Prvních 200 řádků.
شوگر عزیزم
من تا حالا هیچوقت واسه یه شخص معروف نامه ننوشتم
اما من همیشه مطالب ستون مشاوره شما رو میخونم
احتمالا به این دلیل که با توجه به شرایط زندگی من
من میتونم از بعضی از مشاورهها استفاده کنم
عزیزم کدوم خونه توئه؟
اوه - آخه کیه که ندونه خونهاش کجاست؟ -
اوه همینه، خودشه، همونجاست
کارت عالی بود
میدونی، خیلی ممنون و بازنشستگیات مبارک
اوه در قفله
ببخشید
ممنون
تبریک میگم
اوه، باید پول باشه
هیس
نه
!آره
باید پول باشه این باید پول باشه
لعنتی
تکون نخور لعنتی
وای... اوه، خدای من. دنی، منم
هیس
...خدایا، کلر! لعنتی، داشتی منو
نزدیک بود به پلیس زنگ بزنم
چرا؟
چیکار میکنی؟
این چیه پوشیدی؟
اوه اینو قرض گرفتم
آخه، اوم... تم مهمونی هاوایی بود
...کلیدهام همراهم نبود و بعدش من
...پنجره بود
و خیلی دیر گذشت - تو مستی -
مرغ داریم؟ چون بوی مرغ میاد
آره مرغ داشتیم، شش ساعت پیش
فقط مشروب خوردن و سخنرانی بود
همه چیز خیلی افتضاح بود، میدونی؟
انگار ۴۳ سال کار کردن پاک شده
واسه سینی سیخهای آناناسی پیچیده شده با بیکن
و قرصهای نعنایی. میبینی؟
مامان؟
اوه سلام! فرانکی، عزیزم
ری - سلام عزیزم، چندتا - چندتا قرص نعنا میخوای؟-
نه. کسی قرص نعنا نمیخواد. هیچوقت
خب از مرغ شب چیزی نمونده؟
ما همه مرغ لعنتی رو خوردیم، کلر
چرا اینجایی؟
عجب! خیلی خب
چرا همه اینقدر عوضی هستن؟
اینجا چه خبره؟
الان تو برگشتی؟
چی... ها؟
خب فکر کردم دیگه ...قرار نیست اینجا باشی
یا همچین چیزی
اوه
چرا دارم اینو میخورم
چون وقتی که داشتیم میرفتیم، در واقع تو فرمونو دستت گرفته بودی
خب نباید اجازه میدادی
نباید بهم اجازه میدادی
حق نداری به فرانکی بگی
اسم اون ریه
متنفرم از اینکه اونو اینطوری صدا کنم
اما حق با اونه
چون اونا برای همجنسگرایان، وحشتناکن
فراجنسیتیها، ببخشید
اما این فقط همجنسگرا هراسیشون نیست
این... این... واقعا، اینطوره
اینا رو ببین اینا همه آشغاله
که قراره برای همیشه روی این سیاره شناور باشه
میدونی، تو سوراخ بینی یه
لاکپشت بیگناه گیر میکنه
...ولی
...کره و خیارشور، فقط
!لعنتی
و اون سیبزمینیهای سرخ کرده لعنتی - اوه -
خیلی خوبه
آره، این چیزیه که همه چیزو خیلی سخت میکنه
هر چیز خوبی، بد میشه
خواهش میکنم
تو منو بیرون کردی، میخوای ازت تشکر کنم؟
کی میخوای بفهمی که تو شخص آسیبدیده نیستی؟
خب، تو هم نیستی، دنی
عالیه - تو هم نیستی -
خیلی خوب. خیلی هم عالیه - آره، عالیه، عالیه. ممنون -
زندگیام به ریخته، شوگر
دخترم ازم متنفره
همسرم چند شب پیش منو از خونه بیرون کرد
و اون فکر میکنه که روی کاناپه خونه بهترین دوستم آویزون میشم
اما اینطور نیست
من روی پلههای جلو خونهاش نشستهام و منتظرم ماشین اوبر بیاد
تعجب میکنم که چطور زندگیام به اینجا کشیده شد
به دنبال آرامش از طرف زنی هستم که دیگه حتی نمیشناسمش
و همچنین عجیبه
تا حالا کسی چیزی نوشته که بهت آرامش بده؟
بعد به مامانم گفتم: عوضی دانشگاه واسه گوگولیهاست
این همه پول واسه فارغالتحصیل شدن هزینه کنم خب که چی؟
پاسخت رو تو ستون این هفته
خوندم
و یک جمله در اعماق نصیحتت پنهونه
مجبورم کرد دربارهاش بنویسم
جملهای بود در مورد خواهرت و سرطانش
من فقط یه بار واسه پرداخت پول رابطه دهانی از بیت کوین استفاده کردم
متاسفم که خیلی جوون بود و خیلی زود فوت کرد
صبر کن. این خوبه
صبر کن. نگهدار، نگهدار، نگهدار
خیلی خب
اما موضوع راجع به غم و اندوهه
نمیتونی با گریه کردن یا غذا خوردن
یا مشت و لگد اونو از خودت دور کنی
فقط چیزیه که هست
و باید ازش بگذری
باید تحملش کنی
باید باهاش زندگی کنی
که سختترین کار دنیاست
وقتی بیماری مادرم تشخیص داده شد من ۲۲ ساله بودم
همگی، آمادهاید؟
آره - آره -
کلر ماری پیرس یک مقاله نویس برنده جایزهست
و بهزودی با نمره ۴ از کالج فازغالتحصیل میشه
که متعهد به صعود به ارتفاعات ماچو پیچو
تو تعطیلات بهاریه - !مکزیک -
بیا بیرون، کلر
و حالا، یه دانشآموز دبیرستانی
که تا زمانی که فارغالتحصیل نشه نمیتونه خالکوبی کنه
مهم نیست که استدلالش چقدر قانعکنندهست
...و کسی که - !هنوز باکرهست -
این حرفا رو نزنید
واسه چهار روز دویدن ... همین تیشرت رو پوشیده
و بهنظر میرسه که قصد عوض کردنش رو نداره
بیا بیرون لوکاس! لوکاس
آره
دیگه واسه این کارها یکم پیر نشدیم؟
وقتی ۸۰ ساله هم بشم این کار رو انجام میدیم
کریسمس مبارک
و اخیرا، آخرین کریسمس با همدیگهمون رو بارها و بارها
تو ذهنم مرور میکنم
اول مال من
اول مال من
اول باید کادو منو باز کنی
اوه
اوه، نه بابا این عتیقهای چیزیه؟
میدونستم یکی میخوای
مال پدرت بود
فرستادش؟
من نونوارش کردم
لوکاس، بیشعور نباش -
وقتی کسی بهت یه هدیه میده، باید اونو ازش بگیری
تو بگیرش
من کسی نیستم که ازش چیزی بخوام
اشکالی نداره. اون مجبور نیست اینو داشته باشه
خیلی خب، عزیزم نوبت توئه
جس گفت که اینو نیاز داری
و من فکر کردم که این واسه نیویورک بهدردت میخوره
خوشت میاد؟
آره عاشقشم
اوه... عاشقشم. من... من اینو دوست دارم
دوستش داری؟ عاشقشی؟
هی
اوه، بلنده
و یکم... بزرگه
فکر کردم خاص باشه
...فقط فکر میکنم، اگر این
اگر این مشکی بود بهتر نبود؟
چون تو نیویورک کثیف میشه و احتمالا بیشتر دوام میاورد
و این... این احتمالا مشکلی نداره اگر عوض بشه
البته. البته. تو باید چیزی رو که میخوای داشته باشی عزیزم
امیدوارم تو مسئله مرگ خواهرت
تو بتونی کاری رو انجام بدی که من انجام ندادهام
چیزی از زندگی اون خلق کن
زیباش کن
و بعدش، لطفا، بهم بگو چطور این کار رو انجام دادی
با عشق، کلر
اوه، این میتونه یکم پایینتر بیاد
دیشب حسابی مست بودی
اصلا چطوری امروز صبح داری راه میری؟
نمیدونم، شان
بعضیوقتها علیرغم این که روحیه تند و تیز یه جوون حق به جانب رو دارم
توی خیلی چیزا بیخیالم
در واقع منظورم راه رفتنه
وقتی که بعد از اجرای "من و بابی مکگی" به زمین افتادی
فکر میکردم لگن یا جای دیگه ات شکست
میشه فقط اون تابلو لعنتی رو پایین بیاری، شان؟ ممنونم
اوه، دختر بیو، میخواست تو رو ببینه. اتاق ۱۹
بهم گفت که ضروریه
کی؟ - حدود یک ساعت پیش -
لعنتی
در ضمن من یه دهه نودیام
صبح بخیر
کریستال، خیلی متاسفم که منتظرت گذاشتم
من تازه پیامت رو گرفتم
دیشب اینجا خوابیدی؟ - ...اوه -
مامانم گفت خانم پذیرش دیشب اینجا خوابیده
می دونم گاهی اوقات تنها میشی
و با اینکه میدونی که من نمیتونم اینجا بخوابم
اما من همیشه کنارت هستم
و مطمئن میشم که احساس راحتی
آرامش میکنی، باشه؟
باشه؟ - اوهوم -
بهخاطر آلزایمره
اول شما - ممنونم -
No comments yet. Be the first to leave one.