Prvních 200 řádků.
= دُردانه و تک =
قسمت 1
ایالت غربی
قصر شرقی این بار هدایای نفیسی فرستاده
بانو
میشه لطفاً وقتی با پیشکار عمارت ملاقات کردین
لبخند رو لبتون باشه
*سویی شی یی*
ازتون خواهش میکنم
*چنگشی*
امیدوارم گردش روزگار بر وفق مرادتون باشه
و دوره تعلیماتتون هر چه زودتر تموم بشه
تا سال آینده بتونید
در قصر ازدواج کنید
بانو
تا الان دو ماه گذشته
چرا هنوز خبر خوشی نرسیده؟
این حال و روز ایالت غربی ماست
* ژو شنگچن *
اینجا اومدم تا خبرای خوبی بدم
شنیدم ده روزه درست نخوابیدی
و چشم انتظارش بودی
استاد ، پـیـروزی مقتدرانه مبارک باشه
شعری کـه الان خوندم
داییم وقتی بچه بودم یادم داد
پایتخت غربی سلسله قبلی تو همین ایالت فعلی ما بوده
ارتش امپراطوری برگشته
تو نسل فعلی خاندان سویی
من تک دختر دردونه
خونواده مون هستم
بقیه دخترامون
تو بچگی فوت کردن
چون خونواده ام تو اوج قدرت بود
منو با ولیعهد نامزد کردن
حتی قبل از اینکه دنیا بیام
امروز روز تولدتونه
کلی هدیه از قصر براتون فرستادن
یادتون باشه
بعد از اینکه هدایا رو تحویل گرفتین
به فرستادگان قصر انعام بدین
* کودکی سویی شی *
فهمیدم
پدر
پدر برگشتی؟
پدر؟
پدر کجاست؟
مادر
* سویی ونجون *
وقت رفتن به ضیافته
بانوی سوم
جناب والی ، اون مرد از اینجا نمیره
هنوز دنبال اینه یه بار دیگه دخترشو ببینه
پدر کجاست؟
پدرت نمیاد
مگه نگفتی
پدر امروز میاد ضیافت تولدم؟
پدرت...
الان تو عمارت نیست
صبر کن تا شی یی بخوابه
بعد ببرش دخترشو ببینه
دیگه تأخیر جایز نیست
باید همین امشب از اینجا بره
والدین و برادرای شوهرم چیلانگ فوت کردن
خودشم الان بیماره
چطور دلم بیاد
بهش بگم خونواده سویی رو ترک کنه؟
اگه توجه اعلیحضرت
به خدمات گذشته ام در حق دو نسل امپراطوری نبود
که گذاشت مسالمت آمیز از هم جدا بشین
تو و شی یی از مدتها پیش همراهش گرفتار میشدین
بانوی سوم
چرا هنوز نفهمیدی با چه اوضاعی طرفی؟
ولی اون شوهرمـه
اون بی گناهـه
خواهر
اونها ملکه گائو رو از خودشون رنجوندن
اونم خونواده گائو که نصف مملکت دستشه
اگه نتونی از عهده اینکار بربیای
نه فقط خودتو دخترت
که کل خاندان سویی درگیر میشه
ولی من زنشم
در ضمن بانوی سوم خونواده سویی هم هستی
چیزی که باید ازش حفاظت کنی
فقط شوهرت نیست
بلکه کل خاندان سوییه
*شی یی فو (چیلانگ) *
دخترم بهت مدیونم
اگه بهم مدیونی
پس امشب پیشم بخواب
میدونی
من هنوز حالم خوب نشده
رفتارم خوب نبود
ببخشید پدر. از دستم ناراحت نشو
برو یکم استراحت کن
تا زود خوب بشی
دایی بهم قول داده
وقتی برفا تموم شد ببردم شکار
تو هم میتونی اون موقع بـاهام بیای
دراز بکش
بگیر بخواب
یکی رو گذاشتم برات یه جا پیدا کنه
که زمستون توش پناه بگیری
من فرزند یه گناهکارم
از هیچی پشیمون نیستم
چون تونستم شوهر تو باشم
چیلانگ
بانوی سوم مراقب خودت باش
چیلانگ
بانوی سوم ، بدنت تحمل بیماریو نداره
امشب برفی و سرده
همین حالا برگرد
بیا دیگه تو این زندگی
همدیگه رو نبینیم
مادر میرم به پدر ادای احترام کنم
شی یی
شی یی
پدر
پدر
پدر کجاست؟
شی یی
مادر پس پدر کجا رفته؟
دیشب گفت میره استراحت کنه
چرا الان تو اتاقش نیست؟
پس کجاست؟
شی یی
پدرت...
پدرت رفته
اون از منطقه چینگهه رفته
اون ولت کرده
ولی نترس
هنوز مادر و داییت اینجان
هر چی نباشه هنوزم دختر خانواده سویی
همه چی مثل سابقه
از الان به بعد
اینجا
تو منطقه چینگهه
تو عمارت سویی
هیچکس دیگه نباید اسمی از پدرت بیاره
تو هم حق نداری
شی یی
شی یی
پدر یه بار گفت
روز تولدم برف شدیدی میبارید
بعداً ، هر بار که تولدم بود
ناراحت بود که چرا برف نمیاد
روزی که 10 سالم شد
بالاخره برفی که منتظرش بودیم بارید
ولی پدرمو ازم دور کرد و بردش
شی یی
شی یی
شی یی شش ماهـه با طب سوزنی تحت درمانه
چرا هنوز نمیتونه حرف بزنه ؟
بی کفایتی منو ببخشید
الحق که بی کفایتی
فقط دخترمه که تا الان عذاب کشیده
بفرمایید
درود بر استاد اعظم
وزیر ژائو
حال صیغه امپراطور، بانو چی و ولیعهد چطوره؟
این یه پیام مخفی از طرف صیغه سلطنتیه
شب و روز یکسره تو راه بودم تا برسم
این نامه رو حتی یه لحظه از خودم دور نکردم
پیغامشون دستور شفاهی نداشت ؟
گفتن: " بلافاصله به پایتخت بیا"
سویی شو
یه کالسکه حاضر کن. به پایتخت میرم
اطاعت قربان
* ایالت مرکزی *
* سویی شو *
جناب والی فوری به سمت قصر میرین؟
نه بعد از استحمام
لباس های درباریمون رو میپوشیم و راهی قصر میشیم
نباید بذاریم
کسی ازمون خُرده بگیره
بله قربان
دیگه کیا تو قصر حضور دارن؟
یار معتمد ملکه و ولیعهد
و چیان بین
* چیان بین *
* لیو یوان *
ژنرال اعظم
استاد اعظم ، بفرمایید
درود بر صیغه سلطنتی
اعلیحضرت…
اعلیحضرت
دیگه زنده نیستن
اعلیحضرت
حالا که اعلیحضرت مرحوم شدن
چرا هنوز ولیعهد به تخت ننشستن؟
ملکه هنوز اطلاع ندارن
چطور میشه شتابزده به تخت بنشینن ؟
اعلیحضرت الان در قید حیات نیستن
ولیعهد باید تاجگذاری کنه
طبیعیه. کار عجیبی نیست
چرا معطل اجازه ملکه بمونیم؟
استاد اعظم این همه عجله واسه چیه ؟
نمیتونین تا طلوع صبح صبر کنید ؟
کشور رو نمیشه بدون حاکم گذاشت
صبرکردنمون تا صبح چه سودی داره ؟
من جایگاه فرمانده ارشد رو بدست میگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.