Prvních 200 řádků.
...آنچه در 100 گذشت
،من آخرين نايتبلاد هستم
وارثِ بكا اولين فرمانده
و شما تحت فرمان من هستين
بايد جمعيت شهر نور رو افزايش بديم
هر چي ذهنهاي بيشتري به ،اين كار گماشته بشن
ا.ل.ي. قدرتمندتر ميشه
جاها به همه تراشه داده
.جاسپر درست ميگه با چشمهاي خودم ديدم
،حالا كه آركيديا سقوط كرده
وارد مرحلهي دوم ميشيم
!داري چيكار ميكني؟ بس كن
...ريون
زيادي ميدوني. نميتونم بذارم اونا تو رو داشته باشن
...ريون
چرا ا.ل.ي. ميخواست خودت رو بكُشي؟
چون ميدونم چرا هوشمصنوعي دوم رو ميخواد
چرا؟
اين تنها چيزيـه كه ميتونه جلوش رو بگيره
تا حالا چيزي راجع به كُشتار ايستگاه آلفا شنيدي؟
نه - نه -
نه - تو چي؟ -
هي
خب، گوش كنين
كمي بعد از روزِ اتحاد بوده، خب؟
نسل اول، نفهميدن كه مدت زيادي روي زمين زندگي ميكردن
بعضي از اونا عقلشون ضايع شد
گوش نميدم
خب؟ بايد عرض 6 ساعت بقيه رو ببينيم
خواب احتياج دارم
اوه، اون از داستان ارواح متنفره
،خب، من ميخوام بشنوم
خب، زود باش، ميلر
بترسونم
بسيار خب
...يه يارويي هست
"برزيلي، كاپيتان " فيدالگو
اين اسمش بوده
زن و بچههاي مُردهش رو تو خواب ميبينه
همهشون تو جريان بمبارانها سوختن
...به دكترِ سفينه گفته بود
كه اونا شبيه اهريمن هستن
بعد از يه مدت، ديدنشون تو بيداري هم شروع ميشه
بهشون التماس و التماس و التماس ميكنه
،كه دست از سرش بردارن فقط بس كنن، خب؟
،اونا ميگن تنها راهي كه ولش كنن اينه كه يه كاري انجام بده
چي؟
بُكشه
خب، مثلِ كار اهريمنها
آره، مثلِ كار اهريمنها
...آلت قتالهي انتخابيـش قلاب فلزي
يه قلاب؟
بهتر از اين نتونستي بگي؟
.خفه شو، برايان بذار تعريف كنه
پس تو يه شب 11 نفر رو ميكُشه
دل و رودهشون رو بيرون كشيده و تو اون وضع ناجور دارشون زده
،بدترين قسمتـش اينه كه وقتي نگهبانها پيداش ميكنن
خودشم تيكهتيكه شده بوده
...يه كلمه با خونِ خودش كف زمين
،با دستي كه نكنده بود نوشته "اهريمنها"
خدا، ازت متنفرم
...بگذريم، تو اون
صداي خراشيدن كه گهگاهي تو ايستگاه آلفا مياد رو ميشناسي؟
...بعضيها ميگن روح فيدالگو
داره قلاب فلزيـش رو ،به ديوارها ميكشه
،التماس ميكنه كه اهريمنها بس كنن
ولي هيچوقت اينكارو نميكنن
و اون برگشته
!دنبال قرباني بعديـش ميگرده
بگذريم، وقتِ دست به آبـه
گوشت به اون قلاب باشه، درست؟
ببين، آروم باش، برايان
،اهريمني اون بيرون نيست فقط زمينيهايي
كه نشنيدن محاصره برداشته شده
ارتشي از آركيدياييهاي تراشه خورده
،به من نگاه نكن دوستپسر توئه
اوه، آره
حساب دوستپسرم رو برسم
موفق باشي
هي، وقتي كاپيتان فيدالگو ،رو پيدا كردين
وادارش كنين چند تا هيزم خورد كنه، باشه؟
آه، خدايي، آفرين به تلاشت، ميلر
بچهها؟
برايان
بچهها، ديگه خندهدار نيست
ميلر
دستم انداختين
.مُردم از خنده الان ميتونين برگردين
زيرنويس از عرفان
هـ... هدا
هدا - براي هدا -
!هدا
هدا
هي، غريبه، يه لقمه ميخواي؟
ايموري، اينجا چه غلطي ميكني؟
موش ميپزم
فروشندهي قبلي وحشيانه توي راه بهش حمله شد
اون بيرون خطريـه
آره، معلومه هست
از همون موقعي كه تو رو بُردن ،داشتم دنبالت ميگشتم
بعد شايعاتي درمورد شعلهبانِ خوشتيپـه جديد فرمانده از مردم آسمان شنيدم
ميدونستم بايد تو باشي
خوب يادت دادم
عجب طعمهايـه، جان
منم ميخوام باشم
شكارِ امروزه، آقا
آه، دلم يكي ميخواد. ممنون
هممم، بهترينـه
بهترين موشيـه كه تو عمرم خوردم
دوباره عقب نمون
،همين خيابون رو ادامه بده
،كوچهي سمت چپ در مشكلي وسط كوچه
بمحض اينكه بتونم ميام سراغت
دفتر گزارش روزانهي بكا محشره
در 26 سالگي، يه مسير براي دسترسي به ذهن انسان پيدا كرده
همون سالي كه، مجبور شده ا.ل.ي. رو محبوس كنه
"چون جوابش به " مشكل دنيا چيه جمعيت زياد" بوده"
وقتي بمبها رو پرتاب كرده بِكا 27 سال داشته
راجع به شعله چي نوشته؟
ا.ل.ي. 2.0
اون رو بعنوان راهي براي جبران گناهاش ميديده
اون رو طراحي كرده نه تنها به ،ذهن انسان دسترسي پيدا كنه
بلكه براي ادغام شدن با ذهن
هرگز ما رو از دنيا محو نميكنه چون يكي از خود ما ميشه
،اونُ اول درون خودش ميذاره
ژنهاي خودش رو اصلاح كرده تا بدنش ايمپلانت رو پَس نزنه
بكا پرام هدا"، اولين فرمانده"
درمان ژني باعث سياه شدن خونِ اون شده، مگه نه؟
درسته - چطور اين رو ميدونستي؟ -
نايتبلاد
از اينجا نشأت گرفته
بطريقي اين ارثي شده
لونا" هم اين خون رو داره "
به همين دليل بايد پيداش كنيم
اگه بتونه به ا.ل.ي. 2 ...دسترسي پيدا كنه
ميتونه بهمون بگه چطور جلوي ا.ل.ي. 1 رو بگيريم
بكا پرام هدا" دومين فرصتـش" رو براي جبران بدست مياره
برگرديم سر بحث مسير ذهن
اگه ا.ل.ي. ازش براي آپلود ذهنهامون
به شهر نور استفاده ميكنه
پس يه شانسي هست كه مامانم هنوز زنده باشه
اين بستگي به تعريف تو از " زنده " داره
حواسها جمع. سلاحها آماده
تقريباً به خونه رسيديم
ميلر، جواب بده
هارپر، اونجايي؟
2 دقيقهي ديگه ميرسيم
عجب شروع خوبي
دو روز پيش رفتيم
چرا دروازه رو تعمير نكردن؟
شايد چون كسي نيست كه تعميرش كنه
مثل شهر متروكه ميمونه
ميلر، كدوم گوري هستي؟
از اين وضع خوشم نمياد
شايد تراشه خوردن
،اگه تراشه خورده بودن
تو غار منتظرمون ميموندن
،شايد ديدن دروازه بازـه براي كتاب لينكلن رفتن داخل
"شايد بهتره ديگه نگي " شايد
،اگه تراشه خورده باشن ا.ل.ي. از قبل ميدونسته داريم ميام
بياين كتابـش رو برداريم و از اينجا بزنيم بيرون
از اين نقشه حمايت ميكنم
لينكلن
ببندش. سيار رو آماده بذار
ممكنه لازم بشه بسرعت از اينجا بريم
بنظر مياد همينجوري بلند شدن و گذاشتن رفتن
مأموريت ورود و خروجـه
تا جايي كه ميشه لوازم تو سيار بكنيم بردارين
من نقشه رو ميارم
.من، آه، باهاش ميرم هيچ كس نبايد تنها باشه
نميخواي لوازم بار بزني، ها؟
نه حتي يخورده
عجله براي چيه؟ اونا كه برنميگردن
از كجا ميدوني؟
مأموريت ا.ل.ي. اينه كه به همه تراشه بده
با عقل جور در نمياد به جايي برگرده كه قبلاً تصاحب كرده
ممكنه با عقل جور دربياد ...اگه شخصي اونجا باشه
يعني، تو... كه ميتونه همچين چيزايي بهمون بگه
.نكتهي خوبي بود بياين لوازم رو بار بزنيم
...هي - چيه؟ -
...اون موقع رو كه بهم گفتي بهتر ميشه يادته؟
وضع مشابه نيست
ميدوني، عيبي نداره يخورده بهم بريزي، اوكتيويا
عاشق اون بودي
يه جنگجو تا زماني كه جنگ تموم نشده براي مُرده سوگواري نميكنه
توي تالار منتظر ميمونم
لونا، تو راهيم
زميني
...جاسپر
آمادهاي ثابت كني چقدر دلت برام تنگ شده؟
چندتا از اين تكنولوژيها رو ميشناسم
بذار حدس بزنم
شعلهبان يكي از مشتريهات بوده؟
اين كيه؟
"اونا، صداش ميزنن " بكا پرام هدا
اولين فرمانده بوده
بكا
بيخيال، نگو كه واقعاً به اين مزخرفات مذهبي باور داري
« چيزهاي والاتر رو جستجو كن »
مطمئني كسي داخل نمياد؟
No comments yet. Be the first to leave one.