Prvních 136 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
نظرت چیه ناگاتسوکی بوتان؟
اینکه اون دوتا مبارز نجیب
دارن جونشونو به خطر می اندازن تا از تو محافظت کنن
این تو رو یاد یه خاطره نمی اندازه؟
آره، یادت اومد نه؟
...ساتسوکی سا
قبلاً هم یکی بود که برای محافظت از تو جونشو داد درسته؟
.الانم همینه
...این احساس
...مادام
آره داره میاد
!خدای زنده اینجاست
...بوتان
ارواح منحوس
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
رقص
!اومه
به هوشی؟
...ماتسو
چه اتفاقی افتاد؟
انگار رفتیم تو یه خلصه که دشمن رو شکست بدیم
من... این کارو کردم؟
تحت تاثیر آهنگ فوکی، آره
ماتسو، فوکی کجاست؟
خیلی وقته که نیست
بهتره عجله کنیم
فکر کنم یه اتفاقی برای ناگاتسوکی بوتان افتادع
...چی چی
سوکوموگامی ها زانو زدن و به یه سمت نگاه میکنن
...این صحنه
...یعنی ممکنه
خیلی وقت بود ندیده بودمت
خوبه که مجبورم سرمو خم کنم
!چه قدرتی
به نظرت چرا ما سوکوموگامی ها رو ..توی این نوسان نگه میداره
سوجی هوجو؟
اشیا برای استفاده انسان ها هستن
و
،سوکوموگامی ها، اشیای روحی
توسط خدای زنده استفاده میشن
به خاطر همین همه سوکوموگامی ها ازش می ترسن و بهش احترام می ذارن
موجودی که به ما حکمرانی میکنه
اصول وجودی ما
این... دیگه چیه؟
بوتان... چان؟
...نه
نمیتونم تکون بخورم
کلمه مناسبش ترسه؟
حتی نمیتونم سرمو بلند کنم ببینم چه خبر شده
اصلاً شبیه چیزی که اون سوکوموگامی ...باعثش شد نیست
!فشار خدای زنده
توی این حالتش، ناگاتسوکی بوتان شاید واقعاً
بتونه قدرت باز کردن در به سمت دنیای مردگان رو داشته باشه
ولی در نهایت
تو
بایست
...حفره توی شونه راستت
چطور ایجاد شد؟
بهم بگو
،حین مبارزه ام با سینومه
این طلسم ها... تونستن این زخم رو ایجاد کنن
!نتونستم خوبش کنم
...تکنیک های ممنوعه بابا
طلسم سمبل، مار زهرآگین
که اینطور
چه ناراحت کننده
...ولی
بیشتر از ناراحت کننده، زشت و ناخوشاینده
...حتما
...ای والا مقام، چه
...امکان
...بیرون افتاده از
به سمت آرامش برو
...سوزومی
انگار که شما اشیاء
به امید اینکه کاری براتون بکنم من رو ظاهر کردید
چه متکبرانه
چرا باید به درخواست یک مشت شیء گوش بدم؟
،اینکه چه کار کنم
خواست و میل خودمه
تو محاسباتم اشتباه کردم
مثل قدیم نیست
خدای زنده ای که ما دیدیم
مثل یه بچه بود و رفتار می کرد
اینکه ناگاتسوکی بوتان بالغ شده
باعث شده استقلال بیشتری به دست بیاره
غیر قابل توقفه
!هیچکس نمیتونه جلوش بایسته
...ولی
..همین دلیل بیشتری برای
برگردوندنشه
...کوناتو
!هیوما
...تو
ضعیف شد؟
!بوتان رو پس بده
...اون
دیگه تنها نیست
چون کلی آدم دورشو گرفتن
...عقب وایسا
...چون سعی کرد قوی باشه
میتونی عوض شی. میتونی بهش فائق بیای
میدونم که میتونی
میدونی که میتونم با مسئولاش حرف بزنم دیگه؟
!و به راه رفتن ادامه بده
!نه به عنوان یه یوریماشی
نه به عنوان یه خدای زنده
کسایی هستن که منتظر .ناگاتسوکی بوتان اند
!پسش بده
...این جا
...خیلی سرده... خیلی تاریکه
...من می ترسم
!هیوما سان
...چطور
چطور میتونی به حالت قبل برش گردونی؟
چه مرگتونه؟
...محافظت ازش
...محافظت کردن ازش منبع اصلی غرورت نبوده؟
!اون اینجاست، همین الان! داره زجر میکشه
تو هم باید اینجا باشی
بعد از اونهمه سخنرانی در مورد ،سختی های مراقبت کردن از یه نفر
صرفاً چون تو تله افتادی میخوای تسلیم شی؟
چون توی شرایط مساعدی نیستی میخوای تسلیم شی؟
!میدونم که همچین کاری نمی کنی
...غرورتو بهم نشون بده
!برایدال تروسیو
چی؟
!امکان نداره
اینقدر یهویی؟
!یه مهر مانع؟
...یعنی ممکنه
...چی ممکنه باعث شده باشه
که ناگاتسوکی بوتان برگرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.