Prvních 200 řádků.
قسمت 10 من براساس پروفايلي که لي هيون گفته بود پرونده ها رو بررسي کردم
اين خصوصيات با دوست پسر اولين قرباني کانگ جو يونگ تطابق داره
پليس قبلا با من مثل يه مظنون رفتار کرده بود ... و منو مورد بررسي قرار داد
آسيب روحي و روانيم خيلي زياد بود
قلبم اون زمان به خاطر اتفاقي که براي جون من افتاده بود تيکه تيکه شده بود
-- ميتونم درک کنم چه احساسي داري
چيز ديگه اي براي گفتن ندارم ، خواهشا بريد
اگه به چيز ديگه اي نياز داريد با وکيلم تماس بگيريد
... دعوت دوباره ي من اونم اينجوري
...نميدونم بابتش چطور تشکر کنم
آه ، شما دو تا در حال حاضر همديگه رو ميشناسيد و اينجا هم کلي غذا هست
براي همين بهش زنگ زدم
اشکالي که نداره ؟
البته ... اشکالي نداره
دوباره ديدمت وکيل جونگ
بله
زياد قانع کننده نبوديم ، درسته ؟
تلاشمون بي فايده بود اما لازمه يه راه ديگه اي پيدا کنيم
56- 6658
به نيروي پشتيبان زنگ ميزنم - بله -
! سرگروه
وايسا ! اين بار ديگه واقعيه
! چا جي آن
بيا به سرعت به دوسه جه بريم
قسمت 10 لطفا پيدام کن
غذا خوبه ؟
بله
قبلا بهت نگفته بودم ؟ به خاطر اينکه مودب باشم نميگم غذاهات واقعا مطابق ذائقه ي منه
براي سليقه ي من عاليه
شما دو تا اغلب غذاتون رو با هم ميخوريد ؟
.... از اونجايي که همسايه هستيم
متوجه شدم
شنيدم پرونده جانگ ايل جو رو گرفتي
بله . شنيدم شخصا جانگ ايل جو رو دستگير کردي
....حقيقت اينه که
من براي بررسي پرونده يه قتل بدون جسد رفته بودم
و به طور تصادفي جانگ ايل جو رو گرفتم
....يه قتل بدون جسد
آره
عجيبه
براي ايجاد يه پرونده قتل نبايد يه جسد داشته باشيم ؟
اگه جسدي نباشه ، پس بايد بگي که اين يه پرونده مشکوک به قتله
فکر نميکني اينجوري بهتر باشه ؟
امروز به عنوان يه وکيل زياده روي کردم ؟
نه . حالا که بهش فکر ميکنم، درست ميگي
يه پرونده مشکوک به قتل
زمان و موضوع الان، کاملا مناسب بحث موقع شامه ، اينطور نيست ؟
ما داريم به جايي ميريم که لي هيون مشخصاتش رو داده بود سرگروه کانگ
خوب که چي ؟ بايد پايينش آدرسش رو مينوشتي
بله . سرگروه ، بله
-يادداشتت رو ديدم اما
...چا جي آن
بله ؟
سرگروه ! الو ؟
سرگروه ؟
...چا جي آن
...بايد چا جي آن رو پيدا کني
سرگروه ! چي شده ؟
سرگروه ؟ کجايي ؟
کجايي ؟ ميگم کجاييي؟
!!! سرگروه ؟ جواب بده
...الو ؟ ال
چي شده ؟ اتفاق بدي افتاده سونبه ؟
...اوه ، موضوع جدي اي نيست
! همين الان موقعيت تلفن سرگروه رو رديابي کن
به جي آن زنگ بزن ! نه ، خودم اينکارو ميکنم
! بجنب ، زودباش
اوه ، باشه
...برش دار
سريعتر
! سرگروه - ! سرگروه -
اون زنده ست
... البته که زنده ست . اما
جي آن کجاست ؟ هان؟
گوشيش خاموشه - دنبالش ميگرديم -
بايد اول حرکتش بديم آمبولانس احتمالا به زودي ميرسه
من ميرم
ما مجرم و نونا رو پيدا ميکنيم
همه ي جاده ها و مناطق اطراف رو بررسي کنيد
و همه ي دوربين هاي مدار بسته ي اين منطقه رو جمع کنيد
همه ي نيروها رو براي جستجوي چا جي آن بسيج کنيد
! و بهشون بگيد همين الان مجرم رو برام بيارن - بله -
کاراگاها صدمه ديدن و اونم از جايي که ماشين برادرت بود ،ناپديد شده ، ها ؟
! برادرت و ماشينش هم ناپديد شدن
اما داداش بزرگه نميدونه که داداش کوچيکه کجاست ؟
هيچ علاقه اي نداري بدوني اون کجاست؟ اين اصلا معني ميده ؟
چيزي که نميدونم رو ميگم نميدونم ميخواي چي کار کنم ؟
...پس بيا بگيم اين کار جه شيک بوده
چرا از من ميپرسي ؟ به عنوان يه کاراگاه نبايد دنبالش بگردي ؟
! آره . اينو باش
...من واقعا - !!!هيونگ اين فايده اي نداره ، هيونگ -
منم ميخوام تا جايي که ميخوره بزنمش اما جلوي خودمو ميگيرم . جلوي خودتو بگير
به هر نحوي شده بايد جي آن نونا رو پيدا کنيم
چي ؟ - ديو -
اون گفتش که اونا به خاطر ديو ميان . اوه درسته
اون احمق بايد يه چيزايي بدونه
بتهوون ، دوراک و ويليامز
... چيزي که بينشون مشترکه
به همشون قربانيان سمفوني 10 ميگن
درسته . يادم اومد
همشون بعد از ساختن سمفوني 9 فوت شدن
بله
...9مهره ، اين
.... نه جعبه که 9 جسد رو حمل ميکنه
دهمين سمفوني يا ناتمامه يا اصلا وجود خارجي نداره
در هر صورت اين عمل توسط دو يا حتي سومين نفر انجام شده
دهمين قتل هم ديگه وجود نخواهد داشت
اين جالبه
شبيه نهمين شماره ست ، نه ؟ توي سن ، سالهايي که با 9 ، 19، 29 ... تمام ميشه= =سال بدشانسي در نظر گرفته ميشه
منم هميشه با نهمين شماره ي سنم مشکل داشتم
حالا که بهش فکر ميکنم، بيس بال هم توي ست 9 تموم ميشه
... اما يه پسوندي
توي بيس بال وجود داره
سون ميونگ وو
يه دقيقه منو ببخشيد
بله ؟
همين الان چا جي آن رو پيدا کن
منظورت چيه چا جي آن رو پيدا کنم ؟
اتفاقي افتاده ؟
پس کجايي ؟
الان دقيقا کجايي ؟
اتفاقي پيش اومده ؟
متاسفم اما بايد برم
اتفاقي براي کاراگاه چا افتاده ؟
بله
نميدونم چيه ، اما منم باهات ميام
اگه اتفاقي براي کارگاه چا افتاده باشه پس به منم ربط داره
اگه بتوني کمک کني خيلي خوبه
نه
فکر ميکنم کمک هردوتون ميتونه خيلي مفيد باشه
من ميرونم .فکر کنم بهتر باشه
تو سرپرستشي ؟ لازمه الان يه جراحي اورژانسي انجام بديم
دکتر ...دکتر ...من سرپرستشم
وضعيت فعليش چطوره ؟ بعد از عمل خوب ميشه ؟
بعد از اينکه چشماشو باز کنه به طور حتم ميتونيم اينو بگيم ، اما به نظر ميرسه يه خونريزي خيلي جدي توي شکمش داره
حتي بعد از اينکه خونريزيش بند اومد احتمال آسيب به ارگان حياتيش وجود داره
پس الان با اطمينان نميتونم چيزي بگم
لطفا مراقبش باش دکتر
! آره ، بجنب
! چي کار کردي احمق
به سرگروه و جين آن چي گفتي ؟
بهشون چي گفتي که اين اتفاق براشون افتاد ؟
مکان احتمالي اي که بعد از دزديده شدن به اونجا منتقل شده رو پيدا کردي ؟
اگه پيدا کرده بودم الان داشتم اينجا چه گهي ميخوردم؟
تو گفتي مجرم ، داداش کوچيکه ي صاحب اين خونه ست ؟
بله . پس بجنب و چا جي آن رو پيدا کن
هميشه لاف ميزدي که خيلي باهوشي پس بجنب و چا جي آن رو پيدا کن
بعد از اينکه سرگروه خوب شد
بيا صحبت کنيم
اول ميخوام برادر مجرم رو ببينم
تا الان هم چندين بار بهتون گفتم
نميدونم اون جه شيک احمق کجاست
نميدونم
اينطور به نظر ميرسه
تو هيچ علاقه يا عشقي به برادر کوچيکت نداري
حتي توي يه گوشه از صورتت هم نگراني اي به چشم نميخوره
با غرور حرف ميزنه و احتمالا هميشه برادرش رو در فواصل منظم ضايع ميکرده
برادر کوچيکه ش حتما از عقده حقارت رنج ميبره
اولين قتل مجرم ، دوست دختر برادرش بوده
...آه.... البته
مزه ش زير زبونش رفته ، براي همين بعدش اين قتلهاي مشابه رو تکرار کرده
احتمالا به زن برادرش طمع داشته و اين طمع به حداکثر رسيده و باعث قتل اون شده
اين براش به عادت تبديل شده و با استفاده از دوربينهاي مخفي اونا رو تحت نظر داره
و آخرش به قتل ميرسوندشون
براي قتل ، يه چيزي اين وسط کمه
شروع قتل ، برخلاف شکستهاي مداومي بوده که توي زندگيش داشته
موفقيت بزرگ و پايين کشيدن برادرش
عقده حقارت و خشمش رو جبران ميکرد ؟ ميتونه اين باشه ؟
منظورت چيه ؟ - احتمالا -
در هر حال ، فقط به خاطر انگيزه ي قتل که حمله به برادرش بوده اين معني رو نميده که منشاء ش هم يه جور حمله بوده باشه
چون اون ، خانمها رو جايي پنهون نکرده که بتونن به راحتي پيدا بشن
درسته . پيدا کردن مکان يه مسئله ي فوريه
بايد دنبال يه مکان سوت و کور توي املاکش بگرديم ؟
خيلي از املاک به فرزند اول رسيده
بعضي از اين املاک به فرزنده دوم رسيده و پسر دوم هم فوري اونا روفروخته
پس که اينطور
.... اگه اينطوره
! هي ، اينجا رو ببين
! لطفا بيدار شو
تو - تو مُردي ؟
نمُردي
تو جي هيون سوکي ؟
منو ميشناسي ؟
من پليسم
اوه ، خدا رو شکر
اما چرا يه پليس هم مثل من گير افتاده ؟ بايد بياي منو نجات بدي
داستانش مفصله
اينجور که من ميبينم، دو تا مجرم هست
اين بار واقعيه
سرگروه
به غير از من ، کس ديگه اي رو هم اينجا آوردن ؟
نه
پس خوبه
سرگروه جاش امنه
چي کار کنم مامان
اوه ، چي کار کنم ؟
...مامان
....لطفا آروم باش
و در مورد مجرما بهم بگو
اونا يه حرومزاده ديوونه و يه هرزه ي ديونه هستن ، خوشت اومد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.