Dark

Dark

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Dark Season02 All Episodes 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Dark Season02 All Episodes 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark Season02 All Episodes 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark Season02 All Episodes NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark Season02 All Episodes GERMAN WEBRip x264-ION10
Komentář od modern_gesprach
►► ويرايش شده تمامي قسمت‌ها ◄◄

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
Zveřejněno: 2019-11-13
Stažení: 188
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 185 řádků.

‫و اگر مدت طولانی به ژرفا بنگری، .ژرفا نیز به تو می‌نگرد ‫

‫21 ژوئن 1921

‫شروع...

‫و پایان.

‫یک ایده‌ی عجیب

‫که هر دو باید یکسان باشن.

‫ بدین سان دنیا خلق شد

‫بدین سان جهان خلق شد.

‫بدین سان

‫جهان

‫خلق شد

‫دیگه به پیشگویی اعتقادی نداری؟

‫به طنز دست سرنوشت اعتقاد دارم.

‫آدام میگه که همه‌ی چیزها باید همونجوری ‫که همیشه اتفاق می‌افتادن اتفاق بی‌افتن.

‫ما باید صرف نظر از سخت بودن ‫شرایط اون رو تحمل کنیم.

‫تا شش روز دیگه بهشت شروع می‌شه ‫و جهنم روی زمین تموم می‌شه.

‫بعضی وقتا فکر می‌کنم

‫بهشت و جهنم

‫هر دوشون یکی و یکسان هستن.

‫حق با آدام بود.

‫تو اعتقادت رو از دست دادی.

‫برای همینه که اون تو رو فرستاده؟

‫مدت زیادی برای این .لحظه صبر کردم

‫جالبه كه تویی.

‫امیدوار بودم روزی بیاد

‫که به هر چیزی که آدام بهت ‫بگه اعتقاد نداشته باشی.

‫ازش بپرس...

‫چرا اون تو رو قبول کرد.

‫و چرا تو رو نوآه صدا زد.

‫27 ژوئن 2020 ‫شروع آخرین چرخه

‫فکر می‌کنم ما برای .هم ساخته شدیم

‫هیچ وقت فکر نکن غیر اینه.

‫قبل از 4 نوامبر ساعت 10:13 .دقیقه‌ی شب باز نشود

‫ژوئن 2020

‫27

‫اسم من کلادیا تیدمن‌ـه.

‫من یکی از معدود بازمانده‌های ‫آخرالزمان 27 ژوئن 2020 هستم.

‫تقریباً سه ماه از زمان فاجعه گذشته.

‫هنوز مشخص نیست که دقیقاً چه ‫چیزی باعث رویداد‌های ویندن شد.

‫اما ذره‌ی خدا...

‫اگه ما بتونیم پایدارش کنیم، .شاید راه بازگشتی باشه

‫بازگشت به گذشته.

‫شاید ما بتونیم نجات‌شون بدیم.

‫همه‌شون رو.

‫21 ژوئن 2020

‫شش روز تا آخرالزمان

‫پاشید، خابالوها!

‫اولین هفته‌ی تعطیلات تابستونی‌ـه ‫و هوا برای ساحل رفتن عالی‌ـه.

‫میکل کجاست؟

‫اخبار محلی.

‫بیش از 6 ماه پس از ناپدید شدن مرموز 4 نوجوان

‫یک شهروند سالمند و یک افسر ،پلیس محلی از شهر ویندن

‫هیچ سرنخی در مورد محل کنونی .و یا شرایط اون‌ها وجود نداره

‫حالا یک گروه ویژه پلیس فدرال .به تحقیقات کمک می‌کنه

‫امروز حالت چطوره؟

‫هنوز مشکل زانو داری؟

‫حالت تهوع؟

‫راستش، نتیجه‌ی آزمایشت .من رو نگران کرده

‫دوباره باید بیمارستان بستری‌ـت کنیم.

‫نه.

‫اصلاً.

‫- می‌خوام اینجا بمونم. ‫- باشه.

‫ما برای نتیجه ام‌آر‌آیِ .بعدی صبر می‌کنیم

‫ممکنه دوباره از هورمون .درمانی بریم به شیمی درمانی

‫مارتا: بیا سمت پل.

‫کسی که چشم دیدن داره...

‫و گوش شنیدن...

‫شاید بتونه خودش رو قانع کنه ...که هیچ انسانی

‫نمی‌تونه رازی رو نگه داره.

‫اگه لب‌هاش ساکت باشن،

‫با نوک انگشتاش پچ پچ می‌کنه.

‫از هر منفذش خیانت به .بیرون نشت می‌کنه

‫این از فروید بود.

‫من کلاسن هستم،

‫رئیس گروه ویژه‌ی ویندن.

‫امروز من مسئولیت پرونده‌ی حل نشده ‫افراد گمشده پارسال رو به عهده می‌گیرم.

‫هدف گروه ویژه دوباره گشودن ،کامل این پرونده‌هاست

برای بررسی همه‌ی شواهد و سرنخ‌ها ...تا زمانی که ما رازهایی که

‫زیرِ زمین مخفی شده رو کشف کنیم.

‫اخیراً بعضی از شما باید فراخوان برای ‫بازجویی دوباره رو دریافت کرده باشید.

‫- بله؟ ‫- تو گفتی "ما" منظورت کی بود؟

‫خودم و خانم داپلر،

‫که هنوز در مورد این .پرونده‌ها مشغول به کاره

‫این گروه ویژه نیست!

‫چند ماهه شیش نفر گم شدن. ‫و این چیزی‌ـه که برامون می‌فرستن؟

‫یه نفر؟

‫و زنی که چیزی پیدا نکرده؟

‫ده نفر

‫که از زوایای مختلف به یک فیل نگاه می‌کنن

‫ده تا توصیف متفاوت ارائه میدن...

‫در مورد شکل و ظاهرش.

‫یه فرد واحد

‫که همون فیل رو از ده ...زاویه مختلف ببینه

‫می‌تونه

‫اون مشاهدات رو کنار هم بذاره

‫و به یه نتیجه‌ی نهایی برسه.

‫پسر من گم شده.

‫دفعه‌ بعدی که بخوام یه فیل !پیدا کنم خبرت می‌کنم

‫آره!

‫مادرت تو خونه حرفی می‌زنه؟ ‫منظورم راجع به تحقیقات‌ـه.

‫با ما نه.

‫ما می‌شینیم و منتظر می‌مونیم.

‫و هیچ اتفاقی نمی‌افته.

‫به همون اندازه‌ی کمه هشت ماه .پیش اطلاعات داریم

‫بعضی وقتا فکر می‌کنم .بهتر بود که اونا می‌مردن

‫اینو نگو.

‫من باید برم.

‫کجا؟

‫دنبال الیزابت که خونه یکی از دوستانه.

‫بعداً بهت زنگ می‌زنم باشه؟

‫چند روزه می‌خوام باهات حرف بزنم.

‫خیلی اوضاع درهم بود.

‫می‌خواستم باهات حرف بزنم.

‫- خیلی وقت بود که می‌خواستم. ‫- به خودت زحمت نده.

‫همونجوری احتمالاً بهتر بود.

‫خب...

‫تمومه دیگه.

‫بخاطر اون؟

‫- بخاطر یوناس؟ ‫- چی؟

‫چه ربطی به اون داره؟

‫ما خیلی به ندرت همدیگه رو دیدیم.

‫نمی‌دونم...

‫تو عوض شدی.

‫من...

‫حس می‌کنم یه چیزی رو قایم می‌کنی.

‫- نمی‌دونم چته تو. ‫- من چمه؟

‫یعنی که چی؟ مامانم داره می‌میره!

‫و...

‫- یه چیزایی هست که نمی‌تونم بهت بگم. ‫- چرا؟

‫نمی‌تونم دیگه.

‫باشه؟

‫اگه بدونی تو چه وضعی‌ام...

‫تو توی چه وضعی هستی؟

‫اگه فراموش کردی بدون، .پدر و برادر منم ناپدید شدن

‫مادرم دیوونه شده و اصلاً .به من اهمیتی نمیده

‫و حالا می‌خوای به من راجع به وضع خودت بگی؟

‫اینجوری بهتره.

‫از طرف فرستنده‌ی ناشناس: ‫امشب.

‫انرژی جامعه رو می‌سازه.

‫انرژی اتمی تنها راه حل بوده، .هست و خواهد بود

‫هیچ چیزی ارزون‌تر،

‫امن‌تر، و مطمئن‌تر نیست.

‫اما دنیای بیرون روی .پیشرفت اصرار داره

‫شش روز دیگه نیروگاه ما .برای همیشه از کار می‌افته

‫این یه رویدادِ تکان‌دهنده .برای همه‌ی ماست

‫می‌خوام از شما بخاطر .وفاداری‌تون تشکر کنم

‫بدون شما نیروگاه هسته‌ای ‫ویندن، ...اونجوری که ما می‌شناسیمش

‫وجودش ممکن نبود.

‫بگذارید در طی این 6 روز آخر،

‫به خاطر جامعه اون رو پر از زندگی کنیم.

‫همه چیز طبق برنامه‌ریزی .برای انتقال آماده شده

‫و برنامه‌های تخریب؟

‫هر چیزی در سطح زمین باقی .می‌مونه و جز طبیعت میشه

‫تشعشعات بشكه‌ها برای كاربرد قبلی حوضچه بررسی می‌شه

‫پاسپورت

‫سلام؟

‫تو كی هستی؟

‫چی می‌خوای؟

‫چرا کلید داری؟

‫کلید خودمه.

‫منظورت چیه که کلید خودته؟

‫می‌دونم به نظر منطقی نمیاد.

‫اما حرفم رو بشنو.

‫دوچرخه‌ی زرد رو یادته؟

‫دوچرخه‌ای که تو و بابا توی ‫تولد هشت سالگی‌ـم به من دادید.

‫روز اول باهاش افتادم توی یه چاله.

‫ بازوم رو زخم کردم. ایناها

‫برو بیرون.

‫اینجا.

‫بابا اینجا پنکیک درست می‌کرد.

‫اون ماهیتابه رو انداخت .و اینجا روغن داغ ریخت

‫من شیش ماه پیش از .زندگی‌ـت رفتم بیرون

‫حدود 33 سال پیش من رو پیدا کردی.

‫من همون موقع فهمیدم کار تو بوده.

‫بارون می‌اومد، یادته؟

‫پدربزرگ و تو می‌خواستید منو ‫با ماشین همراه خودتون ببرید.

‫تو گفتی هنوز بخاطر .چرنوبیل بارون اسیدی‌ـه

‫من لباس زردم رو پوشیده بودم.

‫مامان.

‫منم.

‫یوناس؟

‫اما این غیر ممکنه.

‫هیچ چیزی تصادفی نیست.

‫همه‌ی مسیرها از پیش تعیین شدن.

‫هر چیزی موقعی که .باید اتفاق بی‌افته می‌افته

More Farsi Persian subtitles for Dark

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left