Woodpecker Detective's Office

Woodpecker Detective's Office (啄木鳥探偵處)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Kitsutsuki Tanteidokoro (1-12) full
Komentář od Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

Tagy

TS
Zveřejněno: 2020-08-23
Stažení: 38
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 199 řádků.

ده سال از وقتی بهترین دوستم از دنیا رفته می گذره‏.‏

دوست عزیز و جذابم‏.‏

دوست خالی بند و شیطونم‏.‏

دوست رقیق القب و ثابت قدم و از خود راضیم‏.‏

یه آدم پر حرف و خودنما‏.‏‏.‏‏.‏

اون مست می کرد و عاشق زنا بود‏.‏‏.‏‏.‏

یه سادیست احساساتی بود‏.‏‏.‏‏.‏

شاعری که می تونست جلوتر از هر کسی دور دستها رو ببینه و‏.‏‏.‏‏.‏

و یه نابغه در شعر تانکا ‏(‏‏‏نوعی سبک شعر ژاپنی)‏

حتی هنوز هم سایه های وجودش روی قلبمه‏.‏

کیوسوکه‏-‏سان؟

بله؟

منم‏.‏

چی شده؟

فقط‏.‏‏.‏‏.‏ سیگارام تموم شده‏.‏

اوه‏.‏ من یکم سیگار اضافی گرفتم‏.‏

چقدر خوب‏،‏ خیالم راحت شد‏.‏

ببخشید که همش این جوری مزاحمت می شم‏.‏‏.‏‏.‏

ده سال پیش

بیا‏.‏ بگیرش‏.‏

صبر کن‏،‏ فقط یکی دو تا برام کافیه‏.‏‏.‏‏.‏

نگران این چیزا نباش‏.‏

اتفاقا تو فکر این بودم که ترکش کنم‏.‏

بیا‏.‏ می تونی اینا رو هم داشته باشی‏.‏

به اوضاع اینجا عادت کردی؟

خیلی با کوشیرو فرق می کنه‏،‏ نه؟

این اولین باره که اومدم توکیو و هنوز یکم بهم ریخته ام‏.‏

خیلی شرمنده ام‏.‏

لطفا طوری رفتار نکن که انگار من یه غریبه ام‏.‏

از وقتی تو شهر خودمون بودیم با هم رفیقیم‏،‏ نه؟

این کتاب آهنگ های هاین نیست؟

باید خیلی گرون قیمت باشه‏.‏

می دونم باید بی خیالش بشم ولی‏.‏‏.‏‏.‏

هنوز دلم نمی خواد عالم ادبیات رو ول کنم‏.‏

با اینکه‏.‏‏.‏‏.‏ خودم استعداد خاصی درش ندارم‏.‏

شاید کارم رو به عنوان یه مربی ادامه بدم و همین روش امرار معاش کنم‏.‏

در عوض ایشیکاوا‏-‏کون تو استعداد واقعی و غیر قابل انکاری داری

و اگه ناراحت نمی شی امیدوارم بهم اجازه بدی تشویقت کنم‏.‏

‏"‏اگه یه کار خوشایند وجود داشت

با تمام وجودم روش کار می کردم و بعدش

وقتی تمومش کردم می تونستم با خوشحالی بمیرم‏.‏‏"‏

ازت ممنونم کیوسوکه‏-‏سان‏.‏

دفتر کاراگاه دارکوب

شعر 1 یک شغل خوشایند

بد جوری دلم می خواد یه چیزی مهمونم کنی‏.‏

آره‏.‏ امشب خیلی بهمون خوش گذشته‏،‏ نه؟

یعنی باید تا طبقه دوازدهم بریم تا یکمی از این الکل رو بسوزونیم؟

چی؟ ولی ایشکاوا‏-‏کون اون راه‏.‏‏.‏‏.‏

طوری نمیشه‏.‏

جوشون

ناکامورا

گانتسوکی

کوهاچی

اوگاوا

ای احمق‏،‏ تمومش کن‏.‏‏.‏‏.‏

زود باش ساکایا فقط یکم دیگه‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏بذار موهات رو لمس کنم‏،‏ فقط یکم‏.‏‏.‏‏.‏ یه برخورد در قهوه خانه‏.‏‏"‏درسته؟

مطمئنم حتی حالا

مردا و زنایی که روابط سری دارن

اون تو خیلی خوب با هم کنار میان‏.‏

درسته‏.‏‏.‏‏.‏

نگاه کن‏.‏

انگار این یکی خوب جائیه‏،‏ نه؟

نظرت چیه؟

چی‏-‏ وایستا ببینم‏!‏

اوپس‏!‏

واقعا که‏.‏

الان چهل سالی از غربی شدن مون می گذره‏.‏

ما باید تبدیل به یه قدرت درجه یک بشم و اون‏.‏‏.‏‏.‏ ها؟

چیزی شده؟

هی‏!‏

من نمیام اونجا فهمیدی؟

ببخشید‏.‏‏.‏‏.‏

فقط یه چیزی جا گذاشته بودم‏.‏

ایشیکاوا‏-‏کون‏!‏

اوم‏.‏‏.‏‏.‏ ایشیکاوا‏-‏کون؟

داری چیکار‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

ببینم تو چه مرگته؟

نمی خوای تمومش کنی؟

ها؟

بله‏.‏ تازه بهش شلیک شده‏.‏‏.‏‏.‏

شما با مرد مقتول اشنایی داشتین؟

اصلا‏!‏ فقط داشتیم از اونجا رد می شدیم‏!‏

دروغ نگو‏.‏

خیلی شاهد داریم که همشون می گن داشتین تو همه اتاقا سرک می کشیدین‏.‏

حتما دلیلی داشتین که دنبال این مرد می گشتین‏.‏ نه؟

مثلا شاید حسادت کورتون کرده بوده؟

صبر کنین‏،‏ لطفا‏،‏ فقط یه لحظه‏.‏

یه جوری حرف می ززنین انگار ما مظنونیم‏.‏‏.‏‏.‏

خب خب کیوسوکه‏-‏سان‏.‏

خیلی عادیه که تو یه بازپرسی بازرسا با هر کسی برخورد می کنن مشکوک بشن‏.‏

من یه شاعرم‏،‏ ایشکاوا تاکوبوکو ام‏.‏ از آشنائی تون خوشوقتم‏.‏

همون طور که می بینین روی تاتامی نزدیک جسد

رد خونی که روس سطح زمین کشیده شده دیده می شه‏.‏

احتمالا وقتی قاتل می خواسته خون رو با دستاش پاک کنه اینجوری شده‏.‏

یعنی دستای قاتل حسابی آغشته به خون بوده‏.‏

حالا یه نگاهی به اینا بنداز‏.‏

حتی اگه خون کف دستام رو پاک کرده بودم

خون زیر ناخن هام به این راحتیا پاک نمی شد‏.‏

و اینم باید بگم که‏.‏‏.‏‏.‏

نامه ای که روی میز بوده رو احتمالا بعد ضربه خوردن مرد برداشتن‏.‏

نامه؟

می بینین؟ جاش اینجاست‏.‏

اینجا خون پخش نشده‏.‏ درسته؟

تو حرف نداری ایشکاوا‏-‏کون‏!‏

کافیه‏.‏ داری توی بازرسی من دخالت می کنی‏.‏

برو بیرون‏.‏

وایی‏.‏‏.‏‏.‏

ایشیکاوا‏-‏کون‏،‏ اونجا خیلی قشنگ نبوغ کاراگاهی خودت رو نشون دادی‏.‏

چیزی نبود‏.‏

و تا یه کاراگاه پلیسی چیزی نشدم نمیتونم پولی در بیارم‏.‏

راستش نه

تازگیا یه مردی به اسم ایوای سابورو یه آژانس کاراگاهی باز کرده‏.‏

ظاهرا کارش عالیه‏.‏

واقعا؟ که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏

یه کاراگاه‏،‏ ها؟

حالا که فکرش رو می کنم می بینم‏.‏‏.‏‏.‏

کاراگاه ها و شاعرا نقاط مشترک زیادی دارن‏.‏

ایشیکاوا‏-‏سان‏!‏ دارم میام تو‏!‏

زود باش دیگه‏.‏ بجنب و رختخوابت رو جمع کن‏.‏

حالا چرا اینهمه عجله داری؟

چند بار باید بهت بگم؟

من همیشه آخر هفته ها می رم تو آشپزخونه سوپ افوری معبد کمک می کنم‏!‏

سینی رو هم خودت برگردون‏،‏ باشه؟

وایی‏!‏

ظاهرا خیلی عجله داره‏.‏

یه چیزایی راجع به سوپ فوری می گفت‏.‏

آه

یه معبد توی کویشیکاوا هست که واسه فقرا غذا پخش می کنه‏.‏

انگار کایو‏-‏چان می ره اونجا کمک شون‏.‏

خوبه‏.‏‏.‏‏.‏

خب از سن به این پائینی چه مجاهد تحسین برانگیزیه‏.‏

اوه‏!‏ ایناهاش‏!‏

یه نگاهی به این بنداز‏!‏

مظنون‏:‏ اوگوری

هی‏،‏ این یارو همونه که دیدمش‏.‏

ظاهرا سرپرست معادن آراکاوا

یه مردی به اسم اوگوری تاکاتوشیه‏.‏

آراکاوا؟ منظورت اون معادن بزرگه؟

بله

مرد کشته شده تو خونه اوگوری کار می کرده و اسمش هوشینو تاتسوکیچی بوده‏.‏

شش ماه بعد یا اینطورا اوگوری به تاتسوکیچی فشار میاره ولی

تاتسوکیچی که دیگه نمی تونه تحمل کنه ردش می کنه‏.‏

این باعث می شه اوگوری حسابی خشمگین بشه و اونو بکشه‏.‏

می گن جریان این بوده‏.‏

واقعا‏.‏‏.‏‏.‏

راستی اونا اون نامه رو پیدا کردن؟

راجع به اون‏!‏ واقعا خیلی کارت درسته ایشکاوا‏-‏کون‏!‏

گفتن اونو همراه با چاقوی آشپزخونه ای که به عنوان سلاح استفاده شده بوده

تو باغ اوگوری پیدا کردن‏!‏

ولی ظاهرا اوگوری همچنان اصرار می کنه چیزی در موردش نمی دونه‏.‏

کیکونیوشا شیر روزنامه

شیر روزنامه کیکویوشا

ظاهرا اونایی که واسه خودشون اهداف ادبی در نظر گرفتن

نباید تن پروری کنن و به خودشون مغرور بشن‏.‏

باید یه روحیه نجیبی داشته باشن و همزمان

اونا باید نیازهای جسمانی رو درک کنن

و گرنه نمی تونن یه اثر ادبی واقعی خلق کنن‏.‏

هوم‏.‏‏.‏‏.‏ اینطور فکر می کنی؟

بسپارش به من‏.‏

اگه پای رفیقم یوشی ایسامو در میون باشه‏.‏

حاضرم خودم رو یکی دو بار تو دردسر بندازم‏.‏

راستی‏.‏‏.‏‏.‏

شنیدم اتفاقی سر صحنه قتل توی قهوه خونه بودی‏.‏

درسته‏.‏

می گن در نامه متهم کننده ای که قربانی تاتسوکیچی به جا گذاشته بود

یه چیزایی راجع به نشت سموم به دخال معادن آراکاوا نوشته شده بوده‏.‏

نامه متهم کننده؟

منظورت همون نامه ای که با سلاح قتل پیداش کرده بودن؟

بله

اینجوری که دستگیرم شده شاید

یکی از بستگان تاتسوکیچی قربانی همین سم شده بوده‏.‏

ولی بازم داستانش درازه

حتی اون افسرای عالی رتبه ای که رشوه گرفتن

هم نمی تونن از این قضیه چشم پوشی کنن‏.‏

پس تاتسوکیچی برای اینکه می خواسته رابطه اش رو با اوگیری قطع کنه کشته نشده‏.‏‏.‏‏.‏

یعنی می خواسته دهنش رو ببنده؟

خب اینو دیگه نمی دونم

ولی انگار می خواسته توی نامه اوگوری رو نفرین کنه‏.‏‏.‏‏.‏

یه شکلی مثل جمجمه بین خون غلیظ و زیادی توش بوده‏.‏

گفتی یه جمجمه؟

ها؟

درست شکل یک جمجمه نامه اتهامی آغشته به خون

نامه متهم کننده

ها؟

ببخشید‏.‏

می تونم یه لحظه وقت تون رو بگیرم؟

دفتر کاراگاه دارکوب

کار تو بود؟ تو منو کشوندی اینجا؟

چی؟ نه‏،‏ من فقط‏.‏‏.‏‏.‏

من می شناسمت‏،‏ نه؟

نه‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏!‏ بگو کجا دیدمت‏!‏

اون روزی توی قهوه خونه‏.‏

ایشیکاوا‏-‏کون‏!‏

تو دیگه کی هستی؟

عذر می خوام که درخواست کردم تشریف بیارین اینجا اونم وقتی که سرتون خیلی شلوغ بود‏.‏

یادتونه؟ ما سر صحنه جرم همدیگه رو دیدیم‏.‏

ها؟ منظورت چیه؟

Woodpecker Detective's Office subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Woodpecker Detective's Office

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left