Help

Help

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Help 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG fa
Help 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Help 2021 720p x264 AAC 2ch ESub S420
Help 2021 1080p WEBRip DD2 0 X 264-EVO
Help 2021 720p WEBRip AAC2 0 X 264-EVO
Help 2021 1080p WEB H264-NAISU
Help 2021 1080p WEBRip 1400MB DD2 0 x264-GalaxyRG
Help 2021 WEBRip x264-ION10
Help 2021 (All WebRip/WEB-DL/HDRip @ 01:37:48)
Komentář od Prolator
💣Prolator💣

Tagy

x264
720p
720
2CH
Zveřejněno: 2021-10-11
Stažení: 43
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫این فیلم شامل الفاظ و صحنه‌هایی است ‫که ممکن است برای برخی ناخوشایند باشد

‫مددکار بودن یعنی...

‫قبول شأن مددجویان ‫و حفظ اون

‫می‌دونی. بهم گفتن ‫قبلا بهم گفته بودن که...

‫بقیه پیش من احساس راحتی می‌کنن

‫خیلی. می‌دونی. من خیلی اجتماعی هستم

‫آدم خیلی اجتماعی هستم ‫خیلی خوش‌برخورد

‫خیلی خوش‌برخورد

‫خیلی خوش‌برخورد

‫دوست دارم بخندم ‫دوست دارم برم... دوست دارم...

‫نگو دوست داری بخندی

‫رفیقت که نیست

‫اوه!

‫سلام. من «سارا بین» هستم ‫برای مصاحبه مزاحم شدم

‫انتهای همین راهرو، عزیزم

‫ببخشید. دنبال آقای استیو می‌گردم

‫دنبالم بیا. بجنب

‫بیا دیگه

‫به ما افتخار دادن که...

‫که برای داوطلب‌ها ‫چایی ببریم و ازشون پذیرایی کنیم

‫شما تنها داوطلب این شغل هستی

‫چایی. لطفا

‫ممنون

‫- شیر و شکر؟ ‫- یک قاشق و نصفی لطفا

‫- منظورت دو قاشقه؟ ‫- نه منظورش یک قاشق و نصفیه

‫همچین عددی نداریم آخه!

‫معلومه که داریم ‫یک و نیم دیگه!

‫عذر می‌خوام. این بی‌تربیته

‫راستی، من تونی هستم

‫اسم اینم کِنی‌ـه

‫اسمم رو بخاطر «کِنی داگلیش» گذاشتن کِنی ‫

‫اسم اونم بخاطر مرد شیرفروشی که ‫با مامانش دامینو بازی می‌کرد گذاشتن کِنی

‫ازش بپرس چند سالشه ‫بپرس وقتی داگلیش اولین بازیش رو انجام داد چند سالش بود

‫بابام فالگیر بود

‫- حالا به من ارث رسیده ‫- دیوانه

‫- شما سارا هستی؟ ‫- بله

‫ممنون آقایون

‫خب چی باعث شد که بخوای ‫توی آسایشگاه کار کنی؟

‫راستش مدرک سطح یک...

‫- آمادگی شغلی درمراکز سلامت بزرگسالان رو گرفتم... ‫- صحبتت رو همینجا قطع می‌کنم

‫این شغل یعنی با احترام ‫با مردم رفتار کردن

‫- البته. ‫- ما داریم توی خونۀ اون‌ها کار می‌کنیم

‫برای همین هر از راه رسیده‌ای رو ‫استخدام نمی‌کنم که فقط کونشون رو تمیز کنه

‫ناراحتتون کردم؟

‫شما رزومه‌تون رو واسم فرستادی ‫و باید بگم مهارتتاتون خیلی مسخره‌ست

‫و سابقه کاریتون هم بهتر از اون نیست

‫راستش، من فقط ... ‫تا الان شغل مناسبی پیدا نکرده بودم

‫و فکر می‌کنم ‫اگر بهم فرصتی داده بشه...

‫فکر کردی با 53 ساعت آموزش سطح یک ‫حالا دیگه واسه همچین کاری آماده‌ای؟

‫- من همچین حرفی زدم؟ ‫- چون شاید بذارن توی بار، آبجو سرو کنی...

‫ولی نشستن کنار یه پیرمرد بیچاره ‫که داره سعی می‌کنه فرق...

‫- قاشق و چنگال رو یادش بیاد... ‫- باشه، بیخیال آَلن شوگر ‫

‫آره، منو شناختی ‫اما منم خوب تو رو شناختم

‫می‌دونی چند نفر برای این شغل ‫با این مدرک سطح یک

‫از لحظه‌ای که اومدی تو اتاق مطمئن بودی... ‫که من مورد مناسبی نیستم

‫- ولی بیشتر از یک هفته هم دوام نمیارن ‫- خب، من همونقدر هم نمی‌مونم

‫گوربابای این کار

‫می‌دونستی، بابابزرگ من ‫آلزایمر داشت و من کوچیک بودم

‫اما یادمه... یادمه که واسش شعر می‌خوندم ‫و باهاش می‌رقصیدم و با خودم فکر می‌کردم...

‫اگه می‌تونستم اینجوری به کسی ‫دیگه کمک کنم

‫شاید کمتر از خودم ‫حالم بهم بخوره

‫پس منم شأن و منزلت رو می‌فهمم

‫اما اینطوری که تو رفتار می‌کنی ‫مطمئن نیستم تو معنیش رو بدونی

‫مددکار خوبی میشی

‫- می‌تونی از دوشنبه کارت رو شروع کنی ‫- برو بابا

‫داشتم امتحانت می‌کردم

‫صبر کن

‫چایی می‌خواستی

‫من نباید بدون نظارت مددکار ‫بیرون باشم

‫اما رمز در رو یاد گرفتم

‫و یه جایی یادداشت‌ش کردم

‫- باشه ‫- الان رمز در رو دوباره عوض می‌کنن

‫مشکلی نیست ‫ریسکشو قبول می‌کنم

‫چون ازت خوشم میاد

‫لعنت بهت

‫تونی!

‫تونی! زود باش، رفیق

‫بیا داخل

‫خداحافظ

‫دوشنبه می‌بینمت

‫خب؟

‫استخدام شدم

‫- آفرین به تو ‫- این جیغ و داد واسه چیه؟ ‫- استخدام شد، باب

‫- من که میگم به اینم گند میزنه ‫- باب، شروع نکن

‫تو هم همین فکر رو می‌کنی ‫فقط من به زبون میارم

‫- گند نمی‌زنم. ایندفعه نه ‫- تو ماشین رو بردی؟ ‫- آره

‫- امروز ماشین رو برد. نوبت من بود. ‫- خب مصاحبه داشت

‫- دلیل نمیشه کلیدهای منو ببره ‫- من پول ماشین رو دادم

‫ماشین برای کل خانواده‌ست ‫اینجا رو گند زدی، نه؟

‫بابا تو امروز چکار کردی؟ ها؟

‫- تخم چپت رو خاروندی یا راست ؟ ‫- حواسم بهت هست

‫حتی اگه مامانت حواسش نباشه

‫سلام عزیزم ‫امروز ناراحتی؟

‫تلما؟

‫حالت خوبه؟ ‫کجا داری میری؟

‫چیزی واسه تو نیست

‫خودم می‌دونم

‫بیل داره نامه‌ها رو پخش می‌کنه ‫ببخشید

‫- چیزی واسه اون نبود ‫- نه عزیزم. هنوز نه

‫بیل، چیزی واسه من اومده؟

‫این یعنی نه!

‫لطفا دنبال بیا به اتاقم

‫خب روند کار اینجا به این صورته که... ‫یک هفته معرفی به کار هستی

‫بهمراه دو روز کار عملی

‫شش هفته اول کارآموزی هستش ‫اما خودم تمام حواسم بهت هست

‫شب‌ها . می‌دونی... ‫در کل مشکلی نیست

‫شیف‌هام رو عوض می‌کنم که ‫تو دوره معرفی به کار بهت کمک کنم

‫همش پشت سر همه دیگه

‫خب، لباس کار

‫مامانم این رنگ رو انتخاب کرد

‫- همۀ اینجا مال اون بود ‫- اوکی

‫بنظرم وقتی اینو میـپوشی ‫انگار داری توی بوفه کار می‌کنی

‫یا شاید هم توی مهدکودک ‫یا چیزی شبیه اون، چه می‌دونم

‫من بچه ندارم

‫من میرم که لباست رو عوض کنی.. ‫بعدش، وقتی برگشتم...

‫قسمت‌های مختلف رو بهت نشون میدم ‫و یک سری باید و نبایدها رو بهت میگم

‫- تلفن رو لازم دارم. باید تماس بگیرم ‫- آها، باشه

‫آره. می‌تونی بیای داخل

‫پلیس

‫سلام. ‫استیو فرابیشر هستم

‫از آسایشگاه آسمان روشن ‫تماس می‌گیرم

‫یکی از بیماران ما گم شده

‫اسمش تونی کانل‌ـه

‫47 سالشه

‫دچار آلزایمر زودر‌س‌ـه

‫شلوار جین و یه کاپشن آبی ‫فکر می‌کنم

‫خب، از امروز عصر دیده نشده

‫بله، ممنون. بسیار خب

‫یک نفر رو اینجا میذارم ‫که به این شماره جواب بده

‫باشه، ممنون ‫ممنونم، خداحافظ

‫- تو با من بیا. ‫- ولی ‫- بجنب

‫اوه!

‫می‌دونم ممکنه کجا رفته باشه ‫رفته سمت خونه مادرش

‫حواست به اینجا هست؟ ‫چون اینو می‌خوام با من بیاد

‫- اینجا فقط دونفریم. شوخی می‌کنی؟ ‫- سریع برمیگردیم

‫پاهام درد می‌کنه

‫واسه اینه که تمام روز روی ‫قلب من راه می‌رفتی. پالی

‫بیا یکم بشین

‫«می‌توان او را شناخت» ‫

‫«از هیئت پاهای او»

‫«دست‌های کوچک و ‫زرد روی او»

‫«دارد او جای انگشتان پای ‫انگشت دست»

‫«اینچنین بر خواریِ شِن، ‫افزونتر است»

‫خیلی قشنگ بود

‫مسیرش همین جاست

‫نمی‌تونم هم چشمم به جاده باشه هم دنبال اون بگردم ‫تو می‌تونی. از دوتا پنجره نگاه کن

‫چهره‌ش خاطرت هست. نه؟

‫یکم جوانه. مگه نه. ‫برای این جور بیماری

‫بیشتر از اونی که فکرش رو کنی ‫اتفاق میافته

‫احتمالا مدتی دچار آلزایمر بوده

‫اما مادرش پنهان میکرده

‫بعد از اینکه مادرش فوت می‌کنه ‫یه روز آشپزخونه رو به آتیش میکشه

‫و نیمه برهنه راهی خیابان میشه

‫پلیس پیداش می‌کنه ‫و اون هی میگه بهم دست نزنید. بهم دست نزنید

‫- دیگه خودت می‌دونی؟ ‫- نه

‫بعد از معاینات و یکی دوبار اسکن مغزی ‫میارنش پیش ما

‫آدم خیلی خوبیه

‫اما نمیشه نگه‌ش داشت ‫نه با عشق نه با پول

‫اونجا

‫اونجاست

‫خودشه. ‫دختر خوب.

‫تونی. بیا. رفیق

‫تونی! تونی!

‫- بیا. ‫- می‌خوام برگردم پیش مامانم

‫- تونی بیخیال رفیق ‫- دستت رو بکش کنار

‫تونی بیا. ‫منو توی دردسر میندازی

‫دوباره مثل دفعه پیش ‫درگیر پلیس میشم

‫- تو کدوم خری هستی که با من ‫اینطوری حرف میزنی؟ ‫- تونی

‫- فقط یکم گیج شدی رفیق ‫- تنت میخاره نه؟ یالا

‫- منم استیو ‫- من منتظر یه خوش‌آمدگویی گرم بودم

‫اونوقت تو اینکارو می‌کنی

‫یکی و نصفی قاشق شکر

‫من باید برگردم پیش مامانم

‫بهم نیاز داره

‫نگرانم میشه وقتی من نباشم

‫چرا؟ توی مدرسه پسر شیطونی ‫بودی حتما. مگه نه؟

‫- بعضی وقتها ‫- پس حق داشته نگرانت باشه

‫تو هم می‌خوای بیای خونه ما؟

‫آبگوشت‌های مامانم ‫حرف نداره

‫اوه، عاشق آبگوشتم ‫مخصوصا با سس زیاد

‫می‌تونی دستورشو به منم بدی؟

‫نه، مامانم ترجیح میده بمیره ‫ولی دستورشو به کسی نده

‫مامانم مُرده، اره؟

‫یادم رفت که مامانم فوت کرده

‫تونی، ما می‌خواییم تو رو ببریم خونه

‫- من دارم میرم خونه ‫- یه نفر دیگه الان اونجا زندگی می‌کنه تونی

‫دادگاه، خونه رو به کسی دیگه داده

‫یه اتاق توی مرکز پیش ما داری ‫مرکز آسمان روشن. یادت میاد

‫آسمان روشن

‫پوستر روی دیوار اتاقم

‫«بروس گروبلار» .«الن کندی» ‫

‫«فیل نیل»

‫«مارک لورنسن». «الن هنسن»

‫«سمی لی»، «رونی ویلن» ‫«گرگ جانستون»

‫«ایان راش» ‫«کِنی داگلیش»

‫«گرمی شونس»

‫- شونس، چه بازیکنی بود. مگه نه؟ ‫- آره

‫بازیکن مورد علاقه‌م بود

‫بیا بریم، تونی

‫بیا بریم پوسترهاتو بهم نشون بده

More Farsi Persian subtitles for Help

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left