Prvních 120 řádků.
...اهم
راجع به گربهها شنیدین؟
گوشهای بامزه و حساسی که وول میخورن
...دمهایی که در جواب به هر احساسی تکون میخورن
...همچنین ظاهری شبیه به انسان با بیشترین جذابیت
اگه اینجور گربهها رو دوست دارید
.پاتیسیری: فروشگاهی که کیکها و شیرینیهای فرانسوی میفروشد
لطفا از پاتیسیری دیدار کنید
بامزهترین گربههایی که تا به حال دیدی، منتظر شما هستند
!خوش آمدید
!به "لا سولِیل" خوش آمدید
.شوکولا،بیدار شو. صبح شده
.شوکولا...بیدار شو دیگه
...ممم... ارباب
...لطفا ناخونای شوکولا رو بیشتر از این کوتاه نکن
!هی!قلقلکم میاد
،این حرکت مالیدن سینهـست .یکی از غرایز ما به عنوان گربه
.ولی تو که داشتی شکم شوکولا رو میمالیدی
.هممم...درسته
آه.بالاخره بیدار شدین
!صبح بخیر ارباب
!صبح بخیر ارباب
صبح شماهم بخیر
میگم،برا صبحونه چی داریم؟
.صبحونه ی امروزمون،بیکن و تخم مرغه
!واو
!شوکولا عاشق بیکن و تخم مرغه
.برین صورتتونو بشورین بعدش بیاین صبحونه
چشم
.شوکولا،منظورش این نبود
!ایتاداکیماس
!اومم،خیلی خوشمزس
!وانیلا،باید قبول کنیم دستپخت اربابمون خوشمزه ترینه
شوکولا،وسط غذا صحبت نکن
.یه چیزی پرت شد
...گربه ها چقدر زود بزرگ میشن
.وقتی که خونه پیداشون کردیم حتی نمیتونستن درست چوبغذا رو دستشون بگیرن
.ولی الان تو مغازه بهم کمک میکنن
.هنوزم یادم میاد چقدر از اینجا دیدنشون تعجب کردم
این جعبه های بزرگ چیان؟
...باید وسایلام از خونه باشن،اما
.بازشون کنم میفهمم
آچو
.حالا که دربارش فکر میکنم،نباید جعبه هایی که نمیدونم چی هستن رو باز کنم
.حتما شرکت نقل و انتقالات یه اشتباهی کرده. پسشون میدم
باید زنگ بزنم بگم بهشون
!اینکارو نکن
آم...سلام،مشتاق دیدار ارباب مگه نه؟
.همین دیروز تو خونه دیدمت
...پس داخل اون جعبه هم
.بالاخره شوکولا هرجا باشه،منم اونجام
.حتما کار شیگورهـست
!ن-نه
وقتی تصمیم گرفتی مغازهی خودتو درست کنی و به تنهایی زندگی کنی،من با شیگوره-چان صحبت نکردم
...منم خیلی میخواستم باهات زندگی کنم،اونم هیچ نقشهای نکشید
!بین وسایلاتم قایم نشدم که بتونم باهات زندگی کنم
.شوکولا...همه چیزو اعتراف کردی
.میتونین با بیرون اومدن از جعبه ها شروع کنین. بعدش میتونیم بیشتر صحبت کنیم
،ازونجایی که بهشون اجازه دادم اینجا بمونن
.باید قبول کنم با گربه ها مهربونم
ارباب
...اگه نمیخوای بیکن و تخم مرغاتو بخوری،شوکولا قراره
نمیشه
.درسته. اونارو قراره بده من
چرا؟
چیزی شده شیگوره؟
..آه،نه
.حسابی ماهر شدیا
.خب آره،به هرحال من هر روز دارم صبحونه رو درست میکنم
.طبیعیه که کارم بهتر شده
درسته...مگه نه
آم...کاری نیست که بتونم انجامش بدم؟
نگرانش نباش دیگه
یادت نمیاد قرار شد که ما گربه ها صبحونه رو درست کنیم؟
...درست میگی،ولی
.پس یه کمکی به ناتس بکن
آمم...کوکونات داره چیکار میکنه؟
!مواظبم برنجها خراب نشن
ها؟
.خودت که میدونی چاقو دادن به کوکونات چقدر خطرناکه
!خودتو آماده کن،مــاهــی
...آها
.برای همینم بهش یه کار بیخطر دادم
ک-که اینطور
هی،می-چان،کارت تموم نشده؟ نمیخوای بیای بیرون؟
...باید عجله کنی،وگرنه من...دیگه نمیتونم
!باشه،شنیدم!دارم میام دیگه، اینقد هولم نکن
.اگه زود نیای بیرون دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم
وضع سینامون هرروز همینه
نکنه شیگوره باهاش تمرین دستشویی رفتن نکرده؟
!ووا،خوشمزه بنظر میاد
.آزوکی امروز خیلی زحمت کشیده
!منم کمک کردم
همینطوریه
!ایتاداکیماس
!ایتاداکیماس
!ایتاداکیماس
.گربههامونم مثل همیشه پر انرژین
.امیدوارم شوکولا و وانیلا پیش نی-ساما حالشون خوب باشه
بسیار خب
.مثل اینکه میتونیم مغازه رو باز کنیم
!همه چیز آمادس
.چیزی جا نیوفتاده
خیلی خب، شروع کنیم پس
!مثل همیشه روتون حساب باز میکنم
!چشم- بسپرش به من-
اینم ازین
،درسته میگن بچههایی که زیاد میخوابن زود بزرگ میشن
!ولی این قراره بزرگترم بشه؟
!آخ! این دیگه برا چی بود؟
.ببخشید، نتونستم خودمو نگه دارم
اوهو؟چیه، دعوا میخوای؟
.می-چان، عجله کن
.خودم میدونم
...آزوکی و کوکونات دوباره دارن دعوا میکنن
!می-چان داری چیکار میکنی؟!عجله کن
!همینطوریشم چون میخواستی شرتتو عوض کنی بهاندازهی کافی دیرمون شده
...چون تو از دستشویی نمیومدی بیرون و منم نتونستم خیلی خودمو نگه دارم
!ب-به هر حال.باید عجله کنیم
مامان، گربه گربه
No comments yet. Be the first to leave one.