Prvních 200 řádků.
...ازم پرسیدی
چرا این ده سال دورو بر وو جو پیدام نشد
...چون
نمیتونستم
منظورت چیه؟
همه ی این ده سال
...من
...توی زندان
خوبی؟
119 اورژانس
اتاق عمل
دروغ پشت دروغ
قسمت 10
آقای کانگ جی مین؟
شما گزارش صحنه رو دادین درسته؟
بله
آقای یون سانگ کیو رو از کجا میشناسین؟
من فقط یه شاهد عینی م
...ولی شماره تلفن تون
سابقه تماس
توی تاریخچه تماس آقای یون بوده
بله؟
شماره من واسه چی؟
میخوام یه خبریو راجب رئیس کیم هو ران گزارش بدم
...نکنه- چی شد؟-
داشتم میرفتم یکیو ببینم که بهم یه خبریو بده
من گزارشگرم
میتونین بگین راجب چی میخواست خبر بده؟
مطمئن نیستم که دقیقا چی بوده
میخواست رو در دو حرف بزنیم
...پس احیانا قبل اینکه قربانی بیفته
شخص مشکوکی رو ندیدین؟
نه ندیدم
همین که رسیدم این اتفاق افتاد
اون خانومی که باهاتون جلوی اتاق عمل بود کی بود؟
ایشونم همونجا با من بود
چجوری افتاد ؟
کسی عمدا هولش داده؟
هنوز داریم تحقیق میکنیم
بیمارستان دانشگاه یونگ هان
همونی بود که میخواست خبر بده؟
هیونگ کوک سونبه
بله سونبه
چی؟
عه اومدی- سونبه،چیشده؟-
فوریه فوری
...کی فکرشو میکرد ما اولین
برنده کره ای جایزه ادبیات اندرسن و ببینیم
مصاحبه ت با نویسنده جونگو داری دیگه؟
اره
...خب خب بچه ها تا فردا صب
همه مون روی یچیز خاص کار میکنیم
همه بیاین اتاق جلسه
چشم- چشم-
بیمار تحت عمل
نام بیمار: یون سانگ .. تحت عمل جراحی
حواست بهش باشه- چشم-
برو
قیمشونین؟
بله
مریض چطوره؟
...همه تلاشمونو کردیم
ولی فوت شدن
اتاق عمل
اتاق عمل
نویسنده جونگ یونگ گیونگ گفته
"خیلی خوشحال و هیجان زده م که این کتاب"
مثل گل های شیپوری که شکوفه میده، همچین" "خبرخوبی رو به ارمغان آورده
اوکی
با همین پیش بریم
همگی خسته نباشین
خسته نباشین- خسته نباشین-
بریم صبونه بخوریم
میشه یچیز خوشمزه بخوریم؟
اره میخوریم
اینهمه کار میکنیم که یچیزی بریزیم تو این شکم صاحاب مرده.چی میخوری؟
اینورا یجا جدید باز شده
اوپا، وو جو رفت مدرسه
دیشب شام شو خونه مامان خورد
پس نگران نباش
مرسی.بعدا میام دنبالش
خبر بعدی
حوالی ساعت 10دیشب مردی به نام یون که در دهه پنجاه سالگی بود
از پشت بام ساختمانی در سونگ چون دونگ پرت شد
وی به بیمارستان فرستاده شد اما در آخر جان باخت
"خود کشی؟"
پلیس پرونده را به دلیل خودکشی ناشی از افسردگی، مختومه اعلام کرد
...و هیچ نشانه ای
از قتل پیدا نشد
محاله
محاله
از پشت بام ساختمانی در سونگ چون دونگ پرت شد
وی به بیمارستان فرستاده شد اما در آخر جان باخت
آقای یون مدتها مراقب پسرش بود
که بیهوش در یک بیمارستان بستری بود
آشنایان او اظهار داشتند زمانی که
شرایط پسرش بدتر شد
به افسردگی مبتلا شد
چی شد؟
مدارک و دستگاه ضبط صوت چی؟
غیرممکنه خودکشی باشه
آقای یون همچین آدمی نبود
هیچ نشونه ای از قتل نیست هیچکسم ازش کینه ای نداشته
نمیتونیم تحقیقاتمونو فقط با سوءظن انجام بدیم
اینو ببینین
قرار بود همو ببینیم
ولی چجوری...چجوری وقتی همچین حرفی زده خودشو بکشه؟
...کسایی که تصمیم میگیرن خودکشی کنن
یوقتایی عمدا به دوست و آشناهاشون زنگ میزنن
که ازشون بخوان مراقب خودشون باشن
یه پسر مریض داشت
کل عمرشو بخاطر پسرش زندگی کرد
چرا همچین آدمی باید بخواد خودکشی کنه؟
احساساتتون رو درک میکنم
ولی به مدیر آسایشگاه پیام داده و
ازش خواسته که مراقب پسرش باشه
برای ماعم خیلی دردناکه
کلانتری چونگ بوک سئول
چه نسبتی با آقای یون سانگ کیو داری؟
چرا ازم خواست کمکت کنم؟
منظورت چیه؟
گفت میخواد یچیزی بهم بگه و
ازم خواست مراقبت باشم
راجب چی؟
گفت یچیزی راجب رئیس کیم هو ران میخواد بهم بگه
خودت نظری نداری که راجب چی بوده؟
یکم بهم زمان بده
...اونموقع حقیقتو آشکار میکنم و
همه چیو بهت میگم
لوازم آرایشی دی او
یه خواهشی ازتون دارم
چیه؟
...امیدوارم اگه بشه کیم یون جون
فن ساینشو توی فروشگاه دونام دونگ برگزار کنه
واسه چی؟
خواهرشوهر سابقم اونجا کار میکنه
آمار فروشش بالاعه
و مهم تر از اون، باید توجهشو جلب کنم تا
بتونم به ووجو نزدیک شم
اگه بخوای بهش نزدیک شی
فک نکنم آسون باشه
اوندفعه م باهم دیدیشون
...نمیدونم به خاطر رابطه خونیه یا نه
ولی به نظر که خیلی بهم نزدیک میان
لطفاً نگران نباشین
وو جو بالاخره برمیگرده پیش من
خب میخواد برگرده، شوهر قبلیت چی پس؟
...اون دوتا
الانش هم از هم جدا شدن
خوبه
اگه این چیزیه که میخوای، باشه من واست این کار رو انجام میدم
ممنون
دوست دارم خودم درباره امضاء قرارداد بهش بگم
حتماً
خب پس با اجازه
...راستی، رئیس کیم
چرا انقد ازش متنفرید؟
آقای اسمیت
...وقتی دارید این پیام رو گوش میدین
...خواستم بگم که کیم یون جون خواسته
یه سری سابقه اطلاعات رو
درباره زنی که میخواسته پیداش کنه بفرستید
خوش اومدین
میخواستم رئیس کیم هو ران رو ببینم
جی اون سو هستم- یه لحظه لطفاً-
...قرار بود منو ببینه
ولی بعد یهویی خودکشی میکنه؟
گزارش جلسه های هفتگی
تو بودی، نه؟
تو این بلا رو سر آقای یون آوردی
چی باعث شده همچین حرفی بزنی؟
مثه همیشه فقط میخوای هر چیزی سد راهت میشه رو برداری
فکر کردی من مثه تو قاتلم
تو نوه ی خودتم سعی کردی بکشی
کی همچین حرفی زده و گفته من میخواستم دخترتو بکشم؟
کسی میتونه ثابت کنه؟
واسه همین کشتیش؟
گفته بود میخواد یه چیز مهمی رو درباره تو بهم بگه
از همین ترسیدی؟
چی بوده که آقای یون میخواسته بهم بگه؟
پس یه چیزی واسه گفتن داشته
اون چیه؟
...چیو داری پنهان میکنی
که حاضری به خاطرش زندگی یه نفر رو بگیری؟
چیه؟ این کارا باعث میشه کمتر حس گناه داشته باشی؟
نگاه کن. بدبختی هر جا بری دنبالت میاد ولت نمیکنه
پسرم به خاطر تو مرد
پدرت واسه خاطر تو مرد
حالا هم آقای یون
اگه سعی نمیکردی آقای یون رو پیدا کنی، اونم الان نمی مرد
خودت همه این بلاها رو سر خودت آوردی
همه این اتفاقا واسه خاطر اینه که بد یومن و بد قدمی
حتی آقای یون
تو باعث شدی بمیره
خب، بگو ببینم بعدی کیه؟
خب خیلی دلم میخواد بدونم اون نفر بعدی کیه که قراره گیر بد قدمی و بد شگونیت بیوفته
پیش خودت فکر کردی دخترت جاش امنه؟
خفه شو
فکر نکنم اونقدرا هم دیر باشه که بخوام نوه م رو برگردونم پیش خودم
...چون از وقتی دیدمش
No comments yet. Be the first to leave one.