Série 1

Informace o verzi

이번생도잘부탁해-SeeYou in My 19th Life S01EP08 2023 HDTV Sunflowermag
Komentář od sunflowermag
🌻@sunflowermagg🌻 تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tagy

HDTV
hdtv
HD
Zveřejněno: 2023-10-24
Stažení: 61
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

∞ توی نوزدهمین زندگیم می‌بینمت ∞

...موقع حمله ی ژاپن

بعده از دست دادم بچه م بدون وقفه دویدم

... بعد اینکه مدت زیادی رو دویدم

آخرش فقط روی نفس کشیدم تمرکز کردم

و وقتی تو مزرعه گل گندم سیاه ایستادم با خودم فکر کردم

"این ایام سخت هم میگذرن"

...و منم

... آخرش به جایی میرسم

و میتونم دوباره به زندگیم ادامه بدم

... باید رابطه ی

که از اولین زندگیت داری رو به یاد بیاری

مدیر مون

قربان

چیه؟

نتیجه میگیرن که خودکشی بوده

رئیس مون هنوز به من و چان هیوک خیلی مدیونه

... فقط بدونین که شما تنها کسی هستین

که بهش آسون میگیرم

بله قربان

انتظار نداشتم این موقع زنگ بزنین

بله، قربان

دنبال تو میگرده، گوشیت خاموش شده؟

بفرما، باهاش حرف بزن

بله قربان

متوجه شدم

چی گفت؟

میخواد فردا صبحانه کاری داشته باشه

موضوع چیه که برای پیدا کردنت حتی به من زنگ زده؟

... احتمالا فهمیده که بهم زنگ زدی

وقتی که با سوها رابطه م خراب شده

هرچی

من میرم

میخوای تنهایی بنوشم؟

... باید بدونی

که چرا یهویی باهات تماس گرفتم

... شنیدم موقع تصادف

با سوها بودی

بله، قربان

... اگه واقعا به فکر سوهایی

نباید بذاری خودشو تو خطر بندازه

داری چیزی رو مخفی میکنی؟

چی؟- ... وقتی پسرتون کوچیک بود تقریبا نزدیک بود بمیره-

و امروز هم صدمه دیده

... بین این همه آدم

فکر میکردم به عنوان پدرش شما بیشتر از هرکسی میخواین مجرم رو دستگیر کنین

این کارو میسپارم پلیسا انجام بدن

من به عنوان پدرش ازش محافظت میکنم

فقط باید تو ساکت بمونی

ساکت نگه داشتن دهن من راهیه که باهاش از پسرتون محافظت میکنین؟

احیانا میدونی مجرم کیه؟

هیچ جوره نمیتونم باهات منطقی صحبت کنم

نگو که بهت هشدار ندادم

میتونی بری

اون راننده بزن درو؟

من اونو استخدام کردم

هی، یه چیزی سرجاش نیست- چی؟-

... اینو بگیر

و بدو- من شما رو پشت سر نمیذارم-

مشکلی نیست، فقط برو

زودباش

به سلامتی- به سلامتی-

وای، این خوبه

خیلی خب

بذار اول بهت غذا بدم

باشه

ببین چه خوب داری میخوری

خوشمزه س- آره؟ -

اره

مین گی

نمیدونم چرا همیشه بیرونی و سرت شلوغه

ولی حواست باشه همه وعده های غذاییت رو بخوری

باشه؟

باشه- و اگه دلت چیزی خواست بهم بگو-

حتما

بذار یبار دیگه بهت غذا بدم

بیا- هنوز دارم غذام رو میجوم-

واقعا؟ - پس بخور-

خیلی زیاده؟ بیا- آره-

پسر گمشده ته یا چی؟

درست به موقع اومدی تا غذا گرمه بیا بخور

بشین

نمیخواد، خیلی خسته م

خسته ای؟

هرچقدرم خسته باشی بازم باید غذا بخوری

بیا

این چیه؟

داشتم رد میشدم دیدم این خیلی بهت میاد

واای

این برا منه؟

وای، بذار ببینم

واای خدایا

من عاشق رنک خردلی م

وای خیلی خوشگله

جات همیشه تو قلب منه

جا تو هم تو قلب منه

وای- خیلی بهت میاد-

واقعا؟ - اره-

بهم میاد؟ - خیلی-

باورنکردنیه

مین گی، میتونم یه کلوم باهات حرف بزنم؟ - خیلی خوشگله-

بذار 1 دقیقه ازت قرضش بگیرم

باید اول غذا بخوری

اونا بهم نزدیکتر شدن

وای، خیلی خوبه

اولین زندگیم یادم اومدم

در واقع، دیدمش

به خاطر اون زنگ ها بود؟

لطفا بیشتر توضیح بده

توی یه جای ناآشنا بودم

از پشت داشتم به یکی نگاه میکردم

و حافظه م باهاش یکی شده بود

آدمای زیادی بودن

و یکیشون رو شناختم

اون کی بود؟

یکی که توی این زندگی خیلی برام عزیزه

آقای کانگ

... واقعا اتفاقی بود

که برای کار اومدی اینجا؟

... تو هم بخشی

از زندگی اول منی؟

چرا جوابمو نمیدی؟

... ما

هزار سال قبل عاشق هم بودیم؟

معلومه که نه

واقعا؟

فکر میکردم عشق اولی چیزی باشیم

صبرکن

دوباره به زنگوله ها دست بزن

شاید بعدش یادت اومد

ممکنه من و سوها تو زندگی اولم همو دیده باشیم؟

دوباره بگیرشون

اشکالی نداره همین کافی بود

باید برم

سلام، استاد چون اون

رئیس ما خودکشی نکرده

گفت مدارک تو این کیسه اس

راننده کامیون کمپرسی؟

بیست و سوم آوریل 1998

بان هاک سو

بان دونگ یو

مطمئنم شنیدم که گفت این یه تصادف نبود

گاهی وقتا دشمن زندگی قبلیت میشه خانواده زندگی الانت

اونوقت بهترین کار اینه رابطه ات رو باهاشون قطع کنی

این خیلی بی رحمیه

بی رحمی نیست

جدیه

زندگی جدیه

بان جی اوم- اونو بده بهم-

این کیه؟

گوشیمو بده بهم- مدیر هتل ام آی مون سوها-

این چه کارته‌؟

... ام ای- ! یالا-

! بد‌ش بهم

چطور جرئت میکنی؟

الو؟

کجایی؟

دارم میرم بخوابم

بیخیال، صدای جیرجیرک ها رو میشنوم

ببرونی؟

خوابم نبرد برای همین اومدم بیرون یکم هوا بخورم

باید خودم میخوابوندمت

چه حیف

کاری رو بکن که توش عالیی

مدیر مون

... اگه ما

... تا حالا تو زندگی قبلی همو دیده باشیم

فکر میکنی چه رابطه ای باهم داشتیم؟

مطمئن نیستم

سعی کن تصورش کنی

... فکر میکنی اگه 1000 سال پیش

همه می‌دیدیم چی میشدیم؟

ژنرال و اسب

اسب؟

تو ژنرال میبودی و منم اسبش

واقعا نمیدونی چطور رمانتیک باشی، نه؟

باشه، گوش کن ببین چی میگم

یه مرد و زن که رو در رو روی یه پل ایستادن

درحالیکه آتیش بازی اونا رو احاطه کرده

مرد به زیبایی ماه درخشانه

و زن به زیبایی نیلوفرهای آبی

این وقتیه که ما برای اولین بار همو میبینیم

و عاشق هم میشیم

نظرت چیه؟

ادامه بده

ما عاشقانه همو دوست داشتیم

ولی بعد از اینکه به خیانت متهم شدیم متاسفانه کشته شدیم

... پس دوباره همو تو این زندگی دیدیم

تا عشقمون که کوتاه بود رو جبران کنیم

این جالبه

... یعنی واقعا

زندگی های قبلی وجود دارن؟

شرط میبندم که هستن

شرط میبندم که عاشقایی مثل ما فقط هر 1000 سال یکبار همو میبینن

... اونوقت

حالا چه اتفاقی برامون میفته؟

حتما به دلیلی هست که دوباره مسیرمون به هم افتاده

فکر میکنی چیه؟

... ترجیح میدم

دلیلی نباشه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left