Prvních 196 řádků.
.ممنونم
قسمت11
دیشب یه نفر شبیه اونُ
.جلوی در اتاقت دیدم
.مینوی بود
.نیمه دوم شب رفت
.باید کار میکرد
بااون چیزی که تصور میکردم
.خیلی متفاوته
.امیدوارم موفق باشی
.ممنونم
.من باید ازت تشکر کنم
،بعد از صحبتهای دیشبمون
،یه مقدار ناراحت شدم
.اما به نظر میاد یه سری از استانداردها برام بی اهمیت شدن
سعی میکنم چیزی که واقعا میخوام رو
.درک کنم
پیدا کردن راحت ترین شرایط
.کافیه
،پس
.بیا به مبارزه با همدیگه ادامه بدیم
.خوشحال باش
.اوکی
.ممنونم
.من میرم
.خداحافظ
!آه
چی شده؟
-.بزار ببینم -.آه
حالت خوبه؟
.حالم خوبه.بریم
.پدر و مادرم میدونن که دوست دختر دارم
.میخوان ببیننت
.مزایده پروژه این هفته تموم میشه
آخرهفته برای شام
میای خونه من؟
.من باهاشون صحبت کردم
.قول میدم سوال نپرسن
استرس داری؟
.ام
.نه
نه؟
.مامان
.خانم جنگ از دیدنتون خوشبختم
.از آشنایی با شما خوشبختم
.من آن ران هستم
.این برای شماست
.خیلی ممنونم
.بیا تو
.آقای جانگ از آشنای با شما خوشبختم
-.اوکی -.بابا
.لطفا بشین
.فکر کن خونه ی خودته
.اومدی
.از صحبت کردن لذت ببرین.من شامُ آماده میکنم
من میرم
.بهش کمک کنم
.اوکی
کجا کار میکنه؟
.اوه
.تو شرکت مشاوره روابط
.شریک
.کار کردن برای دخترها آسون نیست
چندسالشه؟
.دو سال از من جوونتره
.زیاد جوون نیست
اخیرا چیکار میکردی؟
.برای یه پروژه پیشنهاد میدادم
چقدر شانس داری؟
.80درصد
فقط80؟
.کمتر از صد در صد کافی نیست
مردهای خانواده من
.خسته کننده هستن
.درست شبیه همدیگه ان
برای همین
.خیلی نگران احساسات مینوی بودم
اخیرا از یه نفر خواستم
.تو جلسات مشاوره روابط اسم نویسی کنه
،حالا که در موردش فکر میکنم
.تصمیم کاملا درستی بود
،از بین تمامی مشاورها
.تو نگاه اول خیلی ازت خوشم اومد
.دوست داشتنی و زیبا به نظر می رسیدی
.مطمئنا مینوی از تو خوشش میاد
واقعا؟
.آره
.البته
مادرها همیشه
.از ذهن پسرهاشون خبر دارن
.وقت شامه
.بیا
.بیاین لذت ببریم
.به سلامتی
.به خونه ی ما خوش اومدی
.خوش اومدی
.ممنونم
.به سلامتی
.ران.اینجایی
.از غذاهای ویژه من بخور
.ممنونم خانم جنگ
.هِی
.تو زیادی جوون نیستی
در مورد ازدواج فکر میکنی؟
.آرومتر
.اونا هنوزم جوون هستن
.الان وقت کار
.هم خانواده اهمیت داره هم کار
.بلاخره آن ران یه دختره
.باید به خانواده توجه کنه
.هِی
،همین چندروز پیش گفتی
.که نوه میخوای
.از غذها لذت ببرین
.عجله ای نیست
.می تونم بازم صبر کنم
.فقط باید از قرار گزاشتن لذت ببری
.آره،عجله ای نیست
.ممنونم
.من و مینوی رابطه خوبی داریم
.اوکی
.به سلامتی
.به سلامتی
چرا نمیخوری؟
.مامان.باید رانندگی کنم
.نمی تونم بنوشم
.اوکی
.از غذا لذت ببرین
.مراقب باش
.ران شراب خورده
.مراقبش باش
.فهمیدم مامان
.بابت شام ممنونم
.من واقعا خوشحالم
.بازم بیا
.اوکی.مامان،بابا
-.ما دیگه میریم -.اوکی
حالت چطوره؟
.عالی
،وقتی با مامانم صحبت کردم
.نگران این بودیم که مامانم سخت گیری کنه
.اون واقعا مهربونه
.خیلی خوب خانواده ی شما رو اداره میکنه
خیلی وقته که همچین
.شام خانوادگی گرمی رو تجربه نکرده بودم
.اگه بخوای فرصتهای زیادی برای اینکار داریم
.اوه
،راستی
حرفهای پدرمُ
.به دل نگیر
.به نظر من دخترها نباید رو خانواده تمرکز کنن
.خانواده یعنی زندگی مشترک
،برای همین
هر تصمیمی که بگیری
.من بهش احترام میزارم
،اگه دو نفر بخوان با هم زندگی کنن
برای تعادل بین زندگی و کار
.باید مشکلاتی وجود داشته باشه
،این مسئولیت اجتماعی اجتناب ناپذیره
.و همینطور دوره اجباری بانوان
درست میگم؟
پس
بخاطر این دوران
میخوای ازدواج نکنی؟
.به تو بستگی داره
من صد درصد مطمئن نیستم
.که هیچ مشکلی پیش نمیاد
روابط خوب بین دونفر
.خیلی سخته
بعلاوه،من خیلی حساس و
.غیرمنطقی هستم
.آره
.آه
.بزار حرفهامُ تموم کنم
.من مشاور روابطم
اما حتی منم نقاط کوری توی روابطم دارم
.که باید از پسشون بربیام
.ممنونم که مشتاق عاشق من بودنی
،بخار اشتیاق تو
،منم علاقه دارم که عاشق تو باشم و
.از پس مشکلات بربیام
،در مورد مسائل آینده
.بزار طبیعت کار خودشُ انجام بده
.خب،قبل از خوابیدن موهاتُ خشک کن
.اوه
،پس
.شب بخیر
.شب بخیر
چطوره
با هم باشیم؟
.باشه
خوابت نمیاد؟
به نظر میاد
.خوابم نمیاد
بخوابیم؟
حالا
No comments yet. Be the first to leave one.