Prvních 200 řádků.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
وانمود نکن برای منافع دیگران ،بیش از منافع خودت ارزش قائلی
کمتر از همه، منافع زنت
اینه همون خشمِ حیوانی
شما رو زندگی مشترکتون قیمت گذاشتین، نه من
قبل از اینکه ادامه بدیم یه دقیقه بهت وقت میدم باهاش کنار بیای
شان؟
شان؟
خوبی؟
در رو قفل کردی
خوبم
کجا میری؟
سنجش وضعیت جسمانی آکادمی آتشنشانی این هفتهست
تاد و من قبل از کار همدیگه رو میبینیم تا برای آزمون میدانی آماده بشیم
مگه نباید بری آزمایشگاه؟
،بابتِ دیشب معذرت میخوام
به خاطر موقعیتی که توش قرارت دادم
به خاطر هر کاری که اَن ازت خواست انجام بدی
،بهم میگفتی دیگه، درسته
اگه به نظرت دیشب چیزی نیست که بتونی فراموش کنی؟
ما باهم وارد این داستان شدیم
باهم هم پشت سرش میذاریم
...فقط
نمیتونم جلوی مغزم رو بگیرم که سعی نکنه تمام چیزهایی
رو که قبل از واریز اون پول ازت خواسته رو تصور نکنه
فکر کنم روی این حساب میکنه که بین ما فاصله بندازه
اون واقعاً یه هیولاست
از این به بعد، به نظرم هر چی کمتر باهاش درگیر بشی بهتره
سلام، کس
خطری چیزی تهدیدت میکنه؟ - چی؟ -
،زنده به گور شدی، زیر اتوبوس گیر کردی یا یه جور دیگه علیل شدی؟
نه
پس چی مهمتر از زنگ زدن به منه؟
رفیق، کی میای اینجا؟ .کارها دارن با سرعتِ نور پیش میرن
به زودی
فقط تا وقتی نرسیدم اونجا به کسی چیزی نگو
هنوز احتمالش هست که این قرارداد جور نشه
تنها چیزی که داریم یه توافق اولیهست
،و 20 میلیون دلار تو بانک
صرف نظر از یه سری تیتر چشمگیر تو نشریاتِ تجاری
چه نشریاتی؟ از چی حرف میزنی؟ - ویسیوایر؟ تککرانچ؟ -
!همه ازش خبر دارن
گروه سرمایه گذاری و تجاری مونتگومری به طور علنی"
"روی توالی مولکولی امیجن سرمایه گذاری میکند
حتی یه عکسِ خفن از تو هم اینجاست
چیکار کردی، بهش قولِ اولین بچهات رو دادی؟ معمولاً در ازای سحر و جادو) (به جادوگر قولی داده میشود
لعنتی. به زودی میبینمت
سمتِ چپ مرکز
سه تا کلمه که هیچکس تا حالا برای توصیفِ من استفاده نکرده چیه؟
در رو براش باز کن
کی این گزارش معامله رو برای نشریات فرستادی؟
تو دانشمندی. مطمئنم میتونی ازش سر در بیاری
...خب
قبل از اینکه امضام رو داشته باشی
من از شمّ و غرایضم پیروی میکنم
تا الان، جاهایی که به تو مربوط میشه خیلی خوب عمل کردن
شان هم همینطور
تو راه اومدن به اینجا با یه وکیل امور قرارداد حرف زدم
اون میگه راههایی برای خروج از این قرارداد دارم
کلی
ولی هیچکدوم از ما فکر نمیکنه ...که واقعاً بخوای خارج شی
نه بیشتر از اونی که فکر میکنم ادای درموندگیِ دیشبت
یه نمایشِ واقعی پشیمونی بود
من لیسا داناوان هستم و باید !همین الان با شوهرم حرف بزنم
آهای؟ کسی صدام رو میشنوه؟
!شان
!شان
در رو باز کن
از لحظهای که باهم آشنا شدیم، پشیمونی تنها چیزی بوده که حس کردم
من راضیم بدونِ توجه به عواقبش شراکتِ خودم رو باهات قطع کنم
اگه این کاریه که باید برای محافظت از شان بکنم
خب، شاید این داستانی باشه که به خودت میگی
،ولی ته دلت
...در یه سطح غریضی
بیشتر از اونی که فکر میکنی متعهدی
برگشتن سراغ شان راه ماهرانهای
برای این بود که برتریِ اخلاقی رو تصاحب کنی
...حالا، هر وقت اوضاع بین شما دوتا ناجور شه
تو همیشه کسی میشی که سعی کرد نذاره اون
اون شبش رو با یه زن دیگه بگذرونه
و شوهرت
...همیشه کسی میشه
که رفت و اونکارو کرد
هیچکس تو رو وادار نکرد که توافقمون رو قبول کنی، لیسا
تظاهر به اینکه میخوای بزنی زیر همه چی فقط نمودی از نجابته
یا واقعاً راضی هستی
،خاطرۀ خواهر فوت شدهات رو بیارزش کنی
،آیندههای کارمندات رو نابود کنی
و اجازه بدی تمام اون بچههای کوچولوی مریض
همچنان رنج بکشن و بمیرن
فقط برای اینکه تنها ناجیِ بالقوهشون تو این دنیای بیانصاف
یه فروپاشیِ اخلاقگرایانه داشته؟
فقط برای اینکه بتونی بری خونه و به شوهرت بگی
که برای هیچ و پوچ مبادلهاش کردی؟
...چنین کاری نکردم
...من نیستم
چی نیستی؟
من چیزی که فکر میکنی نیستم - ...شاید نباشی -
بازم
کم کم دارم استعدادش رو تو وجودت میبینم
پس چطوره این پیشنهاد متزلزل رو
که توافقات الزامآوری رو باطل کنیم
به بعد از مناسبتِ امشب موکول کنیم؟
چه مناسبتی؟
،اوه، گمونم بیشتر یه جور رابطهست
حالا که بهتر فکر میکنم
پس حالا که امکانِ مالیش رو داری لباسهای قشنگی بپوش
رأس ساعت چهار
قابل مذاکره نیست
اوه و لیسا، شان رو نیار
فاستر، هنوز با اون مستخدم قراداد داریم؟
همۀ قراردادها سر جاشونن
رزروش کن
ببخشید، دکتر
چارت گفت اتاق خالی بود
بله، خالیه. صبر کن
دکتر آرچر
متوجه شدم، اتاق عمل 7. به دکتر اوانز بگو .تا 2 دقیقه میام اونجا
اتاق کاملاً در اختیار خودته، جول
دکتر آرچر، کلیدهاتون
چی شده؟
پارگی رگِ آماسه سینهای داریم
فکر میکردم آقای ترنر امروز صبح یه عمل موفق داشت
اینم به لیستِ چیزهایی که نمیتونیم کنترل کنیم اضافه کن
این قراره برای بیشتر شما ،یه محدودۀ ناشناخته باشه
پس میخوام حاضر باشین و حواستون جمع باشه
قراره اوضاع ناجور شه
...دکتر چنگ، برو کنار. دکتر آرچر - بله، قربان -
قلب رو بگیر
بگیرمش؟ - اوهوم -
انگار آخرین موجود زنده روی زمینه
،انگشتهای شستت رو دو طرفِ آئورت آروم و ثابت نگهش دار تا بتونم بخیه بزنم
برو که رفتی
همینجوری
ثابت نگهش دار
کارت عالیه
فشار داره افت میکنه
دکتر اوانز
داریم از دستش میدیم
فشارهای آروم. تو میتونی. بالا و پایین
بالا و پایین
بالا و پایین
بالا و پایین
آفرین
داره احیا میشه
حالا به آرومی برش گردون - ضربانِ قلب داریم -
ضربانِ سینوسی عادی
،خب، زندگی میل داره راهی پیدا کنه و امروز این راه شما بودی، دکتر آرچر
،کانر، دیاگرام رو تموم کن
آقای ترنر رو با همون مهارت و اعتماد به نفسی بخیه بزن که همکار رزیدنتت بهمون نشون داد
بله، دکتر - کارت عالی بود، آنجلا -
استعدادت ذاتیه
بذار ببینم درست فهمیدم
پولِ زیادی از طرفِ یه سرمایهگذار بیلیون دلاری
،برای شرکتِ رو به شکست زنت جور میشه و واکنشِ تو مشت زدن به دیواره؟
تا حالا حس کردی که زندگی که داری واقعاً تحتِ کنترل خودت نیست؟
پسر، این چند روزه گذشته چه مرگت شده؟
تو اونی بودی که اول از همه پیشنهاد کردی که بریم تو کار آتشنشانی
یادته؟ - الان موضوع من نیستم -
معلومه که نیست
تو به مدت 5 سال تو حاشیه بودی
وقتشه که شروع به محقق کردنِ بعضی رویاهات کنی
اگه داریم در مورد تو و آنجلا حرف میزنیم داستان کاملاً فرق میکنه
کاملاً فرق میکنه. آنجی حاملهست
آره، آره - نه بابا. جدی میگی؟ -
نمیدونستم شما دوتا دارین دوباره سعی میکنین
منم همینطور. این دیوونگیه
دیوونگیه، آره؟ - کِی بهت گفت؟ -
هنوز نگفته
امروز صبح کیسه زباله پاره شد و یه بیبی چِک افتاد زمین
یعنی، فکر میکنم تا شامِ امشب صبر میکنه. نمیدونم
...وای، این
انگار زندگیِ هرکسی میتونه تو یه لحظه تغییر کنه، داداش
فقط باید وقتی تغییر میکنه آماده باشی
!موفق شدیم! موفق شدیم !موفق شدیم! موفق شدیم
این آدما کین؟
این آدما برای تو کار میکنن
مالک و ناجیِ ما داره برای تحکیم قدرت جهش بر میداره
،این یعنی دفترهای جدید آزمایشگاههای بروز شده
اونا این دیوار رو برای یه رمزنگاری تحلیلی تمام وقت خراب میکنن
و بهترم میشه
،اجازه پیدا کردم که ترازنامهها رو پاک کنم
،بدهیهامون رو پرداخت کنم و تمام حقوقهای عقب افتادهمون رو جبران کنم
که به تمام این افرادی بدهکار بودیم که جوری نگاهت میکنن انگار دیوونهای
که مثل وقتی که لاتاری بردی بالا و پایین نمیپری
!چون بردی - باشه -
!بیاریدش داخل
!سخنرانی - آره. یالا، سخنرانی -
نه - یالا، باید یه چیزی بگی -
...باشه، امم
بله، ما الان یه سرمایۀ به شدت مورد نیازی ،برای آیندۀ امیجن دریافت کردیم
...ولی این آینده فقط به این دلیل ممکنه چون
همۀ شما استعدادهای خارقالعادهتون رو وقفِ
رسوندنِ ما به جایی که الان هستیم کردین
وفاداری شما... همون قدری که الهام بخشه من رو شرمنده میکنه
به سلامتی آینده
!به سلامتی آینده
خواهرت بهت افتخار میکرد. قبولش کن
چی شد، عزیزم؟
،نمایش پک هایتزم کنسل شد
No comments yet. Be the first to leave one.