Jane the Virgin

Jane the Virgin

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Jane the Virgin S01E21 HDTV x264 KILLERS
Jane the Virgin S01E21 720p HDTV x264 KILLERS
Jane The Virgin - 01x21 - Chapter Twenty One
Komentář od Zaaraa
►►iMovie-Dl.Co || زهــــرا ◄◄

Tagy

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
Zveřejněno: 2018-01-15
Stažení: 38
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

خب، بزن بریم

یادتونه که جین با مایکل نامزد بود

و رافائل با پترا ازدواج کرده بود

اما بعد جین به صورت تصادفی

با اسپرم رافائل حامله شد و دکتری که این کارو کرد

خب، خواهر رافائل، لوئیسا بود

اما جنبه‏ی مثبتش این بود که جین و رافائل عاشق همدیگه شدن

و مایکل دلشکسته رها شد

همینطور پترا

اما همه چیز بین رافائل و جین عالی بود

تا اینکه دیگه عالی نبود

می‏دونین، پدر رافائل مرد

و هتلش داشت ورشکست می‏شد

پس رافائل قاطی کرد

و با جین بهم زد

و تک و تنها ولش کرد

یه دلشکسته‏ی دیگه هم داریم... مادر جین

می‏دونین اون با پدر گمشده‏ی جین دوست شد

بازیگر سریال‏های لاتین روهلیو دلاوگا

روهلیو اون رو به برنامه‏ی یک شب در لاس وگاس برد

مشکل این بود که.... زو یه جورایی دوست‏پسر قبلیشو بوسیده بود

پس روهلیو باهاش بهم زد و حالا قراره که اون دوتا

فقط با هم دوست باشن

در همین اثنا، جین داشت سعی می‏کرد که

روی چیزی که به صلاح بچه‏اس تمرکز کنه و می‏دونین چی به صلاحش نبود؟

پترا و مادر منحرفش مگدا

همونطور که یادتونه، مگدا، مادربزرگ جین رو

از پله‏ها هل داد

و پترا برای لاپوشونی، دروغ گفت

این موضوع باعث ایجاد تنش بین جین و رافائل شد

پس جین از شغلش استعفا داد و تصمیم گرفت

یه پرونده برای حضانت کامل داشته باشه

...اما رافائل هنوز خبر نداشت

پنج سال پیش با شناخت خوبی که الان از جین دارین

حتماً تعجب نمی‏کنین اگه بفهمین

که حتی توی دبیرستان، اون یه آدم برنامه‏ریز بوده

چی؟

نمایشگاه مشاغل تابستونی: سه تا 6 بعدازظهر

این دیگه...؟

از بد شانسی جین جوان

یکی توی دبیرستان، خوب می‏شناختش

اوه، نمایشگاهو از دست دادی؟

عذاب‏دهنده‏ی شخصی اون

استفانی کواکویچ پدرش با مادر جین قرار میذاشت

دوستیشون خوب پیش نرفت

می‏دونی، واقعاً نباید

دفتر برنامه‏ریزیت رو جایی بذاری

که بقیه بتونن ببینن

هرچند میگن بهترین انتقام اینه که بتونی خوب زندگی کنی

و بعد از دبیرستان، جین خیلی خوب زندگی می‏کرد

یک سال قبل در حالی که باتوجه به شایعات، استفانی -

از دانشگاه انصراف داده بود

می‏تونیم جین رو به خاطر اشتیاقش برای

حرکت دخترونه‏اش، سرزنش کنیم؟

چه باورتون بشه چه نشه، فارغ‏التحصیلان سنت کالن برای برنامه‏ریزی جشن 5 سالگی تجدید دیدار، دیر نیست

نهم می، توی تقویمت بنویس

خب، تو تقویم منی

فقط بهم بگو کی و کجا بیام

جدی میگی؟ - می‏نویسمش -

توی دفترچه سررسیدی که بهت دادم

توی دفترچه سررسیدی که تو بهم دادی

اما حالا، یه سال گذشته و این دو از هم جدا شدن

زمان حال

و با حاملگی تصادفی‏ای که پیش اومده

جین دیگه زیاد مشتاق نیست تا خودنمایی کنه

اوه علامت پستش کن رو برگردون

من نمیرم - تجدید دیدار پنج ساله، ایده‏ی خودت بود -

تو توی کمیته‏ی برنامه‏ریزی بودی

واسه وقتی بود که حامله نشده بودم

قبل از بدنیا اومدن بچه باید برنامه‏ریزی کنم

و الان هم سر کار نمیرم

پس باید بیشتر کارامو انجام بدم

می‏تونی یه شب به خودت استراحت بدی - واقعاً نمی‏تونم -

باید سر وقت همه کارامو بکنم... ده صفحه در روز

میشه بهش بگی که باید بیاد؟

به مراسم تجدید دیدار؟

سعیمو کردم... زیادی روی برنامه‏ریزیاش حساس شده

قرار بود سخنرانی کنی، جین

کاملاً مطمئنم که فارغ‏التحصیلای سال 2010 بدون سخنرانی من توانایی ادامه‏ی زندگی رو دارن

یالا

الکس مندز گفته که میاد

خب که چی؟

خــب قبلاً شدیداً عاشقش بودی

یادمه شما دو تا توی جشن فارغ‏التحصیلی

یه علامتایی بهم می‏دادین

علامت می‏دادین؟

بهم نگفته بودی

آره چون هیچ اتفاقی نیافتاده بود

منم دقیقاً دنبال کسی نیستم

هرچند اون موقع بهم علامت می‏دادیم

اسمت جنت بود، درسته؟

"جنت"

همین الان جنت صدات کرد؟

خیلی خنده‏داره

استفانی کواکویچ، یه دلیل دیگه واسه اینکه نباید برم

شوخی میکنی؟

پارسال از اینستاگرام رفت

معنیش اینه که اوضاعش افتضاحه

معنیش اینه که دیدن اون

باعث میشه حالت بهتر بشه

درست مثل دیدن تمام معلمایی که

تو رو میپرستیدن

آه، مستر برد

جین، بی‏صبرانه منتظرم بشنوم چیکارا میکردی

ببینید این دقیقاً

اون بازگشت پیروزمندانه‏ای که امیدوار بودم داشته باشم، نیست، می‏فهمید؟

من مجرد، بیکار و حاملم

به هیچ موفقیتی دست پیدا نکرد

باشه، اول از همه

تو بهترین داستان رو توی اونجا دارید

و خیلی هم موفق شدی

از دانشگاه فارغ‏التحصیل شدی

یه قسمت از یه سریال لاتین رو نوشتی

و بهت یه شغل معلمی پیشنهاد شد

که به خاطر نوشتن رمانت، ردش کردی

یالا، چقدر این حرکتت شجاعانه بود؟

یه دلیلی وجود داره که توی کمیته‏ی برنامه‏ریزی بودی

چون دلت می‏خواست به این مراسم بری

پس به جایی که هستی افتخار کن

می‏دونم که من افتخار میکنم

شماها خیلی داغونین

خفه شو لینا، چیزی که میخوای رو به دست آوردی

شماها راست میگین

من زیادی داشتم بهش فکر می‏کردم

خوش می‏گذره

باشه، خانم شجاع... می‏خوای چه تیپی بیای؟

من که میگم مثل بوهمیایی‏های خیلی سکسی ظاهر شو

اون که نه اما میشه برام برق لب بخری؟

باشه

ممنونم

وکیل حضانتته

فقط می‏خواد بدونه که به رافائل گفتم

که میخوام حضانت کامل بگیرم

خب، چرا نگفتی؟

...فقط

گفتنش انقدرا ساده نیست

میدونم که ناراحت میشه

اما این کارو می‏کنم... امروز

با رافائل حرف بزن می‏بینی؟

خب.. وضعیت اینطوریه

هیئت‏مدیره‏ی ماراکی قراره توی مادرید رأی بدن

گروه ماراکی = سرشاخه‏ی هتل‏ها ساخته شده توسط امیلیو سولانو

پدر رافائل و لوئیسا زیر سیمان خاک شده

بعد از زیر سیمان بیرون آورده شد

در نهایت به صورت زیبایی به خاک سپرده شد

روی فروختن اموال فشار هست

تا قرضا رو پس بدیم و شرکت رو منحل کنیم

به نظر منطقی میاد

اصلاً هم منطقی نیست، لوئیسا

میرم اونجا تا نظرشونو عوض کن

بابا توی این سالها چندین پیشنهاد داشت

و همشون رو رد کرده بود

نمی‏خواست شرکتشو بفروشه... این میراثش بود

...آره

تصمیم سختیه

جوسی جوردن قهرمان وزن دوی کشتی کج زنان آمریکا

دوست دختر لوئیسا

اینطور فکر می‏کنی؟ واقعاً؟

چون از نظر من اصلاً نیازی به فکر کردن نیست

پولو برمیداریم و تقسیم میکنیم

توام ماربلا رو نگه میداری این هتل بیرون از گروه ماراکی هس

بابا همچین چیزی رو نمی‏خواد

راف، بابا مرده

باید رو به جلو قدم برداریم

...با تمام احترام

می‏خوام بذارم خودتون این مسئله رو حل کنید

عزیزم، خدافظ

خدافظ به تو

ممم، خدافظ به خودت

جین ویلنووا

می‏دونید، رافائل هم تقویم داره

و می‏دونست که دو هفته از استعفای جین گذشته

هی، میشه حرف بزنیم؟ می‏تونم بیام پیشت

دو هفته است که ندیدتش

آره حتماً ساعت سه خوبه؟

راف

ببخشید

ببین درباره‏ی حرفی که زدی فکر کردم

درباره‏ی فروش؟ - نه، درباره‏ جین -

اینکه چه اون باشه چه نباشه

باید توی دراز مدت خوشبخت باشم

اما نمیشم

یعنی الانم نیستم

...لوئیسا

فکر می‏کنم اشتباه کردم

نباید رابطمو با جین بهم می‏زدم

الان میرم با رافائل همه چیزو حل کنم

بهش میگم این کار به خاطر امنیت بچه هست

بابا اینجاس. خوبه

حالت خوبه، مامان؟

برای دیدنش آماده‏ای؟

اوه، آره. من خوبم

نگران نباش. من بیخیالش شدم

روهلیو و زو سعی می‏کنن با هم رابطه‏ی دوستانه داشته باشن

یادتون که میاد... فقط هنوز این کارو شروع نکردم

!جین - !هی -

دلم برات تنگ شده بود - !اوه.. باشه -

مواظب باش. یه بچه اونجاست - آره -

اوه، آره. ببخشید. آره

پلایا دل کارمن چطور بود؟ - فوق‏العاده بود -

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left