Prvních 200 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اون برام رژیم مخصوص بیماری کلیه تنظیم کرده
...و اگه این چیزی رو عوض نکنه، بعدش
دیالیز؟ خیلی متاسفم
من وضعیت مهاجرتمو به کسی نمیگم
اما من بدون ویزا ام
انگار آینده ام همیشه متزلزل ئه
!پول بیشتر تو حسابهامون
!ما عامل حیاتی این بیمارستانیم
تو هم داری اعتراض میکنی؟- خیلی برام مهمه-
که لیلیانا حس کنه که حمایت من رو داره
میرم با دوستام جشن بگیرم
تو هم بیا- ...اوه، نه-
باید بیای، تو دوست پسرمی
لیل
دنیل
اوه، ساعت
متوجه نشدم
کارم... دیگه تموم بود
معمولا کارم قبل رسیدنت تموم میشه
ببخشید- اوه، نه-
نه، بزار من اینو بلند کنم، بزار بلندش کنم
من باید عذرخواهی کنم
نه، نه، من دیشب اینترن هارو پیتزا دعوت کرده بودم
بعد بزور بردنم بیرون برای نوشیدنی و دیگه... همینطور رفتیم
مشکلی نیست، من میبرمش
به خاطر این به هم ریختگی عذرخواهی میکنم، واقعا میگم
مشکلی نیست، در مقایسه با بقیه دفترا خیلیم بد نیست
!اوه
دنیل، روز خوبی داشته باشی
همچنین
اه
فکر کنم این مال توئه
البته که آره، کجا پیداش کردی؟
این بار؟ اتاق انتظار
بالای ماشین خوراکی- همم-
خب، شاید بهتره بزارمش
تو یه لباس راه راه سفید و قرمز
یه کلاه بافتنی سرش کنم و عینک دودی براش بزارم
و اسمشو بزارم بطری آب "والدو کجاست؟"، چطوره؟
فهمیدی؟
فهمیدم
باید مدام آب بخوری
ممنون مامان
دکتر کویواس
خانم گودوین، صبح بخیر- صبح بخیر-
یه لحظه وقت داری درباره تمدید قرارداد داکا ات صحبت کنیم؟
اوه، ام، الان؟
خب، کاغذبازی هاش تا چند ماه دیگه آماده میشن
اما میخوام مطمئن شم که همه چیز تکمیله
محض اطمینان که یه وقت یه تغییر ناگهانی تو سیاستا به وجود نیومده باشه
درسته، البته، ممنونم
من داشتم میرفتم این چارت های نیمه شب رو بررسی کنم
فهمیدم
چطوره آخر روز همدیگه رو ملاقات کنیم؟
آره، البته، خوبه
باشه... میبینمت پس
دکتر آشر؟- هوم؟-
بهت احتیاج داریم- اوه، بله-
بیا از اینطرف
سلام، من دکتر آشر ام
لیا، چیشده؟
پدر و مادر و دخترشون
چند دقیقه پیش اومدن اونا ترسیدن
حتی منو هم ترسوندن- بریم اتاق دو-
سوابقشونو در نیاوردم، مستقیم اومدم سراغ تو
ببخشید، دکتر به کمکت نیاز داریم
دخترمون- خیله خب-
سلام، من درکتر هالستد ام اسمت چیه؟
ماریا
اسمش ماریاست، خیلی مریضه
گوش کن
ببخشید، من اسپانیایی صحبت نمیکنم
دکتر کویواس رو بیار
میخوام به گردنت دست بزنم، باشه؟
درد میکنه؟
مالو؟ بد؟
چی میگن؟
میگن بیماری داره
و اگه کمکش نکنیم، میمیره
ممنون
هی، حال ماریا چطوره؟
هنوز یکم تو حال خودش نیست، اما جواب سوالاتو به انگلیسی میده
هرچی هست، به نظر پراکنده میاد
حدسی میزنی؟- نمیدونم-
شاید آماس مغزی عفونی باشه اما علائم حیاتیش نرمال بودن
امیدوارم آزمایشا یه چیزی نشون بدن
پدر و مادرش چی گفتن؟
بیماری ای که ازش صحبت میکنن یه ارتباطی
به برادر بزرگترش هوگو داره
حدود یه ماه پیش، اون یه بیماری ای پیدا کرد
تو بیمارستان آکویو پذیرش شد
و بعد چند روز فوت کرد- اوه-
آره، و حتی بدتر
بیمارستان آکویو نتونست دلیلی براش پیدا کنه
خب، مشخصه که چرا به بیمارستان ما پناه آوردن
میترسن هرچیزی که هوگو رو از پا درآورده الان اومده باشه سراغ ماریا
اما یه مرگ تو خانواده، بدون سرنخ
و ترس از اینکه شاید اونم همین بیماری رو داشته باشه؟
از اونجایی که هیچی مشخص نیست، فکر میکنم ممکنه
ذهنش روی شرایط فیزیکیش هم تاثیر گذاشته باشه
میخوام باهاش حرف بزنم، ببینم
توضیح روانی ای براش وجود داره یا نه- باشه-
منم زنگ میزنم آکویو
نتیجه کالبدشکافی و سوابق هوگو رو بگیرم
اگه ماریا همون بیماری رو داشته باشه
ممکنه یه سرنخی توشون باشه- خیله خب-
اوکی، لیلا، دهانه رحم 7 سانتی متر گشاد شده
کیسه آبت کی پاره شد؟
...حدود یکساعت، یکساعت و
فکر کنم، 7:02 صبح بود
این بچه داره یه وری میاد بیرون
نه، اینطور حس میشه
جنینت او پی ئه، یعنی به جای رو به پایین رو به بالاست
ایرادی داره؟- نه-
بچه داره میچرخه فقط، بهمون خبر میده
که وقت بیرون اومدنه
من یه پرستار میفرستم تو بخش زایمان
اوه خدا
کنتین، بچه مون داره میاد
امروز مامان میشم
خب، یادم نمیاد وقتی از خونه زدیم بیرون
اجاقو خاموش کردم یا نه
کنتین، ما چند روزه آشپزی نکردیم
اجاق خاموشه
میرم خونه چک کنم
!کنتین، نه
آقای بل، لطفا نرو- میدونی چیه؟-
میتونی به یه همسایه بگی بره چک کنه
یا شایدم انرژی اضطرابه که باعث شده
فکر کنی روشن گذاشتیش
آره، نمیفهمم چیکار میکنم
فهمیدم، امروز روز بزرگیه
خب، کلی تجربه جدید باهم دارن رخ میدن
اما کنتین، این برای من جدید نیست
من به دفعات اینجا بودم و دقیقا میدونم
چطور به تو و لیلا کمک کنم که از این شرایط خارج شید
ممنون
ببخشید لی، یه دقیقه عقلمو از دست دادم
خوب نگهش داشتی- هومم-
سلام، سم، ایشون دکتر تاناکا رید ان
اون قراره امروز باهام بیاد تو اتاق عمل
اون یکی از رزیدنت های عملمه
اوه، من به اصطلاح یه رزیدنت ام اما تازه کار نیستم
اوکی
خب، همونطور که صحبت کردیم
این عمل، عمل برداشتن مستقیم آپاندیس ئه
بعدش یکم درد داری
اما بعد یکی دو هفته، دوباره سر پا میشی
همم، عالیه
چون بدجور دلم میخواد برگردم باشگاه
دیوانه پرقدرت" این تابستونه"
دیوانه پرقدرت؟ مسابقه ماجراجویی؟
میشناسیش؟- آره، یکم-
چندتا از بچه های انجمن
دارن یه تیم درست میکنن
انجمن؟ منظورت دکترای دیگه ست؟
نه، کراس فیت
از گروه کالسو ام، کالسو یه ورزشه
مدتیه برپیس و تراستر انجام میدیم
خیله خب، برگردیم به مسئله خودمون
اگه تو آماده ای، ما هم آماده ایم
بریم انجامش بدیم- عالیه-
پرستار تریشا میاد تا تجهیزاتو آماده کنه
بعدش دکتر بیهوشی میاد- خوبه، دکتر-
اونطرف میبینمت، خیله خب؟
برداشتن آپاندیس... خیلی ساده ست
خب، ببخشید که سم به اندازه ای که دلت میخواست، مریض نیست
اوه، میدونی که منظورم چی بود
تو او آر 2 قراره یه عمل خیلی... خفن و جذاب انجام بشه
اما برداشتن آپاندیس لاپاروسکوپی؟ این یه مینی ون ئه
خب، امروز حتی اینم نیست
سم 18 ماه پیش عمل برش خمروده داشته
به خاطر احتمال چسبندگی تو لگنش
...این عمل برداشتن آپاندیس رو باز انجام میدیم
درست پایین ربع شکاف
اوکی؟- خوراکه-
جی، امیدوارم برای چالش باشم
به عنوان یه رزیدنت، خیلی به خودش اعتماد داره
من زیاد خوشم نمیاد
هوگو فوت کرده
الان من بچه بزرگه ام، باید قوی باشم
به خاطر برادرام و خواهرام
به خاطر پدر و مادرم
اونا بعد فوت هوگو خیلی شکسته بودن
نمیتونن بخوابن
نمیتونن چیزی بخورن
حالا دوباره من باعث شدم اینطور بشن
منم همین بیماریو دارم- نه-
هی، ما اینو نمیدونیم که
تمام آزمایشایی که دکتر هالستد گرفت نتیجه نرمالی داشتن
پس من چمه؟
بعضی اوقات، ممکنه
ترس و اندوه، نشونه های فیزیکی به جا بزاره
نه، من اینو تصور نمیکنم
نه، نمیکنی
نشونه های تو خیلی واقعی ان
تو از از دست دادن عزیزت درد میکشی، یه فشار ذهنی
آزمایشات هوگو هم نرمال بودن
و بعدش فوت کرد
No comments yet. Be the first to leave one.