Prvních 183 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!هاروتو
یه سری آدم مشکوک پیدا کردم
شر این گشتها رو خیلی جدی گرفته
بهخاطر همین پدر منم در اومده
ارباب
خانم جوان گفت که قراره تنهایی برین
بهخاطر همین منم اومدم
لطفا اجازه بدین منم باهاتون بیام
فلی خیلی ازت ممنونم
میاد و کلی دردسر درست میکنه
میاد و کلی دردسر درست میکنه
فکر میکردم سرت شلوغه
نه نیست
امروز کار بازرسی هیولاها و تمیز کردن حیاط رو تموم کردم
هر کاری که بهش گفتم رو کرده
یعنی میشه!؟
فلی میخوای باهاش متحد بشی؟
تو همهی داستانها وقتی قهرمان تو دردسر میفته شریکش میاد و اون رو نجات میده
و این شریک تویی فلی
!دقیقا
شاید کمتر از ارباب باشم
اما همه میدونن که میتونم کمک کنم
!تو دیگه ادامه نده
!هاروتو
ارباب
خیلی رو مخن
خیلی رو مخن
گوش کن فلی
چون شر داره تماشا میکنه نباید خشونت به خرج بدیم
فهمیدی؟
بله
جدی میگم
فهمیدم
ببین چه قدر زیاده
تا مدت زیادی میتونیم خوب غذا بخوریم
!!شماها
چه کار دارین میکنین؟
کی اونجاست؟
..بهم میگن سیاهتر از تاریکی
شوالیهی تاریکی اومده
شوالیهی تاریکی؟
...به من میگن سرختر از سرخ
شوالیهی کرمست هستم
فلیم فنریر
شما دیگه کی هستین؟
همه تون رو تبدیل به خاکستر میکنم
!بگیر که اومد
آروم باش
اصلا گوش دادی من چی گفتم؟
داغه، داغه
الان میسوزن
فلی! تکون نخور
بسوز
تکون نخور
کار نمیکنه؟
این چی؟
تکون نخور
مگه بهت نگفتم خشونت بی خشونت؟
یادمه، اما هر کسی که سر راه اربابم قرار بگیره دشمن منه
اصلا نمیفهمه چی میگم
از دست این بیعقل خسته شدم
تکون نخور، همینجا بمون
!!به اندازهی کافی کار کردی
خودم تمومش میکنم
میشه اول تو بری؟
که اینطور، خیلی لطف دارین ارباب
همینجا میمونم تا تماشا کنم
برو دیگه
..خسته
هاروتو، فلی هر دوتون حرف نداشتین
انگار داشتم استنداپ کمدی تماشا میکردم
چی؟ استنداپ؟
با تمام قدرت حمله کردم
اما یه چیزی جلوم رو گرفت و نتونستم کمکی بکنم
اما دفعهی بعد حتما کمک میکنم
دفعهی بعدی وجود نداره
خیلی دلم میخواد بازم استنداپ شما رو ببینم
چی؟ اون رو؟
وقتی میبینم شر اینقدر
خوشحاله دلم میخواد بازم با فلی کار کنم
اما امکان نداره
فلی باید مبارزهات رو با این حرکت تموم کنی
اینجوری؟
کی میتونم مثل یه خونه نشین آروم و راحت زندگی کنم؟
واقعا من از بقیه قوی ترم؟
K.zahra :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
m 0 0 l 100 0 l 90 26 l -10 26
قسمت ۴
من عصبانیم
!لعنتی
چهطوری اینجوری شد؟
من شاهزادهام
پسر پادشاه، شاه بعدی
..میخواستم مطمئن بشم که این رو میدونه
فکر میکردم سطحش ۲
سرورم ببخشید مزاحم شدم
بیا تو
مراسم خیلی زود شروع میشه
از بانو شارلوت بخواین همراهتون باشه
ها؟ چرا اون فسقلی؟
گفتم شاید دوست داشته باشین اون کنارتون باشه
لازم نیست
سرورم
بهخاطر خودتونه
لطفا کاری که میگم رو بکنین
باشه
هاروتو مراسم تموم شد
ببخشید یادم رفت در بزنم
آره بازم یادت رفت
غذا همونطور که تصور میکردم حرف نداره
ها؟ چی شده؟
خیلی دل و جرات داری که من رو فرستادی به اون مراسم
هر دومون یه نفریم، پس حتما میدونی این کار چه قدر برام سخته
آره، من که نمیتونم تحمل کنم
از همه چی خسته شدم
مجبورم کارهای رو بکنم که دلم نمیخواد
دقیقا من برای تو چیم؟
اون یکی هاروتو حالش خوبه؟
..حداقل من برای تور فردا هستم
ها؟ شر چرا میخوای بری؟
شاهزاده دعوتم کرد که برم
..ها
صبر کن ببینم، تو نخ دختر بچههاست؟
باشه منم میام
حالا که شر میخواد بره باید همه جا رو بررسی کنم
اول از همه مراسم تور فردا
اینا کین؟
انگار دارن یه چیزی احضار میکنن
برم یه نگاهی بندازم
ببخشید
دارین چه کار میکنین؟
تو کی هستی؟
داشتم رد میشدم
..اگر میشه برین از فرمانده اجازه بگیرین
!تو
تو از ادمهای اونی؟
بکشیدش
مطمئن بشین که فرار نمیکنه
جوابت اینه؟
پس منم بهتون رحم نمیکنم
..نباید شکست بخوریم
شوالیههای استخونی، حرکت کنین
اولین بارمه که سربازهای استخونی رو میبینم
تو بازیهای کامپیوتری خیلی باحالن اما تو دنیای واقعی ترسناکن
بگیریدش
میدونستم اینجوری میشه
ادامه بدین
جلوش رو بگیرین
این قضیه خیلی طول میکشه
صبر کن ببینم، اون قرمزی داخل سینههاشون
یه بار دیگه
چی شده؟
چه کار میکنی؟
چی شد؟
راه دیگهای ندارم
!گولم بیا بیرون
یه گولم واقعی! خیلی قویه
خب حمله میکنه و ضربه میزنه
اره! خوبه
نابودش کن
این گولم اصلا شوخی بردار نیست
سپرم در برابرش ضعیف بود
..حالا
چهطوری ترتیب این یکی رو بدم؟
همم؟
حالا که خوب بهش نگاه میکنم تو سینهی گولم هم یه چیزی هست
چی؟
دیگه تکون نمیخوره
تکون بخور
گفتم تکون بخور
چرا یهویی به ما حمله کرد؟
ببخشید
احتمالا تقصیر منه
چی؟
میخواستم جلوش رو بگیرم بهخاطر همین یه مانع درست کردم که شبیه نیزه باشه
اما انگار باعث شده از جادوی من استفاده کنه
چی؟ جادوش رو عوض کردی؟
خب اینجوری شد دیگه
ببخشيد
اینجا کی رئیسه؟
No comments yet. Be the first to leave one.