Prvních 137 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
افراد زیر هجده سال لطفا با اجازه والدین این اثر رو تماشا کنند سن پیشنهادی جهت تماشای اثر هجده سال به بالا!
جهان پر از هیاهوست
همه و همه برای سودبردن
تیغهای نگهبانان
برگرفته شده از کمیکی با همین نام به اهتمامِ شو شیانژه
جهان پر از غوغاست
همه و همه برای منفعتطلبی
تیغهای نگهبانان
اپیزود پنج
.از سر راهم برو کنار
.این چیزا به تو هیچ ربطی نداره
.خیلی عصبانی ای
.بهت که گفتم
که با حرکت بعدی
.اسبتو میکشم
.شمشیرت عالیه
،ولی بعد از کشتن پنج نفر
.کم کم تیغه اش ضعیف میشه
،هروقت مردی
.میام و غنیمت ها رو برمیدارم
.کالسکه ات واسه منه
.من شکست نمیخورم
این دیگه بستگی داره که با من همکاری کنی یا نه
.تصمیمش با خودت
.سه راند دیگه در خدمتتم
.میتونی راجع بهش فکر کنی
!هی
این حرکات صرفاً برای جذابیت ،داستان ساخته شده اند لطفاً در دنیای واقعی آنها را تقلید نکنید
دارن چیکار میکنن؟
.دائو ما روش های خاص خودشو داره
.شجاع بازی درنیار
!درخواستشو قبول کن
.دو راند دیگه مونده
الان وقت این چیزاست؟
!لجبازی نکن
!فقط درخواستشو قبول کن
.نذار همینجا بمیرم
!بذار برم
.آخرین راند
.باشه
.درخواستتو میپذیرم
رئیس اونه؟
،اگه چیزی نگی
.یه توافق بر پایه سکوت شکل میگیره
.باشه
.پس قرارمون پابرجاست
،ولی
.باید یه درخواست دیگه هم بهش اضافه کنم
.ماها اهل بیزینسیم
در نتیجه ور وسایلمون رو تو طول مسیر .پر و خالی می کنیم
کجا می رفتید؟
.چانگ آن
.چه تصادفی
.ما هم میریم همونجا
.بیا اینجا
.میتونیم با هم آشنا شیم
.اسم من دائو مائه
.از دیدنت خوشوقتم
.اسم من آیویاست
حالتون خوبه؟
.اسم من شیائو چیئه
،حالا میخوای یادت بمونه میخوای فراموشش کن
.ولی اسم من چیز مهمیه
.میخوام بشینم تو کالسکه
.میخوام بشینم تو کالسکه
.من یان زینینانگ هستم
اهل مناطق جنوبِ رودخونه یانگزتهام
.مرسی که نجاتمون دادین
مخصوصا از
.این مرد ممنونم
مهارت هات بی نظیرن
.و قلب مهربونی داری
.دیگه اینطوریام نیست
،خب
،این که فقط یه بانوی جوانه
چرا مثل سگ غل و زنجیرش کردی؟
،دوست من
.لطفاً آزادش کن
.اینم درخواست اضافه مه
.ممنونم
یه جنوبی
تو بیابون چیکار میکنه؟
.قصه اش طولانیه
.سرنوشت بدی دارم
.بچه که بودم، فروختنم به یه پیرمرد
.کلی ازم سوءاستفاده کرد
هونگ فو از عمارتِ یانگ سیکونگ
.خیلی شجاع بودم که با لیِ داروساز فرار کردم
.در نتیجه فقط خواستم شانسمو امتحان کنم
اون کیه؟
اون؟
اون فقط
از دستورات اون پیرمرد پیروی میکنه
.و میخواد برم گردونه
.از وقتی منو دیده اینجوری بسته تم
.هیچی هم نگفت
.اسمشو پرسیدم
.ولی منم نمیدونم اسمش چیه
.حیفِ این همه مهارت
.حیف که تهش باید سگِ یه پیر مرد باشه
.اسم من شوئه
.از دیدنتون خوشوقتم
،خب
.بیاید دیگه بریم تو کالسکه
،آ نی
.خواهشاً
.من از تو دستور نمی گیرم
،آ نی
.لطفاً کالسکه رو برون
.باشه، آیویا
،هی
،اینجا امثال تو رو راه نمیدن
.راهتو بکش و برو
لی سی روی کدوم قایقه؟
فکر کردی هروقت بخوای میتونی همچین کسیو ببینی؟
کی هستی؟
دلت میخواد نفله ات کنیم؟
.فقط یه بار می پرسم
...لی سی
..توی
!هی
صدامو میشنوی؟
.بیا این طرف
آی لوزی
،هی
.لی سی فرستادتم که ازت استقبال کنم
.داکسینگ سیتی. پایتخت سلسله ی سوی که در اولین سالِ کایهوآنگ ساخته شد
پس از جا افتادن سلسله تانک در سال 581، نام این منطقه .به چانگ آن تغییر کرد
،بچه جون
اگه میخوای تو چانگان دووم بیاری
لی سی
باید قوانینو بدونی، میدونی؟
.بله
.اول باید شراب تو رو قبول کنم
ولی بذار یه چیز زشت راجع به
.چانگانی که پایتخت باشه بهت بگم
No comments yet. Be the first to leave one.