Prvních 200 řádků.
اسم من الیور کوئین بود
به مدت سه سال واسه نجات شهرم تلاش کردم
اما برای نجات خواهرم، مجبور شدم یه آدم دیگه بشم
مجبور شدم یه چیز دیگه بشم
...آنچه گذشت
روی زندهست مرگش رو جعل کردیم
داره یه زندگی جدید رو شروع میکنه
جان
الیور؟
...نیسا رو به انبارِ
...تقاطع خیابانهای فولورتون و هالستد بیار
و همسرت رو آزاد میکنم
امکان نداره الیور دوباره برگرده پیشم
اون از دست رفته فیلیسیتی الان فقط یه چیز ازش باقی مونده... مـا
اینو میشناسی؟
اسلحهی بیولوژیکی آلفا و امگا
اینو بر استارلینگ سیتی آزاد میکنی
!تبش داره شدیدتر میشه
ماسئو
!داروخونه
"توی انجیل رومیها بهش میگن "واستاشیو
نابودی سیستمیک و کلی یه منطقه واسه اطمینان از اطاعت و مطیع بودنش
...و چیزی که عایدشون میشه
یه نابودیه که از خودش یه لوح سفید واسه ساختن یه لوح جدید باقی میذاره
وقتی که خونهت رو نابود کنی
و تمام اتصالاتت رو از زندگی قدیمت قطع کنی
میتونی یه زندگی جدید شروع کنی
من اون روزی رو که ماسئو یاماشیرو جلوی در خونهم ظاهر شد
پیشبینی نکرده بودم
تو شجاعت اینو داشتی
تا تقاضای ملاقات با من رو بکنی
و بعضیا درعوض لطفی که بهشون میکنم
به من درخواست پول و ثروت میدن
ولی تو به من آلفا و امگا رو دادی
هواپیما توی راهه
طبق دستور شما، فردا آماده میشه
تو با دختر من ازدواج میکنی
و به مقام راس الغول میرسی
و بعدش پرواز میکنی سمت استارلینگ سیتی
به همراه عامل مرگش
ترجمه از مــهــرداد و پــویـــــا .:: Mehrdadss & Toxicity ::.
اینقدر بدم میاد وقتی میدوئن
خب لااقل در همین حین واسه قلبت هم ورزش میکنی
،من هنوزم توی هرسری دستگاه الپتیکال 40دقیقه ورزش میکنم
البته در آیندهای خیلی نزدیک
قرار مثلا مخفی باشی یا چی؟
از سه بلوک اونورتر دنبال خودم کشوندمت
منو دقیقاً آوردی پیش رفقات
نقشه عاقلانهایه
ممنونم
...نه منظورم از نقشه عاقلانه این بود که
مال من عاقلانهاست
جان، گمونم تسلیم بشه
جان
جان
ممنونم که از در پشتی اومدی
با رفتن سارا و لایلا، آخرین چیزی که دلم بخواد
حرف زدن با همسایههاست
راجع به یه زن عجیب غریب با لباس چرمی سیاه
آره
یخ نداری
چطور ممکنه یخ نداشته باشی؟
بیا
ممنون
اوکی، پس این جوون امشب
و یه دلال متدرین هست که یه گوشه توی فولتون کار میکنه
بنظر خوبه
درواقع خوب نیست
تو امشب به کل اختیارت رو از دست دادی دیگ
خودت حاشا میکنی که چقدر عصبانی هستی
نه فیلیسیتی، من حاشا نمیکنم
ولی عصبانیم
الیور
بهترین دوستم بود
...و همسرم رو
دزدید
و فکر میکنی این بستری شدن مردم توی بیمارستان رو توجیه میکنه؟
نه فیلیسیتی، توجیه نمیکنه
حق با توئه، دیگه چنین اتفاقی نمیافته
من نمیگم درحال حاضر زندگی افتضاح نیست
ولی توام نمیتونی توی شهر بچرخی عصبانیتت رو سر هر مجرمی که دیدی خالی کنی
از بین این همه آدم، تو چطور میتونی
بعد از اتفاقات هفتهی گذشته اینقدر خوشبین باشی؟
چون میدونم اون آدم، الیور نبود
حالا کی داره حاشا میکنه؟
حاشا نبود
،الیور ما، الیور من
همون روزی که به لیگ ملحق شد، مُرد
الان دیگه یه آدم دیگهست
تو واقعا چنین اعتقادی داری؟
مجبورم
سعی نکن راجع به رفتن باهام صحبت کنی
جناب هارپر واسه جعل مرگش توی یه عالمه دردسر افتاد
میدونی که هیچوقت نمیتونه برگرده اینجا
آره خب شاید من فقط باید برم پیشش
واسه همیشه؟
ببین نمیدونم
راستشو بخوای دیگه هیچی نمیدونم
حتی دیگه نمیدونم کی هستم
تیا، میفهمم چی میگی
تو درگیر چیزایی شدی
که به ندرت کسی تجربهشون کرده
...معلومه که حس میکنی
فکر میکنی تمام هم و غم من اینه؟
اینکه تا دم مرگ رفتم؟ چون ترجیح میدادم بمیرم
تا اینکه برادرم زندگیش رو بخاطر من فدا کنه
و لحظهای هم این فکرو نکن
که فراموش میکنم تنها دلیلی که راس الغول
پا توی زندگی ما گذاشت بخاطر تو بوده
تو دیگه از طرف لیگ هیچ خطری تهدیدت نمیکنه
شاید یه مدت دوربودن از استارلینگ سیتی
واسه تو بهترین راه باشه
موافقت میکنی؟
قرار بود نگران موافقتت باشم؟
چون راستش یجورایی هم نگرانم
...ببین، تنها چیزی که الان میدونم
اینه که نیاز دارم برم و همراه روی باشم
دخترم
گرسنه نیستم
اه بله
خیلی از عروسها قبل از عروسیشون یک یا دو وعده غذا رو نمیخورن
من ترجیح میدم بمیرم تا با این آدم مدعی تاج و تخت ازدواج کنم
خب تو جوری صحبت میکنی انگار فقط همین دو تا گزینه
جلوی روت هستن دخترم
دختر
و به این فکر میکنم که یه زمانی اون عنوان رو با غرور حمل میکردم
شاید عنوان "مادر" به تو بیشتر بیاد
بعد از نامزدیت با السهیم
نسل من رو با بدنیا آوردن یه بچه ادامه میدی
...اگه فکر کردی من از اون بچه دار میشم
آره چنین فکری میکنم
،و توام بیشتر از حقی که مادرت داشت اجازهی صحبت در این مورد رو نداری
ساکتی
من واسه رسیدن به مقام راس آمادهم
...ولی هنوزم
باید با مساله ازدواج کنار بیام
،بهتره یکم قدم بزنم واسه خالی کردن ذهنم
یه نگهبان رو میفرستم که همراهت بیاد
اگه نتونم از خودم محافظت کنم
لایق به ارث بردن ردای شما نیستم
دیر کردی
ببخشید
راستش ناندا پاربات مکان راحتی واسه نفوذ نیست
!شوخی نکن
اوضاع از چیزی که فکر میکردیم بدتره
فردا؟
راس میخواد ویروس رو
با هواپیما بفرسته استارلینگ
بطرز عجیبی واسه لیگ یه روش جدید و امروزیه
بنظرت راس بهت مشکوک میشه؟
دلیلی واسه شک نداره
بهت هشدار دادم که کار سختیه
...فقط فکر میکردم که باید
،زمان بیشتری داریم
وقتی بهم گفتی که رسیدنم به مقام راس
شامل نابودکردن استارلینگ هم میشه
من انتظار اینو داشتم که تا ماهها راس نشی
بیشتر از وقت موردنیاز واسه خلع سلاح کردن لیگ از داخله
مالکوم، ما نیاز به کمک داریم
...اینجور که پیداست
توی متقاعد کردن دوستات
به متحدشدن با راس، کارت خوب بوده
و گمون نکنم پیششون اعتبار چندانی داشته باشم
یه نفرو میشناسم که بهش اعتماد دارن
نبودی
نگرانت شدن
فقط داشتم اینجا فکر میکردم
باید "آى بيو پروفين" رو پیدا کنیم
میدونی که اون الان نمیتونه بهش کمکی کنه
چرا اون ماده تلقیحی روش جواب نمیده؟
سنش کمه، شاید سیستم ایمنی بدنش به اندازه کافی قوی نباشه
!آکیو
قورت بده
همه چیز درست میشه
ژنرال شریو
ماسئو منم میخوام شریو رو بکشم
ولی باید روی کمک کردن به آکیو تمرکز کنی
آدمای شریو یه واکسن ساختن
شاید یه پادزهر هم ساخته باشن
نه ماسئو، اونا پادزهر نساختن
،میدونم بعیده
ولی باید سعی خودمو بکنم
باشه
کمکت میکنم
سلام، من دنبال جیسون میگردم
اه واقعا؟ خب خوشبحالش پس
،هی جیسون یه ملاقاتی داری
جیسون؟
درسته
67تا موستانگ دارم که یکم کار دارن
یه نفر گفت باید بیام سراغ تو
جای درستی اومدی
باورم نمیشه هنوز زندهای
ببین، میخواستم بهت بگم
ولی اگه میدونستی، به الیور میگفتی
...و بعدشم الیور
تورو به زور از زندان درمیورد
آره
و شایدم شوتت میکرد بیرون
و من کمکش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.