Prvních 200 řádků.
1941 سال به یادماندنی
در تاریخ شهر کوچک ضنعتی بلفاست
خیلی ها اونو به عنوان سالی به خاطر دارن که جنگ به سواحل ما رسید
و با خودش بلای بسیار وحشتناک و نابودی غیرقابل تصور داشت
اما .. نه برای من
تام هال
و اون به خاطر محتویات صندوق چوبی بود
که داشت راه خودش رو از دریا به سواحل ما باز میکرد
که قرار بود اون سال رو تبدیل به ..
فراموش نکردنی ترین سال زندگی من بکنه
به الهام از اتفاقات واقعی
باغ وحش
خانم ها و آقایان امروز باغ وحش تعطیله
بله، فقط تا زمانی که فیل رو ساکن کنیم
یک روز دیگر برگردید
نه نه نه .. تو امروز اینجا هیچ کاری نداری
میتونی بری .. امروز نه امروز نه .. ماپت !
ماپت !
خداحافظ
خداحافظ
دوست داری اونو ببینی ؟
بیا
اون فوق العاده ست
حالش خوبه ؟
خیلی خوبه
اوه
تو اولین کسی هستی که اینکارو باهاش کرده
یک انرژی مخصوص داری، ها ؟
بلوک قدیمی رو آماده کن
انرژی مخصوص هم بهش بده
این یکی جایی که ازش اومده .. اوضاع خوبی نداشت
و به مراقبت قابل توجه نیاز داره
و این کاریه که ما در باغ وحش بلفاست به بهترین نحو انجام میدیم
قربان، تام یک اسم براش انتخاب کرده
باستر
خوب، فکر کنم یه نفر باید روی اون اسم میزاشت
به نظرم هیچ کس بهتر از اون نیست درسته قربان ؟
بله .. کاملاً .. بله
اوه .. خوب .. بسیار خب
ادامه بدید
میدونستم باستر رو انتخاب میکنی
دستورات امروز صبح ساعت 4 صادر شدن
به عنوان یک پیشگیری
احضار سربازان و افسرهای واحد ضدهوایی و واحدهای دفاع ساحلی ارتش منطقه ای
این هنوز یک انتقال عمومی نیست
تا شامل ارتش منطقه ای باشد
برای احتیاط بیشتر
افسرها و سربازانی که از نیروهای هوایی سلطنتی مرخص شدن
و واحدهای دفاعی نیروی هوایی کمکی
و همینطور نیروهای ملاحظه کننده
گریه کردن فایده ای نداره
هر روز صبح ما اینکارو انجام خواهیم داد
من انتظار دارم همه توجه کنن
بمباران باشه یا نباشه این مدرسه باز خواهد ماند
جنگ آموزش رو متوقف نمیکنه
سوالی هست ؟
عمو هیو رفته جنگ رو برنده بشه، قربان
این عالیه پیتر
مطمئنم مردان زیادی به اونجا میرن ..
عمه ایتنا میگه اون راضیه صلح بشه
همه ما صلح میخواهیم
اوه .. خیر قربان منظورش از طرف عمو هیو بود
خیلی خب دیگه شوخی بسده پیتر
شما نشنیدید ؟
ما رو احضار کردن
من جمعه میرم
وقتی به سن تو بودم این برام اتفاق افتاد
پدربزرگم بیل به جنگ رفت
اون هم پیش من نشست
من زود برمیگردم خونه
پدربزرگ برنگشت
به خاطر من ازش مراقبت میکنی، مگه نه ؟
به نظرم چند تن میشه
اون فقط یک فیل کوچکه
با وجود این .. تو مسئولش هستی ؟
آخ ! آه !
پس این فیل جدیده که شنیدم در موردش دروغ میگی، ها ؟
کاریش نداشته باش
تو به یک دختر نیاز داری تا نجاتت بده، ها ؟
ولش کن !
یا چی ؟ به پدرت میگی ؟
یه آشغال مسته
کلاسیک
خوب پسر ..
از من هم خواستن مراقب یک حیوان باشم
چه بلایی سرش اومده ؟
اون بیرون پیداش کردیم ..
من اونو کشتم
این بلا سرش اومده
بیرون خونه اون زن جادوگر
خیلی سخته بفهمه یکی از میلیون ها حیوان کثیفش گم شده
بیا این عوضی رو ولش کنیم
اوه .. ببخشید متاسفم
هی هی ! برگرد اینجا ژنده پوش بی مصرف
سلام چارلی !
سلام آدام سلام جان
سلام تام ! سلام !
بیا اینجا گیلبرت
زودباش
خودشه
هنوز توانش رو داری پسرمرد
هی هی
خوشت میاد، مگه نه ؟
خیلی خب رسیدیم
تو اینجا چیکار میکنی ؟
اوه .. این جیک هست
اون به جای پدرت اومده
دامپزشک کار آموز هستم، لاکلیز
از آشنایی با شما خوشحالم
به خاطر باستر اومدی ؟
دامپزشک خوبیه، تام
کارآموز
اون چیه ؟
دارو
شما اجازه دادید بیاد اینجا قربان ؟
پدر گفت اون حالش خوبه خوب ..
یکی از اینا در روز باعث میشه دکتر لازم نباشه
میخوای من .. ؟
این یک خرگوش دست آموز نیست پسر
حالا اون پارچه رو بده به من
پدر معمولاً اینکارو ..
این یکی در پیشرفت عقب نشینی نمیکنه
پدر همیشه اول اونو گرم میکنه
پشت اون در ..
یک جادوگر واقعی زنده هست
گوش کنید
خونه اون پر از حیوانات و پرنده های گندیده ست
و میدونی چیه ؟
اونا رو به یک دلیلی نگه داشته
برای خوردن
اون پرنده ها رو میخوره خرگوش ها .. موش ها .. بچه ها
حالا تو باید همین الان اینو پرت کنی جلوی در خونش
بندازش
اینجا امن نیست دوست کوچک من
خانم آستین ؟
سلام ؟
سلام .. خانم آستین ؟
آروم باش خرگوش
سلام ؟
اینا تنها هستن
چی ... تو کی هستی ؟
من تام هستم تام هال
برو بیرون
متجاوز .. برو بیرون
ولی در شما باز شده بود ممکن نیست .. برو بیرون !
فقط میخواستم خوکچه شما رو برگردونم
تو شیطانی ...
نه، کار من نبود
من هیچ وقت به یک حیوان صدمه نمیزنم
خانم آستین !
فقط فکر کردم دوست دارید اونو پس بگیرید
دوباره تو نه !
ولی من پول دارم
هی
برو ازشون لذت ببر
زیاد طولش نده
دیشب نگرانت بودم
ترسیده بودی ؟
امروز کارهای زیادی داریم
بله، متاسفانه همینطوره
چرا نرفتی مدرسه ؟
قراره حیوانات رو جابجا کنید ؟
چارلی گفت .. تام
از اینجا برو لطفاً
پدرت دیگه اینجا کار نمیکنه
چیکار داری میکنی ؟
اوه ..
اومدی علف گره بزنی ؟
تو واقعاً مسئول اون فیل جدید هستی ؟
آره
پدرم رفته به جنگ
پدر تو چیکار میکنه ؟
اون ..
اون هم میره به جنگ
میخوای یه فیلم ببینی ؟
فیلم چی ؟
یه فیلم
در خانه فیلم ها
هیچ وقت یک فیلم روی صفحه بزرگ ندیدی ؟
میای یا نه ؟
امروز .. قابل قبول نبود
پرهزینه ترین حمله هوایی آلمان برای تقریباً یک ماه
تا ساعت 10 امروز صبح 175 هواپیمای آلمانی
در حمله به این کشور نابود شدن
تقریباً 400 هواپیمای دشمن به پرواز در آمدن
در دو حمله ویران کننده
به لندن و جنوب غربی انگلستان
مقامات تخمین میزنن که بیشتر از نصف اونها با موفقیت نابود شدن
اوه .. من بهتره ..
آره
برو توی خونه !
اون دهن کثیفتو ببند لعنتی
چی ؟ خودت میدونی
دیشب
تو برادر منو دیدی، عقب مانده
هیچ کس در مورد اون نمیدونه
من به کسی نمیگم
لیست وزارتخانه به شرح زیر هست
کفتار .. گرگ ها
پلنگ ببر
No comments yet. Be the first to leave one.