Prvních 132 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
میتونم الآن حرف بزنم؟
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
آهسته و پیوسته. 2
.فکر کنم منم بیام
کجا؟
.اردو
نباید درس بدی به ملت؟
.فقط یه کلاس توی بعدازظهره
.نه، فکر نمیکنم باید اونو بهونه کنی
بههرحال داری تنها زندگی .کردن توی طبیعتو یاد میگیری
.هدفش اصلا میره زیر سوال اگه تو بیای
.خدمو مخفی میکنم، دخالتم نمیکنم
.شاید بهت وابسته بشم اگه اونجا بدونم اونجایی
.خودمو تو خطر نمیندازم
باشه؟
بهعبارت دیگه، باید مطمئن .بشم که واست بهدردی نمیخورم
.اصلا فکر نمیکردم میتونه از خودش کپی درست کنه
اینو معمولا انجام نمیدم، پس ،نمیتونم همزمان حواسمو تقسیم کنم
.ولی وقتی چیزیم نباشه، میتونن تقسیم بشن
من بدون وجود تکهی دیگه همچین .کامل نیستم، پس خونه میمونم
.همچین چیزی گفت
.چیسه
.چندتا ماهی از رودخونه گرفتم
.عیبی نداره، به گمونم
یه عالمه همسایه اینجا هست
.راست میکی
هنوز یه عالمه داستان قدیمی دربارهشون .از اسکاتلند و انگلیس شمالی هست
.باید با آدما رابطه عمیقی میداشتن
...آرامش بخشه
...ولی نمیتونم یه کمی نگران نباشم
!چیسه
هنوز اندازه کافی جمع نکردی؟
.آتیشو روشن کن دیگه
.باشه، گرفتم
اپریل، میتونی اون میخ چادرو اونجا بزنی؟
.باش
...اینجوری و
.نمیتونم روشنش کنم
.باید سریعتر باشی
.یه مقداری بیشتر بتراش تا مطمئن بشی
.و چندتا جرقه خوب بزن
.تو خیلی خفنی
میتونی بازم فردا یادم بدی؟
.مشکلی ندارم
.میرم آب بیارم
یه اسب؟
.نه
.اونم یه پریه
.اون یه کلپیه
.یا شایدم... یه اخ اوکشیا باشه
.یه اخ اوشکیا
.آره
اونا مسافرا و کشاورزای پاشونو از .گلیم درازتر میکنن از پشت میگیرن
.بعد میکشنشون توی آب، غرقشون میکنن و میخورنشون
.پس سوارش نشو
.سوارش نمیشم
...رودخونه
.توی دریاچه جلوتر از رود منتظرم
.چقدر طولش دادی
لوسی، اگه یه اسب اینجاها دیدی، سوارش نشو، باشه؟
اسب؟
.داره تاریک میشه
.چشماش مثل چشمای آدمیزاد نیست
همه جادوگرا اینطورین؟
.نمیتونم بگم که اونا صدای بقیه دانشآموزان یا صدای همسایهها
.روث و من جفتمون اینجاییم
.هوم
.این قراره مثلا یه تجربه برای من باشه
.خب هرچه بادا باد
.پرندهها خیلی صدا میکنن
.صبح بهخیر
.صبح بهخیر
.زود بلند شدی
.همیشه زود بلند میشم
.که اینطور
.فعلا
.هنوز اون پوتپوریه پیششه
چرا به اون اهمیت میدی؟
کی؟
.دارم درباره سارجنت حرف میزنم
.نمیدونم
دلیلی نداری؟
...نمیشه گفت که میشه درکش کرد
.ولی فکر کنم میتونه بیشتر حرف بزنه
تو چی؟
من چی؟
.انگار از فیلوملا متنفری
چیز بدیه؟
.نه
.فقط کنجکاو بودم دلیلی داره یا نه
.از جادوگرا متنفرم
پس برای چی کالج میآی؟
.آتیش داره خاموش میشه
،تا دارم صورتمو میشورم
میتونی وسایلشو آماده کنی تا دوباره روشنش کنم؟
.باشه
.فکر کنم فردا بریم خونه
.آره
.مثل یه لحظه گذشت
.بهمحض این که رسیدم خونه باید درس بخونم
درس خوندن دوست داری؟
.کارای زیادی دارم که باید انجام بشن
.برخلاف تو
.منم باید یه کاری انجام بدم راستش
.نمیدونم کی کارم تمومه ولی
آها؟
چیه؟
!چرا نمیگی بهم چیه؟
.شب بهخیر، لوسی
.شب بهخیر
.برم دستشویی
چرا پوستم سیخسیخیه؟
بیدار شدی؟
.منم اون ناهنجاری رو حس کردم
حس کردیش؟
!لوسی
.چندوقتی میشه رفته
!لوسی
!لوسی
لوسی؟
!لوسی
چی شده؟
.انگار قدرت جادوییش کامل مکیده شده
قدرت جادویی بهحدی که برای ما .حیاطیه برای آدمای معمولی هم هست
.یهذرهای تو خطره
نمیتونیم بهش بدیم؟
.میتونی
.بیش از اندازه هم داری
.نزدیکت نگهش دار
،از اونجایی که قدرتش مکیده شده .طبیعتا مال تو میمکه
.روث، لطفا اینو به اوپی سنسه بگو
No comments yet. Be the first to leave one.