Prvních 91 řádků.
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
...شاید هم واقعا سگ نیستی
نکنه تو یه آدمی؟
!!لو رفتم
!باز داره منو با خودش میبره
...اون سگا هنوزم میتونن بوی سوسیس رو روی نکوتانی حس کنند
!فرار کردن فایده ای نداره
...پس باید
!باید یکاری کنم که نکوتانی کمتر بوی سوسیس بده
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
!دست از سرم بردارید
!از سگا میترسم
!خب نکوتانی رو باید به استخر مدرسه ببرم
!از گوشش به عنوان فرمون استفاده میکنم
!خوبه ، به سمت راست چرخید
!ایندفعه گوش راستش رو گاز میگیرم
!به سمت چپ بچرخ
!بس کن
...خوبه اینطوری از یجای خلوت میریم که کسی اونو نبینه
!و بعدش میرسیم به استخر
!!بجنب بپر توش
!نکوتانی کجاست؟
!اصلا نمیتونم بهش نگاه کنم
!بوش از بین رفت ، سگا دارن برمیگردن به کلاس
یعنی دوباره نجاتم دادی پوچیتا؟
.واقعاً اینقدر باهوشی حدسم از اینکه انسانی بیشتر میشه
...وای نه اگر یوقت بفهمه که من انسانم
!مجبورم بخاطر کارای منحرفانه ای که باهاش کردم، عذرخواهی کنم
.البته عمراً همچین چیزی بشه
...رفتم یه چیزی بیارم که چسب رو لباستو پاک کنی
.ولی بهم نگفتی میخوای بری شنا که برات حوله بیارم
...اوه خب راستش... یه اتفاق هایی افتاد و
و چرا پوچیتا هم خیسه؟
!لـ... لطفا آروم باش، کارن
...نگو که
!با پوچیتا رفتی تو استخر تا باهاش از اونکارا بکنی؟
!بهت گفتم که اشتباهی افتادم تو استخر
...پوچیتا هم برای نجات من پرید داخلش و
اینطور نیست ، پوچیتا؟
.خب حقیقت ماجرا این نبود ولی مجبورم اینجا باهاش موافقت کنم
.دیدی؟ پوچیتا هیچ وقت دروغ نمیگه
...خب اشکالی نداره
!با این حال، اگر خودتو خشک نکنی، سرما میخوری ها
.پس زودتر اون لباسا رو در بیار و لباس ورزشی هاتو بپوش
!مثل همیشه خیلی باحالی
!وای خیلی خیس شدم
!در آوردنشون خیلی حس بدی داره
.حتی لباس زیر هام هم خیس آب شده
!وای وای نکوتانی؟
!میدونم فقط یه سگم ولی هنوزم خیلی بیخیالی
!نه اینکه باید نگاه کنم ولی ... لعنتی
!نباید نگاه کنم
!من نگاه نمیکنم! من نگاه نمیکنم! من نگاه نمیکنم
...من نگاه
!پوچیتا حرکت نکن تا بتونم خشکت کنم
!نه اینطوری که فکر میکنی نیست، اینوکای - سان
!موهات رو هم خوب خشک کن وگرنه مریض میشی
No comments yet. Be the first to leave one.