Prvních 115 řádků.
اونی که انتظار داشتم نیست اما فکر کنم هدف ماجرا هم همینه.
خودم هم خوش ندارم همردهی شما بشم اما بهتره دفاعم رو بیارم پایینتر.
انگار لقمهی گندهتر از دهنتون برداشتید.
اوضاع خیط شد.
لئو توی دردسره.
الان میزنه ازش کتلت لاکپشت درست میکنه.
عجول نباش. تماشا کن و یاد بگیر.
بزن روشن شی گندهبک.
موفق شد!
این شبیهساز مبارزهی جدید محشره کودی.
درسته، بهقول پسرانم، حرف نداره!
عالیه! بریم زودتر به بچهها نشونش بدیم.
البته این سطحش تازهکار بود. دفعهی بعد باید بذاریم روی سطح حرفهای.
مشخص نیست این دستگاه تا کجا میتونه پابهپامون بیاد.
۱۴۰۱/۰۶/۱۴ ۲۰۲۲-۰۹-۰۵
«فصل: ۶ قسمت: ۱» «حمله به خانه»
باورم نمیشه.
چند دفعه باید بهت بگم داناتلو؟
این یه ربات آشپزخونهی غذاپز ۹۰۰۰ـه.
نه پروژهی علمی مدرسهت.
جوش نزن سرلینگ. فقط دارم واحدش رو دستکاری میکنم
تا مرغ رو برشتهتر کنه.
وای خدا! آی! سوختم!
یهکم زیادی برشته شد!
ای لاکپشت اَبله. داشتی مدارم رو میسوزوندی!
اگه طاقت آتیش نداری پس نزدیک ربات آشپزخونه نایست.
جوکت خیلی مسخره بود، حتی برای کسی مثل تو.
میشه آرومتر وراجی کنید؟ دارم روزنامه میخونم!
پس بگو چرا لبهات تکون میخورن.
گندتون بزنن!
میرم یهجای خلوت روزنامهم رو میخونم.
درود رافائل.
به سانو-لب ۲۱۵۰ خوش اومدی.
رباتی برای تمام نیازهای بهداشتی شما.
تف به این شانس!
گزینه مورد نظر را انتخاب کنید: نخ دندان، برداشت موی بینی، واکس لاک.
ربات مسخره!
حالم از آینده بههم میخوره!
یادتان باشد که روکش را بگذارید.
روی خط نیروی ۱۰ افزایش قدرت دارم دریافت میکنم.
خیلی بزرگه!
فشارش رو کم کن!
مهارکنندهها بیشتر از این دَووم ندارن.
آزاد شدم!
اون دیگه چی بود؟!
نمیدونم، اما انگار به حالت عادی برگشته.
ولش کن، بریم ناهار بخوریم.
خب کودی، حالا سورپرایزی که میگی چی هست؟
چیپس و پفک هم دارن؟ آخه خیلی گشنمه!
نظرتون چیه؟
این یه دوجوی جدید برای تمرین شماست. (زمین تمرین هنرهای رزمی)
سرلینگ توی ساختش کمک کرد.
این یه شبیهساز هولوگرامی با سناریوهای مبارزهای از پیش برنامهنویسیشدهست.
و پس زمینه با شفافیت بالای ۵۲۳.
چه گرافیک خفنی داره!
میتونیم اسمش رو بذاریم، دوجوراما پرو مکس. خیلی خفنه!
بیخیالش. فقط یه آدمک و یه تنهی چوب بده تمرین کنم باهاشون.
با کمال میل.
منظورم این نبود!
رافائل...
یه جنگجوی واقعی باید همیشه خودش رو با شرایط اطرافش وفق بده.
تازه، کودی عزیز کلی زحمت کشیده تا این برنامه رو براتون تدارک ببینه
تا شما بتونید مهارتهای نینجاییتون رو تقویت کنید.
باید سپاسگزار باشی.
آره، میدونم.
مرسی پسرجون.
بهعنوان پاداش برای سخاوت بیحد و مرزت
لئوناردو اجازهی من رو داره که به تو تمرین نینجا شدن بده.
واقعاً؟!
ایول! از چی شروع میکنیم؟ فن حملهی مخفی ببر؟ فن ققنوس پنج انگشتی؟
از اول شروع میکنیم.
تمرکز روی پیوند بدن و ذهن.
با اون چیزی که انتظار داشتم زمین تا آسمون فرق داره.
هی کودی! این ماسماسکش کار نمیکنه.
احتمالاً بهخاطر افزایش ناگهانی برقه. باید سیستم رو دوباره راهاندازی کنم.
بزن کُلش رو از اول راهاندازی کن!
شما اینجا بمونید ما بریم تبلت کودی رو برداریم و سریع درستش کنیم.
خیلی عجیبه! توی عمرم همچین چیزی ندیدم!
یهچیزی توی سیمکشی داره افزایش پیدا میکنه مثل افزایش برق.
اما سیستم داره اونو بهعنوان یه نرمافزار ثبت میکنه.
یه نرمافزار بزرگ. بزرگتر از هرچی که تا حالا دیدم.
یه نرمافزار چرا باید توی خط برق ساختمونت حرکت کنه؟
نمیکنه.
این هم یه نمونهی دیگه از خطای موجودات زندهست.
بذارید سیمکشی ساختمون رو درست کنم.
سرلینگ!
دست خودم نیست قربان. کنترل موتورهام رو از دست دادم!
حسابی از کتک زدن ما کیف میکنی نه؟
باور کن، بیشتر از هزاربار خواستم دمار از
روزگارتون در بیارم، اما این بار کار من نیست.
فکر کنم یه مشکل بزرگ داریم.
پس چرا انقدر طولش میدن؟!
صبور باش رافائل.
من زیاد میونهم با صبر خوب نیست. من رفتم.
این اصلاً نشونهی خوبی نیست.
شما قرار نیست جایی برید.
این دیگه چیه؟!
چرا حس میکنم این بهجای اینکه با ما بخنده داره به ما میخنده؟
میدونستم دوجوی رباتی فکر بدیه.
استاد اسپلینتر!
شاید بهتر باشه توی این جلسه تمرین شرکت نکنم.
بچهها، باز کنید. این بیرون به مشکل خوردیم.
فقط شما نیستید.
یهچیزی هم داره سرلینگ رو کنترل میکنه، هم دوجو رو! اما چطور؟
سوژه، کودی اونیل.
در حال تعامل.
من وایرال هستم، یک پلتفرم دیجیتالی کوانتیک با قدرت و ظرافت نامحدود.
چقدر هم متواضعه، مگه نه؟
من به اینجا آپلود شدم تا اطلاعاتی رو از شرکت اونیلتک استخراج کنم.
شرکت؟! دنبال چی هستـ...
شرکت اونیلتک خارج از شبکهی برقه برای همین اومدم به خونهی تو.
تنها مکان شهر که مستقیماً با اتصال ثابت به بانکهای مرکزی شرکت اونیلتک وصل شده.
آره، اما کلی فایروال و سیستم امنیتی داره.
تقریباً غیرممکنه!
دقیقاً! مگه اینکه رمز عبورش رو به من بدی.
No comments yet. Be the first to leave one.