Prvních 200 řádků.
(قسمت یازدهم)
حتی اگه بخواین انکارِش کنید اون نوه یِ شماس
اَزشون آزمایش DNA بگیرید
اینطوری میتونید مطمئن بشید
چیه؟ دوباره چی شده؟
میخوام برم دستشویی
بخاطر همین قبل از اینکه بیایم بیرون بهت گفتم برو دستشویی
زود باش برو
نباید برم؟
اون دختر کوچولو خیلی بی تربیته خیلی ناراحتم
بیخیال
مهم نیست بچه یِ یه نفر دیگه بی تربیت باشه یا نباشه
فردا همه چی تموم میشه
ای وای، چرا اون اومده اینجا؟
پدر دَهنتو ببند
یه لحظه صبر کن
ای وای، اون بچه کیه؟
احساس بدی دارم
حس میکنم یه رازی این وسط باشه
همینجا وایسا
مامان، صبر کن منم بیام
اینجا کجاس؟ این چه بخشی ـه؟
آزمایشگاه ژنتیک؟
بررسی نسبت پدری و مادری
بررسی نسبت پدری و مادری؟
چی؟
مامان، من مطمئنم اینجا نوشته
آزمایشگاهِ ژنتیک
صداتُ بیار پایین
اونا اومدن اینجا تست DNA بدن؟
ما همین الان با جفت چِشامون دیدم
پدر دستِ یه بچه رو گرفت و رفت اونجا
پدرشوهرِت مَرد پُر قدرتیه
اون مثلِ یه مارماهی تو شالیزارهای برنج...
پُرانرژی و پُرقدرته
مامان، الان وقت این حرفا نیست
بالاخره ته توشو در میارم که چه اتفاقی افتاده
اون روز که سو وون بیرون خوابیده بود با پدر بود
جَوِ بین اون دوتا خیلی مشکوک بود
احتمالا قضیه خیلی فوری بوده که همدیگه رو دیدند
از اونجایی که بچه کوچیکه،
حتما از 5 یا 6 سال پیش رابطه عشقی داشته
مادر چطور میتونه نفهمیده باشه؟
هی، پدر شوهرت خیلی باهوشه
اون مدیرِ یه شرکت بزرگ بوده
اون تو سنِ پیریش تو دردسر بزرگی افتاده
ای وای
تو همچین وضعیتی داری می خندی؟
مادرِ بچه کیه؟
نمیدونم
منشی ـشه؟
اسمِ بچه چیه؟
اسمت چیه؟
اوه هان گیول
خیلی خب، اوه هان گیول
تاریخ تولدِش چیه؟ خودت میدونی؟
سرپرستِش کیه؟ لی سو...
میخواید سو وون تو زندگیِ شغلیش شکست بخوره؟
لحظه ای که هان گیول رو به پلیس تحویل بدید، تمومِ دنیا باخبر میشن...
که دکتر لیِ معروف بچه ـشُ رَد کرده
درسته. لازم نیست لی سو وون رو درگیرِ همچین ماجرایِ کثیفی کنم
اسم لی شین مو رو به عنوان سرپرستِ قانونیش بنویسید
پس... بیایید چند تا نمونه بگیریم
میشه دَهنتو باز کنی؟
دهنتو باز کن
آفرین
این مالِ منه آه، بله
فردا جوابِ آزمایش میاد
نتیجه ها دقیقَن و هیچ خطایی ندارن؟
البته. 99.9 درصد بدونِ خطاس
لطفا تمامِ تلاشتون رو کنید
بیا بریم
محقق جونگ سو هه
من اومدم اینجا آشپزی کنم نه اینکه دستشویی رو تمیز کنم
تو فقط یه مبتدی هستی چه انتظاری از خودت داری؟
اگه چیزی رو راحت بدست بیاری راحت از دست میدیش
اما اگه چیزی رو با تلاش بدست بیاری مدت خیلی زیادی برات می مونه
درسته. به هر حال بخاطرِ این تو تمیزکاری ماهر میشم
حالا بریم سراغِ دستشوییِ بعدی
میدونی امروز همه میزامون رزرو شده؟
تو همچین موقع هایی باید تو آشپزخونه تمام تلاشتو بکنی
مخصوصا کفِ زمین
چشم
سَرِتون خیلی شوره داره از شما انتظار نداشتم
اشکالی نداره سَرزده داریم میریم دیدنِش؟
نگران نباشین رو ری از دیدنِ ـمون خیلی خوشحال میشه
وقتی برسید اونجا می بینید، جای خیلی لوکسیه
اون میخواد خودشو بهتون نشون بده
وقتی می بینم هر روز صبح با کت و شلوار...
داره میره سَرِکار بهش افتخار میکنم
همه ش به لطفِ منه لطفا اینو فراموش نکنید
باشه، ممنون
اما میتونیم باهاش غذا بخوریم؟
معلومه. بعد از ساعات شلوغیِ کار دیگه سَرِش شلوغ نیست
یه توسعه دهنده یِ مِنو خیلی موفقه
احتمالا فقط راجبِ یه سری یه چیز صحبت میکنه و خیلی دردسر نداره
اینجا واقعا خیلی شیک و بزرگه
همینطوره
بفرمایید بشینید
مادر… از اونجایی که قراره بزودی برم
هر چقدر بخوام سفارش میدم
باشه. هر چی دوست داری بخوری سفارش بده
واقعا؟ میخوام از همه چی سفارش بدم
سلام خانم هونگ
مدیر جونگ
سلام، مدیر جونگ
اومدم اینجا چون مطمئن نبودم شمایید. چی میخواید براتون بیارم؟
کنجکاو بودم که رو ری کجا کار میکنه واسه همین اومدم
خوش اومدید درود
من اون رو به اینجا آوردم
مادر میخواست شما رو ببینه
بابت هدیه روزِ چوسوک ممنونم
این چیزِ زیادی نیست
مرغ خونگیه
بابتِ هدیه ممنونم
رو ری کجاس؟
اون تو آشپزخونه داره آموزش می بینه
وااای داره آموزش می بینه؟
خیلی عالیه
مادر، بیاید بریم ببینیمِش
میشه ببینیمش؟
کنجکاوم بدونم وضعیتِش سرکار چطوریه
بله، بیاید بریم دیدنِش
خوبه
خیلی عالیه
مادر، بیا بریم
از این طرف
خب... زود باشید، زود باشید مشتریا منتظرن
چشم سرآشپز چشم سرآشپز
غذا داره میاد
زود باشید و برای سه تا میز پاستا درست کنید
چشم سرآشپز چشم سرآشپز
سرآشپز!
حالتون خوبه؟
هی، کارآموز!
هی! نمیتونی کارِتو درست انجام بدی؟
کفِ زمین رو تمیز میکنی یا نه؟
کارآموز
زبونِ کره ای حالیت نمیشه؟
همین الان بهت گفتم کفِ زمین رو تمیز کن گفتم یا نگفتم؟
من همین الان کفِ زمین رو تمیز کردم
چی؟
پس خودت بیا اینجا به کفِ زمین دست بزن
ببین لیزه یا تمیزه
چی؟ گفتم بیا اینجا!
اییشش مواظب باش
فکر کنم کمرم بدجور ضربه دیده
خودت بهش دست بزن
چطوره؟ همونطور که خودت گفتی تمیزه؟
معذرت میخوام
اصلا عقل تو کله ـت نیس
نمیتونی ببینی آشپزخونه پُر از روغن شده؟
وقتی برای آماده کردن غذا عجله می کنن، روغن همه جا می ریزه
نمیدونی تمامِ کفِ زمین رو روغن گرفته؟
تو حتی اصول اولیه کار تو آشپزخونه رو نمیدونی
چطور میتونی انقدر بی شرم باشی و تو آشپزخونه ـم کار کنی؟
تو اصلا جایگاهت رو نمیدونی
معذرت میخوام از این به بعد بیشتر دقت میکنم
تو یه احمقی که باعث میشی کار بقیه سخت تر بشه
اگه من جای تو بودم، از خیلی وقت پیش استعفا میدادم
برو کنار. سَرِ رام وایسادی
مواظب باش
سرآشپز، حالتون خوبه؟
باید برم ظرفایِ کثیف رو بشورم ای خدا
معذرت میخوام واقعا که
داری چیکار میکنی؟ اينجا رو تميز کن
معذرت میخوام معذرت میخوام
مادر، راستش...
مادر!
آشپز جونگ
مادرت الان همه چی رو دید
مامان، مامان!
مامان! چرا بدون اینکه بهم زنگ بزنی اومدی اینجا؟
ولم کن
مامان، مامان
لطفا بهم نگاه کن، مامان
مامان، معذرت میخوام مامان ببخشید
ببخشید که منو تو اون وضعیت دیدی
مجبوری اینجا کار کنی؟
این تنها کاریه که میتونی بکنی؟ واسه همین داری تحملش میکنی؟
باورنکردنیه. حتی نمیتونم حرف بزنم قلبم شکسته
درک می کنم مامان می فهمم چه احساسی داری مامان
احساسِت رو کاملا درک می کنم، مامان
اما من واقعا مشکلی ندارم
هر چقدر هم تو این کار تحقیر بشم، میتونم باهاش کنار بیام
همش تقصیر من بود که اون اتفاق افتاد
رو ری
و بخاطر اینکه تمام روز رو سرپا وایسادم پاهام وَرَم کرده
دستام رو ببین، با اینکه بدجور صدمه دیده،
واقعا هیجان زده ام که اینجا کار میکنم
برای اولین بار تو زندگیم، فهمیدم که تو چه کاری میتونم خوب باشم
و تازه شروع کردم یکی یکی یادشون میگیرم
مامان، من واقعا مشکلی ندارم
خب، راستش از نظر جسمی بهم سخت میگذره و خسته ام
اما خوشحالم جدی میگم، مامان
رو ری
لطفا بذار یه مدت اینکارو کنم
این اولین شُغلیه که انتخاب کردم
شاید نتونم تو این کار خوب باشم، اما...
بابا این کارُ برام انتخاب نکرده خودم انتخاب کردم
No comments yet. Be the first to leave one.