تمرکز، تمرکز

...تمرکز

.هی

.من انجامش می دم

.یه اینچم تکون نخور و سر جات بمون

.باشه

.خیلی زود کارم تموم می شه

.خوبه دیگه

.موهات هنوز خیسه

با اینکه تابستونه اما بازم ممکنه سرما بخوری

.اینجا. منُ ببین

خوبه، مگه نه؟- .آره-

.من باید واقعا افسونت شده باشم

.تو مثل یه فندق کوچولو می مونی

.مثل یه سگ کوچولو

.چقدر خوشحاله

.من خوشحالم

اوه روح من قسمت نهم

.موندم چرا داره زنگ می زنه

.بله افسر یانگ

افسر هان؟

.بله، باشه. الان میام اونجا

.باشه

افسر هان چی؟

.یه جورایی انگار تصادف کرده. توی بیمارستانه

.برمیگردم- .باشه-

کلید ماشین کجاست؟- .اونجاست-

.اوه خدای من

افسر هان مسئول پرونده ی اون هی نبود؟ شریکت؟

.بله. برمی گردم مادر

.شما زودتر بخوابید- .باشه-

اوه خدای من. یعنی چی شده؟

تصادف ماشین بوده؟

.منم نمی دونم

.نفسم داره بند میاد و قلبم داره تند می زنه

.حتما به خاطر یادآوری خاطرات گذشته است

.خوبی؟ برات یکم آب خنک میارم

.نه، من خوبم

.فقط من دیروز بعد از کار افسر هانُ چند لحظه دیدم

.امیدوارم مساله ی جدی ای نباشه

!افسر یانگ

چه خبره؟ افسر هان کجاست؟

.جراحیش تموم شده و بردنش مراقبت های ویژه

.هنوز به هوش نیومده

جراحاتش جدیه؟

.نمی دونم. جراحی خوب پیش رفته

.اما خون زیادی از دست داده، باید چند روز تحت نظر باشه

...چی

دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

.منم نمی دونم

.یه نفر اونُ غرق خون توی پارکینگ پیدا کرده و آوردتش اینجا

.به نظر میرسه دزدی بودی چون کیف پول و موبایلش گم شده

.این مرد واقعا آماده بوده، همه ی دوربین های امنیتی هم خاموش بودن

خیلی ترسیدی مگه نه؟

.قلب منم هنوز داره تند می زنه

با مادرش تماس گرفتی؟

نه، نمی خواستم نگرانش کنم واسه .همین با خواهر بزرگترش تماس گرفتم

.باید به زودی برسه اینجا

.کارت خوب بود. کارت خوب بود

نا بونگ سون. خوابیدی؟

.نه، نه

.خوب بخوابی

.باشه، شما هم خوب بخوابید سرآشپز

.راستش، نمی دونم بتونم یا نه

.مطمئن شو که شب خوب استراحت کنی که فردا خسته نباشی

.باشه

.حتما خودتُ خوب با پتو بپوشون

.اگه شکمتُ نپوشونی دلدرد می گیری

.باشه

.خواب منُ ببین

.این یه دستور نیست، فقط یه پیشنهاده

.می بینم سرآشپز

داری چی کار می کنی؟- .اوه خدای من-

...اوه هیچی، فقط

کنجکاوی بدونی سرآشپز بعد از اعتراف احساساتش به تو داره چی کار می کنه؟

تو همه چیزُ دیدی؟

.البته که دیدم

.من بودم که با خیس کردن همه جا اون موقعیتُ به وجود آوردم

.یه دفعه ای اومد سراغت، من معذب شدم و اومدم بیرون

.اوه

چطوره؟

اعتراف شنیدن از مردی که بهش عشق یه طرفه داشتی؟

چی؟- خوبه. مگه نه؟-

.آره

.اما، من فقط نمی تونم باور کنم

.همش فکر میکنم نکنه خوابه

.و نگرانم که نکنه رویا نباشه

حداقل اگه رویا باشه من می تونم .از خواب بیدار شم و صدمه نبینم

خدایا، چرا اینقدر به همه چیز فکر می کنی؟

.مانع درست رو به روی توئه نا بونگ سون

.الان وقتشه که ازش بگذری

.من کینه امُ برطرف می کنم و تو سرآشپز کانگُ مرد خودت می کنی

.برد-برد

.برد-برد- .آره-

.ما هر کدوم باید به هدفتون برسیم

.باشه

.به من اعتماد کن و دنبالم بیا. می تونیم انجامش بدیم

.چه صبح فوق العاده ایه

.قلب سرآشپز دیگه مال منه

.بازی واقعی از امروز شروع می شه

باید یه مراسم بزرگ ترتیب بدم؟

اوه، بیدار شدی؟

بله سرآشپز. خوب خوابیدید؟

...خب، من

.آره، خوب خوابیدم

فکر کردی کلی هیجان شده می شم و نمی تونم بخوابم؟

فکر می کنی فقط یکی دو روزه که قرار می ذارم؟

!اونطوری چقدر مضحک می شه

.اوه خدای من

.چشم هاتون پف کرده

چشم های من؟

نخوابیدید؟- .نه، نه، من خوابیدم-

چرا حرف آدمُ باور نمی کنی؟

چرا می خندی؟ من خنده دارم؟

.نه، چون خوشحالم

اینقدر اینجوری خوشحال نباش. باشه؟

.ممکنه صدمه ببینی

...راستی

،اینُ به خاطر خودت می گم

.جلوی بقیه خیلی تابلو نکن

.اوه، البته. من می تونم خودمُ کنترل کنم

.بعدا می بینمت

.خداحافظ

هی، هی، هی، باز دوباره بونگ می خواد چی کار کنه؟ هاه؟

.تمام روز مثل سگ دنبال سرآشپز می دوه

.می دونم

.حتما دوباره یه چیزی از سرآشپز می خواد

دوباره پیش پرداخته؟

.دیگه داره شورشُ در میاره. سرآشپز که بانک نیست

.بهت گفتم خیلی تابلو نکن

من کی این کارُ کردم؟

.تمام صبحُ داشتن به ما دو تا نگاه می کردن

اوه واقعا؟

.داشتم همه تلاشم رو می کردم تابلو نکنم

.مردم زیادی تیز شدن

چرا داری این کارُ می کنی؟- .سرآشپز-

چند تا زر ورق پیچ باید درست کنیم؟

.خب، مطمئنا زیاد نباشه

.بیایید فقط 10 تا درست کنیم

.بله سرآشپز

.جی وونگ- .بله سرآشپز-

اوه، چی می خواستم بگم؟

سیب زمینی هایی که اون دفعه سفارش دادیم رو یادته؟

.من همشونُ آماده کردم و گذاشتم توی یخچال

برای ویژه ی امروز سیب زمینی تنوری .با سس خامه ترش درست می کنیم

امروز چند تا رزرو داریم؟

.سرجمع 15 گروه

.یه گروه تماس گرفت لغوش کرد

جون، می شه ببینی چقدر غذای دریایی داریم؟

.بله سرآشپز- .بیایید آماده شیم-

!اوه، سرآشپز! من اومدم

چیه؟ قراره یه مکالمه ی مخفیانه داشته باشیم؟

واقعا؟ داری این کارها رو از عمد می کنی مگه نه؟

.که عذاب کشیدن منُ ببینی

،نه، فقط اینکه امروز روز اولمونه

More Farsi Persian subtitles for Oh My Ghostess

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left